به گزارش اصفهان زیبا؛ ورزش در کشور ایران سابقهای دیرینه و پیوندی عمیق با فرهنگ، تاریخ و آیینهای کهن این سرزمین دارد. شهر اصفهان به عنوان یکی از مهمترین مراکز فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران، همواره نقشی پررنگی در تاریخ ورزش ایران ایفا کرده است.
این شهر تاریخی نهتنها محل برگزاری برخی از نخستین گونههای بازیهای سلطنتی مانند چوگان بوده، بلکه در دوران معاصر نیز به عنوان یکی از قطبهای توسعه زیرساختهای ورزشی شناخته شده و نقش مهمی در رشد، گسترش و تکوین ورزشهای گوناگون ایفا کرده است.
از میدانهای چوگان دوران صفوی تا زورخانههای پرشور دوره قاجار و از زمینهای خاکی مدارس دوره معاصر تا ورزشگاههای مدرن، اصفهان همواره یکی از مراکز پویا و الهامبخش در عرصه ورزش ملی و محلی ایران بوده است.
ورزش در ایران باستان، همزاد فرهنگ رزم و جوانمردی بود. آیینهایی چون تیراندازی، اسبسواری، کشتی، شنا، و چوگان جزو مهارتهای حیاتی جوانان ایرانی محسوب میشدند.
در شاهنامه فردوسی، پهلوانان بزرگ همچون رستم، گودرز، سهراب و بیژن نه تنها در نبرد، بلکه در نمایش قدرت بدنی، اخلاق و مرام جوانمردی نماینده رمانهای یک قهرمان ملی بودهاند. رزمآوری و تربیت پهلوانانه در شاهنامه، مبتنی بر هماهنگی جسم و روان بوده است؛ موضوعی که بعدها در زورخانهها بهصورت آیینی مقدس جلوهگر شد.
وجود مرشد در زورخانه و حضور ضربآهنگ شاهنامهخوانی، پیوندی مستقیم بین اسطورههای ملی و ورزش پهلوانی برقرار کرد و اینگونه ورزشهای زورخانهای، از دل فرهنگ حماسی و آیینی ایران سربرآوردند.
ریشههای این ورزش به دوران مادها و هخامنشیان میرسد. در آن زمان، جوانان طبقات نظامی جامعه باید آموزشهای بدنی ویژهای چون کشتی، پرتاب سنگ، حمل وزنه و فنون شمشیربازی میدیدند. این تمرینات هم در آمادگی جنگی و هم در تربیت اخلاقی مؤثر بود.
در دوره ساسانیان، سازمانی به نام «وَرزشگاه پهلوانان» وجود داشت که زیر نظر طبقات نظامی اداره میشد و آموزشهای نظامی، ورزشی و آیینی ارائه میداد. بسیاری از ابزارهای ورزش زورخانهای مثل «میل»، «سنگ» و «کباده»، بازتابی و یادگاری از آن دوران هستند.
ورزشهای ایرانی در دوران پس از اسلام
در دوران پس از اسلام، شاهنامه فردوسی نقش بسیار مهمی در حفظ و گسترش روحیه پهلوانی و جوانمردی در ورزش زورخانهای داشت. مرشدها هنگام اجرای برنامهها اشعار شاهنامه بهویژه داستانهای رستم، سهراب، اسفندیار و گودرز را میخواندند و قهرمانان شاهنامه الگوی اخلاقی و فنی برای ورزشکاران زورخانه بودند.
پهلوانانی که نه فقط زورمند، بلکه باگذشت، فروتن و یار مظلوم بودند. در فرهنگ ایران، پهلوان فراتر از قهرمان و حافظ ارزشها بوده است. در شهرهایی مانند اصفهان، پهلوانها اغلب قشری اجتماعی بودند. بسیاری از آنها در کنار پهلوانی، به کسبوکار حلال، خیرات و داوری محلی مشغول بودند. این سنت تا دوران قاجار و بعد از آن ادامه داشت.
