چند قدم فاصله تا رسیدن

بیماران فیبروز سیستیک (یک بیماری نادر ریوی) باید از بیمار مشابه خودشان شش قدم فاصله داشته باشند، وگرنه به راحتی باعث انتقال بیماری‌شان و مرگ همدیگر می‌شوند. هر چند وقت یک بار، باید برای چک‌آپ یا حتی پیوند ریه در بیمارستان بستری شوند. برای این بیماری هنوز درمان و داروی قطعی پیدا نشده و خیلی ساده می‌تواند کودکان را هم تا آخر عمرشان درگیر کند. این وضعیت ناجور برای شما آشنا نیست؟ نزدیک دو سال است کارهایی مثل سوار اتوبوس‌شدن، در آغوش گرفتن عزیزانمان، در رستوران‌ها و بدون نگرانی غذاخوردن، بیرون‌رفتن با دوستان و معاشرت مثل قبل برایمان به خاطره‌ای دور شده است.

تاریخ انتشار: 10:24 - چهارشنبه 1400/02/29
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
no image

 تصور کردن انجام دادن دوباره این کارها، ممکن است سرمان را به باد دهد؛ چون حتی فکرکردن به اینکه ممکن است کرونا بگیریم یا به کسی انتقال بدهیم، گناهی نابخشودنی است. منتها این وضعیت هرچقدر که طولانی و دردآور باشد، به هر نحوی شده تمام می‌شود؛ اما افراد مبتلا به فیبروز سیستیک در طول عمر معمولا کوتاهشان درگیر رعایت این فاصله و مسائل مربوط به بیماری‌شان هستند. کتاب‌های زیادی در مورد بیماری‌های خاص نوشته شده‌اند یا بهتر بگویم، درباره رابطه بیماران با جامعه اطرافشان و عشق میان نوجوانانی که بیماری خاص و صعب‌العلاج دارند. یکی از بهترین کتاب‌ها در این مورد «پنج قدم فاصله» است. با خواندن کتاب‌ها و دیدن فیلم‌های این چنینی، آگاهی و درک نسبت به بیماری‌های خاص بیشتر می‌شود، حتی شاید با یکی از این بیمارها در دنیای واقعی روبه‌رو شدیم! «پنج قدم فاصله» در سال دوهزار و نوزده اکران شده و یکی از فیلم‌های خوب این سال است که امتیازهای بالایی هم از بینندگان و بیشتر منتقدان گرفته. ویل و استلا شخصیت‌های اصلی فیلم «پنج قدم فاصله» هم مبتلا به بیماری فیبروز سیستیک هستند و باید فاصله‌شان را با هم رعایت کنند. به دلیل رابطه عاطفی‌ای که بینشان به وجود آمده، استلا تصمیم می‌گیرد این فاصله به پنج قدم کاهش پیدا کند، اصلا چیزی که این فیلم را از بقیه عاشقانه‌ها متفاوت کرده است، همین فاصله است. شخصیت استلا و ویل دقیقا متضاد یکدیگر است. هر چقدر استلا امیدوار، قانون‌مدار و خوش‌بین است، ویل به همان اندازه ناامید و کله‌شق است و حتی به نظر می‌رسد می‌خواهد با بعضی کارها و شکستن قوانین خودش را به مرگ نزدیک‌تر کند. برای همین رابطه این دو نفر، خاص و جالب شده است و در بعضی جاها لبخند به لب بیننده می‌آورد. تا آخر فیلم رشد این دو نفر را از لحاظ شخصیتی و عاطفی می‌بینیم، حتی به نظر می‌رسد شخصیت‌هایشان تا حدی جابه‌جا می‌شود و در دیدگاهشان کمی انعطاف به خرج می‌دهند. شاید حتی ما هم مثل استلا و ویل تغییر کردیم. حداقل قدر تک‌تک نفس‌هایمان، لحظات زندگی و آدم‌های خوب زندگی‌مان را بیشتر بدانیم و دیدمان نسبت به زندگی و روابطمان با عزیزانمان عوض بشود. البته باید از قبل هشدار بدهم که منتظر پایانی خوش برای فیلم «پنج قدم فاصله» نباشید! در تمام لحظه‌های فیلم، با شخصیت‌ها همذات‌پنداری می‌کنید و همین پایانش را دردناک‌تر خواهد کرد. به خصوص اینکه بازیگرهای استلا و ویل خیلی خوب بازی کرده‌اند. مثل دنیای واقعی، آدم‌ها بداخلاقی می‌کنند، از هم دیگر جدا می‌شوند و حتی می‌میرند، ما که در قصه‌های پریان زندگی نمی‌کنیم! من که می‌گویم با وجود تینیجری و دلخراش‌بودن فیلم، به یک بار دیدنش می‌ارزد.

  • اصفهان زیبا
    پایگاه خبری اصفهان زیبا

    روناک سری