به گزارش اصفهان زیبا؛ بهترین راه رسیدن به محله ولیعصر(عج) عبور از خیابان پرترافیک کاوه و رسیدن به ورزشگاه نقشجهان است. پس از عبور از میدان بسیار بزرگی که در انتهای خیابان قرار دارد، وارد محله ولیعصر(عج) میشوم. باوجوداینکه نزدیک غروب است؛ اما همچنان گرمای هوا بیداد میکند. پیاده خیابان اصلی را طی میکنم. در میانه خیابان چند درخت قرار دارد و در سایه درختان چند مرد سالخورده نشستهاند. از آنها سراغ یکی از قدیمیترین ساکنان محله را میگیرم. یکی از آنها میایستد و آنطرف خیابان و چایخانه آقای صالحی را نشانم میدهد. آقای صالحی از اولین ساکنان محله ولیعصر(عج) است که حدود ۵۰ سال است اینجا زندگی میکند.
چگونگی شکلگیری محله ولیعصر(عج)
از او درباره آن روزها میپرسم. میگوید: «آن زمان که با خانواده به اینجا آمدم، چند خانه بیشتر اینجا نبود. زمینها هم ارزان بودند. من هم یک زمین را انتخاب کردم و در آن خانهای ساختم. بعدها در نزدیکی خانه ما کوچهای قرار گرفت و آن را به نام صالحی گذاشتند.»
ساخت خیابانی با عرض ۶۵ متر
به خیابان پهنی که در ورودی شهرک قرار دارد اشاره میکند و ادامه میدهد: «ابتدا این خیابان ۴۶ متر بود. بعدها به ما گفتند بهتر است اینجا را ۶۰ متری کنید تا رفتوآمد بهتر شود. خدا را شکر با این کار ازنظر رفتوآمد و ترافیک مشکلی وجود ندارد.»
از تأمین آب با تانکر تا موتورهای برق برای روشنایی
صالحی میگوید: «اوایل اینجا آب و برق نداشتیم و تمام خیابانهای اطراف بیابان بود، مجبور بودیم برای تأمین آب با ۲۰ لیتری آب از شهر بیاوریم. برای تأمین برق هم از موتوربرق استفاده میکردیم.»
مدرسه کرمی و چگونگی ساخت آن
او به مدرسه کرمی اشاره میکند و میگوید: «قبل از ساخت این مدرسه، زمین آن را خریدم و بعد به اداره آموزشوپرورش هدیه کردم و درنهایت مدرسه با یاری خیران مدرسهساز ساخته شد و از آن زمان تاکنون فعال است.»
اولین ساکن محله ولیعصر(عج) به کوچه صالحی اشاره میکند و میافزاید: «در انتهای این کوچه هم یک زمین داشتم که آن را برای ساخت یک مجموعه فرهنگی هدیه کردم و اکنون به کانون فرهنگی محله تبدیل شده است.»
نبود بیمارستان و مراکز درمانی
از او درباره مراکز درمانی محله میپرسم. میگوید: «اینجا بیمارستان و یا مرکز درمانی مخصوص محله نداریم. نزدیکترین مرکز درمانی به اینجا بیمارستان غرضی است.»
صالحی درمورد حرفه اهالی محله ولیعصر(عج) در گذشته بیان میکند: «آن زمان خودم تراشکاری میکردم. البته کارگاههای شیرینیپزی زیادی هم در محله قرار داشت که هنوز هم فعال است و در آنجا انواع اقسام شیرینی تولید میشود.»
محلهای با فرهنگهای متفاوت
او در رابطه با شکل و کاربری زمینهای این محله در گذشته، میگوید: «اینجا زمین کشاورزی بسیاری قرار داشت که مالکان آن اهالی خورزوق بودند. بعدها به علت کمآبی تعداد زیادی از زمینها را فروختند و درنهایت ساکنان فعلی که بیشتر از اهالی شهرکرد، داران و ایذه بودند آمدند و خانه ساختند و اینگونه بود که شهرک شکل گرفت.»
صالحی ادامه میدهد: «قبل از ساخت ورزشگاه نقشجهان، شهرک برای بسیاری از مردم اصفهان ناشناخته بود؛ اما بعد از ساخت ورزشگاه اینجا معروف شد.»
