به گزارش اصفهان زیبا؛ در دهههای اخیر، مباحث مربوط به زنان در حوزههای مختلف از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار شده؛ بهگونهای که تجزیهوتحلیل نقادانه جنسیت از اواخر نیمه اول قرن بیستم، اهمیت ویژهای یافته است. یکی از گفتمانهایی که در کشور ایران از دهه ۶۰ به موضوع بازخوانی مباحث و مسائل زنان پرداخته، قرائت نواندیشی اسلامی است. این قرائت متأثر از تفکر نواندیشان دینی جهان اسلام بوده و با بهرهگیری از دستاوردهای معرفتی جدید، مدعی نگاه انسانمدارانه به زن است.
گفتمان نواندیشی اسلامی
جریان نواندیشی دینی اصطلاحی است که در تاریخ معاصر و بر اثر مواجهه دین و مدرنیته رواج یافت. در این گفتمان طیف وسیعی از افراد با ویژگیهای شخصیتی، اهداف و اغراض مختلف حضور دارند؛ از سید جمالالدین اسدآبادی، مرحوم علامهطباطبایی و استاد شهید مطهری گرفته تا دکتر علی شریعتی، مجتهد شبستری و… . اما آنچه از تفکرهای نواندیشان دینی در ذهنها متبادر میشود، آن است که آنها پیوند دین و دنیا و بهتبع آن پیشرفت و تلاش برای رفع عقبماندگی و احیای تمدن تاریخیاسلامی را در سر دارند.
پیوند دین و سیاست و ارائه دین بهمثابه یک سیستم اجتماعی و مدنی از دغدغههای اصلی آنان است. خالصسازی دینی و پیرایش آن از انحرافها و خرافهها و موهومات، یکی از مهمترین اهداف آنها محسوب شده و مقابله با سلفیگری و افراطیگری را در برنامه کار خود دارند؛ البته گروهی از آنها دین را مساوی اخلاق فردی میدانند و جدایی دین از سیاست را نیز ترویج میکنند. مدلسازی دین با همه لوازم آن و بازنمایی دین بهمثابه دینی بشری نیز از دیگر مبانی فکری برخی از آنان است؛ بههرروی هرچند کارنامه جریان نواندیشی خدمات مثبت و نقطهقوتهای مهمی را دربردارد، عملکرد آن از ضعفها و آفت خالی نیست.
نواندیشان اسلامی، عقل را معیار برتر در تشخیص نیک و بد دانسته و احکام امضاشده عقل را از سوی خدا میدانند. مجتهد شبستری چنین معتقد است که نواندیشان اسلامی خرد را بهعنوان یکی از معیارهای تشخیص صواب و ناصواب در فهم و تفسیر کتاب و سنت و تعیین عقاید، اخلاق و احکام شرعی وارد میدان میکنند و ملکیان بیان میکند که «ما در تفسیر متن مقدس، نمیتوانیم به عقل و یافتههای علوم بشری بیاعتنا باشیم؛ چراکه دراینصورت، خود دین و متن مقدس هم حجیتش را از دست میدهد؛ زیرا حجیت دین و متون مقدس دینی نیز از همین روش (عقلی) به دست میآید.»
اما در حوزه مسائل زنان، چهرههایی از جریان نواندیشی اسلامی، همچون محمد مجتهدیشبستری، مصطفی ملکیان، محسن کدیور و… از دریچه بحثهای معرفتشناختی، کلامی و فقهی به مسئله زنان پرداختند. به اعتقاد مصطفی ملکیان، جریان نواندیش دینی به کتاب و سنت نگاهی تجددگرایانه دارد. این جریان متون دینی را مقدس تلقی میکند و آن را پاس میدارد. این گفتمان، جریانی کاملا دینی است؛ نه جریانی لائیک. نواندیشان به متن مقدس با رویکرد بنیادگرایانه و سنتگرایانه نمینگرند؛ بلکه با رویکردی تجددگرایانه به آن متون نگاه میکنند.
