به گزارش اصفهان زیبا؛ در سالهای گذشته زیاد پیش میآمد که در صحبتهایمان از معادلات بازدارندگی میگفتیم؛ از اینکه نکند بار دیگر کشورمان دچار جنگ مستقیم شود و با چه اقدامهایی میتوان موازنهای را طراحی کرد تا دشمن جرئت نکند به کشورمان تعدی کند.
اما برای پاسخ به همین پرسش در چند روز گذشته باید زوایای متفاوتی از قبل را در نظر بگیریم و اصلا بهتر است اینطور بپرسیم که آیا در این نبرد نیز میتوان در جستوجوی چنین بازدارندگی بود؟ برای پاسخ شاید بهتر باشد ابتدا دریابیم که این جنگ، از چه جنسی است و آیا تلاش برای رسیدن به یک موازنه قدرت، نقطه پایان آن است؟
اما پیشازاین لازم است اهمیت پرداختن به چنین مباحثی را یادآوری کنیم. ازآنجاکه در هر تقابلی نگرش افراد بر چگونگی کنششان تأثیر میگذارد و به طور عامتر عقاید یک ملت نقش کلیدی در چگونگی واکنش کشورشان نسبت به متخاصم دارد، لازم است در شرایط فعلی پرداختن به چنین پرسش و پاسخهایی را جدی بگیریم. این تبیینگریهاست که میتواند گوش به گوش میان مردم منتقل شود و فضای عمومی جامعه را آرام یا متشنج کند.
توجه به ماهیت رژیم صهیونیستی که درواقع بازوی استعماری آمریکا در منطقه ماست، میتواند ما را در فهم اینکه این نبرد از چه جنسی است، کمک کند.
رژیم جعلی بیآنکه نسبتی با تاریخ و جغرافیای غرب آسیا داشته باشد، با جنایت، خونریزی و کوچاندن مردم بومی با حمایت انگلستان و غرب به وجود آمد و فلسطین را که روزگاری به امپراتوری عثمانی متعلق بود، اشغال کرد؛ عملی که خروجی آن پدیدآمدن رژیمی استعماری بدون ملت وجغرافیا بود.
اسرائیل موجودیت غیرطبیعی و متفاوتی با سایر کشورهای منطقه داشت و همین غیرطبیعی بودن، جنایتها، خوی وحشی و استعماریاش موجب شده بود در تقابل با کل ملتهای این منطقه قرار گیرد.
بر اساس آنچه از نحوه شکلگیری این رژیم بیان شد و عدم مقبولیتی که در میان کشورها داشت، تنها راهحل بقا را در همان خوی خشونتطلبیاش یافت؛ به این معنی که اگر همچون توده سرطانی اشغال و جنایت خود را گسترش ندهد، توان باقیماندن در این جغرافیا را نخواهد داشت.
به همین جهت در طول حیات ننگین خود از هر فرصتی برای اشغال دیگر سرزمینها بهغیراز فلسطین، نظیر لبنان، سوریه، مصر و… استفاده کرده است یا با حمایت و توصیه آمریکا از موزائیکیشدن کشورهای منطقه و تجزیه آنها به کشورهای کوچکتر حمایت کرده؛ چرا که توانایی تقابل با یک کشور با پهنه سرزمینی وسیع را ندارد.
از سوی دیگر، در تلاش بوده با هدفقراردادن اراده ملتها، همبستگی و تعلق آنها را به وطنشان تضعیف کند و اینگونه آنچه را که خود ندارد، از دیگران نیز بگیرد. دراینبین آمریکا تلاش داشت با پیمان ابراهیم که پروژه عادیسازی روابط رژیم با کشورهای منطقه بود، بزرگترین نقطهضعف اسرائیل را که همان موجودیت غیرطبیعی و غیر بومیاش بود، پوشش دهد.
دراینبین حماسه 7 اکتبر نقشه استعماری آمریکا یعنی پروژه عادیسازی را برهم زد و یکبار دیگر پردههای تزویر را کنار زد تا موجودیت غیرعادی و خطرناک او برای همه منطقه آشکار شود. عمل شجاعانهای که فلسطینیها در طوفانالاقصی به آن دست زدند و مقاومتی که در نسلکشی پس از آن نشان دادند، نه فقط نقطه عطفی در دفاع از مسئله فلسطین بود که یک فداکاری برای نجات این منطقه از نقشههای استعماری دشمن برای طولانیترشدن حیات غیرطبیعیاش بود.
حال با نظر به ذات اسرائیل فهمیدیم که نفس وجود یک کشور با پهنه سرزمینی وسیع، دارای یک تاریخ ریشهدار در این منطقه و ملتی بااراده و منسجم، بزرگترین تهدید برای موجودیت سرطانی و غیرطبیعی اسرائیل است؛ به همین جهت نبرد ما یک جنگ وجودی است، جنگی که با موجودیت ایران است و طرف مقابل با ضربههای محدود یا حتی تغییر حاکمیت به یک حاکمیت واداده و گوشبهفرمان، به این جنگ پایان نخواهد داد.
طرف اسرائیلی بهخوبی دریافته که حیات و نابودیاش در گرو این نبرد است؛ بنابراین معادلههای بازدارندگی نمیتواند برای این جنگ عمل کند؛ چرا که این جنگ بر سر منافع نیست. در بازدارندگی دو طرف باقی میمانند و در یک موازنهای از قدرت قرار دارند که یکی به دیگری حمله نمیکند؛ اما چنین چیزی در جنگ وجودی نمیتواند وجود داشته باشد.
ازطرفی، اسرائیل میداند که نمیتواند با کشوری که ملتی بااراده و مستحکم دارد، درگیر شود؛ به همین جهت مدتهاست که در تلاش است به مردم القا کند فاصلهای میان جمهوری اسلامی بهعنوان حاکمیت و کشور ایران وجود دارد، تا هم امکان این حمله را به دست آورد و هم با یک کشور منسجم در طول جنگ روبهرو نشود.
از همین جهت مدام تشویق به شورش میکند یا تصمیم دارد باهدف قراردادن زندگی مردم و زیرساختهای کشور و قراردادن تقصیر این مشکلات بر دوش حاکمیت، مردم را مقابل نظام قرار دهد.
اما در این چند روز مردم با تشکیل بسیج عمومی و یافتن راههای کمککردن به یکدیگر، نشاندادن حمایتشان از رهبری و جمهوری اسلامی و کمک به نیروهای امنیتی و دفاعی در کشف و خنثیسازی عناصر خودفروخته، بهخوبی این نقشه شوم را خنثی کردهاند؛ به همین جهت رژیم به دنبال انتقامگرفتن از مردم با هدف قراردادن آنها در عملیات نظامی یا مختلکردن زندگی آنهاست.
اما باور به اینکه ما در یک جنگ وجودی، برای ادامه موجودیتمان قرار داریم، میتواند به افزایش تابآوری ما در برابر هزینههای این دفاع مقدس کمک کند و انگیزه ما را برای همبستگی و تلاش بهمنظور ایفای نقش افزایش دهد و نیرنگ دشمن را که مدعی است با تسلیمکردن توان هستهای و دفاعی میتوان به جنگ خاتمه داد، برملا سازد.