بحران روایت؛ چرا روایت رسانه‌های داخلی از اربعین کامل نیست؟

اربعین، بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین اجتماع‌های بشری و نماد اوج همبستگی معنوی و اجتماعی جهان اسلام است.

به گزارش اصفهان زیبا؛ اربعین، بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین اجتماع‌های بشری و نماد اوج همبستگی معنوی و اجتماعی جهان اسلام است.

راه‌پیمایی میلیون‌ها نفر از سراسر جهان به‌سوی کربلا، رویدادی است که حتی بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی، باوجود تحلیلگری نقادانه یا حتی رویکرد گزینشی، نمی‌توانند از بزرگی آن چشم بپوشند.

اما در داخل ایران، آن‌طور که بایدوشاید رسانه‌های رسمی و حتی بسیاری از رسانه‌های نوین، نتوانسته‌اند تصویر روشنی از ضرورت، ابعاد واقعی و اثرات اجتماعی و تمدنی این رویداد بی‌نظیر ارائه دهند. تحلیل موضوع اربعین در رسانه‌های کشور، معطوف به چند نقطه‌ضعف و کم‌توجهی کلان و ریشه‌ای است که هر سال در ایام محرم و اربعین، تکرار می‌شود و تبدیل به یک عادت رسانه‌ای بدون پرسش یا اصلاح شده است.

تمرکز بیش‌ازاندازه بر احساسات و غفلت از عقلانیت اربعین

می‌توان به‌جرئت گفت که روایت غالب رسانه‌های داخلی از اربعین حسینی، عمدتا به ابعاد حماسی، شور و اشک و احساسات معنوی شیعیان خلاصه شده است. تقریبا همه گزارش‌ها، مستندها، پخش‌های زنده و تولیدات مجازی، بر محور شوروشوق و اشک و نوحه حرکت می‌کنند؛ بی‌آنکه به ابعاد اجتماعی، انسانی، هویتی و حتی پیامدهای تمدنی این حضور عظیم پرداخته شود.

نتیجه این رویکرد، محدودشدن تأثیرگذاری رسانه‌ها به قشر خاصی از جامعه و عدم بیان چرایی این حرکت عظیم و ضرورت حضور در آن است؛ درحالی‌که راه‌پیمایی اربعین، تنها یک مناسک یا یک تجمع احساسی نیست؛ بلکه یک بستر بزرگ تربیتی، اجتماعی، فرهنگی و حتی تمدنی است که می‌تواند برای جامعه امروز ایران، به‌ویژه جوانان، الگو و الهام‌بخش باشد.

نداشتن برنامه رسانه‌ای مدون و یکپارچه

یکی دیگر از مهم‌ترین ضعف‌ها، فقدان یک تقویم رسانه‌ای هدفمند، برنامه‌ریزی‌شده و تخصصی در موضوع اربعین است. اگر به شبکه‌های تلویزیونی، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و حتی صفحات فعال مجازی در ماه‌های منتهی به اربعین دقت کنیم، درمی‌یابیم که حجم محتوای اربعینی بسیار پراکنده، تکراری و گاهی شتاب‌زده و کلیشه‌ای است.

هیچ نقشه راه روشنی برای بهره‌برداری رسانه‌ای از فرصت اربعین، پیش از آغاز موج خبری تا اختتام آن وجود ندارد. چه میزان از محتواها درباره مشکلات زائران است؟ چند گزارش تحلیلی عمیق درباره موضوع راه‌پیمایی، الگوهای همیاری، تأثیرات بین‌المللی یا حتی موضوع امنیت و مدیریت جمعیت توسط رسانه‌های ما تولید شده است؟

تقریبا هیچ برنامه منظمی نیست که از پیش، اهداف، مخاطبان، پیام و قالب محتوایی خود را بر اساس نیازهای واقعی جامعه و مطالعات افکارسنجی تعیین کرده باشد.

نادیده‌گرفتن ابعاد تمدنی و کارکردهای اجتماعی

بارها دیده‌ایم که عمده مطالب منتشرشده درباره اربعین، به اتفاق‌های مسیر، مداحی‌ها یا حتی سبک زندگی زائران در قالب ویدئو و کلیپ کوتاه محدود می‌شود. در این هیاهوی احساسی و سطحی، فرصت تبیین عمیق پیام اربعین، کارکردهای اجتماعی حضور میلیونی مردم و حتی ظرفیت‌های تقریب مذاهب، هم‌گرایی منطقه‌ای، وحدت جهان اسلام و ظرفیت‌سازی اجتماعی سوخت می‌شود.

درحالی‌که حرفه‌ای‌ترین رسانه‌ها، چنین رویدادی را ابزار روایت هویت، جهانی‌سازی پیام و اثرگذاری در سطوح بین‌المللی می‌کنند، در رسانه‌های ما، اربعین به یک سوژه فصلی تبدیل شده است. حتی روزنامه‌ها و مجلات تخصصی کمتر به‌نقد رفتارهای اجتماعی، امکان همبستگی، نسل‌آفرینی فرهنگی یا تجربه‌نگاری زائران غیرشیعه یا غیرایرانی پرداخته‌اند. چه کسی باید روایت کند؟ فقدان گزارشگر و مستندساز میدان‌دیده، حضور جدی خبرنگاران میدانی، گزارشگران مستقل و مستندسازان خلاق در طول مسیر راه‌پیمایی و موکب‌ها مورد دیگری بوده که جای آن خالی است.

انتظار می‌رفت امروزه که ابزارهای سهل‌الوصول رسانه‌ای (از موبایل تا بلاگ و پادکست) در دسترس است، روایت‌های مردمی و مستندات قوی‌تری از تجربه‌ها، دغدغه‌ها، مشکلات و دستاوردهای زائران تولید و منتشر شود؛ بااین‌حال، اغلب محتواها به بازتاب تصاویر تکراری و کوتاه از مسیر بسنده می‌کنند و کمتر شاهد تحلیل یا گزارش‌های چندلایه، مصاحبه با نخبگان کشورهای دیگر یا تحلیل مسائل اجتماعی تازه در بستر اربعین هستیم.

فضای مجازی؛ فرصتی که سوزانده می‌شود!

با همه فراگیری فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، بخش زیادی از تولیدات اربعینی، به بازنشر محتواها یا کپشن‌های کوتاه و احساسی محدود می‌شود.

رسانه‌های بزرگ‌تر عملا استراتژی مشخصی برای ترند کردن هشتگ‌ها، ایجاد تولید محتوای هدفمند و شبکه‌سازی روایت‌های مردمی ندارند.

در سال‌های اخیر نیز، به‌جای اینکه پلتفرم‌های رسانه‌ای با راه‌اندازی کمپین‌های مردمی، چالش و روایت‌های چندرسانه‌ای به عمق اثرگذاری پیام اربعین اضافه کنند، اغلب به تولید پست‌های کلیشه‌ای بسنده می‌کنند؛ این در حالی است که کار رسانه، حتی در فضای مجازی، باید بسترساز عمق‌بخشی به مخاطب، تولید گفت‌وگوی اجتماعی و ترغیب مشارکت فکری باشد؛ نه صرفا بازتولید احساسات کوتاه‌مدت.