مثلاً سی‌وسه‌پل اصفهان را ببرند تهران!

فکرش را بکنید سی‌وسه‌پل اصفهان را ببرند تهران! یا تخت‌جمشید را از شیراز منتقل کنند! یا یک روز برسد که آرامگاه فردوسی در توس نباشد و دوستدارانش قرار باشد جایی دیگر مزارش را زیارت کنند! حتما می‌گویید ناممکن است؛ چون میراث فرهنگی و داشته‌های یک شهر را نمی‌شود به جای دیگری انتقال داد! همان‌طور که این روزها حتی میراث ناملموس یک خطه را به نام آن ثبت می‌کنند و در پاسداشت و نگهداری‌اش می‌کوشند.

تاریخ انتشار: 11:14 - پنجشنبه 1400/11/28
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
no image

اصفهان اما در حافظه بسیار نزدیکش و دقیقا در زمانه‌ای که همه سنگ تاریخ را بر سینه می‌زنند، یکی از ارزشمندترین دارایی‌ها و میراثش را از دست داد! میراثی که دست‌کمی از زاینده‌رودش ندارد و با ازدست‌دادن آن، رود جاری در رگ‌های آگاهی و تاریخی شهر چند سالی است خشکیده و به جای دیگری منتقل شده است.
 آرشیو مطبوعات، نشریات و روزنامه‌های قدیمی کتابخانه ابن‌مسکویه ازجمله آرشیوهای غنی جراید و مجله‌های منتشرشده کشور در 200 سال اخیر بوده است.  این آرشیو، سال 1360 با هدف دسترسی آسان‌تر محققان به منابع موردنیاز آن‌ها به روزنامه‌ها و نشریه‌های کتابخانه قدیمی فرهنگ اصفهان بنیان نهاده شد. زهرا خمسه و فروغ‌الزمان نوری، دو کتابدار دلسوز اصفهان بودند که درنتیجه تلاش مشترکشان، نسخه‌های قدیمی روزنامه‌ها و مجله‌های آرشیو گردآوری شد. 700  عنوان روزنامه پیش از انقلاب اسلامی (1301 تا 1357) را خانم نوری جمع‌آوری کرد. نشریه‌های پس از انقلاب را نیز خانم خمسه جمع‌آوری و فهرست‌نویسی کرد.
خانم خمسه همان زمان درباره این آرشیو به خبرگزاری ایبنا گفته است: نشریه‌های موجود در این مرکز سه مقطع تاریخی (قاجار، پهلوی اول و دوم، قبل از انقلاب و جمهوری اسلامی) را در بر می‌گیرد و همین جمله کافی است تا قدر و قیمت آن را درک کنیم. این آرشیو اما در 1386 و با افتتاح کتابخانه صائب با وعده استقرار در فضای بزرگ‌تر و با خدمات‌دهی بالاتر به آنجا منتقل شد تا پاییز 96 که انتشار خبر انتقال آرشیو مطبوعات صائب اصفهان به تهران کام اهل آگاهی و دل‌سوختگان فرهنگی را تلخ کرد. این آرشیو محل رجوع مداوم و خانه دوم پژوهشگران و اهالی تحقیق استان اصفهان و کشور بود؛ چه در زمانی که در کتابخانه ابن‌مسکویه نگهداری می‌شد و چه بعدا که به کتابخانه عمومی صائب آمد.
اصل ماجرا این بود که مسئولان ارشاد وقت اصفهان، آرشیو و گنجینه گران‌بهای مطبوعات صائب را به این دلیل که توانایی نگهداری‌اش را نداشتند،  به سازمان اسناد و کتابخانه ملی شعبه اصفهان منتقل کردند که آن زمان در ساختمانی کوچک در خیابان استانداری و کوچه پشت مطبخ قرار داشت. سازمان اسناد هم با این استدلال که فضای کافی برای نگهداری این مجموعه ندارد، آن را به‌شرط مرمت و بازگرداندن مجدد به اصفهان با تأمین فضای موردنیاز به سازمان اسناد و کتابخانه ملی تهران منتقل کرد.  
طبق قول‌های اولیه حبیب رضا ارزانی، مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اصفهان در آن زمان و مختار باقری، رئیس وقت سازمان اسناد اصفهان قرار بر برگشت این آرشیو با فراهم‌شدن جای تازه و داشتن تدابیری برای نگهداری درست و همچنین تهیه نسخه دیجیتال از آن برای استفاده آسان‌تر و جلوگیری از تخریب‌های احتمالی مطرح شد.
با‌وجوداین اخبار نگران‌کننده مبنی بر انتقال‌نیافتن آرشیو مطبوعات صائب به اصفهان و خارج از دسترس ماندن آن برای پژوهشگران ادامه داشت؛ تا اینکه در آذرماه 98 مسعود کثیری، مدیر وقت مرکز اسناد و کتابخانه ملی منطقه اصفهان، خبر خوش بازگشت آرشیو مطبوعات اصفهان را اعلام کرد و از امضای تفاهم‌نامه‌ای بین سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و مرکز اسناد و کتابخانه ملی منطقه اصفهان سخن گفت که هشت کامیون روزنامه از زمان ناصرالدین‌شاه به بعد به اصفهان برگردانده شد. او به اعلام آمادگی این مرکز برای واگذاری مالکیت این اسناد به شهرداری اصفهان اشاره کرد؛ به شرطی که هیچ‌وقت دیگر، شاهد انتقال این اسناد به بیرون از شهر اصفهان نباشیم.
اما بعد از گذشت یک سال از خبر انتقال آرشیو مطبوعات صائب به اصفهان که در اختیار کتابخانه مرکزی شهرداری قرار گرفت و بعد از جداسازی و تفکیک آن برای ارائه، مشخص شد برخی از عناوین نایاب، ارزشمند و بی‌نظیر این آرشیو همچنان برگردانده نشده و تنها بخشی از آن به اصفهان منتقل شده و ممکن است در پیگیری‌های بعدی صرفا نسخه دیجیتال آن به اصفهان برگردد. «اصفهان‌زیبا» از زمان انتشار این خبر در تاریخ‌های مختلف و گزارش‌های متوالی، سرنوشت این آرشیو را پیگیری کرده است و حالا در ادامه مسیر، پای صحبت‌های محمدرضا کشانی، مدیر کتابخانه مرکزی اصفهان، نشسته‌ایم.

