به گزارش اصفهان زیبا؛ مینیاتور یا نگارگری به هنری گفته میشود که در آن، هنرمند تلاش میکند با استفاده از مواد ارزشمند نظیر طلا و نقره و رنگهای منحصربهفرد، اثری فاخر خلق کند. آثار نگارگریشده معمولا ابعاد کوچکی دارند. این هنر، ریشه در ایران باستان دارد و با ورود اسلام به ایران، بهشدت توسعه یافت و بهعنوان یک هنر محبوب و ارزشمند شناخته شد. هنر مینیاتور و نگارگری نوعی از نقاشی است که در آن، هنرمند با الهامگیری از طبیعت بهصورت بسیار ظریف و ترکیبشده با قوه تخیل خود آن را به تصویر میکشد؛ درواقع مینیاتوریست، هنرمندی است که به آنچه خود میاندیشد، یا میپندارد که بیننده علاقهمند به دیدن آن است، تجسم میبخشد و بههیچوجه تابع مقررات و قوانین حاکم بر فضای نقاشی نیست.
میثم نیلی متولد 1359 و دارای مدرک تحصیلی دکترای نقاشی و مینیاتوریست از اهالی محله چهارباغ خواجو اصفهان است که به محله جلوان اشرافیت دارد و کوچه شهید مجید نیلی که در محله جلوان وجود دارد، به نام عموی ایشان مزین شده است.
ویژگیها و ظرافتهای حرفه مینیاتورسازی
او درباره حرفه مینیاتورسازی و ظرافتهای این کار به «هممحله» میگوید: «هر فرد و هر هنرمندی که بخواهد نقاشی کند، در ابتدای کار باید کلاسهای طراحی را بگذراند، شناخت رنگ، ساختوساز و تکنیکهای آناتومی را باید کار کند و بتواند دورههای طبیعتسازی را بگذراند. بعد از طیکردن این دورهها آن هنرمندی که به شکل نگارگر یا مینیاتورساز کار میکند، باید بر تخیلنگاری تسلط داشته باشد؛ یعنی اینکه فرد باید از تخیلاتش و انتزاعیگرایی استفاده کند و آن را به نقاشی پیوند دهد.»
نیلی درباره اهمیت برخورداری از ویژگیها و مهارتها برای یک هنرمند مینیاتوریست تأکید میکند: «یک نقاش ممکن است عکسی را از طبیعت بگیرد یا به داخل طبیعت برود و شکلی را که میبیند (درخت یا کوه)، کار کند. اما هنرمندی که تخیلنگاری میکند یا نگارگر و مینیاتورساز است، حتما باید آن را از طبیعت اقتباس کند و الهام بگیرد؛ بعد از آن تکنیکهایی را که با ذهن او در ارتباط است، پیاده کند و آنالیزشده جزئیات آن طبیعت را روی بوم، مقوا یا کاغذ بهطور دقیق موردنظر قرار دهد. بهطور یقین هنرمند نگارگر اگر بخواهد تا حدودی ویژگی مشخصی داشته باشد، همان تخیلیبودن، خیالینگاری یا انتزاعی کارکردن اوست که هنرمند نگارگر را از دیگر هنرمندان و نقاشان رئالگرا متمایز میکند.»
این هنرمند درباره علاقهاش به حرفه مینیاتورسازی از دوران کودکی عنوان میکند: «در دوران کودکیام، پدربزرگم یک اتاق مخصوص در منزلش داشت. روی میز و صندلی در این اتاق مخصوص مینشست و قابهایی را که از میدان نقشجهان برای او میآوردند نقاشی میکرد. میدیدم که پدربزرگ از خانه بیرون نمیرود و در همان اتاق مخصوص که کارگاهش بود، ساعتها کار میکرد.»
خانوادهام با ورودم به عرصه هنر مخالفت میکردند
او ادامه میدهد: «از همان دوران کودکی یک روز که پدربزرگم منزل نبود، به اتاقش رفتم و یکی از کارهایش را کپی کردم. زمانی که آمد، کار را به او نشان دادم. پدربزرگم بسیار ناراحت شد و گفت: این نقاشی که کشیدی اصلا خوب نشده است. بعدازظهر همان روز من خوابوبیدار بودم که شنیدم پدربزرگم به مادربزرگم گفت: میثم امروز نقاشی خوبی کشیده بود؛ ولی من او را تشویق نکردم که نخواهد در مسیر هنر بیاید؛ به دلیل اینکه هنر سختیها و مشقتهای زیادی دارد و آن بازدهی اقتصادی که مدنظرم هست، نمیتواند برای میثم داشته باشد و بهتر است او به سمت شغلهای دیگری برود.»
نیلی خاطرنشان میکند: «بنده بهصورت اتفاقی صحبتهای پدربزرگم را آن روز شنیدم و بعد از این اتفاق، انگیزه و تلاشم در این مسیر بیشتر از قبل شد. با پدربزرگم بسیار صحبت کردم که اجازه بدهد من به رشته هنر بروم و در این مسیر ادامه تحصیل بدهم؛ اما جای تأسف دارد که در این زمینه مشوق نداشتم و همیشه در خانواده با بنده درباره ورودم به رشته هنر مخالفت میکردند. مخالفتهای پدر و پدربزرگم باعث شد انگیزه بیشتری برای یادگیری هنر داشته باشم و به هنرهای زیبای اصفهان راه پیدا کنم و نزد استادان بزرگ مکتب اصفهان هنرنگاری را یاد بگیرم.» او عنوان میکند: «بعد از اینکه احساس کردم در مکتب اصفهان به درکی که باید داشته باشم، نرسیدهام به تهران رفتم و خدمت استادان معاصر نگارگری تهران حرفه نگارگری را بهخوبی یاد گرفتم. دوباره این حرفه را ارتقا دادم و به سبک خاص معاصری رسیدم. حدود 30 سال است که در این عرصه کار میکنم و هنوز هم خودم را یک هنرجو بیشتر نمیبینم. به نظرم این قطرهای بود از آن اقیانوس بیکران هنر که بنده نوشیدم و تشنه و تشنهتر شدم؛ برای اینکه بتوانم این هنر را بهتر درک کنم و به نسلهای بعدی انتقال دهم تا در گوشهای از تاریخ هنر نگارگری در آیندههای دور، اسمی از ما باشد و تأثیری بر این هنر گذاشته باشم.»
