فقیه انقلابی؛

نگاهی به خدمات دینی و مبارزات سیاسی آیت‌الله سید احمد فقیه امامی

آیت الله فقیه ایمانی فعالیت‌های سیاسی خود را در جریان نهضت امام خمینی(ره) با سخنرانی‌های پرشور آغاز کرد. این فعالیت‌ها و مخالفت با رژیم شاه باعث شد دستگیر، شکنجه و چندین ماه زندانی شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مؤید حرکت کلی انقلاب اسلامی بود و در اصفهان به تدریس و تبلیغ دین پرداخت

تاریخ انتشار: 12:48 - سه‌شنبه 9 تیر 1405
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
نگاهی به خدمات دینی و مبارزات سیاسی آیت‌الله سید احمد فقیه امامی

به گزارش اصفهان زیبا؛ آیت‌الله سید احمد فقیه امامی (معروف به امامی) فرزند سید عطاءالله، به سال 1312 شمسی در خاندانی روحانی در اصفهان متولد شد. از ۱۲ سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد و در مدرسه نیم‌آورد از محضر علمای بزرگ بهره برد. در سال ۱۳۳۲ وارد حوزه علمیه قم شد و از محضر آیات عظام: بروجردی، علامه طباطبایی و امام خمینی(ره) استفاده کرد و پس از ۱۵ سال به اصفهان بازگشت. وی فعالیت‌های سیاسی خود را در جریان نهضت امام خمینی(ره) با سخنرانی‌های پرشور آغاز کرد. این فعالیت‌ها و مخالفت با رژیم شاه باعث شد دستگیر، شکنجه و چندین ماه زندانی شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مؤید حرکت کلی انقلاب اسلامی بود و در اصفهان به تدریس و تبلیغ دین پرداخت. این عالِم عامِل، عمر پر برکت‌اش را در راه مکتب اهل بیت علیهم‌السلام، مبارزه با شبهات ضد دینی و گروه‌های التقاطی مصروف داشت.

(حاج سید احمد فقیه امامی در جوانی و میان‌سالی)

آیت‌الله فقیه امامی پس از سال‌ها فعالیت و کوشش در راه خدمت‌رسانی به مردم و هدایت جامعه، به سال 1372 شمسی (در سن 60 سالگی) در کتابخانۀ بزرگ الزهرا (که یکی از یادگارهای ارزشمند ایشان است) بدرود حیات گفت و پس از تشییع جنازه‌ای باشکوه، در جوار امامزاده ابوالعباس خوراسگان آرام گرفت.

تشییع جنازه گسترده مرحوم حاج آقا احمد امامی زیر باران شدید- عکس برگرفته از کتاب "یادواره آیت‌الله فقیه امامی" به قلم داماد ایشان آیت‌الله سید حجت موحد ابطحی.

تشییع جنازه گسترده مرحوم حاج آقا احمد امامی زیر باران شدید- عکس برگرفته از کتاب “یادواره آیت‌الله فقیه امامی” به قلم داماد ایشان آیت‌الله سید حجت موحد ابطحی.

کتاب یادواره آیت‌الله فقیه امامی

کتاب یادواره آیت‌الله فقیه امامی

کتابخانه عمومی مکتبۀ الزهراء واقع در زیرزمین مسجد بابامحمدعلی سقا (مسجد امامی)، که البته امروز رونق گذشته را ندارد.

کتابخانه عمومی مکتبۀ الزهراء واقع در زیرزمین مسجد بابامحمدعلی سقا (مسجد امامی)، که البته امروز رونق گذشته را ندارد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت‌هایی مختصر از مبارزات سیاسی و انقلابی آیت‌الله حاج آقا احمد امامی است و در شماره جداگانه‌ای به شرح خدمات و مبارزات برادر کوچک‌تر ایشان حاج آقا حسن امامی نیز خواهیم پرداخت.

روش رهبران انقلابی ما

کتاب «روش رهبران انقلابی ما» اثری فاخر و علمی به قلم آیت‌الله احمد فقیه امامی است که به سال 1358 در 236 صفحه نگارش شده و با استفاده از آیات و روایات، به مبارزات انقلابی و توحیدی پیامبران عظام و ائمه هدی(ع) در طول تاریخ با طاغوت‌های زمان و کارشکنی ضدانقلابیون و منافقین اشاره می‌کند. سپس کتاب با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نکاتی درباره تدوین قانون اساسی و مسئلۀ آزادی فلسطین به پایان می‌رسد.

«آیات معجزه‌آسای قرآن»، «بشر و رسالت او»، «چرا جمهوری اسلامی»، تقریرات متعدد دروس حوزه، تفاسیر پراکنده قرآن (چاپ نشده) و غیره از دیگر تألیفات ایشان است.

