بایگانی برچسب جبهه
کربلای جبهه‌ها یادش بخیر!
10:14 - 23 تیر 1403
پای روایت نوحه‌خوان‌های اصفهانی در سال‌های جنگ

کربلای جبهه‌ها یادش بخیر!

باران آتش سنگین دشمن بی‌امان می‌بارید. صدای کربلایی، کربلایی می‌کرد دل را. زمان می‌شد عاشورا، زمین می‌شد کربلا. نوایی که می‌شد واقعه عاشورا را در یک‌قدمی حس کرد… عطش، ایستادن، شهادت و باز هم ایستادن… .

هدیه‌ خاص
11:06 - 3 مهر 1402

هدیه‌ خاص

همین‌طور که چشمانش بسته و در رختخواب دراز کشیده بود، به سکه‌های زیر تشک دست کشید.‌ خنک بودند. با دست آن‌ها را شمرد. پنج تا بودند. زیرورویشان کرد تا عدد یک روی هر کدامشان را لمس کند.

تلاش می‌کردیم محرم و صفر را جبهه‌ باشیم
13:07 - 4 مرداد 1402
روایت‌های حجت‌الاسلام «محسن طالب‌پور»، طلبه روزهای جبهه و جنگ:

تلاش می‌کردیم محرم و صفر را جبهه‌ باشیم

جبهه، سراسر محراب بندگی بود و سنگرها، میعادگاه عاشقی. مردانش، عابدان شب بودند و شیرمردان روز. هم میدان رزم بود و هم میدان رازونیاز باخدا و میعادگاه قول‌وقرارهای حسینی.

صدمتری عراقی‌ها روضه خواندم!
08:48 - 4 مرداد 1402
حال‌وهوای محرم در کربلای جبهه‌ها به روایت مداح جبهه و جنگ، حاج مهدی منصوری:

صدمتری عراقی‌ها روضه خواندم!

روایت حاج مهدی منصوری، مداح و رزمنده هشت سال دفاع‌مقدس، از آن روزها و آن سال‌ها اگرچه روایت عشق و عاشقی است، اما این روایت آنجا دلنشین‌تر می‌شود که از محرم و دلدادگی رزمندگان به امام‌حسین(ع) می‌گوید.

واحد پشتیبانی و مهمات؛ واحدی اثرگذار اما گمنام!
11:23 - 15 تیر 1402

واحد پشتیبانی و مهمات؛ واحدی اثرگذار اما گمنام!

قدرت توکل و ایمان بچه‌های ما کنار مدیریت نظامی آن‌ها در طراحی و اجرای عملیات در کنار تجهیزات نظامی چنان ترکیب دوست‌داشتنی شد که تنها برنده این نبرد نابرابر، نبردی که هیچ‌گاه، هیچ تجاوزی از سمت ما به کشور عراق انجام نشد، بچه‌های ما بودند.

به نام شهدای رسانه
10:35 - 10 آذر 1401

به نام شهدای رسانه

شهید «سیدمحمدحسین نواب» یا همان خبرنگار روزنامه کیهان در بوسنی و هرزگوین؛ شهیدی است که امسال از طرف سازمان بسیج رسانه کشور به‌عنوان شهیدشاخص جامعه رسانه‌ای معرفی شده و قرار است امروز در یادواره‌ای که به نام او در زادگاهش، اصفهان، برگزار می‌شود از مقامش در جایگاه یک شهیدِ خبرنگار، تقدیر و تجلیل شود.

توپ‌چی!
10:29 - 10 آذر 1401

توپ‌چی!

فوتبال را از زمین‌های خاکی خیابان ملک شروع می‌کند؛ از تیم «پاسِ ملک»! همان تیمی که بعدها کاپیتانش شد و چندوقت بعدش هم از آنجا یک راست رفت توی تیم نوجوانان سپاهان و بعدها هم تیم جوانانش! کاپیتان حسن غازی آن قدر پا به توپ زد و خاک زمین‌های خاکی را خورد تا به روزهای اوجش در مستطیل سبز فوتبال رسید؛ به روزهایی که عضو رسمی تیم سپاهان شد و البته دعوت به تیم ملی! او اما در حساس‌ترین روزهای زندگی‌اش، انتخابش را که می‌توانست بازی در میدان ملی فوتبال و فوتبالیست حرفه‌ای شدن باشد، رها کرد و میدان جنگ را چسبید.

NONE
21:45 - 15 خرداد 1400
NONE
15:11 - 9 فروردین 1400

به نزدیک من صلح بهتر که جنگ

بیایید به شهریور ماه سال 1359 برویم. وقتی که مردم ایران از رسانه‌ها شنیدند حملاتی از سوی کشور عراق در همسایگی‌شان به مرزهای ایران رخ داده و بعد هم دیری نپایید که جنگی خانمان‌سوز میان دو کشور رخ داد و تا هشت سال سایه شومش را بر سر این دو ملت مسلمان پهن کرد. اینکه در آن سال‌ها چه بر رزمندگان در جبهه‌های جنگ و چه بر مردم در نقاط مختلف کشور گذشت، روایتی بسیار مفصل دارد که هنوز با گذشت بیش از سه دهه ناگفته‌های بسیاری از آن برجای مانده است. هرچند که این دفاع هشت‌ساله در سه دهه اخیر از سوی نویسندگان، شاعران، فیلم‌سازان، نقاشان، عکاسان و… به روایت‌های بیشماری درآمده، اما شاید آنچه بیش از هرچیز از نگاه نسل‌های غایب در جنگ پنهان مانده، روایت‌های سینه به سینه و شفاهی مردمی است که در آن سال‌ها طعم تلخ وحشت را با تمام وجودشان احساس کردند.