نگاهی به خدمات دینی و مبارزات سیاسی آیت‌الله سید حسن فقیه امامی

آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای در پیام تسلیتی که به مناسبت فوت حاج آقا حسن امامی صادر کردند، وی را رفیق 50 سالۀ خود خطاب کردند: «…در مدت بیش از پنجاه سال دوستی و رفاقت با این عالم بزرگوار، وفاداری و صداقت و دعای دلسوزانۀ ایشان برای این‌جانب سرمایه‌ای مغتنم بود.»

به گزارش اصفهان زیبا؛ عالم ربانی، آیت‌الله سید حسن فقیه امامی (معروف به امامی) فرزند سید عطاءالله، به سال 1313 شمسی در خاندانی روحانی در اصفهان متولد شد. وی پس از طی تحصیلات ابتدایی وارد حوزۀ علمیه اصفهان شد و از محضر پدر، اساتید و علمایی نظیر آیات سید حسین خادمی، سید علی موسوی بهبهانی، عباسعلی ادیب، سید ابوتراب مرتضوی درچه و معلم حبیب‌آبادی بهره برد.

ظهرها در مسجدالکریم خیابان بزرگمهر و شب‌ها در مسجد بابا محمّدعلی سقا (مسجد امامی) اقامه جماعت می‌کرد و به پاسخگویی و رفع مشکلات شرعی مردم می‌پرداخت. در بسیاری از امور خیریه پیشقدم بود. به‌عنوان نمونه می‌توان از همکاری با انجمن مددکاری امام زمان(عج)، سازمان آموزشی ابابصیر، صندوق‌های قرض‌الحسنه، انجمن خیریه حضرت اباالفضل(ع) ویژه پیوند کلیه، رادیولوژی و آزمایشگاه مهدیه و… نام برد.

به همت ایشان بسیاری از مساجد و مدارس حوزه علمیه اصفهان که از زمان دیکتاتوری رضاشاه راکد شده بود، مانند مدرسه ذوالفقار، مدرسه خالصیه، مدرسه بابا قاسم، مدرسه نیم‌آورد، مدرسه عَرَبان، تعمیر شد و مدارس تازه همچون مدرسه محمودیه، مدرسه الغدیر و مدرسه جوادیّه تاسیس شده است به طوری که لقب احياگر حوزه علميه اصفهان برازنده اوست. (برخی از اسامی مدارس امروز تغییر کرده است.)

آیت‌الله سید حسن فقیه امامی بعد از یک عمر دفاع از حریم ولایت و امامت و مبارزه مستمر با فرقه‌های گمراه ازقبیل بهائی‌ها، کمونیست‌ها و وهابی مسلک‌ها، سرانجام به سال ۱۳۸۹ش درگذشت و در جوار مضجع منور امامزاده ابوالعباس خوراسگان، در کنار مزار برادرش (حاج آقا احمد امامی) به خاک سپرده شد.

کتاب دو جلدی «خمس» از تألیفات فقهی ایشان است و حدود 20 جلد کتاب با موضوعات معرفتی، از سخنرانی‌های ایشان استخراج و تدوین شده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت‌هایی از مبارزات سیاسی و انقلابی آیت‌الله حاج آقا حسن امامی است و در شمارۀ قبل به به شرح خدمات و مبارزات برادر بزرگتر ایشان حاج آقا احمد امامی و درگیری با جریان خط3 اصفهان پرداختیم (اینجا).

 

اعلام خبر شهادت حاج آقا مصطفی خمینی

حجت‌الاسلام مهدی اژه‌ای در گفتگو با ما می‌گوید: مرحوم حجت‌الاسلام حاج آقا احمد امامی شاگرد امام خمینی(ره) در قم و نجف بودند ولی برادر کوچکترشان حاج آقا حسن بیشتر در اصفهان مستقر بود. این دو برادر با هم ارتباطات زیادی داشتند و مشترکات‌شان خیلی زیاد بود که در نوع خودش بی‌نظیر است. هیچ‌وقت از هم جدا نشدند. مثلاً در مسجد حاج محمدجعفر، حاج آقا احمد امام جماعت نماز ظهر و حاج آقا حسن امام جماعت نماز مغرب بودند. این دو نفر، با دو روش متفاوت اما هم‌فکری‌های خوبی داشتند.

