به گزارش اصفهان زیبا؛ در سالهای اخیر، ساخت مجتمعهای تجاری چندینطبقه یا اصطلاحا «مالسازی» به یکی از رویکردهای توسعه شهری تبدیل شده است که ریشه در نوعی سبک زیست اقتصادی دارد.
بهطور کلی، حاکمیتها و مدیران شهری هستند که تعیین میکنند شکل زیست اقتصادی مردم چگونه باشد.
تجمع مشاغل در یک نقطه به نام مال یا پاساژ و سوقدادن مردم به آنجا، که در کنار آن رستورانها، فستفودها، مراکز بازی، سینماها و دیگر خدمات شکل میگیرد، بخشی از سبک زندگی نظام سرمایهداری بهشمار میآید. طبیعی است که این مدل، پیامدهای فرهنگی خاص خود را نیز بههمراه دارد.
اگر این مدل را با بازارهای سنتی مقایسه کنیم، بازارهایی که در محلهها جانمایی شده بودند و در کنارشان مسجد و راستههای مغازههای کوچک قرار داشت، میبینیم که آن شیوه توزیع مشاغل و خرید، باعث پراکندگی جمعیت در سطح محلهها میشد؛ این در حالی است که اکنون مدل جدید، تمرکز و تجمیع را ترویج میدهد.
باید توجه داشت که این سبک زیست اقتصادی، تحمیلشده از سوی مدلهای کلانتر توسعه است. چه مدیران شهری و کشوری ما از آن آگاه باشند و چه نباشند، در عمل در حال تحقق است.
اما از نظر اقتصادی، ساخت این مجتمعها برای سازندگان توجیهپذیر است. در مواردی این پروژهها در حاشیه شهر و در مناطقی با قیمت پایین زمین اجرا میشوند. سرمایهگذاران، این زمینها را خریداری میکنند و حتی زمینهای اطراف را نیز در اختیار میگیرند.
زمانی که یک مال ساخته میشود، ارزش افزوده زیادی به زمینهای اطراف میدهد؛ حتی اگر بخشی از واحدهای تجاری خالی بماند، آن سود ناشی از افزایش ارزش زمین، زیان را جبران میکند و بهمرور زمان، واحدها نیز پر خواهند شد.
از منظر شهرداریها هم، مشکلی وجود ندارد. آنها بر اساس طرح تفصیلی، در صورت دارابودن کاربری تجاری با ارتفاع مجاز، پروانه ساخت صادر میکنند. شهرداریها هزینه صدور مجوز، تراکم، و پروانه را دریافت میکنند؛ البته ملاحظههایی مانند تأمین پارکینگ، دسترسی مناسب و بررسیهای ترافیکی نیز لحاظ میشود؛ اما از نظر ضوابط و مجوز، مسیر قانونی ساخت فراهم است.
درنهایت، موضوع استقبال از این مجتمعها برای مغازهداران و فعالان خرد بستگی به میزان برندینگ و جذابیت آن مرکز دارد. برخی مراکز مانند سیتیسنتر با استقبال مناسبی مواجه شدند؛ درحالیکه برخی دیگر مانند ارگ جهاننما چندان موفق نبودند و قسمتهای تجاری آن با رونق چندانی همراه نشد. این مسئله بستگی دارد به اینکه سرمایهگذار تا چه میزان بتواند پروژه را برای مخاطب جذاب کند.
در آینده ممکن است بازارهای تخصصی نیز در این قالب شکل بگیرند؛ مانند پاساژ طالقانی که حالا به مرکز کامپیوتر تبدیل شده است. اگر چنین مراکزی به نام مشخصی شناخته شوند، با استقبال بیشتری مواجه میشوند؛ چون مردم میدانند در یک نقطه میتوانند به مجموعهای از گزینهها دسترسی داشته باشند.
برخی برنامهها نیز در راستای ایجاد بازارهای متمرکز طلا، ابزارآلات یا لوازم خانگی در حال پیگیری است. این موضوع، اگر با حملونقل عمومی ترکیب شود، مثلا نزدیکی به ایستگاه مترو، میتواند باعث کاهش تردد در سطح شهر شود و دسترسی بهتر مردم را بههمراه داشته باشد.