  منابع منحصربه‌فرد و درجه‌یک به اصفهان برگردانده نشد

اما محمدرضا کشانی، مدیر کتابخانه مــرکــزی اصــفــهــان، این فــقــدان و ازدست‌رفتن میراث فرهنگی‌تاریخی شهر اصفهان را این‌طور روایت کرد: قرار بود به‌شرط فراهم‌کردن فضای فیزیکی مناسب، بر اساس توافق‌نامه همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی شعبه اصفهان و سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان آرشیو مطبوعات به اصفهان برگردانده شود.
 ما با همین هدف و بر اساس این توافق‌نامه یک طبقه از کتابخانه مرکزی شهرداری را به آرشیو مطبوعات اختصاص دادیم که کار بسیار سختی هم بود؛ زیرا مجبور شدیم منابع مرجع را به طبقه‌ای دیگر از کتابخانه انتقال دهیم و جابه‌جا کنیم. اسفندماه 98 و دقیقا هم‌زمان با شروع شیوع کرونا، منابعی با عنوان آرشیو توسط کتابخانه ملی تهران برای ما ارسال شد؛ اما به دلیل هم‌زمانی با کرونا و ایام دورکاری و تعطیلی‌های شهر، چند ماه بعد توانستیم کارتن‌ها را بازگشایی کنیم؛ ولی هرچه بیشتر گشودیم، متوجه شدیم منابع رسیده کامل نیست و صرفا آرشیو برخی از روزنامه‌ها همچون کیهان، اطلاعات و… به‌صورت تکراری به دست ما رسیده و بخش خاص و ناب این مجموعه مانند صدای اصفهان، راه نجات، مکرم، چهلستون، وقایع اتفاقیه، مفتاح‌الظفر، شاه ایل، نقش‌جهان، سرنوشت، پادزهر، زبان زنان، اخگر و… در این آرشیوها موجود نیست. از روزنامه‌های آفتاب، ابرار ورزشی، خبر ورزشی، عصر ارتباطات، عصر اقتصاد، خبرنامه فولاد، آفتاب امروز، جمهوری، نشاط،‌ نسل‌فردا، ایران، رسالت و… هرکدام چند سری یا تعدادی به دست ما رسیده که قبلا موجود نبوده است و تا حدودی آرشیو ما را کامل کرده، اما این روزنامه‌ها متعلق به سال‌های اخیر است و هنوز ارزش تاریخی و میراثی لازم را ندارد و البته تعدادی از مجله‌هایمان را هم توانستیم با آنچه فرستادند، کامل کنیم؛ اما هیچ منبع ارزشمندی از روزنامه‌های قدیمی دوران قاجار و به‌ویژه پهلوی اول و دوم به دستمان نرسید.
موضوع را به کتابخانه ملی اعلام کردیم و به‌جز همان یک کامیون که منابعمان را کامل کرد، مابقی را که اکثرا تکراری بود، برای کتابخانه ملی اصفهان پس فرستادیم.

 کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران  طبق قانون واسپاری، آرشیو مطبوعات اصفهان را نگه داشت

کشانی در پاسخ به این پرسش که آیا اعتراضی درباره این موضوع به کتابخانه ملی شده است، توضیح داد: با توجه به درخواست تعداد زیادی از پژوهشگران اصفهانی و پیگیری‌های مکرر مبنی بر بازگرداندن آرشیو مطبوعات، هیئتی از کارشناسان و کتابداران شهرداری اصفهان به دیدار معاون کتابخانه ملی تهران رفتند و اعتراضشان را به فرستادن آرشیو درجه 3 و 4 و نبود منابع درجه‌یک اعلام کردند. معاون کتابخانه ملی این‌طور پاسخ داد: طبق قانون واسپاری هر منبع یا منابعی در هر قالبی (کتاب، نشریه، روزنامه، نسخ خطی و…) یا هر روشی (خرید، اهدا، مبادله و…) وارد کتابخانه ملی ایران شود و کتابخانه ملی آن منابع را نداشته باشد، موظف است آن را در حافظه ملی ایران ثبت کرده و مهر و مشخصات کتابخانه ملی را بر آن زده و شماره‌گذاری کند و آن مجموعه منابع، از این تاریخ به بعد، جزو اموال و منابع کتابخانه ملی خواهد بود. نگه‌داشتن آرشیو مطبوعات اصفهان در تهران هم طبق همین قانون مجاز دانسته شد.
یکی دیگر از شئون قانون واسپاری نیز اهدای چندین نسخه از آثار یا تألیف‌های هر ناشر و نویسنده به کتابخانه ملی به‌منظور  ثبت در حافظه ملی ایران است.
از او پرسیدم چطور مسئولان اصفهانی در زمان ارسال متوجه این قانون نبودند و ظرف چند سال مدام وعده بازگشت آرشیو مطبوعات به علاقه‌مندان و پژوهشگران اصفهانی داده شد؟ او تصدیق کرد که بر اساس نقل‌قول‌ها و شواهد، این آرشیو ابتدا به اسم مرمت از اصفهان خارج و به کتابخانه ملی تهران ارسال‌شد و قول و قرارها مبنی بر بازگشت آن بود؛ اما کتابخانه ملی در تهران به‌محض دریافت آن، متوجه شد که با چه مجموعه غنی، بی‌نظیر و ممتازی مواجهه است و آن را برای خود نگه داشت و اجازه بازگشتش را نداد. ما بعد از پیگیری‌های فراوان حسرت این را خوردیم که چطور مجموعه‌ای که باید در قفسه‌های کتابخانه شهر خودمان نگهداری می‌شد، در قفسه‌های کتابخانه ملی مهر و شماره شده و حالا هر دو مهر کتابخانه صائب و کتابخانه ملی را دارد، ولی در تهران نگهداری می‌شود. اصرار کردیم؛ اما پاسخ شنیدیم که به‌هیچ‌وجه امکان ارسال آرشیو مطبوعات چاپی وجود ندارد و فقط می‌توانند در آینده نسخه دیجیتال آن را در اختیار اصفهان قرار دهند.

