چالش‌های سیچان

برای رسیدن به محله سیچان کافی است وارد خیابان نظرشرقی شوید یا از سمت چهارباغ بالا خود را به کوچه‌های سیچان برسانید.

چالش‌های سیچان - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ برای رسیدن به محله سیچان کافی است وارد خیابان نظرشرقی شوید یا از سمت چهارباغ بالا خود را به کوچه‌های سیچان برسانید. در همان بدو ورود به منطقه با تماشای کوچه‌ها و خانه‌های قدیمی متوجه قدمت محله خواهید شد.

کوچه‌های باریک و کوچک و خانه‌های کاه‌گلی نشان از گذشته محله دارد؛ زمانی که کارگران کارخانه‌های ریسباف، بافت‌ناز، بافت شهرضا و صنایع پشم با دوچرخه از این محل عبور می‌کردند.

از کوچه‌باغ‌زرشک وارد نظرشرقی و بعد وارد محله سیچان می‌شوم. راهم را از کنار خانه‌ها پیش می‌گیرم تا به مسجد بقیه‌الله برسم. تا اذان مغرب هنوز فرصت باقی است. متولی مسجد در حال آب‌وجاروکردن مسجد است. از میوه‌فروشی که در کنار مسجد قرار دارد، می‌خواهم در ارتباط با مشکلات محل بگوید.

ترافیک بیداد می‌کند

او من را به داخل حیاط مسجد دعوت می‌کند تا بتوانم راحت‌تر با مردم صحبت کنم. آقایی که حدود ۳۰ سال دارد، وقتی از موضوع گفت‌وگو مطلع می‌شود، رو می‌کند به من و می‌گوید: «چون خیابان نظر یک‌طرفه است، افرادی که می‌خواهند به سمت چهارباغ بالا یا به سمت خیابان مهرداد بروند، از محل ما عبور می‌کنند. روزها ترافیک زیادی در کوچه‌ها ایجاد می‌شود که خیلی مزاحم رفت‌وآمد اهالی محل شده است؛ البته درخواستی مبنی بر سنگ‌فرش‌شدن این کوچه‌ها از طرف مردم به شهرداری ارسال شده، اما فعلا بی‌جواب مانده است.»

او از سگ‌گردانی مردم در محل شاکی است و بیان می‌کند: «اینجا خیلی سگ‌گردانی می‌شود؛ به‌ویژه بعدازظهرها در محل شاهد رفت‌وآمد افراد با سگ‌های بسیار بزرگی هستیم که بدون پوزبند در محل رفت‌وآمد می‌کنند. این‌قدر این کار زیاد شده است که در یک ساعت می‌توان پنج تا شش سگ را مشاهده کرد که از اینجا عبور می‌کنند.»

فراوانی موش‌ها و آلودگی ناشی از آن‌ها

او به جوی آبی که روبه‌روی مسجد قرار دارد، اشاره می‌کند و می‌افزاید: «اینجا در گذشته آب فراوانی داشت؛ اما بعد از کم‌شدن آب، موش‌های زیادی در محل دیده شدند؛ سم‌پاشی هم صورت گرفت؛ اما بعد از مدتی دوباره سروکله موش‌ها پیدا شد و در حال حاضر اهالی محل را دچار دردسر بزرگی کرده است.»

