با آنکه شهرداری، جایی برای حل معضلات اجتماعی نیست، اما معضلات اجتماعی میتوانند کارکردهای شهر را دچار اختلال کنند. از همین رو، شهرداریها هم در خصوص این معضلات کارویژههایی را تعریف میکنند. در اصفهان هم معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری به این موضوعات میپردازد. هادی سیناییپور، معاون اداره امور اجتماعی سازمان در این خصوص توضیح میدهد.
وظایف اصلی معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی شهرداری چیست و چه زیرمجموعههایی دارد؟
معاونت اجتماعی شهرداری، قسمتهای مختلفی دارد. مثل اداره مشارکتهای اجتماعی و فرهنگی که دارای دو وظیفه عمده است: حمایت و پشتیبانی از مسائل عمرانی مساجد و دیگری حمایت و مشارکت با مراکز فرهنگی و سازمانهای مردم پایه. قسمت دیگر، اداره توسعه فرهنگ شهروندی است که مسائل شهروندی را به عهده دارد. همچنین دبیرخانههایی مثل دبیرخانه منزلت شهروندی و یا حمایت از محلات کمتر برخوردار، ذیل معاونت اجتماعی تعریف شده است.
از بین موضوعات مختلف اجتماعی که در شهر مطرح است، اولویتی که شما در این یک سال داشته اید چه بوده است؟
با توجه به محدودیت منابع انسانی و مالی و زمان و… رویکرد اصلی را بر روی بهرهوری گذاشتهایم. بنا داشتهایم که هر کاری که انجام میدهیم اولویتدار باشد و آن کار را هم درست انجام بدهیم. یکی از مسائلی که ما در حوزه مسائل اجتماعی شهر داریم این است که شهرداری، غیر از فرهنگ شهروندی، متولی اصلی این حوزهها نیست. مثلا بحث آسیبهای اجتماعی قانونا متوجه بهزیستی است. اما بار این مسائل خواه ناخواه متوجه شهرداری هم است. ما از سال پیش به طور جدی وارد بحث یاریگران اجتماعی شهر شدیم. اطلس آمایش سرزمینی و جمعیتشناختی مناطق هر اصفهان را تهیه کردیم. این اطلسها در طول سه چهارسال آماده شده است و شامل مطالعات استنباطی هم هست. یعنی گورستانی از عدد و رقم نیست. اینها به یاریگران اجتماعی مناطق کمک میکند تا متناسب با نیاز محله خود عمل کنند. بر اساس این دادهها، 15 جلسه برای یاریگران اجتماعی مناطق مختلف شهر برگزار کردیم. یاریگران اجتماعی با در دست داشتن این اطلاعات متوجه میشدند که با چه مخاطبی و چه نیازی روبهرو هستند. مثلا در بعضی مناطق شهری، مسئله جدی، مسئله سالمندان است، در حالی که تمام یاریگران اجتماعی متمرکز بر مسئله نوجوان بودهاند.
ما به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم وارد معضلات شهر بشویم، نمیتوانیم از آنها بیرون بیاییم. بنابراین به جای ورود به معضلات باید چند حلقه عقب تر بیاییم و به مسئلههایی بپردازیم که در صورت رفع آنها، این معضلات کنترل میشود. مثلا فرض کنید شهرداری بخواهد وارد بحث معضل طلاق بشود. قابل پیشبینی است که پس از یک برهه زمانی، هیچ تغییر مثبتی دراین زمینه انجام ندهد. اما اگر مسئلهای که در جامعه منجر به ناهنجاریهای اجتماعی میشود کار بشود، برخورد منطقی تری صورت گرفته است. طبق فراتحلیلهایی که توسط دانشگاه انجام شده است در همین معضل طلاق، مسئله اصلی، تنظیم هیجانات است. یا در خصوص مسئله اعتیاد همینطور. در بهترین حالت، وقتی یک نفر از کمپ اعتیاد خارج میشود، 5درصد احتمال سالم ماندن او وجود دارد. در اینجا هم مسئله، مدیریت استرس و اضطراب است.چون افراد در این حالت است که به مواد رو میآورند. برای همین کار اساسی ما این است که یاریگران اجتماعی را با مسئلهها مواجه کنیم. در این زمینه طرح «هام» را به اجرا گذاشتیم.هام مخفف این سه جمله است: هوشیار باش، آرام باش، متمرکز فکر کن. افراد باید به یک سطح خودتنظیمی برسند تا بتوانند مدیریت رفتار داشته باشند. در 25 مدرسه ناحیه 4 اصفهان این طرح اجرا شد. در هر مدرسه، سه جلسه برای دانشآموزان و والدین برگزار شد. امسال هم با ناحیه 3 بنا داشتیم اجرا کنیم که همراهی نشد. الان در فرهنگسراها به اجرا درمیآید.
مسئله بعدی، تغییر دادن قالبها و زبان است. فعالیتهای اجتماعی ما باید زبان و قالب مناسب خودش را پیدا کند. مثلا استفاده از ابزار هنر مثل تئاتر برای تغییر نگرشها و باورها و یا قالبهای بازیمحور برای ارتباط با دانشآموزان مورد توجه ما بودهاست. مخصوصا در مقاطع دبستان همه کار ما توسط بازی اتفاق میافتد.
سایر دستگاههای فرهنگی شهر به وظایف خودشان عمل میکنند؟
متاسفانه معضلی که پیش آمده این است که شهرداری به مرور زمان متولی اموری شده که جزو شرح وظایف خودش نبودهاست و بنابراین به تدریج، نهادهای مسئول پای خودشان را عقب کشیدهاند. شهرداری تنها در حوزه ارتقای فرهنگ شهروندی وظیفه داشتهاست. البته استدلال ما برای ورود در این حوزهها این بودهاست که اگر شهرداری هم به این حوزهها ورود نکند، در نهایت آسیب این ماجرا به پیکره شهر وارد میشود و شهرداری هم متضرر میشود. ما در حوزه اجتماعی اگر معضلات را سر کوه یخ ببینیم، باید باور کنیم که این معضل ریشههایی دارد که باید به سراغ آنها برویم. این نگاه در بدنه شهرداری به مرور زمان نهادینه شدهاست، اما انتظار بیرونی از ما هنوز این است که مستقیما به سراغ معضلات برویم. بنابر این استعارههای ذهنی حاکم بر شهر باید تغییر کند.