مواهب، گامی برای مواسات و همدلی

بنا بر آمار اعلام‌شده در سال‌های گذشته، اصفهان یکی استان‌هایی است که از لحاظ جمعیتی بیشترین تعداد طلاب را داراست …

مواهب، گامی برای مواسات و همدلی - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ بنا بر آمار اعلام‌شده در سال‌های گذشته، اصفهان یکی استان‌هایی است که از لحاظ جمعیتی بیشترین تعداد طلاب را داراست؛ یعنی با تقریب، چندهزار خانواده طلاب در اصفهان زیست می‌کنند که با نگاهی اجتماعی، باید به مسائل مربوط به آن‌ها در سطح جامعه رسیدگی شود؛ موضوعی که رسیدگی به بخشی از آن را سازمان‌های دولتی همچون حوزه‌های علمیه مرکز خدمات حوزه علمیه سازمان تبلیغات دفتر تبلیغات بر عهده دارند و بخشی دیگر را مجموعه‌های مردمی همچون «مواهب» به عهده گرفته‌اند.

در طول قرون گذشته، حوزه علمیه اصفهان باوجود فرازونشیب‌هایی که پشت سر گذاشته، همواره جزو معدود حوزه‌های علمیه بااعتبار حکومت اسلامی بوده و بزرگان زیادی از جمله ابن سینا و ابوریحان بیرونی و شیخ بهایی و… در آن تحصیل‌کرده‌اند؛ پیشینه‌ای که در کنار سایر ارزش‌های فرهنگی اصفهان برای آن به‌یادگارمانده و به‌نوعی فرهنگ اصفهانی با حوزه‌های علمیه و طلاب آن انس زیادی دارد.

چنین پیشینه‌ای سبب شده در کنار نگاه‌های متفاوتی که گاهی این روزها در خصوص جامعه روحانیت مطرح می‌شود، گروه‌های مردمی پیدا شوند که دغدغه‌شان این قشر از جامعه باشد. اینکه طلاب امروز چه وظایفی دارند و چطور می‌شود شرایط را برای رسیدن به اهدافشان فراهم کرد، دغدغه‌ای بوده که مجموعه «مواهب» آن را پرورانده و خروجی امروز آن شکل‌گیری مجموعه‌ای برای مواسات و همدلی با طلاب اصفهانی است. محمدرضا بهشادمند، یکی مؤسسان این مجموعه مردم‌نهاد از چگونگی شکل‌گیری مجموعه مواهب و اقدامات آن به «اصفهان زیبا» می‌گوید.

از مواهب برایمان بگویید. چطور شد که به فکر تأسیس چنین مجموعه‌ای افتادید؟

بنده 15 سال است که طلبه معمم هستم و به خاطر این توفیق سربازی امام زمان (عج) که خداوند نصیبم کرده، از نزدیک با زندگی طلبگی و محدودیت‌های آن آشنایی کامل دارم. درواقع اصل موضوع این است که شما وقتی از طلاب صحبت می‌کنید، افرادی هستند که وظیفه خود را کسب علوم دینی و تبلیغ و تبیین آن برای عامه مردم در نظر گرفته‌اند؛ آن هم وظیفه‌ای که واجب کفایی است؛ یعنی زمانی که روحانی در این حوزه تلاش می‌کند، درس می‌خواند، تبلیغ می‌کند، شبهات را پاسخ می‌دهد و… پرداختن به این امور از دوش سایر مردم برداشته می‌شود. خب این پرداختن به امور دینی که نوعی وظیفه‌ هم تلقی می‌شود، یک سری محدودیت‌هایی را هم به‌دنبال می‌آورد. از جمله اینکه روحانی دیگر نمی‌تواند دست به هر کاری برای امرارمعاشش بزند. با اینکه جامعه روحانی ما از لحاظ اقتصادی تحت‌فشار هستند؛ اما شأن روحانیت به آن‌ها اجازه نمی‌دهد مانند سایر مردم انتخاب آزادانه‌ای برای انتخاب شغل‌های مختلف داشته باشند. درواقع شغل طلاب درس‌خواندن و تبلیغ آن‌هاست؛ اما در جامعه ما چنین عملی منجر به درآمد زیادی نمی‌شود. چنین وضعیتی باعث شد که به فکر بیفتیم و با کمک چندنفر غدغه‌مند در این حوزه دست به تأسیس مجموعه‌ای بزنیم برای بهبود مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه طلاب.