مسجدی که هیچ‌وقت بدون نمازگزار باقی نمی‌ماند

از او در رابطه با اهالی محل و ارتباط آن‌ها با مسجد می‌پرسم؛ می‌گوید: «تعداد زیادی از اهالی محل برای اقامه نماز به اینجا می‌آیند و تقریبا هرروز آن‌ها را از نزدیک می‌بینم؛ اما به علت فراوانی مطب پزشکان در اطراف سیچان، برخی افراد که حتی اهل محل نیستند، به اینجا می‌آیندو نماز می‌خوانند و ما از حضور آنان خوشحال می‌شویم.» او کمی مکث می‌کند. انگار دنبال حرف تازه‌ای می‌گردد؛ سپس ادامه می‌دهد: «به علت حضور تعداد زیادی از افراد غیربومی در مسجد حتی درخواست دادیم برای مساجد اذان متمرکز پخش شود؛ اما با این درخواست موافقت نشد. صحبت آن‌ها این بود که این کار مخصوص مکان‌های پرتردد و شلوغ است.» جوان از من اجازه می‌گیرد تا یکی دیگر از اهالی محل را که حالا سنی از ایشان گذشته و اطلاع خوبی در رابطه با محل دارد، به من معرفی کند.وارد حیاط مسجد می‌شوم و صدای نمازگزاران و آبی که از فواره‌ها بالاوپایین می‌رود و روی گل‌های شمعدانی می‌نشیند، من را مجذوب خود می‌کند.

صدای آرامی من را به خود می‌آورد. آقای عباد، دبیر بازنشسته ریاضی و از ساکنان قدیمی محله سیچان است. به گفته او، از زمان تولد در این محل بوده و شاهد تغییرات و فرازوفرودهای زیادی در منطقه بوده است.

خیابان توحید و تفکیک دو محله سیچان و پاچنار

او می‌گوید: «در زمان قدیم از رودخانه به این‌ طرف، کارخانه‌ها و کشتزارهای وسیعی قرار داشت. در آن زمان منطقه شامل پنج محله معروف بود: تخت‌فولاد، حسین‌آباد، مارنان و سیچان پاچنار که بعدها با ساخت خیابان توحید، سیچان و پاچنار از یکدیگر جدا شدند.» او ادامه می‌دهد: «امیدوارم دوباره منطقه سیچان و پاچنار مثل گذشته به همان نام سیچان- پاچنار برگردد و این دو محل یکی شوند.» عباد به گذشته‌ها می‌رود و می‌افزاید: «علت نام‌گذاری سیچان مطابق آنچه از گذشتگان نقل شده، این‌گونه است که 30 جوان به این منطقه آمدند و کشت‌وکار کردند و موجب آبادی محل شدند؛ حتی سیچان را به باغ‌های مختلف آن می‌شناسند؛ مثل باغ زرشک، چهارباغ، باغ خربزه، باغ نو، باغ به و… .»

مادی‌ای که خشک شد و آسیابی که دیگر نیست

بعد بلند می‌شود و از داخل مسجد همان جوی آب باریک را نشانم می‌دهد و بیان می‌کند: «اینجا در گذشته مادی‌ای وجود داشت که از یک‌طرف به سربازخانه (الان توپخانه شده است) می‌آمد و وارد پاچنار و بعد سیچان می‌شد، در انتها به آسیاب محل می‌رفت و در پایان به رودخانه می‌رسید؛ اما حالا کاملا خشک شده است؛ قسمت زیادی از مادی را هم آسفالت کرده‌اند؛ از آن‌طرف، آسیاب هم دیگر آبی نداشت که بچرخد و آن‌هم از بین رفت و تنها آثار این آسیاب، کوچه‌ای است که به یادبود آن به اسم کوچه آسیاب مانده است.» نفسی تازه می‌کند و ادامه می‌دهد: «سیچان وسعت زیادی داشت؛ اما با ساخت چهارباغ بالا و بعد خیابان نظر، خیابان شریعتی و این اواخر نیز خیابان توحید، چیزی از سیچان باقی نماند؛ به‌غیراز یک مستطیل که به‌خوبی روی نقشه مشخص است و این همان بافت سنتی است.»

سیچان و اهالی خون‌گرم و مذهبی

سپس رو می‌کند به مسجد و می‌گوید: «اینجا اهالی خون‌گرم و مذهبی دارد. نمونه آن، مسجدهای زیادی است که در محل قرار دارد. غیر از مسجد بقیه‌الله چند مسجد دیگر هم در محل وجود دارد؛ مثل مسجد احمدیه، ملاقدیر و مسجد حاج‌صدرا؛ حتی دو سقاخانه در محل قرار دارد که در قدیم زنان برای نذر خود در آنجا شمع روشن می‌کردند. تمام این‌ها نشان‌دهنده قدمت و فرهنگ اهالی این محل است.»