ریشه بازی جهانی چوگان در ایران
علاوه بر ورزشهای باستانی و پهلوانی بازی چوگان، یکی از قدیمیترین ورزشهای گروهی جهان نیز ریشه در ایران باستان دارد. این بازی ابتدا در دربار شاهان هخامنشی و ساسانی رایج بود. این ورزش نه تنها یک تفریح سلطنتی، بلکه تمرینی برای رزم و هماهنگی جنگاوران نیز محسوب میشده است.
در شاهنامه فردوسی نیز بارها از چوگان نام برده شده است؛ از جمله در داستان سیاوش در دربار افراسیاب که چوگان بازی میکرد. بازی چوگان بعدها در دوران صفوی در میدان نقش جهان اصفهان به شکوهی بینظیر رسید. میدان نقشجهان در آن زمان، نه تنها مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی، بلکه میدان چوگان رسمی درباری نیز بود.
در واقع میدان نقش جهان به عنوان یکی از قدیمیترین زمینهای ورزشی جهان، قرنها محل رسمی برگزاری مسابقات چوگان بود. سنگهای دروازه چوگان که هنوز در شمال و جنوب میدان باقیماندهاند، گواه این تاریخ هستند.
ژان شاردن که دقیقترین گزارشها از فرهنگ و تمدن صفوی را مکتوب کرده است، چندینبار به ورزشهای عمومی در شهر اصفهان اشاره کرده و از جمله مینویسد:
«محل میدان نقشجهان، مکانی است برای اجتماع مردم؛ مسابقات کشتی و چوگان در آن برگزار میشود و جمعیتی فراوان آن را با شور و علاقه تماشا میکنند. اسبسواران با دقت بازی را اجرا میکردند و صدای شیپور و طبل فضای میدان را آکنده میساخت.
کشتیگیران با روغن بدن خود را حالت میدهند و با ضربموسیقی و فریاد پهلوانانه وارد مسابقه میشوند. چوگان نیز به سبک بازی غربی شبیه به تنیس است؛ اما با اسب و چوبی بلند در دست.»
این توصیفات تصویر واضحتری از فضای ورزشی، ترکیب آیینی و نمایشی آن دوران ارائه میدهد. جالب آن که چوگان در گذر زمان الهامبخش ورزشهای مدرنی چون هاکی، راگبی، پولو و حتی بیسبال شده است.
ساختار تیمی، استفاده از ابزار چوب چوگان و نقش تاکتیک در بازی، وجه اشتراکهایی با ورزشهای نوین دارند. در واقع بازی چوگان از ایران به هندوستان و مغولستان راه یافت. در دوران استعمار هندوستان در قرن 19 و 20 میلادی انگلیسیها با این بازی در هند آشنا شدند، آن را به اروپا منتقل کردند و نسخههایی از آن را پایهگذاری نمودند.
پولو، که امروزه در المپیکهای غیررسمی و رویدادهای ورزشی سلطنتی در غرب حضور دارد، برگرفته مستقیم از چوگان ایرانی است. امروزه چوگان بهعنوان میراث فرهنگی ناملموس در یونسکو به ثبت رسیده است.
ورزشهای باستانی ایران از این دست تنها یک ورزش بدنی نیستند، بلکه آنها حافظان فرهنگی ایران هستند که از دل اسطورهها، آیینهای رزمی ایران باستان، آیین زرتشتی، شاهنامه فردوسی و آموزههای عرفانی اسلامی سر برآوردهاند.
رواج ورزش زورخانهای بعد از دوره صفویه
با بروز فتنه افغان و روال صفویه و جابهجایی پایتخت از شهر اصفهان، بازی چوگان نیز آن دوران طلایی خود را از دست داد، اما در عین حال ورزشهای باستانی، زورخانهای و کشتی در دوره قاجار بسیار رایج گردید و زورخانهها در محلههای مختلف اصفهان گسترش یافتند.
از میان آنها، میتوان به زورخانههای علیقلیآقا، پهلوانخانه قصرمنشی و زورخانه تخت فولاد اشاره کرد که برخی از آنها تا به امروز هم فعالاند. به طور مثال زورخانه علیقلیآقا، که در نزدیکی حمام تاریخی علیقلیآقا قرار دارد، نمونهای ارزشمند از پیوند کالبد معماری و روح ورزش آیینی است.
