به گزارش اصفهان زیبا؛ ارتباط قلبی ایرانیان با شعر فارسی موضوعی انکارناپذیر است و رد این ادعا را میتوان در عمر هزارانساله شعر فارسی بهوضوح دید. شعر قطاری است که هیچگاه متوقف نخواهد شد و تا ابد مسافران دلدادهاش را با خود به همراه خواهد برد.
شعر از عمق وجود شاعر سرچشمه میگیرد و به عمق وجود مخاطب راه مییابد. به همین دلیل، یکی از ابزارهای انتقال مفاهیم و معانی برجسته و تعیینکننده شعر است. شاعر اگر بتواند مفاهیم والای انسانی را همچون عشق و ایثار و رنج و مصیبتها را در قالب واژگانش خلق و بازآفرینی کند، کاری کرده کارستان و تأثیر چشمگیری بر مخاطب و بلکه بر سرنوشت یک ملت خواهد گذاشت. بنابراین شاعران در بزنگاههای تاریخی، همپای رهبران جامعه میتوانند روح و عاطفه یک ملت را راهبری کنند. شعر میتواند همبستگی ملی ایجاد کند و تا قرنها بر سر زبانها بماند و یک جامعه را جهتدهی کند.
در روزهای گذشته که خاک و آسمان وطن گرامیمان در چنگالهای کوچک و ضعیف قوم اسرائیلی گرفتار شده، واژگان پرتلاطم شاعران میهن دست عواطف و احساسات هممیهنان را گرفته و با خود به عمق معانی بردهاند. شعر شاعران در این روزها از جنس همان شعر حماسی است که قرنها پیش فردوسی بزرگ سروده بود؛ سرشار از غیرت و رجز و حماسهآفرینی و قهرمانپروری؛ حماسهسراییهایی که آرامآرام تبدیل به غزلهای عاشقانه میشوند.
نادر ابراهیمی در «با سرودخوان جنگ، در خطه نام و ننگ» گفته است: «شاعر! هرگز باور نکردهای که از حماسه به غزل میتوان رسید. هرگز باور نکردهای. اینک، همقلم با شاعر تاریخ، برای مردمی که سخت میجنگند، که خوب میجنگند، که میدانند چرا میجنگند، بیا و مرثیههای نو بساز، و تعزیههای نو … اما جامه مرثیهها و تعزیههایت را بر تن حماسه بپوشان تا از آن میان، تغزلی عاشقانه سربرآورد.
شاعر! هرگز باور نکردهای که از حماسه به غزل میتوان رسید. نه؟ هرگز باور نکردهای؟»
همین چند سطر از نادر ایران گویای تکلیف شاعران در این بزنگاه تاریخی است؛ بزنگاهی که میتواند تبدیل به حماسه و ماده خام حماسهسرایی شود.
در همین راستا با بهجت فروغی مقدم، شاعر اصفهانی، درباره شعر حماسی و تأثیر آن در این موقعیت که کشور درگیر جنگی تحمیلی شده است، گفتوگو کردهایم.
شعرهای حماسی چگونه شکل میگیرند؟ این شعرها چه ویژگیها و معیارهایی دارند؟
شعر حماسی گونهای از ادبیات مقاومت و شعر آیینی است که همانطور که در آثار برجسته و فاخر ادبی، ملی، حماسی و مذهبی جهان از جمله شاهنامه فردوسی و گرشاسبنامه اسدی طوسی مشاهده میکنیم، هویت و تاریخ، فراز و فرودها و رویدادهای مختلفی را که در گذر دوران در یک سرزمین رخ داده است، در قالب شخصیتهایی قوی و حماسهآفرین با زبان استوار و فخیم شعر بهصورت داستان بلند روایت میکنند.
ادبیات حماسی در ایران بهطور کلی به دو دسته حماسههای ملی و دینی تقسیم میشود. ریشه و پیشینه روایتهایی که دستمایه سرودههای حماسی هستند، معمولاً یا شفاهی و نقلقولهای سینهبهسینه است که اغلب ریشههای تاریخی دارند، یا اشعار پراکنده بهجامانده از شاعران و گویندگان پیشین است که برای برجستهسازی و بزرگنمایی با جنبههایی از افسانه و اسطوره آمیخته شدهاند.
ویژگی ادبیات حماسی، برجستهسازی ابعاد روحی و روانی قهرمانان خارقالعاده داستانهای حماسی از جنبههای قهرمانی، وطنپرستی، خصوصیات بارز انسانی و تشخصهای روحی و روانی همچون شجاعت و پاکدامنی و خردورزی است.
