آیا گوش دادن به موسیقی حین کار کردن یا درس خواندن عملکرد ما را بهتر می‌‌کند؟

برای بسیاری از ما که مجبور به دورکاری یا آموزش مجازی شده‌‌ایم، حالا خانه هم دفتر کار است، هم مدرسه و هم زمین‌بازی. شاید بتوان گفت که در چنین شرایطی غرق شدن در ساعت‌‌ها مطالعه یا کارِ بی‌‌وقفه تبدیل به خاطره‌‌ای دور و دست‌‌نیافتنی شده است. با این اوصاف، شاید بهترین راه‌‌حلی که به ذهنتان می‌‌رسد این باشد که هندزفری را توی گوشتان بچپانید و دکمه پلی را فشار دهید؛ اما آیا گوش دادن به موسیقی واقعاً می‌‌تواند عوامل حواس‌‌پرتی را از شما دور کند، قدرت تمرکزتان را بالا ببرد و عملکردتان را بهبود ببخشد؟

تاریخ انتشار: 13:28 - پنجشنبه 1400/11/28
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
no image

اگر این سؤال را از دوستان و آشنایانتان بپرسید، به‌‌احتمال‌‌زیاد پاسخ‌‌هایی کاملاً متضاد خواهید گرفت. برخی می‌‌گویند که موسیقی ناجی آن‌‌هاست اما در مقابل، گروهی دیگر هم به شما خواهند گفت که موسیقی فقط هرج‌‌ومرج و شلوغی را تشدید می‌‌کند.
ما روانشناس هستیم و از آن گذشته، خیلی هم به موسیقی علاقه‌‌مندیم؛ پس تصمیم گرفتیم دراین‌‌باره بیشتر مطالعه کنیم و بفهمیم که گوش دادن به موسیقی حین انجام وظایف کاری یا تحصیلی چه تأثیری بر ما دارد، چه وقت‌هایی به کمکمان می‌‌آید و چه وقت‌هایی برایمان آسیب‌‌زاست.
جالب اینجاست که بر مبنای پژوهش‌‌های ما، هردو دیدگاه متضادی که به آن‌‌ها اشاره شد می‌‌توانند به‌نوبه خود درست باشند. درواقع، مفید بودن یا نبودن موسیقی به این بستگی دارد که حین انجام چه نوع کاری به آن گوش می‌‌دهید. البته تیپ و ویژگی‌‌های شخصیتی شما هم در این قضیه تأثیرگذار است.

رسیدن به یک چارچوب جامع‌‌تر

پژوهشگران تابه‌‌حال تأثیر موسیقی را در ارتباط با گستره متنوعی از کارها مورد ارزیابی قرار داده‌‌اند، از ورزش دوومیدانی گرفته تا ریاضیات و توانایی خواندن. اینکه موسیقی از طریق چه عواملی، مثلاً حس و حال شنونده یا ظرفیت حافظه فعال او، بر نحوه اجرای وظایف تأثیر می‌‌گذارد هم پیش‌‌ازاین بررسی شده است.
بااین‌‌حال، بخش بزرگی از این پژوهش‌‌ها صرفاً روی برخی زمینه‌‌های مشخص یا انواع خاصی از وظایف متمرکز بوده است؛ اما قصد ما رسیدن به یک چارچوب جامع‌‌تر و همه‌‌شمول‌‌تر بود، چارچوبی که بتوان آن را به شکل گسترده‌‌تری اعمال کرد.
پس در پژوهشی که انجام دادیم، از شرکت‌‌کنندگان خواستیم که برای انجام مجموعه‌‌ای از وظایف به آزمایشگاه ما بیایند. یکی از این وظایف نسبتاً آسان بود: از افراد خواستیم که فهرستی از کلمات را بررسی کنند و دور آن‌‌هایی که شامل حرف «ا» می‌‌شوند، خط بکشند؛ اما تکلیف دوم دشوارتر محسوب می‌‌شد: از آن‌‌ها خواستیم که چند مجموعه دوتایی از کلمات را حفظ کنند و پس از شنیدن هریک از این کلمات، کلمه هم‌‌گروه آن را به خاطر بیاورند. برخی از شرکت‌‌کنندگان هردوی این تکالیف را در سکوت به انجام رساندند اما برخی دیگر آن‌‌ها را حین گوش دادن به موسیقی بی‌‌کلام انجام دادند. علاوه بر این، نوع موسیقی پخش‌‌شده هم متفاوت بود: بلند و پرسروصدا یا آرام و ملایم، ساده یا پیچیده.
منظور از موسیقی ساده آهنگی است که در اجرای آن فقط از یک یا دو آلت موسیقی استفاده شده، ملودی آن به‌‌طور مکرر تغییر نمی‌‌کند و احتمالاً ریتم آرام‌‌تر و آهسته‌‌تری هم دارد؛ اما موسیقی پیچیده می‌‌تواند مجموعه بزرگ و متنوعی از آلات موسیقی را در بر بگیرد، ممکن است ملودی آن مرتب تغییر کند و به‌‌طورمعمول ریتم تندتری هم دارد.

