به گزارش اصفهان زیبا؛ مهمترین نکتهای که در شرایط فعلی باید به آن تامل کرد این است که با وجود تمامی آسیبهایی که متحمل شدهایم، همچنان در موقعیت برتر قرار داریم.
برای توضیح این موضوع مثالی میزنم:. وقایع سال ۱۳۶۰ برای کشور ما بسیار سخت و سنگین بودند. به اعتقاد من، هنوز نتوانستهایم جایگزینی برای شهید بهشتی پیداکنیم.
البته ممکن است جای برخی دیگر از شهدا مانند شهید مطهری، توسط افرادی همچون مرحوم آیتالله مصباح پر شده باشد، اما جایگاه شهید بهشتی همچنان خالی است.
این وقایع دشوار، واکنشی به کنشی بزرگ به نام انقلاب اسلامی بودند. اگر این دو را بر روی کفههای ترازو قرار دهیم، هرچند وقایع سال ۶۰ تلخ و دردناک بودند، اما وزن انقلاب اسلامی سنگینتر است.
سنگینی کفه ضربه 7 اکتبر، با وجود ضرباتی که دریافت کردهایم
به نظر بنده، نباید بهسادگی از کنار واقعه ۷ اکتبر گذشت. این واقعه ضربه سنگینی به رژیم صهیونیستی وارد کرده است.
اگر بخواهیم این واقعه را در ترازوی تحلیل بگذاریم، حتی با وجود تمامی سختیهایی که امروز متحمل میشویم، از جمله شهادت سید حسن نصرالله، و حتی سختیهای احتمالی آینده ـ به شرطهایی که بعداً عرض خواهم کرد ـ همچنان وزن ضربهای که اسرائیل از ۷ اکتبر خورده، سنگینتر است. ترسیم این روند رو به جلو بسیار مهم است.
راه برخورد با جریان نفاق
ما با مسائل داخلی فراوانی مواجهایم، اما از منظر مبانی دینی، وقتی در قالب یک پیکره واحد قرار میگیریم، دیگر نمیتوانیم برخی جریانات را جداگانه قلمداد کنیم. بهعنوان مثال، جریان نفاق که از سختترین جریانات محسوب میشود، باید از طریق تبیین از صحنه خارج شود، نه با برخورد.
نباید خطکشی صورت گیرد و اعلام شود که منافقان آن طرف هستند و ما این طرف. بلکه با تبیین درست باید آنها را از عرصه خارج کرد.
لذا، تأکید دارم که ما با مسائل داخلی آشنا هستیم. میدانیم که جریان مذاکره در کشور فعال است. میدانیم بسیاری از ضرباتی که دریافت کردهایم، ناشی از تحلیل نادرست برخی افراد از صحنه است.
اما اکنون وحدت کلمه در کشور اهمیت حیاتی دارد. دشمن نیز کاملاً مشخص است که در ادامه عرض خواهم کرد ـ و آن هم آمریکاست.
از اینرو، نکته دوم این است که در هر بیانی و هر تبیینی باید نسبت به وحدت کلمه توضیح داد، آن را حفظ کرد، و هر جریان ضد وحدت را باید از عرصه حذف کرد.
البته، وحدت به این معنا نیست که تحلیلهای غلط را تبیین نکنیم. اتفاقاً بنده معتقدم باید دیدگاههای نادرست بهخوبی تبیین شوند و گفته شود این نگاه نادرست است.
اما این تبیین نباید به خطکشی و معرفی فرد یا جریانی برای حذف تبدیل شود. این نوع اختلافات نباید شکل بگیرد.
دشمن اصلی روبروی ما؛ آمریکا
نکته بعدی، که بسیار مهم است، این است که در برابر ما، اسرائیل قرار ندارد؛ آمریکا قرار دارد. بنده شخصاً معتقدم واکنش جمهوری اسلامی باید متوجه آمریکا باشد.
این نکته بسیار مهمی است و تحلیل صحنه را باید بهدرستی انجام داد. از اشتباهترین تحلیلها در شرایط کنونی، تفکیک میان گروسی، نتانیاهو، ترامپ و دیگران است.
ما باید صریحاً اعلام کنیم که دشمن اصلی ما آمریکاست، همانطور که ترامپ نیز آشکارا این مسئله را بیان کرده است.به نظر بنده، این موضوع باید مورد تأکید جدی جنبش دانشجویی نیز قرار گیرد.
هدف باید آمریکا باشد. حتی اگر ضربات ما به اسرائیل بسیار شدید و همراه با تلفات انسانی باشد، باز هم تأثیر کمی خواهدداشت، مگر اینکه به ریشه بزنیم. این نیز نکتهای بسیار اساسی است.