قالب مناسب برای حماسهسرایی چیست؟
همانطور که میدانیم، بزرگترین اثر فاخر ادبی و حماسی کشور ما، یعنی شاهنامه فردوسی، در قالب مثنوی سروده شده است. در قالب مثنوی هر بیت قافیهای جداگانه دارد و شاعر را محصور در تنگنای قافیه نمیکند و امکان اطاله کلام را به شاعر میدهد و حسی حاکی از انتظار و هیجان برای پیگیری داستان را به مخاطب القا میکند. به همین دلیل، قالب مناسبی در بیان داستانهای بلند و شاخوبرگ دادن به عناصر این داستانهاست.
از قالب غزل هم در برخی موارد برای حماسهسرایی استفاده میشود؛ اما با توجه به حال و حوصله مخاطب، خصوصاً در زمان حاضر، میتوان از قالبهای شعری کوتاهی مثل دوبیتی و رباعی با زبانی فخیم و استوار و ادبی به بیان ابعاد مختلفی از حماسه یک ملت پرداخت یا به شکلی رجزگونه برتریها و پیشینه هویت یک ملت را برجستهسازی کرد.
برخی از شعرهای سپید و نیمایی روزگار معاصر هم توانستهاند بهخوبی از عهده بیان روایت حماسههای ملی برآیند؛ اما عنصر وزن به دلیل اینکه بار زیادی از ارائه مطلب را در نمایش عناصر حماسی یک شعر بر دوش میکشد، طبعاً اشعار آهنگین و رجزگون را بیشتر در اذهان ثابت و ماندگار میکند.
یکی از گونههای بیان شعر حماسی، رجزخوانی است که معمولاً قهرمانان داستان پس از ورود به میدان جنگ خود را و اصل و نسبشان را معرفی کرده و با بیان ویژگی سببی و نسبی خود در دلاوری و شجاعت باعث ایجاد رعب و وحشت در سپاه دشمن میشدند. این نوع بیان در حماسه عظیم عاشورا در معرفی قهرمانانی که به میدان جنگ وارد شده و پس از معرفی اصل و نسب و زمینههای شجاعت و دلیری خود و خاندان خود، هماورد میطلبیدهاند، بهطور مشهود و برجستهای نمایان است و در ادبیات ملی ما نیز بهویژه در شاهنامه وجود دارد.
شعر حماسی بر مخاطب چه تأثیری میگذارد؟
شعر حماسی با ایجاد حس غرور ملی و هویت، تقویت روحیه جمعی، انگیزهبخشی و ایجاد هیجان، ایجاد حس همدلی و وحدت ملی، بیان هویت و تاریخ و فرهنگ یک ملت و با ارائه الگویی از فداکاریها، شجاعتها، وفاداری و ایثارها و برجستگیهای شخصیتی و هویتی یک مرز یا یک ملت احساساتی مثل غرور، هیجان، اندوه و خشم را در مخاطب برمیانگیزد و او را به تفکر و تأمل وامیدارد.
آیا حماسه میتواند بر شکلگیری هویت ملی تأثیرگذار باشد؟
جواب این سؤال قطعاً مثبت است. همانطور که میدانیم، بخش بزرگی از تاریخ و هویت ملی و مذهبی و روحیه شهادتطلبی و ایستادگی ملت ما با حماسه عظیم عاشورا و رشادت امام حسین (ع) و یاران ایشان گره خورده است.
شعر حماسی با اینکه یک عامل مستقیم بازدارنده در برابر بیگانگان نیست، باعث تقویت حس غرور و سرافرازی ملی، همگرایی و همبستگی برای یک آرمان مشترک و گسترش روحیه جمعی و برجستهسازی هنجارهای معنوی، فرهنگی و اخلاقی و در نهایت ارتقای سطح آرمانها، عمقبخشی به نگرش و در نهایت تابآوری و استقامت و ایثار و فداکاری مخاطبان میشود.
اشعار حماسی چگونه در شرایطی که کشور در حالت جنگ قرار دارد، میتواند به فضاسازی در جامعه کمک کند؟
با توجه به غنای ادبی مردم ما و پیشینه پرافتخار ادبی و فرهنگی و ملی و مذهبی ما، قطعاً شعر حماسی یکی از عوامل فرهنگی تأثیرگذار در زمان حاضر برای ایجاد روحیه امید و تلاش و حرکت در مردم جامعه در برابر تسلیم و وادادگی است.
