به گزارش اصفهان زیبا؛ دوران امامت امامسجاد(ع) در مقایسه با دیگر ائمه شیعه و حتی دورههای پس از غیبت صغرا، بیگمان از پرچالشترین برهههای تاریخ تشیع بهشمار میرود.
فضای سیاسیِ سرشار از تنش، زندگی شیعیان و شخص امام(ع) را از جنبههای گوناگون تحتتأثیر قرار داده بود. این شرایط دشوار، موجب شد امام(ع) شیوههای ویژهای برای ارتباط با جامعه مسلمانان و هدایت و سرپرستی آنها در پیش گیرند.
اگرچه امامسجاد(ع) بیشتر بهعنوان شخصیتی عبادی و اخلاقی شناخته میشوند، اما شواهد تاریخی و حدیثی نشان میدهد که یکی از روشهای منحصربهفرد ایشان در ایفای نقش امامت جامعه، «ارتباطگیری علمی» بوده است. ایشان در دوران امامت خویش با وجود محدودیتهای شدید سیاسی و اجتماعی، اهداف راهبردی مشخصی را در مناسبات علمی دنبال میکردند.
این اهداف که از طریق واکاوی دقیق روایات، اخبار و آثار برجایمانده از امام(ع) در منابع معتبر حدیثی، تاریخی و تفسیری قابلشناسایی است، نشاندهنده رویکرد هوشمندانه ایشان در شرایط بحرانی آن عصر است.
انتقال معارف ناب اسلامی به نسل بعد
محمدحسین ذوفقاری / پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام
امامسجاد(ع) با درک عمیق از نیازهای جامعه اسلامی آن زمان و چالشهای پیش رو، تلاش میکردند از هر فرصتی برای هدایت امت و حفظ میراث نبوی استفاده کنند و توانستند با وجود همه فشارها و محدودیتها، نهضت علمی خود را پیش ببرند و معارف ناب اسلامی را به نسلهای بعد منتقل کنند. بخشی از این اهداف راهبردی که با توجه به شرایط زمانی و مکانی خاص آن دوره طراحی شده بود، به احیای سنت و سیره نبوی میپرداخت.
امامسجاد(ع) در شرایط حساسی به این کار همت گماردند که سه آسیب عمده گریبانگیر جامعه اسلامی شده بود. نابودی بخشی از سنت نبوی، تحریف بخش دیگری از سیره پیامبر(ص) و قرارگرفتن بخشی دیگر در هالهای از ابهام، چالشهای این حوزه بود. این وقایع تلخ بهخاطر صدور فرمان منع کتابت حدیث توسط خلفا اتفاق افتاده بود؛ لذا ایشان با شفافسازی، آگاهیبخشی و توسل به راهکارهایی که در ادامه تشریح خواهد شد، به گسترش و بسط اسلام اصیل و سیره فراموششده نبوی پرداختند.
بازگویی مقام و منزلت ویژه پیامبر(ص)
در شرایطی که دستگاه خلافت میکوشید با کوچکنمایی مقام پیامبر(ص)، شکاف و فاصله زیاد میان جایگاه خود و رسولالله(ص) را کمرنگ کند، امامسجاد(ع) به دفاع جانانه از جایگاه رفیع نبوی پرداختند؛ برای نمونه، ایشان هنگامیکه شبههای درباره منشأ اذان مطرح شد، در ردّ ادعای منشأ رؤیایی برای اذان با قاطعیت فرمودند: «وحی بر پیامبر شما نازل میشود و شما تصور میکنید او اذان را از عبداللهبنزید گرفته است؟! اذان چهره دین شماست.» سپس بهتفصیل، چگونگی نزول اذان در معراج پیامبر(ص) را تشریح کردند.
تبیین فضایل اختصاصی پیامبر(ص)
در مجلس دیگری، امام(ع) فرمودند: «آیا برای شما از رسولالله(ص) بگوییم؟» عرض کردند: «بله یابنرسولالله! از پیامبر(ص) برایمان بفرما.» امام شروع به بیان کیفیت قبض روح پیامبر(ص) کرده و ضمن تبیین آن، بر این نکته تأکید ورزیدند که این خصایص منحصرا مختص پیامبر گرامی اسلام است؛ علاوهبراین امام(ع) در تفسیر آیه ۹۹ سوره اسراء برای زهری، مقام شفاعت پیامبر(ص) را بهروشنی تبیین کردند.
