به گزارش اصفهان زیبا؛ حدس نمیزنم؛ بلکه حتم دارم که بسیاری از خوانندگان این کلمات، یکبار هم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را مطالعه نکردهاند. یک انقلابی یکبار هم که شده باید از روی قانون اساسی بخواند؛ زیرا انقلاب جز از راه نظام و نظامسازی جلو نمیرود.
قانون اساسی بالاترین سند بالادستی است که پیش از وقوع و تحقق هر سند آرمانگرایانه دیگری، باید محقق شود؛ مگر آنکه بگوییم در قانون اساسی اهدافی ذکرشده است که آن را در دوردست خود تصور میکنیم و برای آنکه بتوانیم به آن اهداف دوردست برسیم، نیاز داریم یکسری اسناد را بهعنوان حد واسط تعریف کنیم.
ممکن است کسی بگوید قانون اساسی محدود به یکسری قاعده و قانون خشک است که صرفا حدود را مشخص میکند و چگونه میتواند چنین چیزی، سندی برای آرمانگرایان انقلابی باشد. این سخن نشاندهنده آن است که قانون اساسی بهدرستی خوانده نشده است. هنگامیکه به قانون اساسی مراجعه میکنیم، متوجه میشویم با چه دید عالی و رفیعی به انسان و جامعه نگاه شده و اهدافی ترسیم شده است که در زمان فعلی به بخشی از آن نرسیدهایم؛ پس قانون اساسی ازاتفاق جنبهای آرمانگرایانه دارد و از این حیث تمام اسناد آرمانگرایانه را تحتتأثیر خود قرار میدهد.
البته در این جایگاه ما به مورد و مثالی خاص اشاره نمیکنیم؛ بلکه باز از شما میخواهیم که کتابچه قانون اساسی را بگشایید تا این عالیترین متن نظام حکومتی انقلابیون، خودش با شما سخن بگوید و خود آن متن به ما بگوید که اکنون در کجای مسیر واقع شدهایم و تا مطلوب چه میزان فاصله داریم.
همچنین قانون اساسی به انقلابیها یاد میدهد که در برابر آن نظم و نظام، از نظرهای شخصی بگذرند و خود را در چهارچوب حکومت اسلامی تعریف کنند. انقلابیبودن اگرچه مترادف با تحولخواهی، ارادهگرایی، اقدامبهموقع و مخالفت با بیعدالتیهاست، تمام اینها باید در ذیل یک متن واحد باشد. این متن از یکسو، به ارتقای جمع مؤمنان کمک میکند و از آشفتگیها میکاهد و از سوی دیگر، برای خودسازی انقلابیها لازم است و موجب میشود آنها یاد بگیرند نفس خود را با نظمی بالاتر تطبیق دهند و هرچند از سر اکراه، خود را هماهنگ سازند.