تقریبا از چه سالی شکل‌گیری مجموعه جدی‌تر شد؟

حدودا سال ۱۳۹۶ بود. آن زمان فعالیت بنده به‌عنوان یک گروه جهادی در استان اصفهان شکل گرفت و به همین خاطر رفت و آمدم به روستاهای کم‌برخوردار اطراف اصفهان زیاد شده بود.

درواقع این مواجهه بی‌واسطه‌ای که با مناطق محروم استان اصفهان و حتی مناطق حاشیه‌ای شهر داشتم، ارتباطی که با زندانی‌ها پیدا کردم و شنیدن حرف‌هایشان، من را به این نتیجه رساند که فقدان حضور عالم پاسخگو به سؤالات و شبهات ذهنی مردم چقدر جدی است. البته که سازمان‌های مرتبط مانند سازمان تبلیغات، حوزه علمیه و بسیج سازندگی واقعا خوب کار می‌کنند؛ ولی همچنان این خلأ احساس می‌شد. مثلا یک بار یکی از زندانی‌ها می‌گفت من به هیچ روحانی دسترسی نداشتم که رفیقم باشد و بتوانم با او درددل کنم.

خب آدم وقتی چنین مواردی را می‌بیند، با خودش می‌گوید اگر طلبه‌ها امکان حضور بیشتر برای تبلیغ پیدا کنند، از یک سو با هدایت مردم خودشان عاقبت‌به‌خیر می‌شوند و از سوی دیگر جامعه سالم‌تری پیدا می‌کنیم. خصوصا در جامعه امروز ما ضرورت حضور فعال‌تر روحانیون بیشتر احساس می‌شود؛ چراکه از یک سو با دشمنی‌های صورت‌گرفته نگاه مردم به این قشر خدشه‌دار شده و از سوی دیگر تمایل مردم به پذیرش چنین نقشی با درنظرگرفتن مصائب آن کمتر شده است. خب با چنین آسیب‌شناسی از وضعیت موجود و علت‌یابی که برای مسئله داشتیم، ما را به اینجا رساند که قطعا مشکلات معیشتی نقش مهمی در فقدان حضور فعالانه‌تر طلاب در امور جامعه دارد. البته که روحانیون با نیت سربازی امام‌زمان در این مسیر قرار می‌گیرند و خانواده‌هایشان هم حقیقتا قناعت می‌کنند؛ اما به‌هرحال برخورداری بیشتر، حتما خروجی بهتری هم خواهد داشت.

با این ضرورتی که بیان کردید، مجموعه شما به چه صورت زمینه برخورداری بیشتر روحانیون را فراهم می‌کند؟

ببینید، حرف ما از ابتدا این بود که باید یک مواسات و همدلی ابتدا از طرف خانواده‌های مذهبی و سپس از طرف بدنه جامعه در خصوص طلاب شکل بگیرد. منظور از این مواسات چیست؟ یک‌وقت است شما از کمک به نیازمند صحبت می‌کنید. خب این سازوکارش معلوم است؛ مثلا کمیته امداد اسامی فرزندان یتیم یا بدسرپرست را مشخص می‌کند و مردم هم از طریق این سازمان کمک‌های خودشان را به دست نیازمندان می‌رسانند. اما قطعا چنین روشی متناسب با شئون روحانیون نیست و از طرفی خیریه‌هایی مخصوص طلاب هم بسیار کم است. شاید به تعداد انگشتان دست باشد و در بعضی شهرها هم که اصلا نیست.

مصداقی از مواسات را می‌گویید؟ به قول خودتان به صورتی که شئون طلاب هم حفظ شده باشد.