حاج آقا احمد خیلی تند و تیز بود، به خصوص منبرهای انقلابی ایشان در سال‌های 1346- 1347 منجر به زندان و شکنجه‌های شدیدی هم شد. حاج آقا احمد، بعد از زندان دیگر آن منبرهای تند و تیز را نداشت و تغییر روش داد. ولی حاج آقا حسن در همان رژیم شاه به عنوان تعمیر و ساخت مدرسه، به جذب طلاب و پرورش نیرو اقدام کرد.

روز بعد از وفات حاج آقا مصطفی در 1 آبان 1356، وقتی صبح به مدرسه رفتم، دیدم که همه نگرانند؛ پرسیدم چه خبر شده؟ گفتند خبر آمده که پسر امام، حاج آقا مصطفی از دنیا رفتند. گفتم منبع خبر از کجاست؟ حاج آقا حسن امامی ظاهراً تماس تلفنی داشتند و صحّت خبر تأیید شده بود. در همان روز اعلامیه‌ای مانند تراکت نوشته شد. در این اطلاعیه، فوت «حاج آقا مصطفی موسوی» تسلیت گفته شده بود ولی دیگر فامیل را ننوشته بودند تا حکومت وقت متوجه نشود. اطلاعیه در مدرسه صدر و بعضی مدرسه‌ها زده شد، بازخورد خوبی هم در بازار داشت.

مراسم ارتحال حاج آقا مصطفی در مدرسه ذوالفقار

مرحوم سید مهدی طباطبایی‌پور (معلم نهج‌البلاغه) در خاطرات خود می‌نویسد: بنده به اتفاق عده‌ای از شهدا و حاج آقا حسن امامی، از مؤسسین صندوق امام حسن مجتبی(ع) در سال 53 بودیم. در اصفهان اولین کسی که خبر ارتحال حاج آقا مصطفی را دریافت کرد آیت‌الله حاج آقا حسن امامی بود که از قم خبر به ایشان رسیده بود. آیت‌الله امامی در آن زمان در مدرسه ذوالفقار مجلس ختم مختصری برقرار کردند و فردای آن روز نیز جلسه مفصل‌تری در همان مدرسه ذوالفقار برگزار شد. این جلسه بیشتر در سطح حوزه علمیه بود. چند روز بعد در چهارم آبان در مدرسه صدر بازار از طرف آیت‌الله سید حسین خادمی و مدرسین حوزه علمیه اصفهان جلسه باشکوهی برگزار گردید و این آغاز اوج‌گیری اتفاقات انقلاب بود.

نیمه شعبان 1357

خانم اعظم بانکی‌پور در گفتگو با ما چنین تعریف می‌کند: مردم در نیمه شعبان 57 به فرمودۀ امام خمینی جشن نگرفتند زیرا امام خمینی گفته بود ما امسال عید نداریم. مردم اصفهان مردمی مذهبی بودند. خانۀ پدری من خیابان عبدالرزاق بود و بعد نقل مکان کردیم به خیابان بزرگمهر. ولی تمام مراسم مذهبی سطح شهر چه اعیاد و چه شهادت‌ها را به خیابان عبدالرزاق می‌رفتیم و در مراسم آنجا شرکت می‌کردیم. خانه ما نزدیک مسجد حاج محمدجعفر بود. حاج آقا احمد امامی، امام جماعت آنجا بودند و ایشان هم یک فرد آگاه و سیاسی بودند.

هر سال مسجد حاج محمدجعفر در اعیاد تولد امام حسین(ع)، تولد حضرت ابوالفضل و تولد امام زمان(عج) نماد درست می‌کنند و جشن‌های مفصلی می‌گیرند. ولی آن سال به حرمت پیام امام(ره) جشن برگزار نشد و در نتیجه در جشن شرکت نکردیم.

