رجایی و باهنر جامعه کاملا اسلامی می‌خواستند

9سال از روزی که جمهوری اسلامی ایران دو دولتمرد تکرارناشدنی‌اش، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، را از دست داده است، می‌گذرد. شهدایی که هرساله با فرارسیدن هفته دولت در شهریور، مکتب ساده زیستی همراه با ایستادگی، عدالت خواهی، مبارزه با فساد و تلاش برای حفظ انقلاب را به یاد دولتمردان کنونی و مردم می‌اندازند. محمد ‌هاشـمی‌‌رفسنجانی، رئیـس سابق سازمان صــداوسیما، معاون رئیس‌جمهور در امور اجرایی در دولت‌های پنجم و ششم و عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام با عنوان معاون سیاسی دولت نخست پس از انقلاب به گفت‌و‌گو با «اصفهان زیبا» نشست و از نخست‌وزیری تا ریاست‌جمهوری محمدعلی رجایی و همراهی او با شهید محمدجواد باهنر، همراه و یار جدانشدنی‌اش گفت. مشروح این مصاحبه را می‌خوانیم.

تاریخ انتشار: 21:55 - جمعه 1399/06/14
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
no image

سابقه آشنایی شما با شهیدان رجایی و باهنر به چه زمانی برمی‌گردد؟ کمی‌از آن زمان و شخصیت این دو شهید برایمان بگویید. اینکه چه شاخصه‌هایی در کارنامه کاری و زندگی  این دو شهید بود که یاد و نام آن‌ها را جاودانه کرد و هفته دولت به یادآن‌ها شکل گرفت؟

عمده شناخت بنده از شهیدان رجایی و باهنر به قبل از انقلاب و دوران مبارزات انقلابی بر می‌گردد؛ چراکه شهادت آن‌ها پس از انقلاب اجازه ادامه این شناخت را از ما گرفت. آشنایی بنده با دکتر محمدجواد باهنر از سال 1336 بود. زمانی‌ که برای ادامه تحصیل از روستایمان(بهرمان) به قم رفتم و در آن جا با مکتب تشیع و اعضای آن آشنا شدم. جمعی از طلاب فاضل کرمان که مرحوم برادرم آیت‌الله اکبر ‌هاشمی‌رفسنجانی، شهید محمدجواد باهنر و شهید آیت‌الله سید محمد بهشتی از جمله آن‌ها بودند که به تهیه مقالاتی از مکتب تشیع و چاپ آن‌ها در فصلنامه و سالنامه می‌پرداختند. عمده بحث‌های آن مکتب تاریخی، سیاسی و تحلیلی بود که با شرایط روز موضوعات خود را تطبیق می‌دادند و  از طرفی باعث جهت‌دهی به مبارزات در آن زمان نیز می‌شدند؛ اقداماتی که فضای حوزه را به سمت سیاسی‌بودن نیز سوق می‌داد. رژیم پهلوی اما بیش از یک سال مکتب تشیع را تحمل نکرد و با فراخواندن مرتب اعضای آن به آگاهی اجازه انتشار بیش از چهارفصلنامه را به آن‌ها نداد و  آن مکتب در نهایت توقیف شد. دکترباهنر نیز به عنوان یکی از افراد این مجموعه در کنار خوش‌قلم‌بودن دارای شخصیت ویژه‌ای بود که با متانت و به دور از شعار، کار خود را انجام می‌داد؛ شخصیتی که در تاریخ معاصر ایران بسیار استثنایی، باسواد، متدین و خاکی بود. او با برادرم در یک گروه مبارزاتی و البته هر دو از شاگردان امام‌خمینی(ره) نیز بودند.امام(ره) درس خارج را با 500 شاگرد در حوزه علمیه قم تدریس می‌کردند. شاگردانی که اکثرا از فضلای حوزه بودند و زمانی که امام وارد عرصه مبارزه رودررو با شاه شد، عمده جریان آن مبارزات را  همان شاگرادان امام انجام می‌دادند؛ مبارزاتی که به دنبال آن‌ها زندان و شکنجه‌های بسیاری  را در پی داشت. به یاد دارم زمانی که دکتر باهنر در زندان رژیم به سر می‌برد، برای ملاقات به زندان رفتم و کتابی را به او هدیه دادم. کتابی که در لابه لای ورق‌هایش چند برگه اعلامیه را جاسازی کرده بودم که البته اعلامیه‌ها لو رفت و من نیز چند روزی به زندان افتادم. بنده از سال 36 تا سال 48 و قبل از سفر به آمریکا برای ادامه تحصیل با شهید باهنر در ارتباط بودم. زمانی که در ایران حضور نداشتم نیز از طریق اخوی و برخی از دوستان با این جریان مبارز، به‌خصوص شخص شهید باهنر در ارتباط بودم. رابطه ای  بسیار طولانی که تا زمان شهادت او ادامه داشت.

