به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایش «راه باریک پشت کوه» به کارگردانی محمد حسین سلطانی از ۱ تا ۱۷ مرداد ماه در اصفهان به اجرا در میآید. این نمایش بازخوانی تئاتر «حسن و راه باریک پشت کوه» از افشین هاشمی است که اولینبار در دهه هشتاد روی صحنه رفت و حالا بعد از دو دهه سوژه یک کارگردان کار اولی شدهاست.
یک داستان عامیانه قدیمی
داستان نمایش از این قرار است که در این سرزمین دیوی پیدا شده و فرشته خواب را دزدیده و سالیان زیادی میشود کسی خواب نمیبیند. همه در خوابند، اما خواب هستند و رؤیا ندارند؛ تا اینکه حسن خوابی از معشوق خود میبیند. او منجی میشود تا مردم سرزمین را از بلاهایی که بیرؤیایی بر سرشان آورده، نجات دهد. بنابراین حسن به راه دور میرود تا با دیو بجنگد.حسن و راه باریک پشت کوه در رده تئاترهای ایرانی و در سبک و سیاق پردهخوانی و گاه هنر تعزیه است. استفاده از موسیقی سنتی و نثر عامیانه فارسی که حالتی شعرگونه دارد از جنبههای مشهود آن است. در نمایش اقتباسی که اکنون روی صحنه است، وفاداری به اصل نمایش وجود دارد و ما همان روایت را میبینیم.
تلفیق اندیشه ریشهدار کهن با ابزارهای جدید
عاملی که موجب تمایز این اثر اقباسی از اصل آن میشود، جنبههای بصری و موسیقی است. نمایشی ایرانی با داستانی نیمهکلاسیک که حکایت از قصه دیو و پریان و مرشدان دارد، با سبک هنری جدید تلفیق شده و حس متفاوتی را در بیننده برمیانگیزد. تکنیکهای هنریبصری مدرن از جمله استفاده از نورپردازی سینمایی در تئاتر، انیمیشن و ویدیومپینگ در این اجرا به کار گرفته شده است.
تئاتر مانند هنرهای تصویری دیگر از نوآوری استقبال میکند و برخی ساختارهای قبل را کنار میزند تا پویایی و خوانش خود را حفظ کند. البته استفاده از تکنولوژیهای جدید به امری معلوم در تئاترهای خارجی و بین المللی درآمدهاست؛ اما در تئاتر ایران به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفته یا به صورت محدود در تئاترهای سطح بالا به کار میرود. همین امر موجب شده که این اثر دانشجویی دارای اهمیت بیشتری شود. گرچه به گفته کارگردان اثر در رده آثار پستمدرن نیست و جز تئاتر مدرن و بدنه محسوب میشود.
تلاش اعضای مختلف گروه برای متفاوت بودن
موسیقی «راه باریک پشت کوه» را گروه خواب به صورت زنده اجرا میکند و در این موسیقی شاهد تحولاتی هستیم. موسیقی نو جای موسیقی سنتی ایرانی را گرفته تا فضای جدید و مدرن خلق کند؛ با این حال گروه نوازندگان اثر خود را بیبهره از موسیقی سنتی نگذاشتهاند و بهویژه در قسمت پایانی تئاتر موسیقی پهلوانی و زورخانهای را به صورت ترکیبی استفاده میکنند. همچنین در این اجرای زنده از موسیقی جنوبی بهره گرفته شده است.
طراحی پوستر نمایش دارای هماهنگی با کلیت اثر است؛ تصویری نمادین از کوه و مردگانی در خواب. رنگهای استفاده شده در پوستر همان نورپردازی است که در صحنه مشاهده میکنیم.طراحی لباس پوشش سنتی و محلی قدیمی را حفظ کرده و پوشش دیو و پری شمایل مانند داستانهای ایرانی دارند؛ در حالی که طراحی صحنه بسیار ساده و در آن از داربست به عنوان سکو استفاده شده است و این داربست به وضوح صحنه را دچار کاستی میکند. در وسط صحنه فضای خالی مانند یک دریچه بزرگ قرار دارد که گروه موسیقی آنجا نشستهاند. اما به نظر میرسد نشان دادن اجرای زنده گروه موسیقی در باروپذیری فضای حاکم بر صحنه آسیب وارد میکند. اما به طورکلی نورپردازی، موسیقی و انیمیشن توانستهاند فضای رازآلود و خوابگونه قابل قبولی به مخاطب القا کنند.
آیا استفاده تنها از جلوههای تصویری برای بهروز کردن نمایش کافی است؟
سلطانی بار اصلی نمایش را بر دوش جنبههای تصویری و صوتی گذاشته و کمی از محتوا غافل شده است. باید این نکته را در نظر گرفت که از زمان اجرای نمایش افشین هاشمی در دهه هشتاد تاکنون، سلیقه مخاطب تغییر کرده است. البته این موضوع به معنی ناکارآمدی متن در زمانه حاضر نیست؛ بلکه با چینشی تازهتر از مکالمهها و دیالوگپردازی میتوان ارتباط عمیقتری با مخاطب برقرار کرد.
