جریان اصول‌گرا باید به یک کاندیدا برسد

جبهه اصول‌گرایان در این دوره از انتخابات مانند اصلاح‌طلبان هنوز بر روی یک فرد مشخص به جمع‌بندی نرسیده است و اسامی مختلفی از سوی این جناح مطرح می‌شود. نکته دیگری که برای هر دو جریان مشترک است، احتمال کاهش مشارکت در این دوره از انتخابات است که اصلاح‌طلبان آن را به‌شدت به ضرر خود می‌دانند؛ اما اصول‌گرایان نگرانی‌های کمتری دراین‌باره دارند. باوجود ازسرگیری دور جدید مذاکرات وین پرسش جدیدی که پیش روی جریان‌های سیاسی قرار می‌گیرد، این است که در صورت شکست یا پیروزی در مذاکرات، صحنه انتخابات چه تغییری خواهد کرد؟ محسن کوهکن، نماینده ادوار مجلس و فعال سیاسی اصول‌گرا،  در گفت‌وگو با اصفهان‌زیبا از مواضع و حال‌وهوای اصـــول‌گرایــان در آستـانــه انتخابات ریــاســـت‌جمهوری مــی‌گــویــد. مشروح  این گفت‌وگو را می‌خوانید.

تاریخ انتشار: 09:32 - دوشنبه 1400/02/6
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
no image

زمــان زیــادی تا بـــرگــزاری انتخابات باقی نمانده، اما هنوز کاندیدای اصول‌گرا یان معرفی نشده است، چه کسانی برای ریـــاســـت‌جـــمـــهـــوری مـــدنــظـــر اصول‌گرا یان هستند؟

ضــرورتـــی ندارد در حال حــاضـــر گمانه‌زنی کنیم. به هر جهت فکر می‌کنم در چند روز آینده هر جریانی داوطلب اصلی خود را معرفی می‌کند. چند روزی هم تا زمان ثبت‌نام کاندیداها باقی نمانده است.

ساختار انتخاباتی اصول‌گرایان در این دوره چگونه است؟

یک شورای ائتلاف و یک شورای وحدت هست؛ منتهی اساس کار آن‌ها این است که هر دوبه‌یک داوطلب واحد برسند. مجموعه آن‌ها متشکل از افراد حقیقی و تأثیرگذار و حقوقی است. احزاب اصول‌گرا  هم در ائتلاف و هم در شورای وحدت به‌نوعی حضور دارند و دلیل این‌که دو مجموعه شده‌اند به خاطر این است که فراگیری بیشتری داشته باشند.

بحث جدی که امروز در خــصــوص انــتــخــابــات مطرح می‌شود، کاهش مشارکت مردم است. نــظــر شــمــا دراین‌باره چیست؟

وقــتــی درباره کاهــش مــشــارکــت صحبت می‌کنیم، باید انتخاباتی را که از آن رد شدیم، مطرح کنید، برای انتخابات پیش رو صرفا در این زمینه پیش‌بینی می‌کنند. برای تمامی انتخابات بعد از انقلاب، معمولا دشمنان از ابتدا حرف از تحریم می‌زدند و نهایتا اگر روزهای آخر به این جمع‌بندی می‌رسیدند که بد را به بدتر ترجیح دهند، غیرمستقیم حمایت می‌کردند. بحث مشارکت به گذشته برمی‌گردد. اگر یک کالبدشکافی از نظرسنجی‌هایی که در انتخابات گذشته انجام‌شده، داشته باشیم، معمولا انتخابات در نظام حقوقی اسلامی یک فرق مهم با انتخابات در دیگر نقاط جهان دارد و آن این است که معمولا در دو هفته آخر منتهی به روز رأی‌گیری خیلی اتفاق‌هامی‌افتد.
در کشورهایی که دو حزب وجود دارد، مقوله‌ای به نام کناررفتن افراد مفهوم ندارد و از یک سال قبل مشخص می‌شود که کدام دو نفر باهم رقابت می‌کنند؛ اما در ایران چنین چیزی نیست. این ‌یک خلأ محسوب می‌شود و ما باید چند حزب قوی کارآمد که کار حزبی کنند، داشته باشیم، حزبی که قانون و نمایندگی در سراسر کشور داشته باشد و نظرات کانون‌های خود را جمع‌آوری و در کنگره خود تصمیم‌گیری کند تا همه آن را حمایت کنند. اما ما چنین چیزی را نداریم و مشخص نیست چه کسانی کاندیدا می‌شوند. سوابق گذشته و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که سرنوشت انتخابات در دو هفته آخر مشخص می‌شود.