شما آیا پس از برگشت به ایران در حزب جمهوری اسلامی‌که شهید باهنر نیز از اعضای هیئت مؤسس آن بود، حضور یا فعالیت داشتید؟

شهید آیت‌الله سید محمد بهشتی، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، مرحوم آیت‌الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، مرحوم آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی و شهید دکتر محمد جواد باهنر هیئت مؤسس حزب جمهوری اسلامی بودند‌ که پس از انقلاب در 29 بهمن 57 تأسیس شده بود . من نیز یکی از 30 عضو شورای مرکزی آن حزب بودم. شهید باهنر کمیته آموزش حزب را اداره می‌کرد و بنده نیز مسئولیت کمیته روابط بین الملل حزب را بر عهده داشتم. در آن زمان نیز روابط بسیار نزدیک و دوستانه‌ای میان ما وجود داشت.

 اولین بار چه زمانی با شهید محمدعلی رجایی  برخورد کردید؟

شهیدان باهنر و رجایی از جمله شاگردان امام(ره) و از مبارزانی بودند که با داشتن تجربیات فراوان در دانشگاه و حوزه علمیه  نیز فعالیت‌های بسیاری داشتند. آشنایی بنده با شهید محمدعلی رجایی به مدرسه کمال برمی‌گردد؛ قبل از انقلاب دبیرستانی در محله نارمک تهران بود که مؤسسان و گردانندگان آن از اعضای نهضت آزادی بودند. فضای این دبیرستان تا اندازه ای سیاسی بود. مدرسه ای که از جمله دبیران آن نیز مهندس یدالله سحابی، جلال‌الدین فارسی، شهید محمدعلی رجایی و مهندس مهدی بازرگان و… بودند. شهید رجایی بسیار آرام و متین بود. معلمی‌از خانواده محروم در قزوین که از دست‌فروشی به فردی مؤثر در میدان مبارزات انقلابی تبدیل شد. او جزو افرادی بود که در جریان این مبارزات، شکنجه‌های بسیار سختی را تحمل کرد؛ اما هیچگاه  لب نگشود و به همین دلیل به اسوه مقاومت، شهرت یافت. البته در میان زندانیان مبارز و قبل از شهید رجایی، اکبر‌هاشمی‌رفسنجانی نیز بیشترین شکنجه‌های آن دوران را متحمل شد. شهیدان رجایی و باهنر همچنین پیش از انقلاب و به همراه چند تن دیگر موسسه آموزشی شاهچراغ  را تأسیس کردند که پس از انقلاب به مؤسسه فرهنگی روشنگر تبدیل شد.

 پس از انقلاب، فعالیت‌های سیاسی شهیدان رجایی و باهنر به چه شکلی تغییر پیدا کرد؟

پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌و با توجه به سابقه و تجربیات آموزشی و فرهنگی شهید رجایی و شهید باهنر، اولین تجربه آن‌ها در وزارتخانه آموزش و پرورش شکل گرفت. شهید رجایی وزیر آموزش و پرورش و شهید باهنر نیز به همراه او در آن وزارتخانه مشغول به کار شدند. در آن زمان ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور دولت نخست پس از انقلاب شد و مجلس در اختیار حزب جمهوری اسلامی‌و دولت نیز در اختیار بنی صدر در جبهه ملی قرار داشت. رئیس جمهور افرادی را از گروه خود برای نخست وزیر به مجلس پیشنهاد می‌داد که مجلس با آن‌ها مخالفت می‌کرد و شهید رجایی را به عنوان نخست وزیر به بنی‌صدر معرفی کرد که نهایتا بنی‌صدر به ناچار پیشنهاد مجلس را پذیرفت. شهید رجایی رئیس دولت شد و بنی‌صدر رئیس‌جمهور که البته برطبق قانون اختیارات کمتری در مقایسه با اختیارات نخست وزیر بر عهده داشت. پس از آن رجایی نیز باهنر را به عنوان وزیرآموزش و پرورش کابینه خود معرفی کرد و بار دیگر این دو در دولت بنی‌صدر و در اداره کشور شانه به شانه یکدیگر قرار گرفتند. نهاد آموزش و پرورش در آن زمان تحت صدمات و فساد قرار گرفته بود. به همین خاطر آمریکا با تمرکز روی آموزش در ایران و انجام اقداماتی فارغ‌التحصیلان را به سمت خود می‌کشاند و جدای از مدارس مذهبی اکثر مدارس را به سمت دین‌زدایی می‌برد. شهید باهنر اما با شناختی که از آن فضا داشت، با ارائه طرح تحول در آموزش و پرورش و هدف اسلامی‌کردن آن نهاد برنامه‌ریزی کرد. هدفی که تنها با تلفیق حوزه و دانشگاه میسر می‌شد و خواسته شهید رجایی و باهنر نیز در آن دولت همین بود. یک سال بعد زمانی که بنی‌صدر به دلیل عدم کفایت از ریاست‌جمهوری عزل شد، حزب جمهوری اسلامی، ‌شهید رجایی را به عنوان رئیس جمهور دولت جدید کاندید کرد که خوشبختانه او در انتخابات رأی لازم را کسب کرد. رجایی رئیس جمهور دولت دوم پس از انقلاب شد و بار دیگر شهید باهنر را در کنار خود و این بار به عنوان نخست وزیر فراخواند؛ دولتی که البته عمر کوتاه و کمتر از یک ماه را پشت سر گذاشت و با شهادت آن‌ها در 8 شهریور سال 60 و در دفتر نخست وزیری به پایان رسید.

