به گزارش اصفهان زیبا؛ مجموعه فرهنگی خاتمالاوصیا که حالا یک دهه از فعالیت آن میگذرد، بهعنوان یکی از مجموعههای فرهنگی پسرانه شهر اصفهان، تمرکز بر فرایند تربیتی منظم و مدون را وجه تمایز کارش میداند و خود را مجموعهای نخبهپرور معرفی میکند.
همچون گزارشهای پیشین، اینبار به سراغ معرفی یکی دیگر از مجموعههای فرهنگی شهر رفتیم.
همانطور که پیش از این هم بیان شد، در کلانشهر اصفهان کانونهای فرهنگی مختلفی با رویکردهای متفاوت تأسیس شدهاند که هریک با تمرکز بر ابعادی از برنامههای فرهنگی و تربیتی مشغول فعالیت هستند.
این بار به سراغ مجموعه فرهنگی پسرانه خاتمالاوصیا رفتیم و عماد طیبی، مؤسس و مدیر راهبردی مجموعه، از چگونگی تشکیل و فعالیت آن به «اصفهانزیبا» میگوید.
لطفا از روزهای اول مجموعهتان بگویید. چطور شد که خاتمالاوصیا شکل گرفت؟
مجموعه خاتمالاوصیا از 1391 بهطور رسمی آغازبهکار کرد. آن زمان عمده دلیلی که ما را به سمت تأسیس یک مجموعه برد، نقدهایی بود که درخصوص فعالیت کانونهای فرهنگی مطرح میشد.
مثلا چه نقدی؟
عمدهاش نظاممندنبودن فعالیت کانونها بود یا اینکه مبنامحور نبودند؛ برخی هم پارهوقت زمان میگذاشتند؛ اما همانطور که گفتم، دلیل اصلی که باعث شد خودمان دست به عمل بزنیم، این بود که بهدنبال یک کار فرهنگی منظم و ساختارمند بودیم.
الان سازوکار مجموعهتان به هدف ابتدایی نزدیک است؟
در کارهای فرهنگی و تربیتی نمیتوان دنبال خروجی یکسان برای همه اعضا باشیم؛ ولی در حد توانمان تلاش کردیم به این هدف برسیم.
همین که ما یک نظامنامه تربیتی داریم و برای طول مدتی که نوجوانان با مجموعه در ارتباط هستند، برنامهها و ساختارهای سازمانی، مالی و اجرایی را مشخص کردهایم، وجه مثبت کار است.
الان مجموعه بر چه نوع فعالیتهای فرهنگی تمرکز دارد؟
مجموعه ما عمدتا بهدنبال نخبهپروری بوده و فضای غالب بر مجموعه هم فعالیتهای فکری است؛ بهعنوانمثال، کلاسهایی که برگزار میشود، روی تفکر نقاد نوجوانان کار میکند یا حتی در مقطع دبستان، بچهها بازیهای فکری انجام میدهند.
آیا فعالیتهای مجموعه خاتمالاوصیا صرفا برای پسران است؟
بله؛ «خاتمالاوصیا» عنوان مجموعه پسرانه است و اسم مجموعه دختران، «ربیعالانام» است که چهارچوب جداگانهای هم دارد.
از چه پایههای تحصیلی پذیرش دارید؟
الان از دانشآموزان پایه سوم به چهارم در مجموعه داریم تا شاخههای دانشجویی. از آن موقعی که شروع کردهایم تا الان شش دوره فارغالتحصیل داشتهایم.
از طرحها و برنامههایتان بگویید.
مجموعه خاتم از قالبهای تربیتی متفاوتی استفاده میکند؛ از برپایی کلاس و حلقه گرفته تا برگزاری هیئت، اردو، بازدید، آموزش اولیا و فعالیت در منزل. مثلا در طول هفته پایههای مختلف در روزهای مشخص به مجموعه میآیند و کلاسهایشان برگزار میشود.