دور جدید مذاکرات در وین آغاز شده است. به نظر شما پیروزی یــا شــکســت در این مــذاکــرات چـــه تـــأثــیــری بــر انــتــخابـــات می‌گذارد؟

من معتقدم عده‌ای دنبال این هستند که از این اتفاق یک تأثیری برای انتخابات بگیرند؛ اما یک اشتباه بزرگ است؛ چون عموم افراد به‌خاطر بدعهدی‌ها و عدم پایبندی‌های طرف مقابل، امید چندانی به پیروزی در این مذاکرات ندارند. نوع تبلیغات اغراق‌آمیز هم مسئله دیگری است. یک‌زمانی دولت می‌خواست جشن هسته‌ای بگیرد که تصمیم عاقلانه‌ای گرفتند و این جشن برگزار نشد. آن قشری که پای صندوق رأی حضور پیدا می‌کنند، عموما از شهرستان‌ها و غیر از کلان‌شهرها هستند که نه‌تنها به مذاکرات خوش‌بین نیستند، بلکه به‌شدت بدبین هستند.
من معتقدم برخی می‌خواهند با مسئله مذاکرات برای انتخابات کلاهی درست کنند و این عملی نیست. وقتی مردم می‌شنوند که همه تحریم‌ها برداشته می‌شود و برنمی‌گردد، اما به آن عمل نمی‌شود، نمی‌توانند اعتماد کنند. توافق روی یک‌تکه کاغذ به نظر شما چقدر بی‌اعتمادی‌ها را برمی‌گرداند؟ البته مردم همیشه باید بر پایه امید به آینده تلاش کنند. من معتقدم نتیجه مذاکرات وین هر چه باشد نتیجه‌ای برای طرفین نخواهد داشت.

دیدگاه اصول‌گرا یان درباره مذاکره و ارتباط با غرب چیست؟ مــشــکــل آمــریــکا را چــگـــونـــه می‌خواهند حل کنند؟

آیا منظور شما نفس مذاکره است؟ باید بگویم یک‌زمانی شما می‌بینید سوابق مذاکرات کاملا بی‌طرفانه است و بدون تأثیر از اشخاص و احزاب اتفاق افتاده. اما یک‌وقت نگاه می‌کنید که طرف مقابل اصلا به توافقات پایبند نبوده است. در مجلس هفتم یکی از وزرای خارجه کشورهای همسایه سفری به ایران داشت و ما با عنوان هیئت‌رئیسه به استقبال ایشان رفتیم. او عینا گفت امان از فلان کشور همسایه که یک‌جور حرف می‌زند، جور دیگری عمل می‌کند؛ اما ایران وقتی حرفی می‌زند، مطمئن هستیم به همان حرف عمل می‌کند؛ یعنی در قالب مذاکره، سیاسیون به سابقه طرف مقابل نگاه می‌کنند.