آشکارسازی تحریفهای سیره نبوی
امامسجاد(ع) با درایت و ژرفنگری خاصی به مقابله با تحریفهای سیره نبوی که بر اثر سیاستهای غلط دوران اموی در جامعه اسلامی ریشه دوانده بود، میپرداختند؛ مثلا حضرت زینالعابدین(ع) در برابر تحریفهایی که در شأن نزول آیه محاربه (مائده: ۳۳) صورت گرفته بود و مجازاتهایی دروغین همچون میلکشیدن در چشم، تشنهنگهداشتن دشمن، سوزاندن اجساد آنها و… را به پیامبر(ص) نسبت میداد، با صراحت فرمودند: «به خدا قسم رسولالله(ص) چشم هیچکس را میل نکشید» و اینگونه مجازاتهایی را که هیچ مبنای الهی نداشت، از پیامبر(ص) نفی فرمود.
این موضعگیری امام(ع) دارای نتایج مهمی در ابعاد مختلف بود:
۱. بعد اعتقادی: پاسداری از ساحت مقدس نبوی و جلوگیری از نسبتهای نادرست به پیامبر رحمت(ص) که با روح تعالیم اسلامی در تضاد بود.
۲. بعد سیاسی: خنثیسازی توطئهای که حکومت اموی برای توجیه خشونتهای خود طراحی کرده بود؛ همانگونه که امامباقر(ع) فرمودند: «اولین چیزی که حاکمان آن را حلال شمردند، شکنجه بود؛ به بهانه روایتی که انس به رسولالله(ص) نسبت داد.»
۳. بعد فقهی: جلوگیری از استناد به این روایات جعلی برای صدور احکام نادرست درباره محاربان و معترضان سیاسی.
نکته قابلتأمل اینکه این تصحیح تاریخی، نهتنها در گفتار امام، که در سیره عملی ایشان نیز تجلی یافت. امام در برخورد با مخالفان و حتی دشمنان، همواره برخوردی کریمانه و مبتنی بر سیره واقعی پیامبر(ص) داشتند؛ چنانکه در جریان حوادث دوران امامتشان مشهود بود.
احیای سیره نبوی
امامسجاد(ع) با درایت عمیق و اقدامهای عملی به احیای سنتهای فراموششده پیامبراکرم(ص) همت گماشتند. در عصری که بسیاری از آداب نبوی به دست فراموشی سپرده یا دچار تحریف و انحراف شده بود، امام(ع) با روشهای هوشمندانه به بازگرداندن این سنتها به جامعه اسلامی پرداختند.
یکی از بارزترین نمونههای این اقدامها، احیای سنت ازدواج با کنیزان آزادشده بود که در آن زمان در میان مردم مدینه بهشدت مورد انکار و ناپسند شمرده میشد. امام(ع) با دو اقدام عملی این سنت نبوی را احیا کردند:
نخست آنکه، غلامی از غلامان خود را آزاد کردند و او را به ازدواج دختری درآوردند؛ سپس خود نیز کنیزی را آزادکرده و با او ازدواج کردند. هنگامیکه عبدالملکبن مروان از این موضوع آگاه شد، امام(ع) را به دلیل این عمل سرزنش کرد که چنین کاری را در شأن ایشان نمیدانست. امامسجاد(ع) در پاسخ با استناد به سیره نبوی فرمودند: «همانا خداوند فرمود: “لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ”. رسولالله(ص) صفیه، دختر حیّی بن أخطب را آزاد و با او ازدواج کرد.»
این پاسخ حکیمانه امام(ع) ضمن تأکید بر لزوم پیروی از سیره نبوی در تمام شئون زندگی، بر ردّ تفکر طبقاتی و نژادپرستانه که در جامعه آن روز رواج یافته بود نیز دلالت داشت. مسلمهبن مسلمه در این خصوص چنین نقل میکند: «اهل مدینه ازدواج با کنیزان را ناپسند میشمردند؛ تا آنکه علیبنالحسین(ع) در میان آنها بزرگ شد و فقه، علم و روح او بر اهل مدینه سایه انداخت؛ پس بدینواسطه مردم مدینه به ازدواج با کنیزان رغبت یافتند.»
