به گزارش اصفهان زیبا؛ بیگمان، واقعه غدیرخم را باید رویدادی چندبعدی و ژرفاندیش دانست که در گذر تاریخ اسلام، از منظرهای گوناگون موردتأمل و تحلیل اندیشمندان قرار گرفته است.
این حادثه عظیم، تنها محدود به باورهای شیعی نیست؛ بلکه تمامی مذاهب و فرق اسلامی، هر یک از زاویهای خاص، به بررسی و تفسیر آن همت گماردهاند؛ اما وجه مغفول این واقعه بهروزرسانی و تطبیق آن با فضای جامعه کنونی است. غدیر، فراتر از تاریخ، جریانی پویا و پیشبرنده است که باید در جامعه امروز جاری شود و نظامهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و… ما را سامان بخشد.
غدیر و تقدم امر سیاسی
فرشاد توسلی / دبیرگروه فرهنگواندیشه
یکی از جدیترین مناقشههای فکری طی سالیان اخیر در فضای سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی ایران، تزاحم دو نگاه «جذب حداکثری» و «پیشبرد حداکثری» بوده است. فهم صحیح این دو منظر و نحوه مدیریت تعارضهای روزمره، نقطه آغاز خردورزی در حوزه سیاستگذاری اجتماعی است که در ادامه بیشتر به تبیین اجمالی این دو پرداخته خواهد شد.
رویکرد اول: تقدم امر اجتماعی
(جذب حداکثری)
معتقدان به این رویکرد، محور را بر «تعامل» قرار میدهند؛ به این معنا که هدف اصلی، رساندن پیام گفتمان به گستردهترین سطوح جامعه است؛ ولو اینکه گاه لازم باشد بر سر برخی نمادها و رفتارها، سطحی از مدارا و تساهل حاکم شود.
در این منظر، آیینها و مناسبتها باید محملی برای «همهگیربودن» ارزشها باشد. حضور فراگیر در جشنهای مذهبی مانند غدیر، مراسم ماه رمضان، راهپیماییها، حتی اگر به معنی کاهش سختگیریهای نمادین باشد، به شرط آنکه مانع پیامرسانی نشود، مطلوب است.
جلوه جدی دیگری از این نگرش را میتوان در بحث «حجاب» دید. برخی متولیان میگویند که اصرار بر تذکر و برخورد خشن، بیش از آنکه به تعمیق باورهای دینی منجر شود، جامعه را دوشقه و گفتوگو را دشوار میکند؛ پس باید به جذب تدریجی، دعوت نرم و استفاده از الگوهای تبلیغی و ترغیبی توجه کرد تا مردم نه از سر ترس، که از سر علاقه با نمادهای دینی همراه شوند.
همین رویکرد را درباره مناسک بزرگ مانند عیدغدیر هم شاهدیم: طراحی جشنهای محلهمحور، متکثر، برای سلایق مختلف، حتی با الگوهای بومی و ظاهرا غیررسمی، به جای تکیه انحصاری بر تجمعهای سراسری، با هدف جلب مشارکت عمیقتر مردم.
این رویکرد تلاش میکند تا با تکیه بر جنبههای اجتماعی و مردمی، پایگاه ارزشها را گسترش دهد و از بروز اصطکاکهای غیرضروری جلوگیری کند؛ بهعنوانمثال، در برگزاری مراسم اربعین، این رویکرد بر تسهیل حضور حداکثری زائران با سلایق و پوششهای متفاوت، بدون سختگیریهای افراطی تأکید داشته و باور دارد که نفس حضور در این پیادهروی عظیم، خود بهتدریج منجر به تعمیق باورهای دینی و همگرایی اجتماعی خواهد شد.
هدف اصلی این دیدگاه آن است که دایره «خودی» ها تا حد امکان وسیع شود و فرصت برای بازگشت یا پیوستن افرادی که به هر دلیل از جریان اصلی فاصله گرفتهاند، فراهم آید.
افزایش مشارکت اجتماعی طبقات متوسط و خاکستری، کمک به افزایش سرمایه اجتماعی، کاهش تنشها و ریزشها، خلق تصویر مثبت از دین و انقلاب، نمایش وجه رحمانی دین، تقویت پیوندهای اجتماعی و اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت و پویایی و انعطافپذیری به دور از تصلب و جزماندیشی از دغدغههای اصلی این نگاه است.
