به گزارش اصفهان زیبا؛ بیستوچندسال گذشت. انگار همین دیروز بود. درست وقتیکه نویسندههای نسل جدید ایرانی درگیر منازعه فرم و محتوا بودند و تجربیات داستانی حول محور گذار از دوره پستمدرن به فراپستمدرن میگذشت، نشر ماهی کتاب «مترجم دردها» را راهی بازار کرد. کتابی که توضیح ناشر و مترجم در خصوص دریافت جایزه معتبر پولتیزر در سال 2000 به مخاطب ایرانی گوشزد میکرد با کتاب مهمی مواجه است، هرچند نام جامپا لاهیری برای مخاطب آشنا نبود.
اعتماد جامعه کتابخوان ایرانی به این نویسنده هندیآمریکایی به کتاب «روزی روزگاری دیروز» مربوط میشود که مجموعهای از داستانهای برگزیده مجله نیویوکر را در برگرفته و با ترجمه روان لیلا نصیریها از سوی انتشارات مروارید به بازار عرضه شده است.
هفتهنامه نیویورکر یکی از مهمترین نشریات ادبی آمریکا و البته دنیاست و چاپ داستان هر نویسندهای در این کتاب به معنای ورود آن نویسنده به دنیای حرفهایهاست، همچنان که نویسندگان بزرگی چون سلینجر، شرلی جکسون، جان آپرایک و ریموند کارور را به دنیای ادبیات معرفی کرده است.
کتاب «مترجم دردها» شامل 9 داستان است که هرکدام از این داستانها به شیوهای چندبعدی به زندگی هندیهای مهاجر، فرزندان و نوههای آنها میپردازد که انگار برگردانی از زندگی لاهیری و دیگر خانوادههای بنگالی مهاجر است. این کتاب با ترجمه امیرمهدی حقیقت به بازار آمد و ارتباط خوب مخاطب و استقبال زیاد از این کتابها، مترجم را بر آن داشت تا دیگر کتابهای لاهیری را نیز مدتی کوتاه پس از انتشار به علاقهمندان ایرانی تقدیم کند.
کمی درباره جامپا لاهیری
پدر و مادر لاهیری از مهاجران هندی بودند که از کلکته به لندن مهاجرت کرده بودند و لاهیری در لندن متولد شد؛ اما در سهسالگی خانوادهاش به ینگه دنیا مهاجرت کرد تا لیری یک آمریکایی به حساب بیاید؛ یک آمریکایی که قصهگویی را از شهرزاد شرقی به ارث برده و همه داستانهایش بر محور قصه و رابطه آدمها بنا شده است.
سادهنویسی خصیصه اصلی نوشتن لاهیری است و همه داستانهایش روایتهایی از مسائل روزمره است که در همه آنها تم مهاجرت و آدمهایی که بهنوعی درگیر مسئله مهاجرت هستند، دیده میشود و درونمایه بیشتر قصههای او، تضاد فرهنگی آدمهایی است که هزاران کیلومتر از شهر و دیارشان دور شده و برای زندگی بهتر، سختیهای زندگی در غربت را پذیرفتهاند.
«مترجم دردها» درباره چیست؟
داستان «مترجم دردها» که نام کتاب از آن گرفته شده، خود واقعی نویسنده است که راوی تلخکامی و شکستهای عاطفی آدمهای قصههایش است که درگیر احساسات ضدونقیض هستند.
این داستان درباره یک راننده تاکسی به نام آقای کاپاسی است که درد بیماران گجراتی را برای پزشک محلی ترجمه میکند. آقای کاپاسی به دلیل تسلطش به زبان انگلیسی، دو روز در هفته راهنمای توریستها برای بازدید از معبد خورشید میشود و در این قصه او راننده و راهنمای یک خانواده هندی ساکن آمریکا شده که برای دیدار از خانوادههایشان به هند سفر کردهاند.
این خانواده با سه فرزند کوچکشان در یک روز گرم مسافر آقای کاپاسی میشوند. در جریان این سفر، مادر خانواده به شغل مترجمی او در مطب علاقهمند میشود و به جنبههایی از این شغل اشاره دارد که آقای کاپاسی تابهحال به آن فکر نکرده بود. همین توجه از طرف مادر خانواده، راننده را دلداده او میکند و احساسات سرکوبشدهاش پس از سالها بیدار میشود. در پایان قصه و زمانی که آقای کاپاسی درگیر تصورات شیرینی است و زندگی برای او رنگ دیگری پیدا کرده، بیان یک راز از طرف مادر خانواده، بهیکباره تمام دنیای زیبایش را محو و پنهان میکند تا دوباره او همان راننده سادهای باشد که هرروز پس از پایان یک روز خستهکننده، چشمانتظار چای همسرش در سکوتی خودخواسته و همیشگی است.
کتاب «مترجم دردها» از زمان انتشار تاکنون به زبانهای مختلفی ترجمه شده و در کشورمان نیز مژده دقیقی این کتاب را با عنوان «ترجمان دردها» راهی بازار کرده است. رمانهای «همنام» و «گودی» و مجموعه داستان «خاک غریب» دیگر آثار منتشره لاهیری است که امیرمهدی حقیقت آنها را به زبان فارسی برگردانده است. بهعبارتدیگر «خاک غریب» آخرین کتاب منتشرشده لاهیری است که روایت داستانی نویسنده از آموختن زبان ایتالیایی و انتشار اولین کتابش به این زبان است.
اگر قصهخوان هستید و از خوددرگیری نویسندههای ایرانی با فرم و زبان تصنعی که تعدادشان هم نیست، خسته شدهاید، به جامپا لاهیری و کتابهایش پناه ببرید تا در پناه یکی از نوادگان شهرزاد قصهگو، چندساعتی به آرامش برسید. از این پیشنهاد دوستانه قطعا ضرر نمیکنید!