احیای سنتهای اخلاقی و اجتماعی پیامبر(ص) نیز از دیگر اقدامهای امامسجاد(ع) بود. امامسجاد(ع) در رساله حقوق که یکی از میراث ماندگار فقهی ایشان است، نظام جامعی از حقوق الهی و انسانی را ترسیم کردند که ریشه در سنت نبوی داشت؛ بهعنواننمونه، ایشان در فضای پرتنش پس از فاجعه حره، با بیان احادیثی از پیامبر(ص) درباره اهمیت شادکردن مؤمن و کمک به برادران دینی، به تلطیف فضای جامعه پرداختند: «مطلوبترین کارها نزد خداوند متعال، شادکردن مؤمن است» و نیز فرمود: «هرکس کمک به برادر مسلمانش و تلاش همراه با او برای رفع نیازش را رها کند، مجبور خواهد شد برای نیاز شخص دیگری بدون آنکه اجیر شود، تلاش کند.»
این بیانات حکیمانه امام(ع) در شرایطی بیان میشد که جامعه اسلامی پس از حوادث خونین مانند واقعه کربلا و حره، دچار یأس و انزوا شده بود. امامسجاد(ع) با احیای این سنتهای اخلاقی، هم روحیه تعاون و اتحاد امت اسلامی را تقویت کردند و هم الگوی عملی از سیره نبوی ارائه دادند.
احیای فقه نبوی
امامسجاد(ع) در شرایطی دشوار به احیای فقه ناب نبوی پرداختند که جامعه اسلامی با دو چالش عمده مواجه بود: از یکسو، بخش فراوانی از احکام فقهی به دلیل منع کتابت حدیث به فراموشی سپرده شده بود و از سوی دیگر، تفسیرهای نادرست و اجتهادهای بیضابطه، جایگزین سنت اصیل نبوی شده بود. امام(ع) با درک این وضعیت بحرانی، اقدامهای اساسی در چند محور انجام دادند.
ابتدا به تثبیت مرجعیت فقهی اهلبیت(ع) پرداختند و در فضایی که فقهای وابسته به حکومت اموی تلاش میکردند خود را بهعنوان مرجع فقهی معرفی کنند، ایشان با ارائه دانش عمیق فقهی، جایگاه واقعی خود را بهعنوان وارث علم نبوی تثبیت کردند. ابنشهاب زهری که خود از بزرگان فقهی آن عصر بود، با اعترافی تاریخی بیان میکند که «هیچکس را فقیهتر از علیبنالحسین(ع) نیافتم.»
امام(ع) در راستای دستیابی به هدف مذکور، در اقدامی دیگر به استفتائات حکومتی پاسخ میدادند. هنگامیکه عبدالملک درباره اعتبار شهادت اهل ذمه پرسید، ایشان با استناد به سنت نبوی پاسخ مفصلی ارائه دادند: «پذیرش شهادت اهل ذمه علیه یکدیگر مشروط بر عدالت شهود نزد خودشان جایز و شهادت ایشان علیه مسلمانان مگر در باب وصیت غیرمعتبر است.»
علاوهبراین، امامسجاد(ع) با تربیت راویان و فقهای بزرگی مانند ابوحمزه ثمالی، یحییبن امطویل و دیگران، زمینه انتقال صحیح فقه نبوی به نسلهای بعد را فراهم کردند. این شاگردان بعدها حلقه اتصال مهمی در نقل احادیث فقهی اهلبیت(ع) شدند. اقدامهای امامسجاد(ع) در احیای فقه نبوی باعث شد هسته اولیه برای مدرسه علمی امامباقر و امامصادق علیهماالسلام ایجاد شود.
حراست از میراث تاریخی شیعه
امامسجاد(ع) با بینش عمیق تاریخی خویش، به تبیین دقیق و روشنگرایانه وقایع و حقایق پنهانمانده از سیره نبوی پرداختند. در شرایطی که تحریفهای عمدی و سهوی، چهره واقعی تاریخ صدر اسلام را مخدوش کرده بود، امام(ع) همچون نگهبانی امین به دفاع از حقایق تاریخی برخاستند.
حضرتزینالعابدین(ع) در موارد متعدد به اصلاح تحریفهای تاریخی میپرداختند؛ ازجمله هنگامی که شنیدند برخی وقایع مهم تاریخ اسلام به شکل نادرست نقل میشود، با استناد به منابع معتبر و نقلهای موثق، حقایق را آشکار میساختند.
امامسجاد(ع) تنها به نقل وقایع تاریخی بسنده نمیکردند، بلکه با تحلیل عمیق، علل و ریشههای حوادث را نیز تشریح میفرمودند؛ مثلا، در گفتوگو با یاران نزدیک، به تحلیل علل شکلگیری برخی جریانهای انحرافی پس از رحلت پیامبر(ص) میپرداختند.