خیابان مهرداد و نقش آن در کاهش ترافیک

عباد مهم‌ترین مشکل محل را ترافیک سنگین آن می‌داند و بیان می‌کند: «ظهرها و بعدازظهرها ترافیک سنگینی را شاهد هستیم.خودروهایی که از سمت مهرداد می‌آیند، برای اینکه راه خود را نزدیک‌تر کنند، وارد محله سیچان می‌شوند. آن‌قدر ترافیک منطقه سنگین است که با دوچرخه هم نمی‌توان به‌راحتی رفت‌وآمد کرد.»

سپس به گذشته می‌رود و می‌گوید: «اینکه این منطقه پرترافیک است، یک علت بزرگ دارد؛ البته این مسئله به زمان‌های گذشته برمی‌گردد. زمانی که خیابان مهرداد ساخته شد، قرار بود خیابان حکیم‌نظامی به خیابان چهارباغ بالا متصل شود؛ اما به‌طور ناگهانی در اواسط راه متوقف شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.»

ترافیک زیاد و تخریب مسجد حاج‌صدرا

آهی می‌کشد و ادامه می‌دهد: «ترافیک آن‌قدر در این محل زیاد است که شهرداری ناگزیر شد حدود یک ماه پیش بخشی از مسجد حاج‌صدرا را تخریب کند تا رفت‌وآمد خودروها به‌راحتی انجام شود؛ درحالی‌که مسجد وقف است و اموال وقفی را هیچ‌کس حق ندارد تخریب کند؛ اما این اتفاق افتاد و تاکنون هم نخاله‌های آن جمع‌آوری نشده و همچنان در گوشه خیابان رها شده است.»

امید یکی از نوجوانان فعال مسجد محله سیچان است؛ او هم در ادامه صحبت‌های هم‌محله‌ای خود می‌گوید: «آسفالت‌ برخی کوچه‌‌ها مشکل دارد؛ حتی بعضی از اهالی محل که گاز کشیده‌اند، مدت زیادی است لوازم اضافی را به حال خود رها کرده‌اند.» از آن‌ها خداحافظی می‌کنم و به سمت مسجد حاج‌صدرا روانه می‌شوم. خرابه‌های مسجد از دور توجه من را جلب می‌کند. تمام حیاط و بخشی از مغازه‌های اطراف مسجد تخریب شده است.

ساخت‌وساز بی‌رویه

در حال تماشا هستم. یکی از اهالی محل که خود را سیچانی معرفی می‌کند، جلو می‌آید و وقتی می‌بیند خبرنگار هستم، بیان می‌کند: «اینجا ساخت‌وسازهای بی‌رویه زیادی وجود دارد؛ مثلا اگر به سمت مدرسه ایمان بروید، متوجه صحبت‌های من می‌شوید. این مدرسه بـــرای عریض‌ترکردن خیابان عقب‌نشینی داشته است؛ اما اگر پیاده‌رو را همین‌طور جلو بروید، یک لوله گاز می‌بینید که وسط پیاده‌رو به حال خود رها شده و عقب‌نشینی نداشته است.»

مهمان‌سرای اداره گاز و شلوغی محله

او سپس به اداره گاز که در محله سیچان ساخته‌ شده است، اشاره می‌کند و می‌افزاید: «در همین منطقه و کنار اداره گاز مهمان‌سرایی برای کارکنان این اداره ساخته‌شده است. همین مهمان‌سرا در روزهای جشن و بعدازظهرها به علت برخورداری از رستوران و کافه، محل عبورومرور خودروهای زیادی می‌شود و یکی از عوامل شلوغی محل است.»