زورخانهها همواره مکانی بود برای پرورش تن و روان، فضایی نیمهمذهبی بود که اخلاق، مرام، جوانمردی و کمک به ضعیفان را ترویج میداد. حضور مرشدان برجسته سبب شد اصفهان در دوره قاجار و بعد از آن یکی از مراکز معتبر کشتی و ورزشهای زورخانهای باشد.
ورزش کشتی نیز یکی از قدیمیترین ورزشهای باستانی ایران است. آثار تصویری در تخت جمشید و منابع مکتوب از قرنها پیش نشاندهنده رواج این ورزش در فرهنگ ایرانی هستند و در شهر اصفهان نیز کشتی همواره در کنار ورزش زورخانهای رواج داشت.
در سالهای منتهی به انقراض قاجاریه و دوران معاصر ورزش کشتی در کنار زورخانهها، بهویژه در میدانهای خاکی و بعدها در سالنهای ورزشی مدارس و پادگانها رشد یافت.
با تأسیس فدراسیون کشتی در دهه ۱۳۲۰، اصفهان بهسرعت چند تیم فعال داشت و در مسابقات کشوری حضوری برجسته ایفا کرد. در دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، تیمهای کشتی محلی اصفهان در سالنهای کوچک و باشگاههای فعالیت داشتند. در اواخر دهه ۱۳۴۰ تا به امروز چهرههایی از شهر اصفهان به تیم ملی کشتی راه یافتند.
ورود ورزشهای مدرن به ایران در اواخر دوره قاجاریه
در اواخر قاجاریه با ورود مبلغان مذهبی به ایران و تأسیس مدارس به سبک اروپایی کمکم ورزشهای مدرن غربی پا به ایران گذاشتند که از اولین و مهمترین آنها فوتبال بود؛ همانگونه که برتری و قدرت فرهنگی ایران در دوره صفویه باعث تأثیرپذیری دیگر کشورها از فرهنگ ایرانی شده بود. مثال بارز این قضیه در زمینه ورزشی تأثیر ایران و بازی چوگان در فرهنگ غرب بود.
در اواخر قاجاریه و زوال فرهنگی و اجتماعی در ایران و پیشرفت اروپا همچنین تبلیغات گسترده و رنگ و آب زندگی غربی سبب شد روند انتقال عناصر فرهنگی معکوس شود و پدیده غربگرایی در ایران پدید آید. کمرنگ شدن ورزشهای ملی و در عوض توسعه ورزشهای غربی نمونه بارز این پدیده بود.
با آغاز اصلاحات بعد از قاجار و نوسازی نظام آموزشی، ورزش در کنار دیگر مباحث نوین وارد برنامه تدریس مدارس شد. دولت با الگوبرداری از سیستم آموزشی غربی اقدام به توسعه مدارس نوین کرد.
یکی از اصول مدارس مدرن، توجه به ورزش و تربیت بدنی بود. در نتیجه مدارس جدید اصفهان مانند مدرسه ادب، تربیت، سعدی، دانش، هنرستان هنرهای زیبا و فنی، مجهز به زمینهای خاکی برای فوتبال و کشتی شدند.
دانشآموزان بهطور منظم در رشتههایی چون دوومیدانی، فوتبال، بسکتبال و کشتی آموزش میدیدند و از دل همین مدارس، ورزشکارانی به سطوح ملی معرفی شدند.
پکالج انگلیسی استوارت (دبیرستان ادب فعلی) و دبیرستان سعدی از اولین مجموعههای آموزشی بودند که زمین فوتبال متعلق به خود داشتند و از فعالترین تیمهای فوتبال دانشآموزی بوده و در رقابتهای بینمدارسی شرکت میکردند.
علاوه بر مدارس و نظام آموزشی، با ایجاد ارتش نوین مبحث ورزش به یکی از سرفصلهای آموزشی و تمرین افسران، درجهداران و سربازان اضافه و کمکم ورزش به عنوان یکی از عناصر اجتماعی و عمومی همهگیر شد.