تقابل این دو منطق در بسیاری عرصهها، حتی مسائل جزئی دیده میشود؛ مثلا آیا جشنهای بزرگ ملی و مذهبی باید محلهای و متکثر برگزار شود تا همه با هر نسبتی درگیر شوند یا لازم است شکوه ملی به رخ کشیده شود؛ ولو با مشارکتی محدودتر، اما مقتدر؟ در هر بار تصمیمگیری، کشمکش میان نیاز به حفظ اقتدار ارزشی و تلاش برای عمومیتبخشی به ارزشهای دینی، نمود مییابد؛ از جزئیترین مناسبات فرهنگی تا تصمیمهای کلان سیاسی.
هر دو رویکرد مراقب حدود خود هستند: اولی، نگران ازدسترفتن سرمایه اجتماعی است و دومی، نگران ذوبشدن ارزشها در قید مصلحتسنجیهای بیپایان. اما این تنش، یک تنش سازنده است که میتواند به تعادل و پویایی کمک کند.
با وجود تمام این کشمکشها، یک حقیقت راهبردی غیرقابلانکار است: استمرار تاریخی هیچ هویت یا جریان فکری بدون بهرهگیری هوشمندانه از هر دو رویکرد عملی نیست.
جامعهای که اقتدارش را بیپروا نشان دهد، ولی سرمایه اجتماعی لازم را بههمراه نیاورد، بالاخره در مقاومت فرسایشی نیرو کم میآورد؛ جامعهای هم که فقط منفعت امید به جذب حداکثری را ببیند و قاطعیت ارزشیاش را ببازد، سرمایه اعتمادبهنفس ملی را از کف میدهد. هوشمندی سیاستگذاری، در گفتوگوی مستمر و تعامل خلاقانه این دو نگاه است.
رویکرد دوم: تقدم امر سیاسی
(پیشبرد مقتدرانه و حداکثری ارزشها)
در برابر رویکرد یادشده، گروهی معتقد به «تقدم امر سیاسی» یا اقتدارمحوری هستند. اینان بر این باورند که نهال ارزش، فقط با «رعایت اصول و مرزبندی جدی روی ارزشها» در برابر تهدیدها ماندگار میماند. آنها تأکید میکنند که هویت جمعی، تنها با نشاندادن اقتدار و صیانت مستحکم از نمادها و ارزشها به جامعه منتقل و تثبیت میشود. جامعهای که تجلی اقتدار و صراحت نظام ارزشی در مناسباتش آشکار باشد، از فرسایش تدریجی هویت دینی و انقلابی مصون میماند.
در این منطق، جهتگیری اصلی، اقتدار نرم و آشکارسازی قدرت فرهنگیسیاسی است؛ حتی اگر این اقتدار به قیمت ریزش بخشهایی از جامعه باشد. این رویکرد بر این باور است که جامعه، به یک هسته سخت و غیرقابلنفوذ از ارزشها و اصول نیاز دارد تا بتواند در برابر فشارهای بیرونی و درونی مقاومت کرده و هویت خود را حفظ کند.
هرگونه عقبنشینی یا انعطاف در اصول، به منزله آغاز فروپاشی و استحاله است. در بحث حجاب، این گروه تأکید دارند که اگر در حوزه سیاستگذاری، عقبنشینی از ارزشها رخ دهد، جامعه دچار جایگزینی نمادها و نهایتا فراموشی ریشهها میشود.
هر میزان ملایمت در تطبیق با توقعهای اجتماعی و فشار افکار عمومی، تحدید مرزهای ارزشی خواهد بود، نه توسعه مشارکت. به عقیده این گروه، حجاب یک نماد آشکار از حاکمیت ارزشهای دینی است و هرگونه تساهل در آن، به معنای تسلیمشدن در برابر مطالبههای غیرشرعی و سکولار است. در حوزه مناسک، این دیدگاه بر رشد کیفیت و شکوه مراسم تأکید دارد و نه صرفا افزایش حضور کمی و تنوع سلیقهای.
حفظ مرزهای هویتی و نمادین، انتقال صریح پیام به نسل آینده، ممانعت از تبدیل ارزشها به سلیقه فردی، ایستادگی در برابر منطق امتیازخواهی پیدرپی جریانهای مخالف و ایجاد ثبات و قاطعیت از دغدغههای مهم این نگاه است.
اما باید دانست که هیچ انقلاب، فرهنگ یا دینی، تنها با یکی از این عناصر نمیتواند ماجرای تاریخی خود را به سلامت عبور دهد؛ با این همه، بد نیست به این نکته تذکر دهیم که شأن امر سیاسی این است که امر اجتماعی را به استخدام بگیرد. جذب حداکثری همواره برای تحقق یک طرح کلان بامعناست و نباید طرح کلان، فدای گسترش جمعیت شود. نمونه واضح این حرف، خود واقعه غدیرخم
است.