روش رهبران انقلابی ما

روش رهبران انقلابی ما

تشییع پیکر شهید آیت‌الله شمس‌آبادی

اکبر خلیلیان در خاطرات خود می‌نویسد: در مسير تشييع پیکر آیت‌الله شمس آبادی، جمعيت به شدت عصباني بودند و گريه و زاري مي‌کردند و به سر و روي خود مي‌زدند. گاهي نيز شعارهايي عليه رژيم پهلوي مي‌دادند. جمعيت جنازه را تا مسجد جعفر طيار که آيت‌الله شمس‌آبادی در آن اقامه نماز مي‌کرد، تشييع کردند و در ادامه به سمت تخت‌فولاد حرکت کردند. وقتی جمعیت تشیيع‌کننده به میدان مجسمه (میدان انقلاب کنونی) رسید، ساواکی‌ها برای اینکه جمعیت عزادار خشمگین از جلو اداره ساواک اصفهان در خیابان کمال اسماعیل عبور نکنند، جلو جمعيت را گرفتند تا از روی پل سی‌وسه پل عبور کنند. ولي با هجوم جمعیت جنازه را به طرف خیابان کمال اسماعیل حرکت دادند و مقابل درب اداره ساواک که رسیدند شعارها تندتر شد.

شعارهایی که مردم با فریاد و اعتراض می‌دادند این بود: «حسین عليه‌السلام مظهر دین است…» و با اشاره دست به جسد ادامه می‌دادند «عاقبت حق‌طلبی این است».

اگر آن روز یک نفر از جمعیت سنگی به طرف ساختمان ساواک پرتاب می‌کرد، همه‌ی مردم جسد را می‌گذاشتند روی زمین و همه ساواکی‌ها را می‌کشتند و ساختمانش را با خاک یکسان می‌کردند و قیامی بزرگ اتفاق می‌افتاد. چون جمعیت خودجوش بود و برنامه‌ریزی و مدیریتی نداشت این حادثه اتفاق نیفتاد و تشييع‌کنندگان با کندی از مقابل درب ساواک اصفهان عبور کردند. در آن روز مرحوم آیت‌الله حاج سید احمد امامی جلو جمعیت در حرکت بود.

ارسال کمک‌های مالی به مبارزین

مرحوم استاد سید علی‌اکبر پرورش در بخشی از خاطراتش می‌گوید: ما به شخصیت‌هایی که پول دستشان بود و خیرات یا صدقات جاریه می‌دادند، می‌گفتیم: آقا ما یک جایی را می‌شناسیم که بسیار جای مفیدی است، اگر پول در این راه خرج بشود خیلی کمک می‌کند. عمده‌ترین بخش پول را مرحوم حاج احمدآقا امامی تهیه می‌کرد. وقتی من می‌رفتم و به ایشان می‌گفتم برای نیروهای انقلابی است، ایشان ممانعتی نمی‌کرد چون محل رجوع مردم بود و خیرات و مبرات را در اختیار ایشان می‌گذاشتند. آن مبالغی را که ما آن موقع جمع‌آوری می‌کردیم، گاهی صد هزارتومان صدهزارتومان می‌دادیم و صد هزارتومان آن موقع رقم خیلی زیادی بود.

همین آقای سید محمد غرضی که فرار کرده و به خارج رفته بود، به من پیغام داد که ما در سختی شدیدی هستیم، هم خودش و هم محمد منتظری. ما آن سال را گفتیم می‌آییم مکه و آنها هم آمدند مکه و آن مبلغی را که جمع کرده بودیم در اختیار آنها برای فعالیت‌های خارج از کشور قرار دادیم.

نفوذ در کادر شهربانی

اکبر تگریان در گفتگو با ما می‌گوید: پدرخانم من – حاج آقا غلامرضا تشیّع- فردی بسیار مذهبی و عضو کادر شهربانی بود و حواسشان به علما بود. من برای ازدواجم از حاج آقا احمد امامی (خدا ایشان را رحمت کند) تحقیق کردم. پاسخ دادند: ایشان نیروی بسیار خوب ما در دستگاه هستند و حواس‌شان به علما و روحانیت هست.

مسجد حاج آقا عطا و توزیع اعلامیه

اکبر معتمدی از دیگر پیشگامان انقلاب می‌گوید: یکی از مراکزی که قبل از انقلاب به خصوص در ایام خاص و ماه مبارک رمضان، مراسم، نماز و سخنرانی برگزار می‌شد، در مسجد حاج آقا عطا بود، که انصافاً در آنجا مراسم‌های سنگین و شلوغی برگزار می‌شد. آنجا به خصوص مرحوم حاج احمد امامی سخنرانی می‌کردند و گاهی اوقات پای صحبت‌های ایشان می‌رفتیم.