پیروزی با اخلاص، اراده و وحدت ملیست نه توانمندیهای نظامی
نکته مهم دیگری که به نظر بنده به کار تبیین نیاز دارد، این است که پیروزی و شکست در صحنه، وابسته به توانمندی فیزیکی، فناوری، نظامی یا اقتصادی نیست.
نباید از آغاز جنگ بهدلیل قدرت بیشتر طرف مقابل یا تخریب برخی زیرساختها هراس داشته باشیم.
بله، ممکن است پدافند ما آسیب دیده باشد یا برخی مراکز مورد حمله قرار گرفته باشند. اما نباید از این مسائل ترسید. پیروزی و شکست به اراده، وحدت، فهم صحنه و انسجام بستگی دارد.
طبیعی است که این مسیر هزینهبر و دشوار خواهد بود. ممکن است فهرست بلندبالایی از اهداف مورد حمله وجود داشته باشد؛ از نیروگاهها و پالایشگاهها گرفته تا صداوسیما و دیگر مراکز مهم.
اما این وضعیت با اراده و تصمیم و وحدت ملی قابل تغییر است. همانطور که در گذشته ۱۸ کشور با ما وارد جنگ شدند که از نظر تسلیحات و منابع مالی بر ما برتری داشتند، اما اراده ملت ما بر آنها غلبه کرد و کشور را حفظ کرد. امروز نیز همین مسئله صادق است.
شهادت برای ما ترسناک نیست
سختی دارد، اما برای ما مسئلهای مانند شهادت، ترسناک نیست؛ در حالی که برای طرف مقابل بسیار هراسآور است.
درست است که از بین رفتن زیرساختهای ما برای ما دشوار است، اما برای آنان، بازسازی زیرساختها با پول، امری ساده است. در نهایت، این موازنه با خون حل خواهد شد، نه با پول. به شرط آنکه نیتخالص، انگیزه الهی و وحدت کلمه در میان باشد.
این نکتهای بسیار کلیدی است که باید مورد توجه قرار گیرد. طبیعی است که اگر ارادهای مستحکم در کشور شکل بگیرد، طرف مقابل عقبنشینی خواهد کرد. در همین زمینه، ما باید در داخل کشور نیز تدابیری اتخاذ کنیم تا مردم منسجم شوند.
نقل قولی از شهید بهشتی وجود دارد که در آغاز جنگ، مسئولان را گرد هم آورد و دو نکته را بیان کرد: اول اینکه نان و پنیر مردم را تأمین کنیم، و دوم اینکه مردم را وارد صحنه جنگ کنیم. این نکتهای است که اکنون نیز باید مدنظر قرار گیرد.
باید در حوزه اقتصاد و دیگر حوزهها اقداماتی انجام شود.اگر مستکبران داخلی مهار شوند و مردم احساس کنند منابع و ظرفیتهای کشور بهصورت عادلانه توزیع میشود، نگرانی بابت تحمل شرایط سخت نخواهیم داشت.
همانطور که پیشتر عرض شد، انقلاباسلامی هزینههایی همچون وقایع ۶۰ و جنگ تحمیلی را بهدنبال داشت اما ما را قوی و مصون کرد. اکنون نیز واقعه ۷ اکتبر هزینههایی دارد. اما اگر مقاومت کنیم، ما را قویتر خواهد کرد و به فضل الهی از این مراحل نیز عبور خواهیم کرد.
نهضت تبیین
نهضت تبیین نیز باید با جدیت دنبال شود. اکنون نباید وقت را صرف پرداختن به مسئولان و مناقشه با آنان کرد، بلکه باید مفاهیم کلان و اساسی برای مردم تبیین شوند.
شرایط امروز با سال گذشته متفاوت است. اکنون صورت مسئله برای بسیاری روشن شده است. امیدوارم مسئولان نیز با تکیه بر فضل الهی و هدایت رهبری، با شجاعت بیشتری عمل کنند.
بر آنچه در ابتدا عرض کردم مجدداً تأکید میکنم: فرمایش رهبری فراموش نشود که ۷اکتبر هم برای ما وجودی است، هم برای آنان. این مهمترین باور ماست. باید خط سازش را نیز برای مردم تبیینکرد. لیبی، و سایر نمونهها را میتوان مثال زد.
خسارات و سختیهای مادی قابل جبراناند؛ اما اگر اعتبار یک ملت آسیب ببیند و ضربهپذیر شود، بازیابی آن دشوار خواهد بود.