مبانی فکری نواندیشان اسلامی در حوزه زنان
طیف وسیع نواندیشان اسلامی در حیطه مسائل مربوط به زنان دیدگاههای مشترکی دارند. آنها میپندارند که احکام فقهی و حقوقی زنان تجدید حیات تازهای را میطلبد و میبایست خوب و بد آن را با ضوابط حقوق بشر که دستاورد تجربه و عقل بشری است، همراه سازد. فراستخواه معتقد است که هر نسل باید متون دینی را نقادانه تفسیر کند و بر تفسیر و استنباط پیشینیان تجزم نورزد؛ از برداشتهای سنتی فراتر رود؛ منظرهای تازه بگشاید و تعبیرهایی نو به دست آورد.
در ادامه این یادداشت به شرح مبانی نواندیشان اسلامی در حوزه زنان میپردازیم.
تساوی بنیادی زن و مرد بر اساس کرامت ذاتی انسانی
بر مبنای عقیده نواندیشی اسلامی، انسان از آن حیث که انسان است، ذیحق است. انسانیت به روح یا طبع انسانی است که در همه انسانها وجود دارد و منشأ کرامت و احترام اوست. این روح یا طبع انسانی به پدیدههایی همچون رنگ، جنسیت، نژاد، دین، طبقه اجتماعی و هیچ صبغه دیگری بستگی ندارد. بنابر این خوانش، زن و مرد در حقوق با یکدیگر در تساوی بنیادی قرار دارند؛ چنانچه تساوی در خلقت از آیه ۱۳ سوره حجرات برمیآید؛ آنجا که خداوند فرمود: «ای مردم! ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را در تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. اینها ملاک نیست؛ گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.»
تساوی بنیادی دیگر میان زن و مرد، تساوی در جایگاه اخروی آنهاست. در این خصوص، آیه ۹۷ سوره نحل میفرماید: «هرکسی که کار شایستهای انجام دهد؛ خواه مرد باشد یا زن، درحالیکه مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده میداریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام میدادند، خواهیم داد.» تساوی در عقاب و ثواب دنیوی و اخروی نیز در آیات ۵ و ۶ و ۲۵ سوره فتح و آیات ۱۲ و ۱۳ سوره حدید بیان شده است. نواندیشان اسلامی، علاوه بر اعتقاد به تساویهای بنیادی فوق، به تساوی زن و مرد در حوزه زندگی زناشویی نیز قائل هستند. آنها چنین بیان میکنند که از آیه ۱۸۷ سوره بقره برمیآید که زن و مرد سهمی مساوی در زندگی مشترک دارند: «آنان لباس شما هستند و شما لباس ایشان هستید.» نواندیشی اسلامی بر اساس این مبنا بر ضرورت توجه به نیازهای مادی، معنوی، هنری، آزادی و رفاه و برابری حقوق برای همه انسانها فارغ از جنسیت تأکید دارد.
برابری آموزشی
دین مبین اسلام هر انسانی را در حد توانمندیها و استعدادها و امکانات خود، برخوردار از حق آموزش میداند. تأکید بر استیفای این حق تا حدی است که در مواردی که پای یادگیری واجبات دینی و حتی بخشی از نیازهای دنیوی به میان میآید، این «حق» به «تکلیف» تبدیل میشود. خداوند متعال در آیه ۹ سوره زمر چنین میفرماید: «آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند، برابرند؟» ازاینرو در اسلام، زن و مرد در حق بهرهمندی از آموزش مساویاند.
برایناساس، نواندیشان اسلامی، بهویژه زنان نواندیش اسلامی، نابرابری آموزشی را ازجمله ریشههای ستم به زنان در طول تاریخ میدانند. زنی که آموزش دریافت نکند، از حقوق خود و دیگران مطلع نبوده و از تواناییهای خود بیخبر است؛ اما با کسب آموزش، راههای دستیابی به این حقوق و توانمندیها را میشناسد و از این راه، استقلال او تأمین میشود؛ بنابراین نواندیشان اسلامی قائل به این مطلب هستند که بهمنظور تحقق برابری آموزشی، متصدیان تربیتی باید اصول تعلیموتربیت عمومی را بر اساس عدم تبعیض میان زن و مرد طراحی کنند و برابری فرصتهای آموزش را مبنای کار خود قرار دهند.