آن مسجد پاتوقی بود که بسیاری شرکت می‌کردند و در آنجا اطلاعات توزیع می‌شد.

حضور دسته‌های عزادازی در مسجد حاج محمدجعفر (مسجد حاج آقا عطا)

حضور دسته‌های عزادازی در مسجد حاج محمدجعفر (مسجد حاج آقا عطا)

اعظم بانکی‌پور در ادامه افزود: بعد از اینکه حاج آقا احمد امامی به رحمت ایزدی پیوستند، حوزه فعالیت برادرشان حاج آقا حسن بیشتر شد و الحمدلله روند ایشان هم در اصفهان یک روند مثبت بود. حاج آقا حسن امامی خدا رحمتشان کند، خیلی با احتیاط، در خط امام و مقام معظم رهبری بودند و خدمات ارزنده‌ای هم به جامعه اصفهان کردند.

گفتگو با خانم اعظم بانکی‌پور

گفتگو با خانم اعظم بانکی‌پور

جریان حسین‌آباد برادران امامی را منزوی کرد

رسول حامدیان (دبیر جامعه اسلامی مهندسین اصفهان) می‌گوید: از زمان دانش‌آموزی یادم است، این دو برادر (حاج آقا احمد و حاج آقا حسن امامی) در اصفهان بسیار فعال بودند. اگر شما می‌خواستید چند تا روحانی را دست بگذارید که طرفدار امام و مقلد امام بودند این‌ها بودند. البته مرحوم آیت‌الله خادمی، آیت‌الله سید محمد احمدی فروشانی و خود آیت‌الله سید جلال‌الدین طاهری هم بودند.

یادم است قبل از انقلاب اردوی دانش‌آموزی داشتیم، بعضاً این‌ها می‌آمدند در جلسات شرکت می‌کردند. منتها بعد از انقلاب عده‌ای دنبال کردند تا اینها را منزوی کنند؛ یعنی به این سمت رفت که انحصاری ایجاد شود برای رهبری انقلاب در اصفهان، این انحصار هم برمی‌گشت به دور و اطرافیان آقای طاهری و جریان حسین‌آباد. می‌خواستند کسانی که در انقلاب نقش داشتند مثل خود آیت‌الله خادمی، حاج‌آقا حسن و حاج‌آقا احمد امامی را از صحنه خارج کنند. خود این‌ها هم به نحوی تقصیر داشتند که البته من تقصیر این‌ها را واقعاً تقصیر نمی‌دانم. بیشتر گردن کسانی می‌دانم که دنبال انحصارطلبی بودند.

گفتگو با آقای رسول حامدیان

گفتگو با آقای رسول حامدیان

احمد زمانی در نقد سخن آقای حامدیان به ما می‌گوید: در سال‌های نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی (56 و 57) آقایان امامی کمتر در مراسم انقلابی حضور یافتند و مخالفت برادران امامی با دکتر علی شریعتی، جوانان انقلابی را از آنها جدا کرده بود. پس از پیروزی انقلاب نیز، به دلیل روحیات و احتیاط فوق‌العاده‌ای که داشتند، هیچ مسئولیتی را نپذیرفتند.

از انجمن حجتیه تا دعوای شریعتی

رضا طیب‌نیا از اعضای سابق انجمن حجتیه اصفهان می‌گوید: بنیانگذار انجمن حجتیه ابتدا شیخ محمود حلبی بود که در حوزه علمیه مشهد تحصیل می‌کرد. وی دست از فعالیت‌های حوزوی کشید و در تهران و مراکز استان‌ها شعبه‌هایی از این انجمن را تشکیل داد. در اصفهان شروع کار انجمن بیشتر بوسیله مرحوم حاج آقا حسن امامی بود.

بیشتر فعالیت‌های حاج آقا حسن، حوزوی بود و نظام جدید حوزوی را از نظر آموزش، کلاس‌بندی، درس و زمان‌بندی دروس برای اولین بار در اصفهان ایشان شروع کرد و مدرسة ذوالفقار مرکزی برای فعالیت شدید طلبه‌های جوان انقلابی شده بود.