شهرک ولیعصر(عج) با ۵۰ سال قدمت
آقای احمدی از اهالی ایذه و ساکن شهرک ولیعصر(عج) است. از او در رابطه با قدمت محله میپرسم. میگوید: «حدود ۵۰ سال از زمان ساخت شهرک میگذرد. ابتدا چند خانه بیشتر اینجا نبود؛ اما بهمرورزمان پیشرفت کرد و حالا بیشتر از ۱۰ هزار نفر جمعیت دارد.»
او ادامه میدهد: «اول نام اینجا حمام کهنه بود. بعدها به نام شریعتی تغییر کرد و حالا خیلیها اینجا را به نام شهرک ولیعصر(عج) میشناسند.»
احمدی ادامه میدهد:«اهالی اینجا بیشتر مهاجر هستند و شامل طایفههای مختلف است. گروهی بختیاری و گروه دیگری از اهالی ایذه و خوزستان هستند.»
خانم خسروی که شاهد گفتوگو است جلو میآید و خود را معرفی میکند و میگوید: «تنها کاری که در شهرک ولیعصر(عج) انجام گرفته، ساخت خانه است؛ درحالیکه هیچگونه امکانات رفاهی، درمانی و تفریحی ندارد.»
اتوبوسهای شلوغ و پرجمعیت
او به ایستگاه اتوبوس که مملو از جمعیت است، اشاره میکند و ادامه میدهد: «بعد از تماس و پیگیری اهالی با ادارههای مربوط، یک خط اتوبوس در محله دستگرد برخوار مستقر شد که بیشتر زمانها شلوغ است و مجبور هستیم مسافت زیادی را بایستیم تا به مقصد برسیم. البته خط اتوبوس دیگری هم داریم که از اینجا وارد غرضی میشود و به سمت شهدا میرود که نسبت به خطوط دیگر خلوتتر است.»
از او درمورد مراکز فرهنگی و تفریحی محله میپرسم. توضیح میدهد: «مهمترین مرکز آموزشی و تفریحی ما مرکز فرهنگی حضرت ابوالفضل(ع) است. یک پارک با چند وسیله بازی هم اینجا قرار داشت؛ اما بعد از مدتی وسایل آن را خراب کردند و حالا جز یک زمین خاکی و چند اسباببازی شکسته چیزی باقی نمانده است. خانم خسروی به زمین چمنی که در ابتدای ورودی شهرک ولیعصر(عج) قرار دارد اشاره میکند و ادامه میدهد: «در اینجا کلاس فوتبال برای بچههای محله تشکیلشده که بسیاری در آنجا ثبتنام کردهاند و سرگرم هستند.»
آقای جعفرپور یکی دیگر از قدیمیهای ساکن در محله ولیعصر(عج) است که از سال ۶۹ همراه خانواده از جنوب کشور نزد پدر و برادر آمده و در این محل زمینی خریده و از آن زمان تاکنون در شهرک ولیعصر(عج) ساکن است.
تاریخچه منطقهای به نام حمام کهنه
از او در رابطه با حمام کهنه و دلیل نامگذاری آن میپرسم. میگوید: «در گذشته گویا زمانی که جاده ابریشم از اینجا رد میشده، حمامی در این مکان بوده که مسافران زمان عبور از آن استفاده میکردند؛، به همین خاطر به این مکان حمام کهنه میگفتند. تا حدود ۳۰ سال پیش هم تپه خرابهای از آن باقی مانده بود که اکنون کاملا از بین رفته است.»
شهرک ولیعصر(عج) ؛ زمینی خالی بین خورزوق و اصفهان
از خاطرات گذشته و نبود آب، برق و گاز در محله تعریف میکند و ادامه میدهد: «درواقع اینجا یک زمین خالی بین خورزوق و اصفهان بود که هیچکدام عهدهدار آبادانی آن نبودند. عده زیادی هم بدون مجوز اقدام به ساختوساز کرده بودند.»
جعفرپور از تشکیل گروهی از فعالان محله و تلاش آنها برای آبادانی محله تعریف میکند و میافزاید: «بعد از سالها تلاش و پیگیری موفق شدیم تا آب، برق و گاز را به محله بیاوریم. بعدها دو مدرسه بسیار خوب هم در اینجا دایر کردیم که در حال حاضر هم فعال است و دانشآموزان در آنجا درس میخوانند.»
او با تشکر از تلاشهای شهردار منطقه۷، میگوید: «احیای یک زمین ورزشی و ایجاد یک زمین چمن مصنوعی از مهمترین فعالیتهای انجامگرفته در این محله است. البته شهردار قول داده بود که یک پارک برای ما بسازد؛ اما تاکنون اقدامی انجامنشده است.»
