مرکز فرهنگی ۱۵خرداد در خیابان آپادانا اول، یکی از قدیمیترین مراکز فرهنگی اصفهان است.
مرکز فرهنگی 15خرداد، به عنوان یکی از 4 مرکز فرهنگی نخست شهر، نامی آشناست؛ به خصوص که با نام شهید حریرچیان به عنوان فعال فرهنگی جانباز و شهید شهر هم گره خورده و البته تداوم فعالیتهای مرکز هم در این سالها، مانع از آن شده که به دوران تاریخی و گذشته فرهنگی شهر منتقل شود.
۱۰۰ روز از اولین شبی که به خیابان آمدیم و گمان میکردیم نهایتا تا آخر هفته هستیم، میگذرد. در این ۱۰۰ شب که حتی به عدد هم کم نیست چه برسد به تحولاتی که پشت سر گذاشته، به واقع میتوان گفت که ده شب یکبار، شاهد شکل جدیدی از تجمعات بودیم.
این بار سوم است که به سراغ بچههای قرارگاه مشارکت حداکثری میرویم. اولین بار تیتر گزارشمان را گذاشتیم: «سلام اصفهان به نسل جدید فرهنگی ها».
هنوز میدان جنگ نظامی داغ بود که شبی به موکب مجمع فارغالتحصیلان مدرسه شهید اژهای رفتم. وعدهگاهی در پل مارنان که بیشتر متولیان و مخاطبانش همان بچههایی سمپادی بودند.
امسال هشتمین سالی است که بهفرموده رهبر شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، درخت تنومند انقلاب اسلامی، گام دوم خود را آغاز کرده است، گامی که قرار است جامعه اسلامی را در عرصه جدیدی از کنشگری برای رسیدن به تمدن اسلامی وارد کند.
حالا که بیش از 90 روز از شروع جنگ تحمیلی سوم میگذرد، همچنان فضای شهری برای ما ناشناختهها دارد. در این ایام فضای عمومی شهرها شاهد پدیده خودجوش حضور مردم در خیابان بود.
چهارراه آبشار، پشت چراغقرمز، دختران و پسرانی را شعارنوشته به دست میبینید، شعارنوشتههایی بزرگ، با خطی خوانا و نستعلیق، تککلمههایی که در کنار هم ایستادهاند و جملههای متفاوتی را ساختهاند؛ همگی تداعیکننده یک معنی: «ایران».
گزارش «سلالههای شهر ما» را خواندهاید؟ مصاحبهای است با محسن حاجکاظمیان (مدیر وقت مجموعه فرهنگی سلاله) که از معنای نام مجموعه تا هدف و غایتش سخن گفتهایم.
آغاز مسیر حرفهای من به ۱۳۹۱ بازمیگردد؛ زمانی که همزمان با تحصیل در رشته علومتربیتی، کار با کودکان را در قالب کلاسهای قرآن و اردوهای فرهنگی تجربه کردم.
12 سال است که مؤسسه فرهنگی «دختران باغ بهشت» مشغول به کار بوده و در این مدت، تمام تمرکز ما بر دنیای دختران پنج تا ۱۴ سال بوده است.
داستان شکلگیری گروه فرهنگی «نورالهدی» به ۱۳۹۴ بازمیگردد؛ روزهایی که من دانشجوی دانشگاه معارف در رشته علومتربیتی بودم. در آن دوران، با نگاهی به فضای فرهنگی شهر اصفهان، یک خلأ بزرگ و محسوس توجهام را جلب کرد. احساس کردم جای فضایی اختصاصی، شاد و درعینحال پرمغز برای جشنتکلیف دختران در فعالیتهای فرهنگی سطح شهر بهشدت خالی است.