کژکارکردهای رسانه علیه زنان

همواره شنیده‌ایم که باید رنج‌های بزرگ را به فرصتی برای تحولات عظیم بدل کرد. در سالیان اخیر، اخبار متعدد خشونت خانگی علیه زنان، روان جمعی جامعه را جریحه‌دار کرده است.

کژکارکردهای رسانه علیه زنان - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ همواره شنیده‌ایم که باید رنج‌های بزرگ را به فرصتی برای تحولات عظیم بدل کرد. در سالیان اخیر، اخبار متعدد خشونت خانگی علیه زنان، روان جمعی جامعه را جریحه‌دار
کرده است.
با این حال، این اتفاقات و پویش‌هایی که در پی آنها شکل گرفتند، آن‌گونه که باید، به اصلاحات ساختاری و ریشه‌ای منجر نشده‌اند. پرونده قتل الهه حسین‌نژاد بار دیگر به پندار و مسئله عدم امنیت زنان در جامعه دامن زد.

پس از این فاجعه، زنان بسیاری در شبکه‌های اجتماعی تجربیات تلخ خود را از خشونت‌هایی که متحمل شده بودند، بازگو کردند.

کارکردها و کژکارکردهای رسانه در مواجهه با خشونت علیه زنان

انتشار خبر ناپدید شدن و قتل الهه حسین‌نژاد و به دنبال آن، بازتاب خاطرات زنان از خشونت‌های اجتماعی، مصداق بارز کارکرد «نظارت بر محیط» توسط رسانه است؛ به عبارت بهتر، کارکرد رسانه این است که آنچه را در جهان بیرون رخ داده، به اطلاع مخاطبان می‌رساند و باعث آگاه شدن آنان نسبت به محیط پیرامون می‌شود.

اما در کنار این کارکرد مثبت، دو کژکارکرد نیز وجود دارد که در صورت عدم مهار، می‌توانند پویش‌های اجتماعی را به بی‌راهه کشانده و تأثیرات مخربی بر سلامت روان جامعه بگذارند. این دو کژکارکرد، «وحشت‌افکنی» و «بی‌حسی اجتماعی (تخدیر)» هستند.

پس از قتل الهه، شاهد محتواهایی در شبکه‌های اجتماعی مثل آموزش دفاع شخصی در خودرو، مطالبه مجوز حمل اسپری فلفل برای بانوان، یا حتی منع دختران از تردد با تاکسی توسط خانواده‌ها و غیره بودیم.

برخی از این محتواها به سرعت فراگیر شدند. اما باید هوشیار بود که اگر این رویکرد به افراط کشیده شود، کژکارکرد وحشت‌افکنی را رقم خواهد زد.

اهالی رسانه باید با دقت عمل کنند تا انتشار مکرر مصادیق خشونت علیه زنان و تولید محتوا در رابطه با آن، به خشونت دگرباره‌ای علیه زنان تبدیل نشود و منجر به ترس و وسواس بی‌مورد در اجتماع زنان نشود.

کژکارکرد دیگر رسانه، تخدیر جامعه است. تکرار مکرر اخبار خشونت‌آمیز پیرامون یک موضوع خاص، می‌تواند تأثیر معکوسی بر مخاطبان داشته باشد.

این تکرار، به تدریج منجر به بی‌حسی و بی‌تفاوتی می‌شود؛ به گونه‌ای که مخاطب دیگر انگیزه‌ای برای اقدام و مطالبه اصلاح وضعیت نخواهد داشت.

فرض کنید که تولید محتوا در زمینه آموزش دفاع شخصی فراگیر شده است، آیا واقعاً امنیت زنان افزایش می‌یابد؟

لزوماً این‌گونه نیست. ممکن است این رویکرد باعث شود زنان دائماً احساس عدم امنیت داشته باشند، هر اتفاقی را تهدید بپندارند، یا حتی خود را در خانه حبس کنند.

در برخی موارد نیز، مردم ممکن است این آموزش‌ها را کافی ندانند یا معتقد باشند که در شرایط بحرانی، اضطراب مانع به‌کارگیری آموخته‌ها شده و فرد را در برابر متجاوز، متعرض یا قاتل، آسیب‌پذیرتر می‌سازد.

از همین رو، باید توجه داشت که اگر پس از انتشار اخبار خشونت‌بار که منجر به ترس و وحشت در جامعه می‌شود، واکنش‌های محافظتی ارائه‌شده غیرکارآمد تلقی شوند، نتیجه می‌تواند «تخدیر» یا «وحشت» در مخاطبان باشد.

مطالبه‌گری موثر: ضرورت اقدام و قانون‌گذاری

با وجود غفلت حاکمیت از حوزه‌های مختلف آسیب‌های اجتماعی از جمله مسائل مربوط به زنان، اکنون به نظر می‌رسد که مسائل و معضلات اجتماعی به خصوص مسائل مرتبط با زنان در بستر جامعه و همچنین ارکان سیاست‌گذاری اولویت پیدا کرده‌اند.

زنان، بدون ترس از قضاوت، خاطرات خشونت‌هایی که متحمل شده‌اند را بازگو می‌کنند.

اگر این بازگویی تجربیات، به مطالبه‌ای واحد و ارائه راهکاری فراگیر و کارآمد برای پیشگیری از خشونت علیه زنان منجر نشود، می‌تواند همان کژکارکردهای مخربی را که ذکر شد، به دنبال داشته باشد.

به عنوان یک گام اساسی، مطالبه جمعی زنان باید از دستگاه قانون‌گذار باشد. در این شرایط ضروری است که مجلس شورای اسلامی، هرچه سریع‌تر لایحه منع خشونت علیه زنان را تعیین تکلیف کند.