از مرحوم یاسر عرفات در آخر عمرش پرسیده شده بود که بزرگ‌ترین اشتباهتان را در چه می‌بینید؟ او گفته بود بزرگ‌ترین اشتباه من در عمر سیاسی‌ام اعتماد به آمریکایی‌ها بود. یاسر عرفات کسی است که وقتی سوابق او را نگاه کنید برای اینکه فلسطینی‌ها را از آن وضعیت خارج کند، تقریبا به عموم مذاکرات تن داد تا نتیجه‌ای بگیرد و در آخر عمرش می‌گوید در تمام دوران کار سیاسی به این جمع‌بندی رسیدم که بزرگ‌ترین اشتباه، مذاکره با آمریکاست. یا مثلا زمانی‌که هنوز قذافی سقوط نکرده بود، معاون یکی از رئیس‌جمهورهای سابق به دیدار او رفته و قذافی یک پیام شفاهی فرستاده بود که در جریان باشید ما به تمام تعهداتمان مقابل آمریکایی‌ها درباره مذاکرات هسته‌ای عمل کردیم و آنچه را داشتیم به آن‌ها دادیم؛ اما الان دو سال است که می‌گذرد و آمریکایی‌ها به یکی از تعهداتشان هم عمل نکرده‌اند.
شما وقتی با چنین مجموعه‌ای طرف هستید، این ساده‌انگاری‌ است که به هر مذاکره‌ای تن دهید و در دام مذاکره برای مذاکره بیفتید. آمریکایی‌ها سال 97 از برجام خارج شدند، اروپایی‌ها هم گفتند ساختاری برای ارتباطات اقتصادی پـــیـــدا نــمــی‌کنــنــد؛ سپس مسئله نفت در برابر غذا را مطرح کردند. هر قراردادی که بسته می‌شود، تضمینی برای خریدوفروش داده می‌شود. آقایان در دولت بگویند چه تضمینی از آمریکا برای مذاکرات گرفته‌اند؟ اگر تضمینی نگرفته‌اند سؤال پیش می‌آید که چرا بی تضمین رفتید؟ مقام معظم رهبری نیز گفتند که از آن‌ها تضمین بگیرید؛ درحالی‌که قرارداد در مجلس نیز ارائه نشد. پرسش بعدی که مطرح می‌شود این است که ما اصولا منافع مشترکمان با آمریکا چیست؟ کسانی هستند که نزدیک انتخابات به خاطر چند رأی و به‌خاطر کشاندن قشر خاکستری به انتخابات بحث نخ‌نمای مذاکره را مطرح می‌کنند. من فکر می‌کنم به این بحث در 40 سال اخیر بسیار پرداخته شده است.

پس می‌توان نتیجه گرفت که شما برجام را بی‌دستاورد تلقی می‌کنید.

بله. اگر به من بگویید دستاورد برجام چه بود، می‌گویم این بود که تا سالیان دراز بخش زیادی از مردم دچار بدبینی به مذاکرات شدند. اما آیا فردی که برای مذاکره می‌رود فرقی نمی‌کند چه کسی باشد؟ حتما فرق می‌کند.
من به‌عنوان یک فرد حقوقی وقتی خاطرات خانم شرمن را می‌خوانم، شرم می‌کنم. متن‌های حقوقی در دنیا باید به زبان فرانسه باشد؛ چون این زبان مترادف کم دارد؛ اما زبان انگلیسی مترادف زیاد دارد و این خیلی بد است که آن خانم بگوید که طرف مقابل از این کلمه یک برداشت دیگر داشته و ما برداشت دیگری داشتیم؛ درحالی‌که باید از مذاکره‌کنندگان پرسید شما مگر انسان متخصص کم داشتید؟
متن یک توافق بین‌المللی اگر بخواهد بعدا دستخوش تغییرات نـــبـــاشــد، باید به فرانسه باشد؛ درحالی‌که متن برجام انگلیسی است و در هیچ محکمه جهانی قابل‌ارائه نیست و کسی نمی‌تواند به آن استناد کند. این چه قراردادی است که شما نمی‌توانید به خاطر حق خودتان به آن استناد کنید؟ لذا مجموعه مذاکره‌کنندگان باید از موضع اقتدار و از موضع اتکا به توانمندی‌های داخلی پای میز مذاکره بنشینند تا اگر طرف مذاکره خواست از خط قرمز رد شود، از پای میز مذاکره محکم بلند شوند، نه اینکه به هر شکل ممکن با خنده و شوخی و هدیه بخواهند یک توافق را به امضا برسانند.
 اگر کسی بگوید من اگر انتخاب شوم، حتما مذاکره می‌کنم به همان میزان سیاست را نمی‌داند که به طرف بگوید به‌هیچ‌عنوان حتی اگر آمریکا بگوید تعهد کتبی می‌دهیم و به تعهدات عمل می‌کنیم، بازهم ورود پیدا نمی‌کنیم.
شما مقام معظم رهبری را نگاه کنید. ایشان چهارچوبی که برای مذاکره تعیین کرده‌اند، کاملا استاندارد است؛ یعنی می‌گویند اعتماد از بین رفته است و مذاکره برای مذاکره نه! آمریکا باید کارهایی را که برخلاف تعهد انجام داده است، جبران کند. آقای بایدن که صد روزی است رئیس‌جمهور شده است، می‌توانست برای حسن‌نیت دستور به لغو تمام تحریم‌ها بدهد؛ آن زمان می‌شد مذاکره کرد؛ چون از طرف مقابل عمل می‌دیدیم؛ اما او هیچ کاری انجام نمی‌دهد و مذاکره را برای مذاکره و وقت‌کشی می‌خواهد و در بین این وقت‌کشی خراب‌کاری هم می‌کند. با این شرایط فقط یک آدم ابله می‌گوید بدون قیدوشرط مذاکره می‌کنم.