ساخت مجتمع فرهنگی محله ولیعصر(عج)
این ساکن محله ولیعصر(عج) از تلاش شبانهروزی گروه و تشکیل مجتمع فرهنگی میگوید: «اینجا یک سالن مطالعه داشت که بعد از مدتی بسته شد. با این اوصاف و بهمنظور فعالیت فرهنگی، مجتمع فرهنگی شکل گرفت و در حال حاضر نیز فعال است.»
شهرک ولیعصر(عج) و جمعیت ۱۵هزار نفری
از او در رابطه با جمعیت ساکن در محله میپرسم. توضیح میدهد: «در حال حاضر حدود ۱۵هزار نفر در شهرک ولیعصر(عج) زندگی می میکنند و شغل بیشتر آنها بنایی، تراشکاری و کارگاههای تولید شیرینی است.»
جعفرپور از دوران خوش گذشته و پیگیریهایی که برای آبادکردن محله انجام داده است، تعریف میکند و میافزاید: «بعد از سالها تلاش بیوقفه به علت مشکلات جسمانی کار را کنار گذاشتم. بعدها آقایی از اصفهان آمدند و من باوجود بیماری ۱۲ سال با ایشان همکاری کردم و درنهایت مجتمع فرهنگی ساخته شد. در حال حاضر هم در این مکان کلاسهای مختلف ورزشی و فرهنگی برای اهالی محل برگزار میشود.»
آقای بهنامنیا، از دیگر اهالی محله به خیابانهای اطراف اشاره میکند و میگوید: «آنطرف که حمام کهنه قرار داشت بعدها به نام حسینآباد معروف شد. اینجا که بهداشت هست، به آن بهداشت صادقآباد میگویند و یک حسنآباد گاری هم داریم.» او در رابطه با تقسیمبندی محله اظهار میکند: «پلاکهای ثبتی اینطرف خیابان با آنطرف متفاوت است. پلاک ثبتی آنطرف ۲۷ و اینجا ۲۸ است. بنده برای خرید، به وارثان این زمینها متری ۱۰۰ تومان دادم تا درنهایت با وکالت آنها این زمین به نام من ثبت شد.»
آقای رضایی، راننده جرثقیل و از اهالی بسیار قدیمی محله است. از او درباره گذشته محله میپرسم. میگوید: «یادم هست یکشب ماشین را کنار خانه پارک کردم. ساعت ۶ صبح یکی از همسایهها زنگ زد و گفت بیا که ماشین را بردند.بعد از جستوجو متوجه شدیم ماشین دندهخلاص بوده و بهطور اتفاقی راه افتاده و تا ته خیابان بدون اینکه به کسی برخورد کند رفته بود؛ به عبارتی اینجا تعداد بسیار کمی ساکن بودند.»
سین برخوار و کارگاههای شیرینیپزی
از رضایی درباره کارگاههای شیرینیپزی محله میپرسم. توضیح میدهد: «در منطقه برخوار محله به نام سین برخوار قرار دارد که به شیرینیپزی معروف است. بعدها تعدادی از آنها به اینجا کوچ کردند و به علت ارزانبودن زمین همینجا ساکن شدند و کارگاه شیرینیپزی دایر کردند.»
از این ساکن قدیمی دلیل نامگذاری محله به نام شهرک ولیعصر(عج) را میپرسم. بیان میکند: «یادش بخیر! حاجآقا حمید کریمی با چند جوان یک ساندویچی در این محله زدند. زمانی که انقلاب شد، برای محافظت از محله یک چهارطاقی ساختند و درنهایت اسم محله شریعتی شد. بعدها که حاجآقا محلاتی شهید شدند، نام اینجا را به یاد ایشان محلاتی گذاشتند و بعدها تبدیل به ولیعصر(عج) شد.»
او به زمینهای اطراف که حالا تبدیل به زمین مسکونی شده است اشاره میکند و ادامه میدهد: «قدیمها تمام اینجا زمین کشاورزی بود؛ اما چون موش زیادی داشت، سالک هم زیاد بود، به همین دلیل کمتر در این منطقه کشت و کار میشد و بعدها رها شد. درنهایت عدهای در اینجا ساکن شدند و پایههای اولیه تشکیل این محله شکل گرفت.»