شکلگیری باشگاههای ورزشی در ایران در دوره معاصر
از دهه بیست و سی به تدریج باشگاههای ورزشی در ایران شکل گرفتند. در این دوران بود که جامعه ارامنه اصفهان نقش مهمی در توسعه ورزش محلی ایفا کردند. یکی از فعالیتهای آنها تأسیس و حمایت از باشگاهی تحت عنوان «باشگاه آرارات» بود.
این باشگاه که زیرنظر سازمان فرهنگی ورزشی ارامنه دارای امکانات آموزشی، ورزشی و اجتماعی بود، در رشتههای مختلفی مانند فوتبال، تنیس و والیبال فعالیت داشت. باشگاه آرارات، مشابه نمونه تهران، محل گردهمایی فعالان ارمنی در اصفهان بود و امکان شرکت ارامنه را در مسابقات محلی فراهم میکرد.
این باشگاه با ارائه امکانات ورزشی به جوانان ارمنی در اصفهان، باعث شد برخی از ورزشکاران جامعه ارمنی در سطح مسابقات استانی حاضر شوند. در سالهای دهه سی و چهل باشگاههای دیگری همچون شاهین، ذوبآهن و سپاهان پایهگذاری شدند که تا به امروز نقش و تأثیری پر رنگ در ورزش اصفهان، ایران داشتند.
ساخت اولین ورزشگاهها در اصفهان
در اواسط دهه چهل، هم زمان با سرعت گرفتن پروژههای عمرانی، کلنگ احداث بسیاری از پروژههای عمرانی در شهرهای مختلف کشور زده شد. اتخاذ سیاستهای مدرنسازی در این دوره باعث شد مجموعههای ورزشی در شهرهای بزرگ ایران ساخته شود. یکی از مهمترین این پروژهها ساخت ورزشگاه باغ همایون (تختی فعلی) بود.
در محل انتخاب این پروژه در امتداد خیابان چهارباغ، سابقاً باغی به اسم باغ تخت قرار داشت که متعلق به دوره صفویه بود. در دورههای بعدی این محل باغ همایون و باغ حاجی شناخته نام گرفت.
این ورزشگاه از ابتدا برای مسابقات ورزشی، رژه نظامی، و تجمعات رسمی طراحی شده بود. تا پیش از ساخت ورزشگاه نقشجهان، ورزشگاه تختی اصلیترین مکان برگزاری مسابقات فوتبال و دوومیدانی در شهر اصفهان بود.
بسیاری از مسابقات رسمی تیمهای اصفهانی از جمله شاهین، سپاهان، ذوبآهن، پلیاکریل، برق و منتخب اصفهان در این ورزشگاه برگزار میشد.
در سالهای دهه ۱۳۵۰، این ورزشگاه محل برگزاری اردوهای تیم ملی و مسابقات تدارکاتی نیز بود. با ساخت ورزشگاه نقشجهان و ورزشگاه فولادشهر، اهمیت مسابقاتی ورزشگاه تختی کاهش یافت و در دهه ۱۳۸۰، وضعیت این ورزشگاه دچار فرسودگی شد و مدتها بدون استفاده جدی باقی ماند.
در دهههای اخیر، بیشتر برای فعالیتهای ورزشی آماتور، مدارس و تیمهای پایه مورد استفاده است. تا دهه ۶۰، تماشای مسابقات در این ورزشگاه رایگان یا با هزینهای بسیار اندک بود و نقش مهمی در همگانیکردن ورزش فوتبال در اصفهان داشت.
در طی دهه چهل و پنجاه چندین ورزشگاه و مجموعه ورزشی نیز که شامل زمین چمن، میدان دو و میدانی و استخر بود، در شهر اصفهان احداث شد. از مهمترین آنها استادیوم 22 بهمن بود که در جنوب شهر اصفهان، توسط نیروی زمینی ارتش احداث شد. پیش از انقلاب، از این ورزشگاه با عنوان «زمین ورزشی ارتش» یا «ورزشگاه نظامی ارتش» یاد میشد.
این استادیوم در دهههای اولیه فعالیت، محل برگزاری مسابقات ورزشی درونسازمانی ارتش و تمرینات آمادگی جسمانی سربازان بود و بعدتر بهعنوان محل تمرین نیروهای ارتش و مسابقات بینگروهی استفاده میشد. در سالهای دهه شصت و هفتاد علاوه بر برگزاری مسابقات گاهی از این محل برای برگزاری نمایشگاههای فصلی نیز استفاده میشد.