نوع کاری که در حال انجام آن هستید، مهم است

نتایج عملکرد شرکت‌‌کنندگان برای تکلیف اول یعنی تکلیف ساده‌‌تر به‌‌این‌‌ترتیب بود: شرکت‌‌کنندگانی که این تکلیف را در سکوت به انجام رسانده بودند یا حین انجام آن به موسیقی ساده گوش داده بودند، عملکرد نسبتاً مشابهی داشتند؛ اما بهترین عملکرد را شرکت‌‌کنندگانی داشتند که حین انجام این تکلیف به موسیقی پیچیده گوش داده بودند.
اما نتایج تکلیف دوم یعنی همان تکلیف پیچیده‌‌تر کاملاً برعکس بود: به‌طورکلی شرکت‌‌کنندگانی که حین انجام این تکلیف به هر نوعی از موسیقی، فارغ از پیچیدگی یا بلندی صدای آن، گوش داده بودند، نسبت به آن‌‌هایی که این تکلیف را در سکوت به انجام رسانده بودند، عملکرد بدتری داشتند.
بسیار خب. حال پرسش اینجاست که چطور می‌‌توان این یافته‌‌ها را توجیه کرد؟ نظر ما این است که آدم‌‌ها منابع ذهنی محدودی دارند و در چنین شرایطی، هم موسیقی و هم وظیفه‌‌ای که در حال انجام آن هستند، باید از همین منابع محدود استفاده کنند.
وقتی به‌‌اندازه کافی از ظرفیت این منابع استفاده نشود، ممکن است حوصله ما سر برود و ذهنمان از مسیر اصلی منحرف شود و شروع به پرسه‌‌زنی کند. در مقابل، اگر منابع ذهنی‌‌مان را تحت‌فشار قرار دهیم هم ممکن است مغزمان بیش‌‌ازحد تحریک شود و نتوانیم روی کار اصلی‌‌مان تمرکز کنیم.
روشن است که انجام دادن کارهای ساده معمولاً به حجم کمتری از منابع ذهنی نیاز دارد اما وظایف دشوار و پرزحمت نیازمند قدرت ذهنی بیشتری هستند. بااین‌وجود، چون ممکن است وظایف ساده‌‌تر نتوانند خیلی ما را درگیر و مجذوب خود کنند، این احتمال وجود دارد که کم‌‌کم حواسمان پرت شود و به عبارتی خوابمان ببرد. در چنین شرایطی، موسیقی می‌‌تواند در نقش یک نیروی کمکی ظاهر شود و با وجود یکنواختی و کسالت‌‌آور بودن کار، ما را به ادامه دادن آن ترغیب کند؛ اما انجام دادن کارهای دشوار به‌‌خودی‌‌خود انرژی ذهنی زیادی می‌‌طلبد و گوش دادن به موسیقی حین انجام چنین کارهایی می‌‌تواند فشار فزاینده‌‌ای را به مغز ما تحمیل کند.
پس وقتی به عملکرد بهینه خود می‌‌رسیم که بتوانیم با توجه به نوع موسیقی و نوع کاری که در حال انجام آن هستیم، خود را در مناسب‌‌ترین شرایط قرار دهیم.