کاندیداهایی باسابقه نظامی نیز در این دوره‌دیده می‌شوند. آیا اصول‌گرایان موافق حضور نـــظـامــیـــان در این انــتــخــابـــات هستند؟

یکی از اشتباه‌هایی که در برگزاری انتخابات وجود دارد و باید از سوی داوطلبان و فرهنگ عمومی اصلاح شود این است که مدام بپرسیم چه شخصی می‌خواهد به صحنه رقابت بیاید؟! ما باید به سمت‌وسویی برویم که ببینیم چه کسی برای حل مشکلات کشور (مشخصا مشکلات اقتصادی که ملموس‌تر است) برنامه عملی و تجربه‌شده کارشناسی دارد؟ این نسخه حل مشکلات است که نباید هم ایدئالیستی باشد.
حل مشکلات به معنای کشیدن ترمز بحران‌ها و به‌مرور، کاهش آن‌ها است؛ به‌عنوان‌مثال، در اقتصاد نگاه کنید، کاندیدا باید بگوید برای عدم افزایش قیمت‌ها و تورم چه برنامه‌ای دارد و برای افزایش سرانه درآمد خانوارها با راه‌اندازی تولید چه برنامه‌ای دارد؟ اگر کسی بود که این برنامه‌ها را داشت، نظامی یا غیرنظامی، اصلا فرقی نمی‌کند. این‌که معمولا کسی بگوید امنیت در کشور نیست و باید یک نظامی باشد، به همان میزان اشتباه می‌کند که طرف چشمش را ببندد و بگوید به نظامی‌ها نباید رأی داد. اگر نظامی‌ها برنامه‌ای برای اداره امور داشتند، قابل‌قبول است؛ اما اگر غیرنظامی‌ها برنامه‌ای برای حل مشکلات نداشتند قابل‌قبول نیست. لذا من لباس را مبنا نمی‌دانم و این بحث‌ها گاها انحرافی است و بعضی از آقایان از سر نادانی در زمین اتلاف وقت بازی می‌کنند. کاندیدا باید بگوید در ظرفیت قانون اساسی چه برنامه‌ای برای مجموعه مشکلات دارد. برنامه‌ها نیز نباید کلی‌گویی باشند. شما برنامه‌های وزرای گذشته را نگاه کنید؛ عمدتا مشترک است. گویا کپی‌برداری شده است و من این را برنامه‌ریزی نمی‌دانم.
داوطلب باید دست روی مشکلات روز جامعه بگذارد و چیزی به‌غیراز مصلحت مردم برای او مدنظر نباشد؛ حتی اگر مصلحت مردم به نفع او نبود نیز بازهم به نفع مردم کار کند. رئیس‌جمهور باید اعلام کند که چه اختیاراتی دارد و چه اختیاراتی به استانداری‌ها داده است؛ به‌عنوان نمونه، نگاه کنید به بحث شفافیت که خیلی هم مطرح است. من می‌گویم اگر شما می‌خواهید شفافیت داشته باشید، رئیس‌جمهور باید به قانون تن دهد و مصوبات سازمان بازرسی باید اجرا شود؛ نه اینکه رئیس‌جمهور بگوید اگر دست به برادرم زدید، فلان کار را می‌کنم. کارها در نظام باید بر اساس تأمل و تفکر انجام شود. مدیریت جهادی ویژگی‌هایی دارد که یکی از آن‌ها تأمل و همکاری باهم است.

  • اصفهان زیبا
    پایگاه خبری اصفهان زیبا

    امیرحسین جعفری

برچسب‌های خبر