ایشان با بیان دقیق وقایع مربوط به اهلبیت(ع)، میراث تاریخی ارزشمندی برای شیعه به یادگار گذاشتند؛ ازجمله، در تشریح حوادث پس از واقعه کربلا، حقایقی را بیان میکردند که در منابع دیگر یافت نمیشد. این روایات تاریخی بعدها اساس بسیاری از کتب مقاتل و تاریخ شیعه قرار گرفت.
سامانه حقوق اخلاقی تشیع
الههالسادات بدیعزادگان / کارشناسارشد علوم قرآن و حدیث
«رسالهالحقوق» یکی از چند اثر امامسجاد، علیبنالحسین(ع) است که در آن، حقوق اخلاقی افراد و گروههای مختلف بیان شده است. این اثر بدون شک یکی از افتخارهای مذهب شیعه است که نشان از اهتمام ائمهاطهار(ع) به رعایت حقوق بشر، حیوانات و گیاهان دارد. در روزگاری که ظلم، خفقان و ستم امری عادی بهنظر میرسید، این رساله به دفاع از حقوق خلقت، آفریدههای خداوند و هستی پرداخت تا تجلیگاه عمق معرفت و برتری و ولایت امام شود.
«رسالهالحقوق» عنوان حدیثی طولانی از امامسجاد(ع) و از ارزشمندترین میراث مکتوب ائمه(ع) است که متأسفانه نزد بسیاری از اهل علم و بصیرت ناشناخته مانده و گرد غربت روی آن نشسته است.
این رساله با بیان بیش از ۵۰ وظیفه برای فرد، درسنامهای برای توسعه فردی و تبیینکننده رفتار انسان در حوزۀ تعاملهای فردی و اجتماعی است. حقوق مطرحشده در این رساله، سامانه رفتاری بسیاری از تعاملهای اجتماعی انسان ازجمله نحوه برخورد با پدر، مادر، همسر، فرزند، همسایه، استاد، شاگرد، مؤذن، امامجماعت، حکومت و… را تنظیم و ارائه میکند. رسالۀ حقوق مجموعهای از حقوق و وظایف انسان در برابر خدا، خلق و خود است.
نکته قابلتأمل آن است که حقوقی که امامسجاد(ع) در این رساله مطرح میفرمایند، مجموعهای از حقوق مصطلح امروزی در علم حقوق و فقه نیست، بلکه حقوق اخلاقی است که اغلب در علم اخلاق از آنها صحبت میشود، حقوقی که مرجع اصلی و پشتوانۀ آن، ایمان به خداوند و دستورهای اخلاقی حیاتبخش اوست؛ نه الزامهای قانونی و حقوقی. حق مطلق، خداوند است و سایر حقوق از آن مشتق میشود. ازطرفی، حقوق دیگران زمانی مفهوم پیدا میکند که انسان بر خویشتن غلبه کند و حق صاحب حق را بدهد. آنچه امامسجاد(ع) در این رساله بر آن تأکید میفرمایند، این است که حق قبل از آنکه گرفتنی باشد، دادنی است.
نکتۀ دیگر اینکه، این رساله حاوی تمام حقوق شرعی نیست؛ بلکه اهم حقوق را موردبحث قرار داده و درنهایت اختصار به آن پرداخته و درنتیجه، ابعاد هر حق را بهطور کامل بررسی نکرده است.
«رسالهالحقوق» امامسجاد(ع) در سه کتاب «تحفالعقول» اثر ابنشعبه حرانی، «منلایحضرهالفقیه» و «الخصال» محمدبن علی بن بابویه معروف به صدوق نقل شده است. مؤلف «تحفالعقول» این رساله را مانند سایر روایات کتاب، بدون سند آورده؛ اما شیخصدوق در الخصال، آن را با سند متصل به امام روایت کرده است.
این رساله را که بیانگر انواع حقوقی است که مراعات آن بر انسان لازم بوده و در احصای امامسجاد(ع) به 50 حق میرسد، میتوان جامعترین بستۀ حقوقی دانست که در متون دینی بهصورت یکجا بیان شدهاند. امامسجاد(ع) در این رساله، کلیات رابطۀ انسان با همۀ هستی را تبیین فرمودهاند. بهعبارتدیگر، این بیانات، اصول حقوق بشر از دیدگاه امامسجاد(ع) است.
رساله حقوق درواقع مجموعهای از اصول و قواعد اخلاقی و اجتماعی بوده که در آن به حقوق افراد بر دولت و مسئولان و حقوق دولت در خصوص افراد نیز پرداخته شده است. این رساله از بعد اقتصادی هم قابلتحلیل است و اصولی را درزمینۀ عدالت اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت، حقوق کارگران، مالیات و سایر مفاهیم اقتصادی بیان میکند که در ادامه، بهصورت اجمالی به این بخش اشاره خواهد شد.