عامل شخصیت

مطالعات ما نشان می‌‌دهد که تأثیرات موسیقی می‌‌تواند به تیپ و ویژگی‌‌های شخصیتی افراد هم وابسته باشد. در پژوهشی که به آن اشاره شد، علاوه بر آزمایش‌های گفته‌‌شده، نحوه پاسخ‌‌دهی افراد به محرک‌‌های بیرونی هم مورد ارزیابی قرار گرفت.
در برخی افراد نوعی گرایش شخصیتی دیده می‌‌شود که «تمایل به تحریک خارجی»1 نام دارد. این یعنی چنین افرادی مایل‌‌اند آنچه را که در محیط پیرامونشان می‌‌گذرد، پیگیری کنند و نسبت به محرک‌‌های بیرونی، مثلاً مناظر یا صداهای مختلف، توجه بیشتری از خود نشان می‌‌دهند.
بنابراین برای کسانی که تمایل شدیدی به تحریک خارجی دارند، گوش دادن به موسیقی می‌‌تواند منابع ذهنی بیشتری را مصرف کند و این یعنی وقتی چنین افرادی می‌‌خواهند حین انجام وظایفشان به موسیقی هم گوش بدهند، باید تعادل را با حساسیت و دقت بیشتری رعایت کنند.
در پژوهش‌‌های ما هم وقتی چنین افرادی حتی حین انجام تکالیف بسیار آسان به موسیقی پیچیده گوش می‌‌دادند، عملکردشان تضعیف می‌‌شد. به‌‌طور مشابه، گوش دادن به هر نوعی از موسیقی، اجرای وظایف دشوارتر را برای چنین افرادی (کسانی که تحریک‌‌پذیری شدیدی نسبت به عوامل بیرونی داشتند) با مشکل مواجه می‌‌کرد.
لُب مطلب این است: وقتی کاری را انجام می‌‌دهید که برایتان نسبتاً ساده و تکراری است، گوش دادن به موسیقی می‌‌تواند مفید هم باشد. به‌‌عنوان‌‌مثال، ممکن است یک نفر مایل باشد حین تحلیل یک سری داده‌‌های ساده و مقدماتی به یک موسیقی سنگین و پرسروصدا گوش کند. یا شاید یک نفر دیگر دوست داشته باشد موقع چک کردن ایمیل‌‌هایش به یک موسیقی ملایم و حزن‌‌انگیز گوش بدهد.
بااین‌‌حال، وقتی کاری پیش می‌‌آید که انجام دادن آن مستلزم دقت و توجه تمام و کمال شماست، موسیقی می‌‌تواند عملکردتان را تضعیف کند؛ پس وقتی قرار است مقاله دانشگاهی‌‌تان را بنویسید یا گزارش کاری مهمی را آماده کنید، بهترین کار این است که اول موزیک را قطع کنید!
و احتمالاً خودتان هم می‌‌دانید که اگر چیزی برای شما خوب است، لزوماً به این معنا نیست که روی بغل‌‌دستی‌‌تان هم جواب می‌‌دهد! پس اگر دوست دارید حین کار یا مطالعه موسیقی گوش کنید، قبل از هر چیز هدفونتان را آماده کنید!

پی‌‌نوشت‌‌ها:
1. preferences for external stimulation

 

این مطلب ترجمه مقاله‌‌ای است با عنوان
“Working from home: What the research says about whether listening to music can help you focus”
و به قلم مانوئل اف. گونزالز (Manuel F. Gonzalez)، دانشجوی دکترای روانشناسی صنعتی-سازمانی در دانشگاه شهری نیویورک، و جان آر. آیلو (John R. Aiello)، استاد روانشناسی در دانشگاه راتگرز، که در وب‌‌سایت کانورسیشن (theconversation.com) منتشر شده است. این سازمان رسانه‌‌ای می‌‌کوشد نتایج پژوهش‌‌ها و مقالات منتشرشده توسط محققان، متخصصین و دانشگاهیان حوزه‌‌های مختلف را در دسترس عموم قرار دهد.

  • اصفهان زیبا
    پایگاه خبری اصفهان زیبا

    مترجم افسانه صادقی

برچسب‌های خبر