چه صحنه یا خاطره ای از شهید رجایی یا شهید باهنر در ذهن خود دارید که هیچگاه فراموش نمی‌کنید؟

این دو از نظر ویژگی‌های فردی تمایلی به زندگی تشریفاتی و تجملاتی نداشتند و با ساده‌زیستی به دنبال یک زندگی کاملا اسلامی ‌بودند. بنده زمانی که معاون سیاسی شهید رجایی بودم، به یاد دارم که او همیشه در یک اتاق کوچک که بیشتر شبیه انباری بود، روی زمین بدون بالش استراحت و شب را صبح می‌کرد. البته شرایط اول انقلاب و حجم بالای کارها اینگونه ایجاب می‌کرد و اکثر مسئولان در شبانه روز 18 ساعت مداوم کار می‌کردند و فرصتی برای رفتن به خانه نداشتند. منزل رجایی حوالی سرچشمه بود که هفته‌ای یک یا دوبار به خانواده خود سر می‌زد و روزهای زیادی را در دفتر نخست‌وزیری سپری می‌کرد.

شما در دولت نخست به عنوان معاون سیاسی نخست وزیر مشغول به کار بودید. از دوران معاونت خود بگویید؟ اینکه اختلافات بسیاری در نخستین دولت پس از انقلاب اسلامی‌ ایران میان رئیس جمهور (ابولحسن بنی صدر) و نخست وزیر آن دولت(محمدعلی رجایی) بر سر بسیاری از موضوعات از جمله انتخاب وزا و کابینه دولت وجود داشت، صحت دارد؟ کمی‌از آن اختلافات و رویکردهای رئیس جمهور  و نخست وزیر بگویید؟

در آن زمان اختلافات بسیار شدیدی میان بنی‌صدر و شهید رجایی وجود داشت. به این صورت که یک سری از وزارتخانه‌ها و وزرایی که نخست‌وزیر معرفی می‌کرد، مورد تأیید رئیس‌جمهور قرار نمی‌گرفت. روی هشت وزارتخانه و سازمان در مجموعه دولت اول اختلاف وجود داشت. به همین خاطر بسیاری از وزارتخانه‌ها با سرپرست اداره می‌شد. یکی از آن وزارتخانه‌ها، وزارت امور خارجه بود که با توجه به وقوع انقلاب و مشکلات در حوزه سیاست خارجی ایران، حساسیت بسیاری روی آن بود. در آن زمان سمت وزیر امورخارجه به بنده پیشنهاد شد که البته نپذیرفتم؛ یک روز شهید رجایی گفت محمد با من به سرچشمه می‌آیی؟ بنده قبول کردم و هر دو سوار بر خودرویی ضد گلوله شدیم. پس از طی مسافتی متوجه شدم که در میدان آرژاتین هستیم. از شهید رجایی پرسیدم اینجا که مسیر سرچشمه نیست، راننده احتمالا اشتباه آمده است. او به محله جماران اشاره کرد و گفت باید به دیدار امام(ره) در بیت ایشان برویم. ما هر دو خدمت امام رسیدیم. پس از سلام و احوالپرسی، شهید رجایی رو به امام(ره) کرد و گفت: «شما به محمد آقا بگویید که پیشنهاد وزارت امور خارجه را بپذیرد.» امام هنوز چیزی در این مورد نگفته بودند که من گفتم: «آقا من نمی‌خواهم وزیر شوم.» امام در جواب بنده گفتند: «وقتی خودتان این پست را نمی‌خواهید، بنده چه بگویم.» در ادامه ایشان فرمودند: «آیا می‌توانی در این وزارتخانه با شهید رجایی همکاری داشته باشی؟» من پذیرفتم و پس از آن روز بود که سرپرستی وزارت امور خارجه و معاونت سیاسی شهید رجایی به بنده سپرده شد.

