روح آرامش از دنیا بریده بود

شهید حسن موحدی فرزند میرزا مهدی و طلعت حاج مؤمنی بود. او آخرین فرزند خانواده بود؛ در خانواده‌ای با دو برادر و چهار خواهر. او در ۱۳۴۲ در محله سیچان و در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود.

روح آرامش از دنیا بریده بود - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ شهید حسن موحدی فرزند میرزا مهدی و طلعت حاج مؤمنی بود. او آخرین فرزند خانواده بود؛ در خانواده‌ای با دو برادر و چهار خواهر. او در ۱۳۴۲ در محله سیچان و در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود.

از کودکی به مسجد و هیئت می‌رفت

داریوش موحدی، خواهرزاده شهید، درباره خانواده او می‌گوید: «پدر ایشان کارگر کارخانه ریسباف بود. شهید حسن از کودکی صبح‌های جمعه به‌همراه پدر به مسجد حاج‌صدرا، تکیه سیچان و مسجد ملاقدیر برای مراسم دعای ندبه می‌رفت. شاید برای همین بود که روحی آرام و بی‌غل‌وغش داشت.»

داریوش موحدی اضافه می‌کند: «یک هیئت مذهبی قبل از انقلاب در محله بود که عصرهای جمعه جلسه‌های آن با برنامه‌های مذهبی، فرهنگی و با حضور روحانی محل، حاج‌آقا عباس هدایتی در منزل اهالی محل برگزار می‌شد. پدر شهید حسن موحدی جزو بنیان‌گذاران اصلی این هیئت بود. حسن از کودکی در این جلسه‌ها حضور داشت.»

بعد از انقلاب در بسیج آموزش نظامی دید

از تابستان ۵۲، مسجد محل، از بچه‌ها برای برنامه‌های عقیدتی شامل قرآن، حدیث و سرودهای مذهبی به‌منظور شرکت در اعیاد و عزاداری‌ها، اردوهای مذهبی و جلسه‌های آموزشی درسی دعوت و آن‌ها ‌را ثبت‌نام می‌کرد. شهید حسن نیز در این کلاس‌ها شرکت می‌کرد؛ ولی به‌تدریج با فشارهای ساواک جلسه‌های آن‌ها در منازل و به‌طور مخفی برگزار می‌شد و تا انقلاب ۵۷ ادامه داشت. شهید حسن بعد از انقلاب با حضور در بسیج دانش‌آموزی و بسیج محله آموزش‌های نظامی و فرهنگی‌اش را ادامه داد.» موحدی تأکید می‌کند: «گاهی روزها در چند مسجد برای آموزش نظامی شرکت می‌کرد تا دانش و سرعت عملش بالا برود‌. بعضی مواقع روزهای پی‌درپی در مسجد یا بسیج می‌ماند و شیفت‌های دوستانش را برعهده می‌گرفت؛ این کار را در جبهه هم با وجود فشار بسیار سنگین عملیات انجام می‌داد و بدون کوچک‌ترین کاهلی به جای دوستانش شیفت می‌داد.»

نوزده سالش بود که شهید شد

آقای داریوش موحدی درباره ماجرای به جبهه رفتن حسن می‌گوید: «اولین‌بار بعد از عملیات دارخوین، وقتی پسرعموی بزرگوارش منصور موحدی شهید شد، به جبهه رفت. تا پایان عملیات ثامن‌الائمه که حصر آبادان شکسته شد، حضور داشت. در لحظه‌های پایانی ناگهان سه‌مرتبه پشت‌سرهم مجروح و از ناحیه دست و قلب آسیب دید. بعد از بهبودی نسبی بلافاصله برای آمادگی عملیات فتح‌المبین با وجود قلب مجروح، دو ماه در جبهه حاضر شد. انگار از دنیا بریده بود. سرانجام در مراحل پایانی عملیات محرم در آبان ۶۱ به‌وسیله نارنجک عراقی‌ها در نوزده‌سالگی شهید و در ۲۵ آبان تشییع شد.