آنجا پاتوقی بود که بسیاری شرکت می‌کردند و در آنجا اطلاعات رد و بدل می‌شد.

گفتگو با آقای اکبر معتمدی

گفتگو با آقای اکبر معتمدی

همچنین مرحوم ناصر مدیدیان (معروف به پدر) درباره توزیع اعلامیه می‌گوید: مصطفی مسجدیان (برادر سردار علی مسجدیان) آن زمان 12ساله بود. هر زمان می‌خواستیم در مسجد خیابان عبدالرزاق که حاج‌آقا ‌احمد امامی نماز می‌خواند اعلامیه پخش کنیم، اعلامیه‌ها را به ایشان می‌دادیم تا پخش کند. وقتی مردم سرشان را به سجده می‌گذاشتند اعلامیه‌ها را توزیع می‌کرد تا نبینند چه کسی اعلامیه‌ها را کنار سرشان می‌گذارد.

درب مسجد حاج محمدجعفر (مسجد حاج آقا عطا) از سمت خیابان عبدالرزاق

درب مسجد حاج محمدجعفر (مسجد حاج آقا عطا) از سمت خیابان عبدالرزاق

برادران امامی و مسأله شریعتی

رضا طیب‌نیا می‌گوید: حاج آقا حسن و حاج آقا احمد امامی معتقد بودند که باید کج‌فهمی‌های بعضی آثار دکتر شریعتی و کتاب «شهید جاوید» صالحی نجف‌آبادی را برای مردم بیان کرد و عده‌ای می‌گفتند فعلاً جایگاهی ندارد. در آخرین تظاهرات سال 57 این مسائل حاد شده بود. عده‌ای از بچه‌های تند و تیز شهر که با حسین‌آباد بیشتر ارتباط داشتند، صراحتاً اهانت می‌کردند و این خود مسئله را تشدید می‌کرد. بنده به یاد دارم که قرار بود در تظاهراتی مردم در باغ تختی (چهارباغ) جمع شوند. حاج احمد آقا که آمده بود به ایشان توهین کردند و حتی آب دهان به صورتش انداختند و این نشان‌دهندة حالت لجاجتی بین آنها بود.

اعظم بانکی‌پور در این رابطه می‌گوید: حاج آقا احمد یک نیروی انقلابی مذهبی و از شاگردان امام خمینی بود. ایشان با دکتر علی شریعتی مخالف بودند و همین باعث شد که مقداری ما از ایشان فاصله بگیریم. سال 56 و 57 کتاب‌هایی که ما بیشتر مطالعه می‌کردیم کتاب‌های دکتر شریعتی بود. شریعتی برای آگاهی نسل جوان خیلی زحمت کشید. برخی با ایشان مخالف بودند که البته دلایل آن هم منطقی بود. او جامعه‌شناس بود و خود ایشان هم قبول کرد که یک جامعه‌شناس نباید در کتاب‌هایش ادعای اسلام‌شناسی کند. بعد هم وصیت کرده بود به دوستانش [مرحوم محمدرضا حکیمی] که کتاب‌هایش را مورد بازنگری قرار دهند، التقاط‌هایش را برطرف کنند که متاسفأنه این کار را انجام ندادند.

روحانیون مبارز اصفهان

مرحوم احمد زمانی: از میان روحانیون، اگر بخواهم از قدیمی‌ترین مبارز نام ببرم که اسناد موجود ساواک آن را نشان می‌دهد و سخت هم مورد اعتماد حضرت امام بود، مرحوم آیت‌الله سید حسین خادمی است.

بعد از مرحوم آیت‌الله خادمی، حاج آقا احمد امامی قدرت بیان بیشتری داشت و منبرهای خوبی برگزار می‌کرد. من اوایل دانش‌آموزی‌ام، در ماه مبارک رمضان، ظهرها چون روزه بودم و نمی‌خواستم برای خوردن ناهار به خانه بروم، گاهی پای منبرهای ایشان می‌رفتم.

من از سال 55 به نمازجمعه آقای طاهری می‌رفتم. ایشان در مسجد اعظم حسین‌آباد منبرهای خوبی برگزار می‌کرد. باید اشاره کنم که حاج آقا احمد امامی بیشتر از آقای طاهری مورد قبول عامه مردم بود تا وقتی که ایشان را دستگیر کردند و شکنجه‌های روحی شدیدی دادند و بعد هم مادرشان از فعالیت‌های سیاسی منعشان کرده بود. به همین دلیل کمی بعد از آزادی، فعالیت‌های علنی و منبرهایشان کاهش پیدا کرد. البته همچنان مقلد حضرت امام خمینی بودند و به انقلاب علاقه داشتند؛ ولی دیگر در رده اول سخنران‌های اصفهان محسوب نمی‌شد.