در غدیرخم، پیامبرخدا(ص) مأمور شد بدون لکنت و بدون واهمه امردشوار ولایت را ابلاغ کند و نگران جمعیت نباشد؛ بلکه همه را گرد این طرح واحد مجتمع کند. نمیشود بیتفاوت به این پیام مهم غدیرخم، آن را گرامی بداریم. امروز و در شرایط کنونی جهان، باید طنین اقتدار و یکپارچگی ما به دنیا مخابره شود.
گذر از غدیر و غصب خلافت
محمد سبحانینیا / عضو هیئتعلمی دانشگاه کاشان
جریان نصب ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اعلام امامت ایشان توسط پیامبر اسلام(ص) در مکانی به نام غدیرخم، به معنای گزینش عنصری شایسته و اولی به ولایت، توسط حضرتمحمد(ص) است. هرچند این ابلاغ صورت گرفت، اما مردم زیر بار این فرد شایسته، که از همه جهات اولی و برتر بود، نرفتند و شایستهسالاری را نپذیرفتند؛ گزینش شایستهای که به شایستهسالاری ختم نشد. اما بهراستی چرا با وجود تأکیدهای فراوان پیامبر(ص) و حضور انبوه مردمی که در غدیرخم همگی شاهد و ناظر این سفارشهای نبوی بودند، فرد انتخابشده و تعیینشده توسط ایشان از حقش محروم شد و شایستهسالاری شکل نگرفت؟
زمینههای تخلف از پذیرش ولایت امیرالمؤمنین(ع)
در جامعه آن روز زمینهها و بسترهایی مانع تحقق شایستهسالاری شد که برخی از آنها در کلام مولا و در کتاب گرانسنگ نهجالبلاغه ذکر شده است.
رذیله اخلاقی حسادت
امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۶۲ نهجالبلاغه به دلایل غصب خلافت توسط انحصارطلبان اشاره میفرمایند و علت را توضیح میدهند. در این خطبه، حضرت در پاسخ به یکی از یارانشان که پرسیده بود: «چگونه مردم شما را از این مقام بازداشتند، درحالیکه شما به آن سزاوارتر بودید؟»، چند دلیل را بیان میکنند. ازجمله میفرمایند: «اِسْتَبَدَّ عَلَینا بِذَا المَقامِ مَن لَیسَ بِأَعْلَمَ نَسَباً وَ لَا أَشَدَّ بِرَسُولِ اللهِ(ص) وَصْلَةً»؛ «ما از نظر نسب برتر بودیم و پیوندمان با رسولالله(ص) استوارتر بود؛ پس چرا ما را به حساب نیاوردند؟»
سپس میفرمایند: «اِسْتِبْدادٌ عَلَینا… کَانَتْ أَثَراً شَهِدَ عَلَیها نُفُوسُ قَومٍ بُخْلاً، وَ نُفُوسُ آخَرِینَ سَخاءً»؛ «گروهی بخیلانه به کرسی خلافت چسبیدند و گروهی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند.» در این فراز حضرتعلی(ع) صراحتا به مسئله حسادت دیگران به مولا برای جانشینی پیامبر اشاره میکنند.
کینهٔ قریش
بسیاری از پهلوانان قریش در جنگهای مختلف به دست امیرالمؤمنین(ع) کشته شده بودند. ابنابیالحدید در شرح نهجالبلاغه، جلد ۹، صفحه ۲۳ از قول عثمان چنین نقل میکند: «قریش شما (اهلبیت) را دوست ندارند؛ چراکه امیرالمؤمنین(ع) در جنگ بدر 70 نفر از آنان را کشت.» کینهتوزی عامل اخلاقی دیگری در غصب خلافت محسوب میشد. حضرتعلی(ع) نیز خود از قریش شکوه کردهاند. ابنابیالحدید در شرح نهجالبلاغه، جلد ۲۰، صفحه ۲۹۸ نقل میکند که حضرت فرمودند: «اللّهُمَّ إنّی أَسْتَعدِیکَ عَلَی قُرَیشٍ… إنَّهُم أَذَلّوا رَسُولَکَ ذُرْوَةً مِنَ الشَّرِّ وَ القَدْرِ»؛ «خدایا! من از تو بر ضد قریش یاری میخواهم… آنها پیامبرت را خوار کردند.»