اما مسائلی قبل از انقلاب یعنی اوایل دهه 50 پیش آمد که یک عده از روحانیون را از عده‌ای دیگر جدا می‌کرد. مثلاً بعضی از روحانیون با بحث‌های دکتر شریعتی مخالفت می‌کردند. حاج آقا حسن و حاج آقا احمد امامی معتقد بودند که باید کج‌فهمی‌های بعضی آثار شریعتی را برای مردم بیان کرد و عده‌ای می‌گفتند فعلاً جایگاهی ندارد.

شهدای مدرسه علمیه ذوالفقار

حاج آقا حسن امامی به همراه آیت‌الله سید حجت موحد ابطحی، مرحوم آیت‌الله حاج علی اکبر فقیه و محمدعلی ابراهیمی در تأسیس مدرسه ذوالفقار نقش داشتند و بارها به ساواک احضار و مورد اذیت قرار گرفتند. این مجموعه ناخودآگاه فضایی معنوی و انقلابی را برای طلاب فراهم کرده بود. با پیروزی انقلاب اسلامی، بلافاصله جنگ تحمیلی دشمنان علیه انقلاب اسلامی نیز شروع شد.

حجت‌الاسلام سید محمد فقیه امامی (پسر دوم حاج آقا حسن امامی) در گفتگو با ما می‌گوید: در شروع جنگ تحمیلی، با آنکه برای مرحوم پدر هیچ اولویتی بالاتر از حوزه نبود و به هیچ بهانه‌ای مدرسه خود را تعطیل نمی‌کردند، اما ناگهان مدرسه ذوالفقار را تعطیل کردند تا طلاب در سنگر جبهه‌ها حضور یابند. این درحالی بود که مدرسه صدر بازار تعطیل نشد. کتاب 2 جلدی «شهدا و مفقودالاثرهای مدرسۀ علمیه ذوالفقار» که به قلم حاج سید حجت موحد ابطحی نگارش یافته است، همه شهدایی هستند که در همان آغازین روزهای جنگ تحمیلی به جبهه رفته و شهید شده‌اند. جالب است بدانید که از وصیت‌نامه 12 صفحه‌ای مرحوم ابوی، 9 صفحۀ آن دربارۀ حوزه‌های علمیه است.

رفیق 50 ساله

آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای در پیام تسلیتی که به مناسبت فوت حاج آقا حسن امامی صادر کردند، وی را رفیق 50 سالۀ خود خطاب کردند: «…در مدت بیش از پنجاه سال دوستی و رفاقت با این عالم بزرگوار، وفاداری و صداقت و دعای دلسوزانۀ ایشان برای این‌جانب سرمایه‌ای مغتنم بود.»

مرحوم آیت‌الله امامی نیز در مصاحبه‌ای به سال 1388، مخالفت با آیت‌الله خامنه‌ای را مخالفت با نظریه امام خمینی دانستند و دربارۀ رفاقت قدیمی خود با آیت‌الله خامنه‌ای، دیدارهای خصوصی با رهبری در تهران، و همچنین احترام فراوان آیت‌الله خامنه‌ای به ایشان در سفر به اصفهان سخن می‌گویند.

خون دل‌های آیت‌الله فقیه امامی

در ویدیویی 50 دقیقه‌ای که با نام «خون دل‌های آیت‌الله فقیه امامی» در اینترنت قابل دسترسی است، ایشان ابتدا از مبارزات و شکنجه‌های خود در زمان ستم‌شاهی سخن می‌گوید. همچنین پس از پیروزی انقلاب، به دفاع و تدریس نظریه ولایت فقیه در میان اقشار مختلف و گستردۀ مردم [نظامیان (به دعوت شهید صیاد شیرازی)، معلمان، پزشکان و جوانان] اشاره می‌کنند که باموفقیت، همگی را قانع کردند.

