پایداری
تو همیشه زیبایی با این لبخند قندپهلویت!
11:38 - سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1405

تو همیشه زیبایی با این لبخند قندپهلویت!

همه من، بُهت است. لالم. کلمه‌هایم گم می‌شوند. چرا من واژه‌ای پیدا نمی‌کنم؟! چه عجیب که دست‌هایم به حرف افتاده‌اند. می‌لرزند حسابی. خودکار توی دستم در جا می‌زند روی کاغذ.‌ هنوز واژه‌ای متولد نشده، خط می‌زنم سفیدی کاغذ را.

نجاتگر هلال‌احمر بود پیکرش اما پنج روز زیر آوار ماند!
10:22 - سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1405
روایت مادر شهید «حمیدرضا جهانبخش» از زندگی و زمانه پسری که دیگر برایش تکرار نمی‌شود

نجاتگر هلال‌احمر بود پیکرش اما پنج روز زیر آوار ماند!

«حمیدرضا هرچه گرفت، از خدمت به مردم گرفت»؛ این طلایی‌ترین نقطه زندگی یک پسر دهه هشتادی است. پسری که ۶ سال، عضو فعال و نجاتگر هلال‌احمر بود و حالا بیش از دوماه و اندیست در جنگ رمضان به شهادت رسیده است.

برای شهدا تئاتربازی نمی‌کنم!
10:45 - یکشنبه 20 اردیبهشت 1405
گفت‌وگویی صمیمی و بدون تعارف با «مُسلم نَبی»؛ چهره نام‌آشنایی که بیش از یک دهه است در مراسم تشییع شهدا، پابه‌رکاب شهداست

برای شهدا تئاتربازی نمی‌کنم!

خودش هم که نگوید، اسم «مُسلم نَبی»، خیلی چیزها را می‌گوید: از «خادم‌الشهدا» بودن؛ از عمر و زندگی‌اش که اول و آخر آن به شهدا گره خورده و به قول خودش سال‌هاست دربه‌در این راه شده.

تابلو‌فرش و گلاب از‌ اصفهان تا میناب!
11:57 - سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1405
فردا، هیئت فاطمیه آران‌وبیدگل، 168 تابلو فرش مزین شده به چهره شهدای مدرسه شجره طیبه را با 300 لیتر گلاب، راهی میناب می‌کنند

تابلو‌فرش و گلاب از‌ اصفهان تا میناب!

شهادت 168 هم‌وطن در مدرسه شجره طیبه شهر میناب که بیشتر آنها دانش‌آموز و کودکان مظلوم و بی‌گناه بودند، بهانه‌ای شد تا هیئت فاطمیه شهر آران‌و‌بیدگل، آیین سنتی گلاب‌گیری هرساله‌اش در تکیه تاریخی حاج عبدالله خان را، امسال متفاوت‌تر و به نام شهدای مدرسه شجره طیبه متبرک و به یاد آنها برگزار کند.

یک معلم و 14 دانش‌آموز
12:29 - شنبه 12 اردیبهشت 1405
در جنگ رمضان یک معلم و 14 دانش‌آموز در استان اصفهان به شهادت رسیدند

یک معلم و 14 دانش‌آموز

به گزارش اصفهان زیبا؛

فقط معجزه نه قدرت بشری!
15:39 - سه‌شنبه 8 اردیبهشت 1405

فقط معجزه نه قدرت بشری!

در روزهای اخیر، دشمنان این مرزوبوم (آمریکای جنایت‌کار و رژیم صهیونیستی) با تکبر و غرور واهی به ایران عزیز حمله‌ای ناجوانمردانه کردند؛ اما در دشت مهیار در جنوب اصفهان، صحنه‌ای رقم خورد که تمام محاسبه‌های آنان را نقش بر آب کرد.

امام شهید ما زنده است زنده‌تر از همیشه!
10:52 - سه‌شنبه 8 اردیبهشت 1405

امام شهید ما زنده است زنده‌تر از همیشه!

