پایداری
آقا مدیر!
۱۱:۴۸ - شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵
همکار شهید «میثم رضوان‌پور» در اولین سالگرد شهادتش، از منش مدیری سخن می‌گوید که به باور او، شهادت پایان طبیعی سال‌ها زندگی خالصانه‌اش بود

آقا مدیر!

بعضی آدم‌ها را نه با سمت و مسئولیت، بلکه با منش و رفتارشان به خاطر می‌آورند. شهید «میثم رضوان‌پور» برای همکارانش از همین جنس انسان‌ها بود؛ مدیری که بیش از آنکه به جایگاه سازمانی خود تکیه کند، به کرامت انسان‌ها، رعایت حق‌الناس و خدمت بی‌منت باور داشت.

از بندِدل  تا بندِکفن..!
۱۱:۲۵ - دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵
روایت همسر شهیده «ریحانه خودسیانی» از آخرین شب دیدار سحرگاه حمله آمریکا به خانه پدری ریحانه در هفتون اصفهان و یادگاری که از عشق ناتمامشان باقی مانده است؛ بند کفنی که هنوز بوی گل نرگس می‌دهد

از بندِدل تا بندِکفن..!

شامگاه پنجم فروردین، خانه‌ای در محله هفتون اصفهان، مثل بسیاری از خانه‌های ایرانی در روزهای نوروز، میزبان یک دورهمی خانوادگی بود.

چراغ آخر خانه هم  خاموش شد!
۱۹:۳۴ - چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

چراغ آخر خانه هم خاموش شد!

و پناه بر خدا از اندوهی که عصاره جان را می‌مکد و آدم می‌شود ساقه‌ای سست و ناتوان. توان برای ایستادن تمام می‌شود و ناگهان ساقه جوان در خاک می‌غلتد.

روایت ناتمام همسر و مادر دو شهید!
۱۲:۰۰ - چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
سیده الهام صادقی، بازمانده جنگ رمضان، 70 روز با داغ همسر و فرزندانش زندگی کرد؛ اما رفت تا به قولی که داده بود، عمل کند

روایت ناتمام همسر و مادر دو شهید!

خبر، کوتاه بود؛ آن‌قدر کوتاه که در چند خط جا می‌شد. «سیده الهام صادقی»، زن ۳۲ ساله‌ای که در بمباران ششم فروردین محله هفتون، همسر و دو فرزند خردسالش را از دست داده بود، از دنیا رفت.

یک سال بعد از آن دوازده روز!
۱۲:۲۵ - شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
گلستان شهدای اصفهان در اولین سالگرد شهدای جنگ دوازده روزه حال و هوای متفاوتی داشت

یک سال بعد از آن دوازده روز!

گلستان شهدا عصرها همیشه شبیه خودش است؛ با درخت‌هایی که سال‌هاست بر مزار جوان‌های این شهر سایه انداخته‌اند، با کبوترهایی که از گنبدها تا شاخه‌های سرو در رفت‌وآمدند و با مردمی که برای فاتحه‌ای کوتاه می‌آیند و می‌روند.

ایران روی شانه این مردان بود!
۱۶:۵۴ - چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

ایران روی شانه این مردان بود!

بماند که اشک‌هایمان را انبار کرده‌ایم کنج دلمان که به وقتش یک دل سیر گریه کنیم و ادای دین داشته باشیم در برابر چشم‌های به غبار نشسته‌مان. بماند که رسیدگی به زخم‌ِ حرف‌های بی‌حساب که خش انداخته به قلبمان را گذاشته‌ایم برای بعد.

یُوسُفِ «مَحبوب»!
۱۳:۳۶ - چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
«محبوبه محمدی» همسر شهید «یوسف محمدی» از شروع و پایان عاشقانه یک زندگی مشترک چهارده‌ساله روایت می‌کند

یُوسُفِ «مَحبوب»!

سحری آماده بود. نان و چای روی سفره بود و خانه در سکوت آخرین دقایق شب فرورفته بود. «محبوبه محمدی» می‌خواست همسرش را بیدار کند؛ مردی که چند ساعت قبل از گشت شبانه به خانه برگشته و خستگی روزها و شب‌های پرالتهاب جنگ را روی شانه‌هایش آورده بود.

قهرمانان خلیج فارس
۱۴:۰۶ - شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
مروری بر تاریخچه ایستادگی و مقاومت ایرانیان در برابر بیگانگان در دوره های مختلف تاریخ

قهرمانان خلیج فارس

به گزارش اصفهان زیبا؛

هدف ترور او نبود اما شهادت سهمش بود!
۲۳:۲۶ - سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
روایتی از شهیده «صدیقه رحیمی» تنها شهید جنگ رمضان شهر هرند در شبی که دو بمب دامادش را در خانه‌شان هدف گرفت

هدف ترور او نبود اما شهادت سهمش بود!

ساعتِ یک و سی دقیقه بامدادِ اولین روز از سال یک‌هزاروچهارصد و پنج، انفجاری مهیب، تنِ شهر «هرند» (در شرق اصفهان) و ساکنان آن را لرزاند. خبرها از اصابت دو موشک به خانه‌ای در حوالی «خیابان ارشاد، خیابان ابوالفضل4» می‌گفتند و ترور داماد نظامی آن خانواده که هدفمند بوده است…!

مردی با چفیه سرخ
۱۴:۳۴ - شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵
ادای دینی به قهرمان گمنام خرمشهر فرمانده‌ای از دیار اصفهان سردار شهید حاج‌محمود شهبازی

مردی با چفیه سرخ

به گزارش اصفهان زیبا؛

ساعت‌ها بی‌خبری!
۱۲:۱۵ - سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵
خواهر شهید «حسن جمالوند»، از روزی روایت می‌کند که موشک‌ها این شهرک را در اصفهان هدف قرار دادند

ساعت‌ها بی‌خبری!

هر روزِ جنگ، تلفن را برمی‌داشت و به برادر ته تغاری خانه‌شان؛ «حسن» که بعد از رفتن بابا شده بود ستون و پناه مادر، زنگ می‌زد. خبر داشت که شهرک صنعتی جی این روزها تهدید شده و همین حرف و نقل‌هایی که از این طرف و آن طرف می‌شنید، دلش را ناآرام کرده بود.

پرواز به سوی خرمشهر!
۱۱:۲۷ - شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵
روایتِ نقش هوانیروز در عملیات بیت‌المقدس از زبان خلبان حسین وکیلی

پرواز به سوی خرمشهر!

هوانیروز، جزو معدود نیروهای نظامی است که تمام عملیات‌های خود در طول جنگ تحمیلی را با موفقیت به ثمر رسانده است. سرهنگ خلبان بازنشسته «حسین وکیلی» یکی از خلبانان دلاور هوانیروز است که در حالی که تنها 25 ساله بوده به عنوان خلبان بالگرد کبرا در عملیات بیت‌المقدس حضور داشته است.