۱. تأکید بر عدالت اقتصادی و توزیع منابع: امامسجاد(ع) در این رساله بهصراحت بر لزوم تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی تأکید میفرمایند. ایشان توزیع عادلانۀ ثروت و منابع را نهتنها یک توصیۀ اخلاقی، بلکه یک وظیفۀ شرعی میدانند. این دیدگاه امروزه در اقتصاد اسلامی با عنوان «عدالت توزیعی» مطرح بوده و نشاندهنده نگاه پیشرو امامسجاد(ع) به مسئلۀ فقر و نابرابری است.
۲. حقوق کارگران و انصاف در پرداختها: امامسجاد(ع) در بخشی از رساله بهصورت ویژه به اهمیت رعایت حقوق اقتصادی کارگران اشاره کردهاند. ایشان به کارفرمایان توصیه میکنند که نباید استثمار اقتصادی انجام دهند و حقوق کارگران را بهصورت منصفانه و در زمان مقرر پرداخت کنند. امام در این رساله اولا، بر زمانبندی صحیح پرداخت دستمزد، ثانیا، منع هرگونه بهرهکشی از کارگر و ثالثا، لزوم رعایت انصاف در تعیین مزد تأکید ویژه داشتهاند. ایشان این اصول را در چهارچوب حقوق اخلاقی مطرح کردهاند که امری فراتر از قوانین قراردادی است.
۳. نظام مالیاتی و عدالت در مالیاتگیری: در تحلیل اقتصادی این رساله، مالیات بهعنوان ابزاری برای تأمین رفاه اجتماعی معرفی شده است. امامسجاد(ع) بر لزوم عدالت در مالیاتگیری تأکید داشته و از ظلم به مردم در این زمینه نهی فرموده است. ایشان به حاکمان توصیه میفرمایند که از ایجاد فشار اضافی بر طبقات اجتماعی بپرهیزند. این دیدگاه امروزه در اقتصاد اسلامی با عنوان مالیات تصاعدی شناخته میشود که در آن، میزان مالیات با توانایی مالی افراد تناسب دارد.
۴. حقوق فقرا و مستضعفان: امامسجاد(ع) در این رساله، مسئولیتپذیری اجتماعی را بهصورت نظاممند مطرح فرموده و از مسلمانان میخواهند در خصوص کسانی که دسترسی به منابع اقتصادی ندارند، احساس مسئولیت کنند. ایشان بهصراحت بر لزوم جلوگیری از فقر روزافزون در جامعه تأکید میورزند و از مسئولان میخواهند شرایط اقتصادی طبقات پایین جامعه را بهبود بخشند. این دیدگاه امروزه در قالب نظام تأمین اجتماعی اسلامی و حق برخورداری از زندگی مناسب در فقه اقتصادی مطرح است.
۵. پیشگیری از فساد اقتصادی و سوءاستفادههای مالی: امامسجاد(ع) با درک اهمیت سلامت مالی در جامعه، هشدارهای جدی در این خصوص مطرح کرده و به حکمرانان اسلامی توصیه میکنند که مدیریت توزیع منابع عمومی را بهگونهای انجام دهند که از بروز فساد جلوگیری شود. در این بخش از رساله بر دو اصل مهم تأکید شده است: شفافیت در مدیریت ثروتهای عمومی و قرارگرفتن این ثروتها در اختیار عموم جامعه. این اصول امروزه در قوانین مالی اسلامی با عنوان حرمت اختلاس و لزوم پاسخگویی مالی مطرح میشود.
۶. توسعۀ پایدار و رفاه اجتماعی: امامسجاد(ع) در بخشهای مختلف رساله به مفهوم توسعهای اشاره میفرمایند که امروزه با عنوان «توسعۀ پایدار» شناخته میشود. امام تأکید میکنند که سیاستهای اقتصادی جامعه باید بهگونهای باشد که علاوهبر تأمین نیازهای امروز، رفاه اجتماعی آینده را نیز تضمین کند.
ایشان رشد اقتصادی را در کنار حفظ منابع طبیعی و توجه به نیازهای نسلهای آینده مطرح میکنند. این نگاه جامع نشاندهنده عمق بینش اقتصادی امامسجاد(ع) است که امروزه در اقتصاد مقاومتی و توسعهای پایدار تجلی یافته است.