اما اینکه چگونه میتوان از شعر در رسوخ به لایههای عمیق تفکر افراد در هویت بخشی و ایجاد انگیزه استفاده کرد، سؤالی است که پاسخ آن استفاده از ابزار پیشرفته و بهروز در اطلاعرسانی است.
همانطور که میدانیم، یکی از انواع جنگها در زمان حاضر جنگ رسانهای است و ابزاری همچون نور و صدا و رنگ قابلیت ویژهای در جذب فکر و اندیشه مخاطب دارند.
از آنجا که انسان فطرتاً طالب آزادگی، دلیری، اخلاقمداری و شجاعت است، شعرهای حماسی با محتوای اخلاقی، پهلوانی، ملی و مذهبی همچنان در میان مخاطبان باارزش تلقی میشوند. مخاطب و سلیقه و ذائقه او باید در انتخاب موضوع و سبک شعر مورد توجه قرار گیرد.
ارائه شعر در قالبهای کلیپ، پوستر، موسیقی، دیوارنگاره و انواع ابزارهای رسانهای بهروز میتواند به تأثیرگذاری اثر کمک کند.
شاید امروز جوانان ما بهدلیل کثرت اطلاعاتی که در لحظه با آن مواجه میشوند، وقت و حوصله کافی برای تعمق در آثاری مثل شاهنامه و حافظ و سعدی و … را نداشته باشند؛ ولی میشود تکبیتها یا تکمصراعهایی از این آثار فخیم را در دیوارنگارهها، پوستر و در فضای مجازی برجستهسازی کرد تا بهصورت یک تلنگر یا یک اشاره کوتاه پیشزمینههای فکری و فرهنگی، هویتی و مذهبی را در ذهن افراد بازسازی و برجستهنمایی کند و افراد را به تفکر و اندیشه واداشته و از انفعال بازدارد.
و اما نکته برجستهای که در زمینه ادبیات حماسی همیشه و همهجا مد نظر است و مخصوصاً در این ایام که مصادف با ماه محرم است، حماسه عظیم عاشوراست. ادبیات حماسی ما پیوند جداییناپذیری با قهرمانان زنده و جاویدان حماسه عاشورا و سرور آزادگان جهان، امام حسین (ع) دارد.
ادبیات مقاومت ما به عنوان بخشی از ادبیات حماسی، با الگو گرفتن از ایثار و شهادت امام حسین (ع) و یاران ایشان ادبیاتی غنی و ریشهدار است که صرف نظر از ابعاد ملی و وطنپرستی، بعد فراتری از ایثار و فداکاری و مقاومت را که همه جلوههای برتر انسانی و الهی را در تابلویی به نام «ظهر عاشورا» به تصویر کشیده است، پیش روی ما قرار میدهد.
شکی نیست که فرهنگی با چنین پیشینه عظیم ملی و مذهبی و شاعرانی همچون محتشم کاشانی، شهریار و… که یک تکبیت از آنان بر دیوارنگارهای، تا عمق دیوارهای ذهنی افراد رسوخ میکند و ذهنها را به اندیشه و آزادگی و مقاومت دعوت میکند، به یاری خدا دست برتر را به مصداق «انتم الاعلون» در همه برهههای سخت خواهند داشت و بر این اساس که «ای برادر تو همه اندیشهای …»، اندیشههای مردم این مرز کهن که میراثدار ادب و هنر و فرهنگی آمیخته با حماسه عظیم عاشورا و قهرمانان ملی است، با ایمان به این که هر روز عاشورا و هرجا کربلاست، در هیچ زمان و مکانی با ترس و تهدید و شکست میانهای ندارد.
نمیتوانی از این خاک ناپدید کنی
اگر تمامی این نسل را شهید کنی
اگر که دفتر تاریخ را بسوزانی
اگر که صفحه تقویم را جدید کنی
اگر که از همه سو تیغهای دندانتیز
برای قطع سر سروها خرید کنی
زمین بذر جدیدی شیار خواهد خورد
اگر که بارش خمپاره را شدید کنی
گمان نبر که سپیدارهای سرکش را
به لرزهای بتوانی شبیه بید کنی
به راز روشن این راه پی نخواهی برد
برای قفل دلت هرچه را کلید کنی
حسین قافلهاش خیمهخیمه در راه است
مباد بیعت با لشکر یزید کنی!