ببینید ابتدای کار این‌طور بود که ما به‌اندازه بضاعت خودمان و خانواده‌هایمان به طلاب کمک می‌کردیم. نه اینکه بخواهیم پول نقد به دستشان برسانیم؛ بیشتر این‌طور بود که برخی نیازهایشان را برطرف می‌کردیم. گاهی کالای موردنیازشان را تهیه می‌کردیم، گاهی بسته‌های معیشتی به دستشان می‌رساندیم و… یا مثلا زمانی که با هزینه‌های مردمی گوسفندی قربانی می‌شد، گوشتش را میان طلاب شناسایی‌شده توزیع می‌کردیم. این شکل ابتدایی کارمان بود. کمی که گذشت، تعداد افرادی که همراهمان شدند، بیشتر شد و مدل کار هم تغییر کرد. به این نتیجه رسیدیم که فقط کمک‌های معیشتی نیاز نیست؛ بلکه می‌توانیم از توانمندی‌های افراد را در جهت رفع نیازهای طلاب استفاده کنیم. مثلا شخصی وکیل بود و می‌گفت من می‌توانم به طلاب مشاوره رایگان حقوقی دهم یا دیگر خدمات آموزشی، درمانی، تعمیراتی. حتی برای تفریح طلاب، شخصی می‌گفت من دو روز در هفته باغم را در اختیارشان می‌گذارم. به این صورت حتی افرادی که به هر دلیلی قصد کمک‌های مستقیم مالی هم ندارند، می‌توانند در این امر مشارکت داشته باشند.

علاوه بر این، برنامه بلندمدت مجموعه این است که بعد از مدتی که وضعیت اقتصادی طلبه متعادل و درگیری ذهنی‌اش برطرف شد، زمینه اشتغال خانواده‌شان با حرفه‌هایی متناسب با حفظ شأن و جایگاهشان را فراهم کنیم. مثلا شخصی اعلام آمادگی کرد که می‌تواند بافندگی فرش را به خانواده روحانیون آموزش دهد. چنین کارهایی باعث می‌شود که بعد از مدتی مستقل‌تر شوند.

در حال حاضر آمار همراهانتان در این امر چند نفر است و با چه تعداد طلبه در ارتباط هستید؟

الان حدود 100 نفر از عوامل مجموعه فعالان فرهنگی دغدغه‌مند به صورت جهادی با ما در ارتباط هستند. درباره طلاب هم در ابتدا با شناسایی ۳۵ خانواده از طلاب شروع کردیم و در حال حاضر نزدیک به ۲۰۰ خانواده را شناسایی کرده‌ا‌یم و با آن‌ها در ارتباط هستیم.

روند شناسایی طلبه‌ها به چه صورت است و چه ملاک‌هایی دارید؟

ملاک ما این است که اولا طلبه باید معمم دائم باشد. دوم اینکه باید متأهل هم باشد و بعد هم مدیر مدرسه‌شان تأیید کند که این شخص در تأمین معاش دچار مشکل است. گاهی خودمان هم به طور کاملا محرمانه تحقیق می‌کنیم یا طلابی را افراد امین معرفی می‌کنند. البته گاهی این سؤال پیش می‌آید که خب فلان طلبه که ماشین دارد؛ پس برای چه باید به او کمک کنیم؟ اما واقعیت موضوع این است که این اسباب کار او است یا اصلا شأن خانوادگی او ایجاب می‌کند که وسیله نقلیه داشته باشد. درواقع انتخاب طلاب در مجموعه ما با درنظرگرفتن مجموعه‌ای از شرایط است.

تا الان چنین تردیدی برایتان ایجاد نشده که ممکن است شما مواساتی با طلبه‌ای داشته باشید و او بعد از مدتی از مسیر درستش خارج شود؟

اول اینکه این شناسایی طلاب را بادقت انجام می‌دهیم و چندین تأییدیه داریم. مسئله بعد این است که خطا در هر انسانی ممکن است؛ مثلا تا الان چقدر بیان شده که اشتباهات پزشکی باعث مرگ یک فرد شده است؟ خب این دلیل می‌شود که بگوییم جامعه پزشکی کلا مشکل دارد؟ درخصوص جامعه روحانیت هم همین‌طور است. گاهی یک نفر در بدنه نظام خطایی می‌کند و به اسم همه این افراد زده می‌شود. درحالی‌که طلاب مثل سربازانی هستند که به جبهه می‌روند و حضور آن‌ها در جبهه باعث می‌شود مردم خیالشان از دفاع راحت شود و دیگر نخواهند خودشان به جبهه بیایند. در این شرایط مردم چه‌کار می‌کنند؟ غیر از این است که با حمایت‌های خودشان دل رزمندگان را گرم می‌کنند؟