امام شهید ما این‌جاست. درست همینجایی که ما ایستاده‌ایم. حتی حالا که دارم می‌نویسم او کنار من است. انگار جفت من نشسته و با هر جمله‌ای که توی ذهنم نقش می‌بندد «طیب الله انفساکم»‌ در گوشم می‌گوید.

«مَهیار»؛ این دشتِ نجیب…!
10:48 - سه‌شنبه 8 اردیبهشت 1405
از حضور خبرنگاران خارجی و خانواده شهدای عشایر و جنگ رمضان تا ابهت پوشالی آمریکا روی تریلی‌ها؛ آنچه ما در جنوب اصفهان دیدیم و روایت کردیم

«مَهیار»؛ این دشتِ نجیب…!

شامگاه پرتلاطم پانزدهم فروردین؛ ماجرا از فرود مخفیانه هواپیماهای آمریکایی در جنوب اصفهان آغاز شد و با هوشیاری مردم و سپس نیروهای مسلح ایرانی به پایان رسید!

آخرین مأموریتِ شهید نخبه اصفهانی!
11:57 - شنبه 5 اردیبهشت 1405
روایت تلفنی یک زندگی کوتاه و یک پرواز بلند از شهید نخبه جنگ رمضان؛ «محمدجعفر احمدآبادی»

آخرین مأموریتِ شهید نخبه اصفهانی!

همه‌چیز از یک تماس تلفنی شروع شد؛ تماس با خانم معلمی که هنوز صدای همسرش را در گوش دارد و هنوز وقتی می‌گوید «محمدجان»، فعل جمله‌اش گاهی در گذشته می‌نشیند و گاهی در حال، انگار دلش نمی‌خواهد باور کند که حالا دیگر باید برای او، فقط از واژه «بود» استفاده کند.

این پرچم اسلحه ماست!
12:54 - چهارشنبه 2 اردیبهشت 1405

این پرچم اسلحه ماست!

با عجله گفتم: «بزن کنار. نگه دار.» سرعتش را کم کرد و گوشه‌ای ایستاد. جاده بیرون شهر خلوت بود. پیاده شدم و رفتم به سمتش. کمی به دور و بر نگاه کردم. هیچکس نبود. افتاده بود روی زمین و خاک می خورد. گفتم: «آقا مهدی گناه داره، اسم خدا روش نوشته.» اشاره کرد به جایی بلند و میله ای آن بالا. گفت: «از اونجا افتاده. حتما باد خیلی شدید بوده.»

مدرسه لرزید هواپیمای روژینا سقوط کرد!
10:38 - چهارشنبه 2 اردیبهشت 1405
روایت صبح هفدهم اسفند 1404؛وقتی موج انفجار حمله امریکا و رژیم صهیونیستی بر سر دبستان دخترانه شهید قدوسی در خیابان امام خمینی آوار شد

مدرسه لرزید هواپیمای روژینا سقوط کرد!

اهالی محله «شهرک قدسِ» خیابان امام خمینی اصفهان، صبح یکشنبه هفدهم اسفند 1404 را با صدای انفجار مهیبی شروع کردند. صدایی که البته منطقه وسیعی از خیابان امام خمینی را لرزاند و شیشه‌های شکسته، توری‌های تراس و پرده‌های از جادرآمده، حفره‌های کوچک و بزرگ روی دیوار خانه‌ها، درهای کنده‌شده و آدم‌های جامانده در شوک انفجار، همه و همه زخم شد روی تنِ کوچه پس‌کوچه‌های آن….!

این عکس، ایران است؛ زخم خورده اما استوار!
11:48 - شنبه 29 فروردین 1405

این عکس، ایران است؛ زخم خورده اما استوار!

مانده بودم برای ستون شماره بعدی از کجا و که بنویسم، نَه اینکه سوژه نباشد، نَه. سرگردان بودم بین واژه‌ها. اسم وطن که بیاید به میان، کلمه است که شُره می‌کند.