خلق اثرهای هنری باتوجهبه روحیههای خاص
این هنرمند مینیاتورسازی در خصوص نحوه خلق اثرهایش اظهار میکند: «وقتی یک هنرمند نقاش یا نگارگر میخواهد اثری را خلق کند، اول آن روحیههای خاصی را که دارد، در دل خودش موردبررسی قرار میدهد. میبیند که این فرد؛ مذهبی، عرفانی، اجتماعی یا بازاری است یا اینکه بیشتر ادبیاتی، شاهنامهای و حماسی است؛ بعد میآید و با توجه به روحیههای خاص خودش، حیطه موردنظر را برای کار قرار میدهد؛ برای مثال، اگر فردی مانند میثم نیلی بیشتر روحیات عرفانی و مذهبی دارد، بیشتر آثاری را خلق میکند که به امام و پیامبر و وحی خداوندی و این موارد مربوط باشد تا بتواند آن حال خودش را بیان کند و درواقع «از کوزه همان برون تراود که در اوست» و بهطور دقیق، هنرمند حالوهوای خود را به شکل شعر، موسیقی و نقاشی پیاده و بیان میکند.»
او تأکید میکند: «برای مثال، اگر بنده فردی ورزشکار و حماسی بودم، بیشتر آثار شاهنامهای را کار میکردم. روحیات و حال هنرمند بیشتر به مواردی گرایش دارد که درون او وجود دارد و بهطور طبیعی با تکنیکهای خاص خودش است.»
نیلی درباره سختیها و دغدغههای یادگیری هنر مینیاتور و هنرمندان این حرفه میگوید: «بزرگان این رشته هنری اطلاعات خودشان را سینهبهسینه به نسلهای بعد انتقال میدادند و معلم و مدرس کمتر وجود داشت. در زمانهای قدیم بیشتر هنرمندان آثارشان را با ذوق و سلیقه خلق میکردند و آن موقع یک فردی در دوران کودکی بهراحتی نمیتوانست به کلاس آموزشی برود.»
او تصریح میکند: «اما در روزگار امروز میتوانیم ببینیم که معلمان و مدرسانی برای آموزشدادن هستند و یک فرد علاقهمند با رفتن به کلاس، دانشگاه و هنرستان میتواند به اهدافش برسد. بهطور یقین، تلاش و کار، تحقیق و پژوهش رمز موفقیت درزمینه هنر است. به قول لئوناردو داوینچی؛ وای به حال آن هنرمندی که تئوریاش از عملش بالاتر بزند.»
تربیت شاگردان خلاق در عرصه هنر مینیاتورسازی
این هنرمند مینیاتورساز عنوان میکند: «هر هنرمندی باید به همین ترتیب تلاش و کوشش کند و همراه با آن، تحقیق و پژوهش داشته باشد. افراد بدانند که هنر رنج، تلاش و کوشش است و از نظر اقتصادی هم نتیجههایی که یک هنرمند باید ببیند، بهطور یقین نمیبیند. شاید در دوران مختلف آن حمایتهایی که از هنر انجام میشده، به شکل سینوسی بوده است و آن هنرمند در کشوقوس همین موارد خواهد بود؛ اما فردی که بهعنوان هنرجو میآید حتما باید تمام این موارد را از قبل بداند و اینکه چه میگذرد و چه خواهد شد و با این شرایطی که قبول میکند، بتواند پا در عرصه هنر
بگذارد.»
او درباره تربیت شاگردانش در عرصه هنر مینیاتورسازی میگوید: «جای خرسندی دارد که ما به این عرصه پا گذاشتیم؛ البته با وجود حمایتها و آموزشهایی که بود، این موفقیتها بهدست آمد. بنده بهعنوان یک هنرمند کوچک توانستم شاگردان خوبی را تربیت کنم که آنها در جشنوارهها و فستیوالهای مختلف مانند فجر دوسالانه و جشنواره امامرضا(ع) رتبه آوردند و کسب افتخار کردند. این اتفاق، افتخاری برای بنده است که در این سالها بهعنوان یک هنرمند اثر هنری خلق کرده و بهعنوان یک معلم تدریس کردم و توانستم تجربههایم و قطرههایی از اقیانوس بیکران هنر را به شاگردانم و افراد علاقهمند به یادگیری هنر بچشانم.»
نیلی خاطرنشان میکند: «هنر چیزی نیست که با یک یا دوسه دوره آموزشی فرد را به هدف خاصش برساند. هدفها میتوانند کاملا مقطعی باشند. آن فردی که میخواهد هنر را ادامه دهد، باید اول عاشق باشد؛ بعد بتواند استعدادهای ویژهاش را درزمینه هنر با تکنیکها نشان دهد. باید بتواند احساساتش را با تکنیکها تداخل دهد؛ تحقیق و پژوهش هم داشته باشد؛ در این صورت است که هنرمند میتواند به نتیجه مطلوب خودش برسد.»