پنجشنبهشبها هیئت برگزار میشود. صبح جمعهها فوتبال داریم. علاوهبر اردوهای زیارتی سالانه، هر فصل اردوهای تربیتی برگزار میشود. برخی فعالیتها نیز مخصوص منزل است؛ مثل تحلیل مستند یا انتخاب یکی از کتابهای شهید مطهری و خلاصهکردنش.
برخی از کلاسها را نام ببرید.
بهعنوانمثال، دبستانیها کلاس تجوید و روخوانی قرآن، بههمراه کلاس داستانخوانی و بازی دارند. متوسطه اولیها، کلاس سیر عقاید و اخلاق دارند. متوسطه دومیها کلاسهای تخصصیتر دارند که به انتخاب خود دانشآموزان است؛ مثلا کلاسهای فلسفه، مدیریت، برنامهنویسی و رسانه. چنین بستههایی ارائه میشود و خود دانشآموزان میگویند که چه کلاسهایی باشد.
ماهیت اردوهای تربیتی چیست؟
بهعنواننمونه، یکی از اردوها به اسم شگفتی آفرینش مخصوص پایههای پنجم و ششم است؛ به این صورت که بچهها باید در مکانی طبیعی تعداد مختلفی از حشرات سالم را جمعآوری کنند.
تنوع بیشتر حشرات، امتیاز بیشتری دارد؛ سپس درباره حشرات کلیپ میسازند، سخنرانی میکنند، تابلوبرگ مفهومی میسازند و از دل خاک ماکت درست میکنند؛ علاوهبراین، زمانی هم با چوپان منطقه، گوسفندان را به چرا میبرند.
درواقع در این سیری که بچهها طی میکنند و با خاک و گیاه و حیوان و انسان در تعامل هستند، متوجه میشوند هرچه رشد بیشتری صورت گیرد، پیچیدگی خلقت بیشتر میشود و به تمایز انسان با سایر مخلوقات پی میبرند.
برگزاری چنین اردوهایی، با رویکرد اولیه تفکرمحوری که اشاره کردید، همراستاست؟
بله، کاملا. این مواجههها باعث تفکر در هستی میشود یا مثلا در اردوی سواد رسانهای که داریم از بچهها میخواهیم یکی از اخبار دو هفته اخیر جامعه را انتخاب و بر اساس آن، یک بسته خبری علیه جمهوری اسلامی آماده کنند.
سپس با همان موضوع به نفع جمهوری اسلامی یک بسته خبری تهیه میکنند.
به این صورت بچهها متوجه میشوند که چطور اخبار در رسانه میتواند تغییر کند؛ در اردوی سواد هنری نیز بچهها با موضوع مشخصی نقاشی میکشند، غذا میپزند، تزیین میکنند، روی لباسها طرح میزنند و…
البته تفکرمحوری به معنای کار اجرایینکردن نیست؛ بچهها در مجموعه مسئولیت هم به عهده میگیرند.
بهعنواننمونه، برگزاری هیئتهای محرم و صفر و فاطمیه هریک به عهده یکی از پایههای تحصیلی است؛ همینطور درباره فعالیتهای مجموعه، الان بخشی از حسابداری خاتم، به عهده برخی از اعضاست.
چند نفر عضو هستند و در این برنامهها شرکت میکنند؟
حدود 100 الی 120 نفر عضو فعال حاضر در برنامهها داریم.
این تعداد مخاطبی که گفتید، بومی مکان مجموعه هستند؟
ما برنامههایمان را متناسب با مردم منطقه طراحی کردهایم که بتوانند رفتوآمد نسبتا راحتی داشته باشند.
در حال حاضر 80درصد مخاطب ما از خیابانهایی مثل خواجو و پروین و خوراسگان است؛ ولی هستند افرادی که از مسافتی دورتر مثل خیابان امامخمینی هم میآیند.
