آیا ما پیروز شدیم؟!

روایت‌های کلیشه‌ای و احساسی از پیروزی آن‌قدر در حال دست‌به‌دست‌شدن است که انصافا در هیاهوی آن باید انسان گوشه خلوتی پیدا کند، بنشیند و به دور از انگاره‌های ذهنی و قضاوت‌های بهنگام و نابهنگام به پاسخ این پرسش فکر‌کند که در این جنگ نابرابر آیا ما پیروز شدیم؟!

آیا ما پیروز شدیم؟! - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ روایت‌های کلیشه‌ای و احساسی از پیروزی آن‌قدر در حال دست‌به‌دست‌شدن است که انصافا در هیاهوی آن باید انسان گوشه خلوتی پیدا کند، بنشیند و به دور از انگاره‌های ذهنی و قضاوت‌های بهنگام و نابهنگام به پاسخ این پرسش فکر‌کند که در این جنگ نابرابر آیا ما پیروز شدیم؟!

پر واضح است که در جایگاه تخصصی امور نظامی و امنیتی نیستیم و نقاط ضعف و قوت در این ماجرا را باید به اهلش بسپاریم؛ ولی به‌عنوان یک کنشگر اجتماعی و فرهنگی لازم است از منظری متفاوت به این صحنه نگاه کنیم. هرچند دلمان از بابت عزیزان ازدست‌رفته، خون است، لذا برآنیم که معنا در این نوشتار نقش ویژه‌ای داشته باشد.

ما با معنا و بدون معنا چگونه زندگی می‌کنیم و نسبت آن با پیروزی چیست؟!

دنیا و زندگی در آن اساسا فاجعه و حادثه است و در این بحران‌های خاص، اگر بدون معنا بخواهیم صحنه‌های مادی را قضاوت کنیم، قطعا به خطا می‌رویم.

فضای ظاهری از تعداد کشته‌ها، انهدام منابع، زیرساخت‌ها، موشک‌ها، بمب‌ها، تعداد هواپیماها و… سخن می‌راند و قطعا در این صحنه پیروز میدان کسی است که بیشترین تلفات را از طرف مقابل خود گرفته باشد؛ اما واقعیت را می‌توان و می‌شود از زاویه‌ای دیگر نگریست.

ما در این جنگ قطعا به لحاظ معنایی پیروز بوده‌ایم. این روایتی متفاوت از پیروزی است که منجر به افزایش سرمایه اجتماعی، وحدت، یکپارچگی و اعتماد عمومی در حاشیه یک‌جنگ تمام‌عیار شده است؛ آن اتفاق مبارکی که در کشور دشمن دیرینه ما به‌هیچ‌عنوان نیفتاد.

این میزان همدلی، همیاری و همکاری در کشوری که در مقایسه با دشمن خود از امکانات جنگ‌افزاری به‌مراتب کمتری برخوردار بوده و تا قبل از این بحران مشکلاتی درزمینه سرمایه اجتماعی داشته است، حکایت از بازتعریف کلمه مقدسی به نام «وطن»، «ایرانی»، «اصالت» و «مرز و بوم» دارد.

این‌ها همه و همه نشانه‌هایی از شعله‌ورشدن یک آتش زیرخاکستری است به نام تبلور معنا در جامعه ایرانی، که شاید نمونه‌های آن را بیشتر در بحران‌ها دیده‌ایم تا شرایط عادی!

پر واضح است که هر یک از مفاهیم ذکرشده اگر در شرایط نرمال اجتماعی بتوانند محلی برای بروز و ظهور پیدا کنند، امر بسیار مطلوبی رخ داده است؛ اما چه کنیم که گویا جامعه ایرانی معناهای فاخر خود را در بحران‌ها بیشتر می‌یابد.

القصه، روایت ارتقای سرمایه اجتماعی در این کهن‌بوم‌وبر با تأکید بر مفاهیمی مانند پایداری، مقاومت، ایثار، اعتماد اجتماعی، وفاق، همدلی، همیاری، همبستگی و همکاری در سایه نام نامی «وطن/میهن» با آبیاری خون عزیزترین فرزندان این مملکت معنایی خلق کرده است که به‌جز «روایت پیروزی» از دل آن هیچ نکته دیگری برنمی آید.

اینک این ماییم و روایت فتح و پیروزی از حصول سرمایه بی‌بدیلی که فارغ از فرایندهای مادی و مرسوم حاکم بر امر جنگ به‌وجود آماده است که هرکسی با هر عنوان و هر جایگاهی که بخواهد این امر مقدس و این روایت پاکیزه از پیروزی را که همانا «وحدت ملی» است، با نفاق و دورویی از بین ببرد، قطعا خائن به ملت شریف ایران است. در نگهداشت و پاسداشت این امر حیاتی برای جامعه ایرانی تک تک ما از امروز مسئول هستیم.

«در روح و‌ جان من می‌مانی ای وطن/ به زیر پا فتد آن دلی که بهر تو نلرزد»