توسعه رو به جنوب اصفهان و زمینهای بایر مناسب برای ورزشگاه
دو مجموعه انقلاب و قزلباش نیز در دهه چهل و پنجاه در اراضی جنوب شهر اصفهان احداث شد. دلیل تجمع مجموعههای ورزشی در این قسمت از شهر، وجود زمینهای بایر وسیع رو به رشد و در مسیر توسعه در جنوب شهر اصفهان بوده است. مجموعه ورزشی قزلباش در دهه ۱۳۵۰ احداث شد و دارای سالنهای کشتی، بدنسازی، زمین فوتبال، سالنهای مختلف ورزشی و زورخانه بود.
مجموعه قزلباش تا به امروز بهعنوان یکی از مراکز مهم برای پرورش قهرمانان کشتی و ورزشهای پهلوانی شناخته میشود. مجموعه انقلاب نیز که سابقاً به عنوان مجموعه ورزشی فرهنگ یا آموزش و پرورش شناخته میشد، طی چند دهه گذشته میزبان برنامههای تربیت بدنی مدارس، تمرین تیمهای آموزشگاهی و مسابقات بینمدارسی در زمینههای فوتبال، شنا، تنیس و دوومیدانی بوده است.
نقش جهان، پرحاشیهترین ورزشگاه اصفهان
اما مهمترین و در عین حال پر حاشیهترین مجموعه ورزشی شهر اصفهان، استادیوم نقش جهان است. از اواسط دهه ۱۳۵۰، شهر اصفهان بهعنوان یک شهر صنعتی و در حال توسعه، نیاز به ورزشگاهی بزرگ برای برگزاری مسابقات ملی و بینالمللی داشت.
هدف اصلی، ساخت یک ورزشگاه بینالمللی برای میزبانی المپیادها یا حتی بازیهای آسیایی در آینده بود. با وجود تبلیغات گسترده، وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ باعث توقف این پروژه شد و تنها بخشی از زیرساختها مانند پی ساختمان و خاکبرداری اولیه به سرانجام رسید.
اما بعد از جنگ و افتادن کشور بر روی ریل توسعه، فاز اول ورزشگاه نقشجهان در سال ۱۳۷۹ با ظرفیت حدود ۳۰ هزار نفر و ساخت یک طرف جایگاهها افتتاح شد.مالکیت ورزشگاه در ابتدا دولتی و زیر نظر سازمان تربیت بدنی وقت بود. از ابتدا بین تیمهای سپاهان و ذوبآهن برای استفاده اختصاصی از ورزشگاه اختلافنظر وجود داشت.
ذوبآهن با توجه به نزدیکی ورزشگاه فولادشهر به کارخانهاش، ترجیح داد آنجا را توسعه دهد. اما سپاهان خواستار تملک نقشجهان شد. باشگاه سپاهان تلاش کرد ورزشگاه را به تملک خود درآورد ونهایتا ورزشگاه به صورت رسمی به باشگاه سپاهان واگذار شد.
در طی این سالها دیگر رشتههای ورزشی نیز به همین رویه و کم و بیش راه توسعه را در شهر اصفهان پیمودهاند و اشاره مفصلتر به رشته فوتبال نمونهای از این روند توسعه در قرن اخیر بوده است.
ورزش در اصفهان مسیری پر فراز و نشیب را طی کرده است؛ از چوگان در میدان نقش جهان تا فوتبال حرفهای در ورزشگاه نقش جهان، از ورزش پهلوانی و کشتی در زورخانهها تا رقابتهای مدرن در مدارس و دانشگاهها. اصفهان نه تنها مهد فرهنگ و هنر ایران، بلکه در عرصه ورزش نیز نقشی پررنگ و دیرینه داشته است.
با گسترش ورزشگاهها، آموزشهای سازمانیافته و روحیه پهلوانی، این شهر همواره یکی از ارکان هویت ورزشی ایران بوده، هست و خواهد بود.