در حال حاضر نسخه دیجیتال آرشیو مطبوعات کتابخانه صائب را هم در اصفهان نداریم!

اما این‌طور که مدیر کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان می‌گوید، تا امروز حتی آرشیو ناب و خاص اصفهان به‌صورت دیجیتال نیز در اختیار اصفهان قرار نگرفته است؛ دلیلش را هم این‌طور ذکر کرد: آرشیو مطبوعات اصفهان به‌قدری خاص و ناب بود که در زمان مراجعه ما آن‌ها هنوز نتوانسته بودند به‌طور کامل دیجیتالش کنند. در زمان مراجعه به تهران و تأکید فراوان کتابداران، کتابخانه ملی چیزی حدود 100 گیگ اطلاعات روزنامه‌ها و مجله‌های مختلف اصفهان را به‌صورت دیجیتال در اختیار ما گذاشت که بیشتر هم مربوط به آرشیوهای دیگر دیجیتال کتابخانه ملی بود، نه مجموعه آرشیو منابع کتابخانه صائب. باوجوداین، کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برای حسن‌نیت و تبادل نسخ دیجیتال با کتابخانه ملی، هارد 100 گیگابایت اطلاعات دیجیتال خود را در اختیار کتابخانه ملی تهران قرار داد.

مطالبه‌ پژوهشگران، نویسندگان و شهروندان اصفهانی از سازمان اسناد و کتابخانه ملی اصفهان و تهران

او در پایان در قالب چند مورد، مطالبه‌هایی را در رابطه با آرشیو مطبوعات صائب اصفهان به ترتیب اولویت و امکان مطرح کرد که می‌تواند مطالبه پژوهشگران، نویسندگان و شهروندان اصفهانی هم باشد:
بازگرداندن آرشیو کامل نشریات و مطبوعات ارسالی کتابخانه صائب، به‌ویژه منابع منحصربه‌فرد، خاص و ارزشمند اصفهان از کتابخانه ملی تهران بر مبنای کتاب فهرست مطبوعات کتابخانه صائب که توسط خانم نوری منتشر شده است؛
 تعیین تکلیف وضعیت آرشیو دیجیتال (DVD و CD) مطبوعات و روزنامه‌های قدیمی که موسسه ذخایر اسلامی طی دهه 80 و 90 از آرشیو صائب تهیه ‌کرده است؛ ولی در دسترس و اختیار کتابخانه مرکزی شهرداری و مراجعان نیست (مشخص نیست این آرشیو DVD و CD که به‌صورت دیجیتال تهیه‌شده بود، در حال حاضر کجاست)؛
دیجیتالی‌کردن کلیه آرشیو مطبوعات کتابخانه صائب توسط کتابخانه ملی تهران و ارسال آن به شهر اصفهان؛
ایجاد امکان ویژه برای دسترسی سریع و آسان پژوهشگران اصفهانی به آرشیو مطبوعات کتابخانه صائب که به تهران ارسال‌شده، با ارائه معرفی‌نامه از طرف کتابخانه ملی اصفهان حداقل تا زمان بازگشت آرشیو به اصفهان؛
ایجاد امکان دسترسی سریع و رایگان پژوهشگران اصفهانی به آرشیو دیجیتال مطبوعات اصفهان از طریق پورتال حافظه ملی ایران (https://hmi.nlai.ir)؛
ایجاد شورای علمی و کارشناسی کتابخانه‌ها در استان اصفهان ذیل اســتــــانــداری برای بــرنــامــه‌ریـــزی، ســیـــاســت‌گـذاری و تــصمــیــم‌ســـازی کتابخانه‌های شهر و استان (او دلیل اصلی این اتفاق و ازدست‌رفتن آرشیو غنی مطبوعات صائب را در اصفهان، نداشتن شورای علمی و کارشناسی کتابخانه‌ها در استان می‌داند و معتقد است نهاد قدرتمندی مانند استانداری می‌توانست با تشکیل چنین شورایی اجازه خروج این آرشیو گران‌بها را از پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی ندهد).

  • اصفهان زیبا
    پایگاه خبری اصفهان زیبا

    مریم قدسیه

برچسب‌های خبر