چرا پیشنهاد وزارت امور خارجه را رد کردید؟

اخوی بنده (مرحوم آیت‌الله اکبر ‌هاشمی‌رفسنجانی) پس از انقلاب مسئولیت‌های بسیاری را بر عهده داشت و با نفوذ بسیار همه‌کاره نظام بود؛ بنابراین دیگر اعضای خانواده ‌هاشمی‌ نمی‌خواستند با پذیرفتن مسئولیت‌های بیشتر و بالاتر نشان دهند که حکومت جمهوری اسلامی ‌یک حکومت خانوادگی است. به همین خاطر بسیاری از سمت‌ها را به دیگران سپردیم و از خانواده خود یک نفر را در حکومت کافی دانستیم. شرایط اوایل انقلاب با فضای کنونی بسیار متفاوت بود. ما (خانواده هاشمی‌رفسنجانی) هیچ‌کدام در آن زمان به دنبال کسب مقام نبودیم. مسئولیت‌های خود را بر مبنای داشته‌ها و دانسته‌هایی از اسلام و همچنین تعاریفی که امام(ره) یا بزرگان در خصوص شیوه اداره زندگی و کشور بیان می‌کردند، قرار می‌دادیم. نه تنها ما بلکه بسیاری از مسئولان آن زمان این‌گونه زندگی می‌کردند. انقلاب شده بود و این اتفاق بر بسیاری از مسائل تأثیر گذاشته بود. اکثر مسئولان زندان رفته، شکنجه شده و زجر کشیده و البته از خانواده‌های مستضعف جامعه بودند و به دنبال کسب قدرت و سمت در آن فضا و موقعیت نبودند.

در زمان نخست وزیری شهید رجایی  یا زمانی که او رئیس جمهور بود، چه رویکردهایی در مواجهه با بحران‌های پس از انقلاب مطرح و پیاده شد؟ (در سال 60، ما شاهد اتفاقات بسیاری چون جنگ و بمب‌گذاری‌های 7 تیر و 8 شهریور بودیم، اتفاقاتی که کشور را از لحاظ سیاسی دچار تزلزل و بحران کرد.)

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، اختلاف‌نظرهای بسیاری در دولت اول و بر سر مسائل گوناگون وجود داشت. زمانی که بنده سرپرست وزارت امور خارجه و معاونت سیاسی دولت را بر عهده داشتم، موضوعی تحت عنوان اصلاح وزارت خارجه مطرح شد. نظر شهید رجایی بر این بود که تمام سفارتخانه‌های ایران در سراسر دنیا تعطیل شوند و ما با همه کشورها قطع رابطه کنیم و پس از آن یک به یک سفارتخانه‌های خود را در همان کشورها بر اساس الگوی اسلامی ‌اصلاح کنیم نه تعطیل. قبل از انقلاب نیز وزارت خارجه دارای یک موسسه آموزشی مختص به خود بود که پس از انقلاب تعطیل شد. من به عنوان سرپرست آن وزارتخانه موضوع آموزش دیپلمات‌های جوان را برای کار در وزارتخانه مطرح کردم و زمانی که تمام دانشگاه‌ها و موسسات کشور تعطیل بودند، آن مرکز تأسیس شد. 36 نفر از جوانان واجد شرایط که تحصیلات عالیه داشتند در این موسسه وزارت امور خارجه تحت آموزش ما قرار گرفتند. از طرفی برای آن دانشجویان یک سری دوره‌های خارج از کشور در نظر گرفته شد که البته از 36 نفر دانشجوی اعزامی‌برای گذراندن آن دوره تنها 18 نفر به ایران بازگشتند.

شرایط اقتصادی کشور و در مقابل سیاست‌های دولت در قبال مسائل و مشکلات پس از انقلاب همچون جنگ و معضلات معیشتی چگونه بود ؟

شرایط بسیار بحرانی بود و همه کالاها به‌صورت کوپنی عرضه می‌شد. هیچ کالایی به‌صورت آزاد و برای خرید در دسترس مردم نبود. در واقع همه اولویت‌ها با جنگ بود. فضایی که البته از پیش از انقلاب و اواخر سال 56 با اعتصاب و افت تولیدات داخلی در کشور آغاز شده بود که با انقلاب آن شرایط بدتر شد و با وقوع جنگ نیز بسیاری از زیر ساخت‌ها از بین رفت. موقعیت کشور بسیار آشفته و اداره کشور با مشکلات فراوانی مواجه بود. مردم نیز به ناچار همراه نظام بودند. یک کشور انقلاب‌زده، جنگ‌زده و با امکانات ناچیز که شهیدان رجایی و باهنر اصلاح شرایط را مبنای اداره کشور قرار دادند.