پرورش عقلانی
چنانکه اشاره شد، در نزد نواندیشان اسلامی جایگاه عقل و برهان مبرز است. نصر حامد ابوزید بهصراحت بیان میکند که اسلام، دین عقل است و هیچ دینی چنین به تعقل دعوت نکرده است. از منظر این دیدگاه، دعوت قرآن به تفکر و تعقل، دعوتی همگانی است و مبنای جنسیتی ندارد؛ لذا پرورش قوه عقلانی بسیار ضروری مینماید. بر این اساس، نواندیشان دینی معتقدند که اصول تعلیموتربیت باید بر این مبانی استوار شود: خردپذیر باشد؛ بر اساس استدلال عقلی ارائه شود؛ خردگریز و فراتر از امور عقلی نباشد. منظورکردن این امر در حوزه آموزش زنان و حقوق، تکالیف و احکام آنها نتایج بسیار خاصی را بهدنبال خواهد داشت؛ ازسویدیگر، برخی از نواندیشان معتقدند که عدالت، توسط عقل انسان قابلدرک است؛ لذا تجهیز زنان به قوای عقل و عقلانیت عصر خویش، سبب آگاهی آنها به عادلانهبودن یا نبودن احکام و حقوقشان میشود.
استقلال زنان
هویت نامستقل زنان، مانع رشد و خودگردانی آنان میشود. منظور از هویت مستقل، فردیتی است که زنان را به خود توجه داده و آنها را به کسب آزادیهای فردی و تأمین رفاه شخصی، استقلال و تلاش برای تساوی حقوقی ترغیب میکند. نواندیشان معتقدند زمانی که زن بدون حمایت فیزیکی و مالی مرد نمیتوانست زندگی کند، برتری حقوقی مرد را پذیرفت؛ اما مردان و زنان منصف، امروزه چنین تفاوتی را عدالت نمیدانند؛ بلکه آن را تبعیض میشمرند.
کدیور معتقد است که زن و مرد، هر دو در اقتصاد جامعه و خانواده مشارکت فعال دارند و زنان نیز بهمانند مردان از حق استقلال در امور مختلف بهرهمند هستند. نواندیشی اسلامی با عبور از نگاه جنسیتی، هویت، حقوق و تعلیم و تربیت زنان را بر اساس مبناهایی مانند اخلاق، انصاف، عرفگرایی، تأویلگرایی، نصوص دینی و تغییر بر اساس مقتضیات زمان ترسیم میکند. این گفتمان با خوانشی نوین از نصوص دینی بر پایه عقلانیت، عدالت، اخلاق، تاریخمندی و نگرش اجتهادی الگومحور در پی ترسیم چهرهای از زن مسلمان است که از کرامت و شأن انسانی والا، همکفو با مردان و نیز حقوق اجتماعی سیاسی برابر با آنان برخوردار است.
مهمترین مبانی فکری نواندیشان اسلامی در تبیین حوزه مسائل زنان، عقلگرایی، اتحاد رویکرد هرمنوتیک در فهم متون دینی و حضور در زمان و درک واقعیتهای امروزی زندگی انسانهاست. در پایان ذکر این نکته ضروری است که نواندیشی دینی با ورود به حوزه مسائل زنان هم به ادبیات نظری این حوزه اعتبار علمی بخشید و هم خود، امتداد اجتماعی بیشتری یافت؛ البته در این خصوص، گزارههای عدالت عصری و امضایی بودن احکام اجتماعی، عقل تاریخی و تکثر فهم از دین، فردگرایی اخلاقی و عقلانیت و معنویت و عدالت مساواتی و منفعت عقلایی محل بررسی و تأمل بیشتر دارد.