به گزارش اصفهان زیبا؛ الان تقریباً هفت هشت سالی هست که دهه اول محرم، صبح زود به یکی از این روضههای معروف اصفهانی میروم.
این که به طور مشخص اسم نمیآورم به این خاطر است که دلیلی ندارد، شما همینقدر بدانید که آن روضه معروف، همان که به حاجتروایی شهره است و مردم فقط برای نفسکشیدن در فضایش، صفهای طولانی را پشت سر میگذارند، امسال بدجور دلم را لرزاند. نه اینکه خداینکرده چیز بدی دیده باشم نه اتفاقاً از اینکه آنچه را باید میدیدم، ندیدم، آشفته شدم.
آنچه که محرم امسال را متفاوت کرده بود و بااینحال هیچ نشانی از آن در این روضه به چشمم نخورد، حق و باطل زمانهمان بود! مگر نه این که امروز بیش از قبل مرزهای شناخت خیر و شر مشهود شده است؟
مگر نه این است که شمر زمانهمان همین چند وقت بیش به مرزهایمان تعرض کرد و اگر تا دیروز او را بسیار دور میدیدیم، حالا ذات خونریز پلیدش بر درودیوار شهر رنگ انداخته؟ پس چطور میشود که روضهای با این سابقه از سینهزنی برای قیام حسین (ع)، در بزنگاهی چنین تاریخی، بصیرت گفتن از حق و مقدمه سازی برای حرکت را ندارد؟
چطور میشود که هیچ یک از سخنرانان مجلس حتی یکبار هم نامی از این رژیم کودککش نمیآورند و در پستو و نهان هم شنیده میشود که روضه جای این حرفها نیست! ببخشید پس روضه دقیقاً جای کدام حرفها است؟ جای تحریف واقعه عاشورا و بهخدمتگرفتن برای اشکریزی بیشتر؟
راستی کدام اشک است که اگر برای اهلبیت ریخته شود، دل حضرت زهرا (س) را شاد میکند؟ آن اشک کمترین ارتباطی هم با آه علیاصغر و رقیههای مظلومی که سالهاست صدایشان را از سرزمینی دیگر میشنویم، دارد؟ نمیدانم! اما گمانم این است که امام حسین (ع) اگر قرار باشد در همان سال 61 هجری باقی بماند و هرسال فقط داستانی باشد برای روضههایمان، بسیار دور است شنیدن صدای منتقمش در کنار دیوار کعبه.