تعداد کادر اجراییتان چند نفر است؟
نزدیک به 15 معلم تخصصی، هرکدام بسته به اینکه درسهایشان ارائه شود یا نه، در مجموعه مشغول هستند و پنج نفر هم کادر اجرایی داریم.
باتوجهبه توضیحهایی که از چگونگی فعالیتهایتان ارائه کردید، یک سؤال مبنایی بپرسم: چطور شد که به سمت کانون فرهنگی ساختارمند رفتید؛ یعنی در مقابل آن نگاهی که میگوید کار فرهنگی باید هیئتیگونه باشد؟
وقتی میگوییم کار ما سازمانمند است، تفاوت دارد با اینکه یک ساختار خشک و بدون انعطاف داشته باشیم. ما به برنامه منظم قائل هستیم؛ به شرطی که بهروزرسانی شود.
این نظمی هم که به آن پایبندیم، اصلا همان دلیلی بود که باعث شد به فکر تأسیس یک مجموعه فرهنگی بیفتیم.
وقتی کار تربیتی است، حتما باید ساختار داشته باشد؛ ولی موقعیتمحور. الان یکی از چالشهای مجموعههای فرهنگی این است که نیروی داوطلب جهادی ندارند.
درحالیکه برای نسلهای قبلی مسئولیتداشتن در یک محیط فرهنگی امتیاز بود، الان نیروها بهدنبال درآمد هم هستند.
در چنین شرایطی، اگر مجموعه ساختار اقتصادی نداشته باشد، نمیتواند دوام بیاورد؛ مثل بسیاری از مجموعههای فرهنگی که کمرونق شدهاند.
ازایندست چالشهایی که با نسل جدید دارید، بازهم بیان کنید.
مسئله امروز این است که نیروها انگیزه ندارند؛ البته این مخصوص فعالیتهای فرهنگی نیست و نمود آن را در مدارس و دانشگاهها با میانگین نمراتشان میتوانید ببینید.
در باب مسائل مالی که گفتید، مواجهه خاتمالاوصیا با دانشآموزانش چیست؟
نگاه ما این است که دانشآموز تا قبل از ورود به دانشگاه نباید درآمدزایی داشته باشد؛ چراکه باعث ترک تحصیلش میشود.
افرادی بودهاند که مثلا کل سیمکشی مجموعه را انجام دادهاند، ولی بازهم حقالزحمهای دریافت نکردهاند.
البته دانشآموزان پایه نهم که در مدرسه مجموعه تحصیل میکنند، یک دوره کارآموزی را میگذرانند و کلاسهای مجموعه هم درباره سواد مالی و مدیریت و مواردی ازاینقبیل است؛ ولی بستر درآمدزایی فراهم نمیکنیم.
در خصوص دانشجویان، وضعیت برعکس است؛ حتی اگر نخواهند، بازهم بسته به وضعیت سابقه کار و تأهل و فرزند، حقوق دریافت میکنند.
به این صورت که متناسب با ماهیت مجموعه که فعالیتهای تربیتی و فرهنگی است، دانشجویان کارشناسی در خود مجموعه بهعنوان معلم و کادر اجرایی شاغلشده و دانشجویان کارشناسیارشد، در مدرسه مجموعه مشغول میشوند.
تأمین مالی مجموعه به چه صورت است؟
مبتنیبر شهریه است.
آیا دلیل خاصی دارد؟
ازیکطرف شاید نتوانستهایم خیر دائمی پیدا کنیم و ازطرف دیگر هم نخواستهایم به خیرین، خصوصا دولتیها وابسته باشیم.
اگرچه این موضوع باعثشده پیوسته تحتفشار بوده و با مشکلاتی مثل فقدان مکان ثابت مواجه باشیم، این خودبسندگی برای مجموعه ما مهم است.
وقتی مجموعهای با هزینه خانوادهها اداره میشود، دائما پویاست و باید فعالیتهایش را طوری پیش ببرد که رضایت خانواده را در پی داشته باشد.