راهنمایی‌ورانندگی به محله کمک کند

او در ادامه، به ظهرها و ترافیک چهارراهی که روبه‌روی مسجد حاج‌صدرا قرار دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید: «آن‌قدر این ترافیک زیاد است که از خود اهالی محل در منطقه قرار می‌گیرند و عبورومرور را کنترل می‌کنند. از اداره راهنمایی‌ورانندگی درخواست می‌کنیم فکری به حال ترافیک اینجا کند؛ حتی بخشی از مسجد حاج‌صدرا که به خاطر همین ترافیک تخریب‌شده، هیچ کمکی به کاهش شلوغی این منطقه نمی‌کند. مطمئنم در چند روز آینده در همین مکان، خودروهای زیادی پارک می‌کنند.» بعد خداحافظی می‌کند، سوار دوچرخه‌اش می‌شود و می‌رود.

روبه‌روی مسجد یک بازارچه محلی قرار دارد؛ به اضافه میوه‌فروشی و پوشاک‌فروشی و فروشگاه لوازم منزل. وارد مغازه لوازم‌خانگی می‌شوم. آن‌ها که شاهد گفت‌وگویم با اهالی محل بودند، من را که می‌بینند، لبخندی از رضایت بر لب می‌نشانند و مشتاق گفت‌وگو می‌شوند.

دبیرستانی که مخروبه شد

آقای اولیا که برخلاف دیگر هم‌محله‌ای‌های خود پسوند سیچانی ندارد، مهم‌ترین مشکلات محله را رهاشدن دبیرستان شریعتی عنوان می‌کند و می‌افزاید: «این مدرسه به نام شاه‌عباس بود، که در سال ۴۰ توسط آقای معرفت ساخته شد. تعداد زیادی از اهالی محل در این مکان درس خواندند؛ اما چند سالی است که تخریب‌و به حال خود رها شده.» از او دلیل رهاشدن این مدرسه را می‌پرسم؛ می‌گوید: «برخی می‌گویند قرار است در اینجا فضای سبز ساخته شود. عده‌ای شنیده‌اند که قرار است توسط آموزش‌وپرورش مهمان‌سرایی برای معلمان ساخته شود؛ اما چیزی که هست، چند سالی است که هیچ کاری برای آن انجام‌نشده است.»

حسینیه فراموش‌شده

از دیگر اهالی محل، آقای فدایی است. او در ادامه صحبت آقای اولیاگر، می‌گوید: «روبه‌روی همین مدرسه، حسینیه‌ای قرار داشت که خراب شد. بعدها قرار شد آن را بازسازی کنند که ظاهرا برای ساخت آن با اوقاف دچار مشکل شد و بلاتکلیف ماند.»

شفیعیان‌سیچانی یکی دیگر از کسبه محل است که در ادامه صحبت دوستان خود بیان می‌کند: «افراد سرشناس زیادی در این محل زندگی می‌کردند؛ اما بعدها که به پست و جایگاه مهمی رسیدند، مشکلات سیچان را فراموش کردند و کاری برای محل انجام ندادند.»

سپس می‌خندد و می‌گوید: «در قدیم محله سیچان- پاچنار را در یک منطقه قرار می‌دادند. خاطرم هست چند درخت چنار در محله پاچنار قرار داشت. زمانی که قدیمی‌ها با یکدیگر وعده می‌کردند، می‌گفتند: بیایید پاچنار! اما بیشتر اهالی پاچنار پسوند فامیلی «سیچانی» دارند.»

ساعت حدود ۲۰ است. سروصدای ماشین‌ها در محل بیداد می‌کند. افرادی که ترافیک را دور زده‌اند و با سرعت غیرمعقول در کوچه‌ها می‌پیچند تا هرچه زودتر به کار خود برسند، به این نکته مهم توجه نمی‌کنند که در همین محل انسان‌هایی زندگی می‌کنند که سروصدا آسایش را از آن‌ها گرفته است. پای پیاده و آرام از محله سیچان خارج می‌شوم؛ درحالی‌که صدای بوق خودروها آزارم می‌دهد.