قریش درباره پیامبر(ص) نیتهای پنهانی شوم و غریبانهای را در دل داشتند؛ اما از اجرای آن ناتوان ماندند که مولا بهاینترتیب به آن اشاره میکنند: «فاجزوا عنها…»؛ «تو بین آنان و خواهشهایشان مانع بودی»؛ «وکانت الوجبه بی و دائره علی»؛ «اکنون نوبت به من رسیده، به طرف من هجوم آوردهاند و به دور من حلقه میزنند.» قریشیان تلاش میکردند انتقامی را که نتوانستند از پیامبر(ص) بگیرند، از اهلبیت(ع) و بهویژه از امیرالمؤمنین(ع) بگیرند؛ لذا مردم زیر بار حکومت امیرالمؤمنین(ع) نرفتند و شایستهسالاری را کنار گذاشتند.
عواقب تلخ یک اشتباه بزرگ
اما پس از جریان سقیفه و خروج جامعه از مدار امامت، چه اتفاقی برای جامعه اسلامی افتاد؟
حضرتامیر(ع) در خطبه سوم نهجالبلاغه(خطبه شقشقیه) به گرفتاریها، مشکلات و پیامدهایی که پس از عبور از غدیر برای مردم پیش آمد، اشاره کرده و چهار پدیده رفتاری و روانی مردم در این دوران (زمان خلیفه دوم) را تشریح کردند. مولا بیان داشتند که مردم پس از این نافرمانی دچار عواقب سرکشی و تمرد از قوانین الهی شدند.
حرکتها و تصمیمگیریهای بیمطالعه و دورازعقل، مشکلاتی را برای جامعه ایجاد کرد. معضل دیگر مردم در کلام مولا، تلون، یعنی رنگعوضکردنهای پیدرپی و نفاق بود که در جامعه آن روز بین مردم و مسئولان رواج داشت. انحراف از مسیر حق و حرکت در مسیر ناصواب و غیرمستقیم، عارضه دیگر آن زمان بود.
هر زمانی که مردم بهدنبال شایستهسالاری نباشند، ممکن است به این گرفتاریها مبتلا شوند. آن کسی که در مدیریت، اجرای قوانین، قانونگذاری قضاوت و… از همه شایستهتر و قویتر باشد، قطعا جامعه را در بحرانها و عبور از معضلها بهتر هدایت خواهد کرد و قطعا در رهبری، موفقتر خواهد بود.
در روایتی، پیامبر اسلام(ص) نیز فرمودهاند: «اگر کسی به فردی مسئولیتی دهد و آن شخص نیز آن را بپذیرد، درحالیکه میدانند فرد عالمتری [برای آن مسئولیت] وجود دارد، به خدا و رسول خدا و تمام مسلمانان خیانت کردهاند.»
در صحیح بخاری هم نقل شده است که پیامبر(ص) فرمودند: «هرگاه کار به فرد ناشایستی سپرده شود، منتظر هلاکت باشید.» یعنی ناشایستگان همه چیز را بهسوی نابودی و تباهی میبرند. امیرالمؤمنین(ع) در کلام ۱۳۱ نهجالبلاغه فرمودند: «کسی که در جایگاهی قرار گیرد و تخصص لازم را نداشته باشد، دیگران را به گمراهی میکشاند.»
زیرا افرادی که فاقد دانش و تخصص لازم هستند و درواقع شایستگی یک پست را ندارند، اداره امور جامعه را به افراط یا تفریط میکشانند.
از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، عمدهترین عامل افراطوتفریط، جهل است (حکمت ۷۰ نهجالبلاغه). لذا مولاعلی(ع) در عهدنامه مالکاشتر بر شایستهسالاری تأکید فراوان کرده و سفارش میکردند کسانی که در جایگاه مدیریت قرار میگیرند، حتما با دو گروه مشورت کنند و از آنها بیاموزند: فرزانگان و دانشمندان. ایشان فرمودهاند: «با دانشمندان فراوان گفتوگو کن و با فرزانگان فراوان سخن در میان بگذار.» این دو گروه میتوانند فرد را از نظر مشورتی یاری کنند.
غدیر ایستگاه انتخاب و سرآغاز امتحان انسان بود. غدیر نهفقط یک حادثه تاریخی، بلکه تجلی کامل یک «نقشه الهی برای انسان» محسوب میشود. غدیر پیماننامه میان خدا و بندگانش است؛ ما نیز میتوانیم غدیر را نشنیده بگیریم و به اسم دین، ولیّ دین را کنار بگذاریم. غدیر فقط علی را امیر نکرد؛ ما را نیز در معرض یک انتخاب بزرگ قرار داد: وفاداری یا فراموشی.