مردم چطور آن شرایط را تحمل می‌کردند و یک‌بار هم اعتراض نکردند تا جایی‌که به حمایت همه‌جانبه از دولت آن زمان  نیز برآمدند؟

مردم به امام(ره) بسیار اعتقاد و ایمان داشتند. هر صحبتی از سوی امام، مورد توجه مردم قرار می‌گرفت و برای آن‌ها قانع‌کننده بود. امام نیز با سخنرانی‌های مرتب خود، مردم را به آرامش دعوت می‌کردند. مسئولان نیز همانند مردم زندگی می‌کردند و خود را جدای از آن‌ها نمی‌دانستند. به عبارتی مردم و مسئولان در کنار هم و با هم بودند. در زمان ریاست بنده در صدا‌و‌سیما، برنامه ای تحت عنوان مردم و مسئولان وجود داشت که در آن برنامه خواسته‌های مردم برای مسئولان مطرح می‌شد و مسئولان مستقیم به سوالات مردم پاسخ می‌دادند. مردم راضی بودند چون آن‌ها در اداره کشور مشارکت داشتند. تمامی‌ نهادهای انقلابی نیز با هدف پیاده کردن آرمان‌ها و ارزش‌های انقلابی، اسلامی‌ و مساوات در کشور تشکیل شدند. مسئولان نیز با تلاش‌های شبانه روزی در پی اداره کردن کشور به بهترین شکل ممکن بودند.

چرا امروزه از صبر و تحمل آن دوره خبری نیست و حتی اعتماد مردم به دولت در برخی از مسائل از بین رفته است؟

بنده کلی‌گویی شما را قبول ندارم و برعکس شما فکر می‌کنم. امروز جمهوری اسلامی‌به یک قدرت اثر‌گذار نه در جهان بلکه در منطقه خاورمیانه به عنوان حساس‌ترین منطقه در جهان تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ‌حرف اول را می‌زند که این به عملکرد مسئولان و تفکر مردم به نظام بر می‌گردد. آن چیزی که بنده می‌توانم درباره انقلاب اسلامی‌ایران بگویم در این موضوع خلاصه می‌شود؛ زمانی که امام(ره) در پاریس حضور داشتند، مجله ای در پاریس تحت عنوان «اکسپرس» وجود داشت که هم اکنون نیز منتشر می‌شود. زمانی که امام(ره) اعلام کرد قصد سفر به ایران را دارد، عکس جلد آن مجله به امام و با تیتر «مردی که جهان را تکان داد» اختصاص یافت. امروز ما شاهد هستیم که جمهوری اسلامی‌مسیر تاریخ جهان را تغییر داده و مسیری که جهان اسلام و در مکتب اهل بیت در برابر سوسیالیسم، لیبرالیسم و کمونیسم در پیش گرفته به همراه  قدرت جمهوری اسلامی، دشمنان اسلام را ترسانده است. مردم و کشور ایران دچار بحران و مشکلات اقتصادی شدیدی هستند؛ اما دستاوردی که با انقلاب اسلامی‌به‌وجود آمده آنقدر قوی، ریشه‌دار و ارزشمند است که با این مشکلات از بین نمی‌رود. هیچ‌گاه نباید دستاوردهای انقلاب و نظام را دست کم گرفت. با همه این شرایط مردم ایران شاید انتقاداتی به شرایط خود در کشور داشته باشند؛ اما این انتقادات تنها به خودی است. آن‌ها خواهان اصلاح در کشور هستند اما این به معنای نابودی نظام و آن چیزی که دشمنان جمهوری اسلامی‌می‌خواهند، نیست؛  از طرفی ما شاهد اشتیاق آمریکا برای مذاکره با ایران هستیم اما ایران چنین شرایطی را قبول نمی‌کند. در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه همچون عربستان یا امارات، آمریکا و رژیم صهیونیستی را که دشمن همیشگی اعراب بوده اند، به منطقه راه داده و با آن‌ها وارد مذاکره شده‌اند.

 

  • اصفهان زیبا
    پایگاه خبری اصفهان زیبا

    پگاه ظاهری

برچسب‌های خبر
اخبار مرتبط