این درحالی بود که جریان انحصارگر خط3 هر روز اَنگ تازه‌ای بر ایشان وارد می‌کردند، روزی برچسب دفاع از سرمایه‌داری، زمانی اَنگ ضد انقلاب و زمانی اَنگ ضد ولایت فقیه!

آیت‌الله سید حسن امامی در این سخنرانی که به تاریخ 22 آذر 1385 انجام شده است، می‌گوید: «ما سر هیچ پستی دعوا نداشتیم… عیب ما این بود که با ترورها و نابسامانی‌های اول انقلاب همراه نبودیم و جلوتر و زودتر از دیگران انحرافات را می‌دیدیم و مقابله کردیم و دیگران بعدها این مسأله را فهمیدند.» در اینجا به انحراف باند سید مهدی هاشمی و خط تحریف در قائم مقام رهبری آیت‌الله منتظری اشاره شده است.

وی می‌گوید: ما در خدمت امام خمینی گفتیم که «هیچ اختلاف و “کش مکشی” برای پست و مقام و دنیا نداریم». ما نمی‌خواستیم به هیچ کجا وابسته باشیم و فقط برای اینکه به فعالیت‌های طلبگی خود مشغول باشیم و مدارس ما در آرامش باشد، جاهایی در مسائل سیاسی کوتاه می‌آمدیم. نه اینکه ما از سیاست چیزی حالی‌مان نمی‌شود، بهتر از خیلی‌ها سیاست سرمان می‌شود، اما یک جایی غمض‌عین کردیم که چند هزار نیرو برای انقلاب تربیت کنیم که الآن در ارگان‌های مختلف در ایران و سایر نقاط جهان مشغول تبلیغ و فعالیت هستند.

البته در این ویدیو، بخشی از نارضایتی آیت‌الله امامی مربوط به نظام جدید آموزشی مدّ نظر حوزۀ علمیۀ قم است که ایشان خود را با سلیقه‌ای متفاوت خطاب می‌کنند. می‌توان گفت آیت‌الله امامی که خود نظم و نظام آموزشی جدیدی را در رژیم پهلوی پایه‌گذاری کرد و احیاگر حوزه‌های راکد بود، اکنون با نظام آموزشی جدیدی خود را درگیر می‌بیند.

کناره‌گیری از شبکه ماهواره‌ای سلام

شبکه ماهواره‌ای سلام، از رفاقت حجت‌الاسلام سید مهدی فقیه امامی (پسر ارشد حاج آقا حسن امامی) با حجت‌الاسلام سید مرتضی شیرازی (فرزند آیت‌الله سید محمد شیرازی) شکل گرفت. اولاً لازم است میان دو طیف از خاندان شیرازی‌ها تفاوت قائل شد چراکه طیف سید محمد شیرازی دارای مواضع سیاسی نسبتاً متعادل‌تر است و جریانات رادیکال و تندرو را بیشتر در خانوادۀ سید صادق شیرازی می‌توان مشاهده کرد.

درنهایت، شبکه سلام با نگاه جهانی به ترویج مکتب اسلام تأسیس شد اما چندی نگذشت که فرد مرموزی به نام محمد هدایتی امور تولید و استدیو شبکه را در دست گرفت و عامل فتنه شد. شبکه سلام به اقداماتی موهن علیه نظام جمهوری اسلامی، توهین، اختلاف‌افکنی مذهبی، ترویج قمه‌زنی و شبهه‌افکنی پرداخت. با آشکار شدن ارتباط محمد هدایتی با سرویس‌های اطلاعاتی و قدرت‌های غربی (خصوصاً آمریکا)، خانوادۀ امامی نیز از این مسیر کناره‌گیری و قطع ارتباط کردند.

بازدید از موزه هنرهای اسلامی واقع در کوچه مشیرالدوله- به مدیریت حجت‌الاسلام سید محمد امامی.

بازدید از موزه هنرهای اسلامی واقع در کوچه مشیرالدوله- به مدیریت حجت‌الاسلام سید محمد امامی.

حاج سید عطاءالله فقیه امامی و فرزندان

حاج سید عطاءالله فقیه امامی و فرزندان