اگر این حرف بارها توسط اعضای گروه تکرار شود که «ما دنبال کلیشهسازی نیستیم»، کلیشهها از چشم پنهان نمیمانند، در بعضی از قسمتها کلیشهها خود را نشان میدهند، یا متن بریدهبریده میشود و از هدف اصلی دور میافتد. تماشاگر کمی حواسش پرت میشود و احتمالاً با خودش میگوید: «آیا نمیشد این قسمت را طور دیگری دید و بیان کرد؟»
البته نمیتوان ایراد کلیشهگویی را تنها به گردن محتوا انداخت؛ بازیگران هم میتوانستند با اجرای خود به انتقال بهتر مفاهیم کمک کنند. از سوی دیگر، حفظ درگیری مخاطب و زندهپنداری شخصیتها میتوانست بیننده را کاملاً در دل داستان غرق کند، نه اینکه صرفاً تماشگر بیرونی باشد. در این نمایش، ردپای درد امروز اصفهان به وضوح دیده میشود. اشاره به معضل بیآبی و نابودی گندمزارهای کشاورزان اصفهانی، گواهی است بر زنده بودن این اثر و تناسب آن با مسائل روز جامعه.
مشکلات تئاتر اصفهان چیست؟
محمد حسین سلطانی، کارگردان نمایش «راه باریک پشت کوه» دو سالی است که بهصورت جدی در زمینه تئاتر فعالیت میکند. او در گفتوگو با «اصفهانزیبا» دلیل اقتباس این نمایشنامه در اولین پروژه تئاترش را تجربه کودکی خود میداند و میگوید: «اولینبار در هفت سالگی این نمایش را در تهران دیدم که توسط خود آقای هاشمی اجرا میشد. وقتی آن را بازخوانی کردم، متوجه شدم هنوز زنده است و پتانسیل اجرایی دارد؛ ولی نه با فرم کلیشهای و تکراری ایرانی. ترجیح دادم در یک فرم جدید که با ساختارهای نمایش ایرانی در تضاد است آن را دوباره اجرا کنم.»
چنین اجراهای دانشجویی و حضور جوانهای نوپا در عرصه تئاتر اصفهان که در وضعیت مطلوبی نیست میتواند جریانهای جدیدی ایجاد کند؛ در صورتی که نهادهای هنری این موضوع را نادیده نگیرند.
سلطانی در کمک گرفتن از نهادهای هنری بیان میکند: «نخواستم از حمایتهای دولتی استفاده کنم؛ چرا که حمایت دولتی، انتظاراتی به همراه دارد. متأسفانه حمایت دولتی هنوز در این شهر به درستی شکل نگرفته است. البته امیدوارم کسانی که سالهای طولانی است در اصفهان تئاتر کار میکنند، سنگاندازی نکنند و نهادهای حمایتی به درستی کمک کنند.»
او اضافه میکند: «کار کردن در این فضا سخت بود و روند تمرین فشرده. این کار، خروجی ۱۵ الی ۲۰ روز است که برای بردن چنین اجرایی با ۲۰ بازیگر، گروه موسیقی زنده، طراحی دکور و غیره به بالای هشت ماه تا یک سال تمرین نیاز دارد. در اصفهان فرهنگ تمرین تئاتر و حمایت از آن درست نیست. بخشی از تئاترهای مستقل هستند که دمدستی یا اینستاگرامیاند که طرفدار دارند. ولی تئاتر اصیلی که بخواهد مستقل زیست کند به سختی میتواند پیش برود.»
البته مشکل سختی کار تئاترهای رده بالا در اصفهان به دلیل حمایت نکردن مخاطب اصفهانی نیست و نمیتوان آن را به سطح پایین بودن درک تئاتری بیننده نسبت داد. بلکه این به علت سیاستهای نادرست هنری شهر است.
کارگردان راه باریک پشت کوه اظهار میکند: «هزینههای اجرا زیاد بود؛ اما گروه حمایت کرد. من امیدی به بهتر شدن تئاتر این شهر ندارم، اما دوست داشتم تجربه کنم. نمیخواهم استانداردی ارائه بدهم، بلکه کار در درجه اول برای هنرمندان اثر تجربه است و بعد مخاطب. در نمایش بعضی قسمتهای و نور و انیمیشن برای اولین بار در تئاتر اصفهان و بعضی موارد تئاتر ایران تجربه شده است.»
سلطانی در پایان به میزان انتظارش برای استقبال تئاتر اشاره میکند: «انتظاری ندارم، اما امید دارم با استقبال مخاطب روبهرو و حمایت شود. این تئاتر حرف مردم را میزند، نه آن دست حرفهای شعاری کف جامعه که سطحی است. مردم این نمایش را درک میکنند. آن را زیست کردهاند و حرفآنهاست.»