به گزارش اصفهان زیبا؛ در تقویم ما بیست و نهم بهمن روز اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی است. این روز، فرصتی است برای گرامیداشت و برجستهسازی تلاشهای اقتصادی کشور در زمینههای مقاومت و کارآفرینی؛ همچنین اهمیت تلاشهای مردم و کارآفرینان در توسعه و تقویت اقتصاد ملی را یادآور میشود. اما راستش را بخواهید، بیشتر اوقاتی که کشور مبدأ کالایی را بررسی میکنم، ناامید میشوم. انگار عبارت «ساخت ایران» از آن چیزهایی است که برای یافتنش باید جستوجوی فراوان کرد، آنهم در حالی که در همین سرزمین زندگی میکنیم.
علیرغم شعارهایی که برای سالهای اخیر در نظر گرفته شد و مستقیم یا غیرمستقیم مسئله تولید را نشانه گرفت، به نظر میآید در این وادی ره بسیار داریم. از «حمایت از کالای ایرانی»، «رونق تولید»، «جهش تولید»، «تولید، پشتیبانیها و مانعزداییها» گرفته، تا شعار امسال که «جهش تولید با مشارکت مردم» تعیین شد، آنگونه که بایدوشاید به اجرا درنیامدند و به نظر میآید این موضوع همچنان به جایگاهی که مستحق آن است دست نیافته است.
پارچهبافی در اصفهان، سابقهای درخشان
از اصفهان بگوییم؛ مدتی پیش سریالی از تلویزیون پخش میشد که وقایع زمان صفویه را از زوایای جدید روایت میکرد. ازآنجاکه شهر ما در آن دوران بهعنوان پایتخت شناخته میشده، بدیهی است که این مجموعه، اصفهان دوران صفویه را به تصویر میکشید. آنچه بیشتر از همه توجهم را جلب کرد، کارگاههای پارچهبافی و اهمیتش در آن دوران بود. اصفهان، شهری که بعدها و در برههای از زمان به دلیل نقش اساسی در تولید پارچه «منچستر شرق» نام گرفت، مأمن تولیدکنندگان پارچه و منسوجات بود و عده زیادی از مردم از این راه امرارمعاش میکردند. در دوران صفویه اصفهان به همراه یزد و کاشان دارای کارخانههای متعدد تولید پارچه بود. شهر ما در گذشته در تولید پارچههای مختلفی مانند تافته، ابریشم خالص، ساتن، شال کمر، دستمال و زربفت مشهور بوده است و پیش از انقلاب تولید پارچههای ارزانقیمت مثل چیت و پارچههای گرانقیمت فاستونی نیز در آن شروع شد.
ازدیاد موانع، تعطیلی کارخانهها
گرچه با مکانیزه شدن کارخانهها و صنعتی شدن تولید، نیاز به نیروی کار کمتر شد، همچنان چرخ کارخانهها به دستان توانمند کارگران میچرخید. کارخانه پلی اکریل، دی. ام.تی و مانند آن، با فراز و نشیبهای فراوان کار میکردند. به واسطه نزدیکانم، با آنها آشنایی خوبی داشتم. پلی اکریل که زمانی جلال و جبروت زیادی داشت، در دورهای به خاموشی گرایید و تعطیل شد. نگرانی کارگران بابت از دست دادن شغلشان، حقوقهای پرداختنشده، ناترازیها در تولید، کمبود بودجه و مواد اولیه و…، ازجمله مشکلاتی بود که تولیدکنندگان اصفهانی را با چالش روبهرو کرده بود. با اینکه این مسائل اکنون نیز کمابیش وجود دارند، برخی از این کارگاهها و کارخانهها توانستند خود را احیا کنند و فعالیتشان را از سر بگیرند.
نقشآفرینی بخش دولتی
ایفای نقش دولت برای رونقبخشی به تولید، امری کتمان ناپذیر است. در سالهای اخیر، برنامههایی برای احیا و ترویج این صنعت طراحی شدهاند؛ بهعنوانمثال، در سال ۱۴۰۲، بودجههایی برای کمک به برگشت صنایع نساجی اصفهان تخصیص داده شد و میز نساجی کشور به این شهر سپرده شد. همچنین، برنامههایی برای توسعه و ارتقای کارخانههای پارچهبافی و ریسندگی در این شهر طراحی شدهاند. اخباری که باعث دلگرمی هرچند کوچکِ ما میشوند. با وجود این، هنوز هم مشکلات متعددی در این مسیر وجود دارد که ممکن است روی توسعه این صنعت تأثیر بگذارد؛ ازجمله قطعیهای مکرر برق که تمام تولیدکنندگان در عرصههای مختلف را تحت تأثیر قرار داده است. با وجود این، هنوز هم مشکلات متعددی در این مسیر وجود دارد که ممکن است روی توسعه این صنعت تأثیر بگذارد؛ ازجمله قطعیهای مکرر برق که بیشک تمام تولیدکنندگان در عرصههای مختلف را تحتتأثیر قرار داده است.
تأثیرات اقتصادی و فرهنگی
ازآنجاکه تولید، خواهناخواه زندگی مردم را تحتالشعاع قرار میدهد، برنامههای احیای صنعت نساجی در اصفهان میتواند تأثیرات مثبتی بر اقتصاد محلی داشته باشد. این برنامهها میتوانند با افزایش تولید و فروش محصولات نساجی، افزایش فرصتهای شغلی و بهبود کیفیت محصولات، به اقتصاد استان کمک کنند. همچنین، جذب سرمایههای بخش خصوصی یا سرمایهگذاران خارجی میتواند به افزایش درآمد و رشد اقتصادی هرچه بیشتر منجر شود؛ موضوعی که در اولین گام، امنیت در سرمایهگذاری را میطلبد.
جدای از تأثیرات اقتصادی، پارچهبافی نقش بسیار مهمی در فرهنگ ما دارد. این هنر ازجمله میراثهای فرهنگی اصفهان است و با ترکیبی از رنگها و نقشهای متنوع، تاریخ و آثار هنری شهر را به تصویر میکشد. اصفهان به طرق گوناگون میزبان نقش و نگارهای زیبا و چشمنواز است. اشکال هندسی منظم و نقوش اسلیمی ازجمله مهمترین و برجستهترین عناصر تزئینی در تولید پارچههای اصفهان هستند. طرحهای برخاسته از این فرهنگ غنی، علاوه برافزایش زیبایی و جذابیت پارچهها، به حفظ و انتقال میراث فرهنگی و تاریخی این منطقه نیز کمک میکند.
خلاصه آنکه روشن بودن چراغ کارخانهها و پر رهرو بودن راه تولید، نهفقط گرداننده چرخ اقتصاد، که روشنکننده دل مردم و مصرفکنندگان و طلایهدار فرهنگ دیرینه است.