[اصفهان زیبا: در گفتگوی تکمیلی با حجت‌الاسلام سید حسین فقیه امامی، فرزند حاج آقا احمد، بیان شد که «محمدحسن نادری، شکنجه‌گر معدوم ساواک، بعضی مواقع مستقیم به منزل مادربزرگ ما زنگ می‌زد و با تحت فشار قرار دادن مادر حاج آقا احمد، سعی در کنترل فعالیت‌های سیاسی او داشت. مادربزرگ ما نیز فراوان او را نفرین می‌کرد». همچنین آیت‌الله سید حجت موحد ابطحی شکنجه‌های جسمی برای حاج آقا احمد (مانند کندن ریش یا سوزاندن با سیگار) را رد کردند و تنها به شکنجه‌های روحی و اذیت اطرافیان اشاره کردند.]

اولین روحانی که مرجعیت امام خمینی را در اصفهان مطرح کرد

رضا طیب‌نیا می‌گوید: 13 ساله بودم که مرجع بزرگوار، آیت‌الله بروجردی به رحمت خدا رفتند. پس از آیت‌الله بروجردی مسائل سیاسی کم‌کم نقل مجالس مذهبی شد و روحانیون جوان، سیاسی و انقلابی در صحبت‌هایشان این مسائل را مطرح می‌کردند. اینگونه مسائل گاهی به صورت خصوصی و گاه به صورت عمومی مطرح می‌شد. من همان زمان و مخصوصاً در ارتباط با حاج آقا احمد امامی، با این مسائل آشنا شدم. ایشان اولین روحانی بود که مرجعیت امام خمینی را در اصفهان مطرح کرد.

به یاد می‌آورم نوجوان بودم و پدرم پیگیر بود که بنده مرجع اعلم را بشناسم. حاج احمد آقا گفتند: ما در جلسات امام شرکت می‌کنیم و میزان تبحر و دید و بینش نافذ ایشان را می‌بینیم و چند بار هم به قرآن تفأل زده‌ام و آیۀ روح الله آمده و من یقین دارم در آینده مرجعیت با ایشان است.

یادم می‌آید که حاج آقا امامی محرم سال ۱۳۴۱ در اصفهان منبر می‌رفتند. در فلکه چهارسوق، تیمچه‌ای به صورت گاراژ بنگاه میوه بود، شب‌ها در آنجا روضه‌خوانی می‌شد. جمعیت زیادی می‌آمد و ایشان بر روی منبر، رسماً امام(ره) را به عنوان مرجع جامع‌الشرایط مطرح کردند.

قبل از حرکت امام خمینی به سمت فرانسه، اعلامیه‌های ایشان توسط افرادی مانند آیت‌الله سید محمد صدوقی، آیت‌الله محمد یزدی، آیت‌الله سید احمد امامی، آیت‌الله سید حسین خادمی و آیت‌الله سید جلال طاهری به شیوه‌های مختلف و وسایل محدودی که داشتند بین مردم پخش می‌شد. بعضی از جاها وسیله تکثیر، استنسیل بود.

گفتگو با آقای رضا طیب‌نیا

گفتگو با آقای رضا طیب‌نیا

سینما رکس آبادان و دستگیری روحانیون

به دنبال آتش سوزی سینما رکس آبادان و سوختن 377 نفر در این حادثه، ریاست ساواک دستور داد «هرکس که تحریک می‌کند و آثار آن حوادثی مثل سینمای آبادان ممکن است به دنبال داشته باشد دستگیر شود» (کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک: استان اصفهان، جلد سوم، صفحه 383).

رضا طیب نیا در گفتگوی خود می‌گوید: واقعة آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، کاری بود که شاید در تاریخ سابقه نداشت. این حادثه شوکی بود که مردم را بسیار بسیار متأثر کرد و نمایانگر وحشیگری، بی‌رحمی و خباثت نظام بود. تا آن زمان حملاتی مانند مسجد کرمان و دیگر جاها، اینگونه و به این تعداد کشته، شهید و زخمی نداشت. بدتر از همه اینکه پوشش خبری تلویزیون، این حادثه را به انقلابیون منتسب کرد تا مردم را علیه انقلاب تحریک کنند. این موجب شد که فعالین سیاسی شهرها و استان‌ها بخواهند این مسئله را رد کنند و به خود دستگاه انتساب دهند.

بنابراین رژیم، روحانیونی را که می‌توانستند در این زمینه فعال باشند و مردم را سازماندهی کنند از جمله آقایان سید ابوتراب مرتضوی درچه، شیخ مهدی مظاهری و احمد فقیه امامی را احضار کردند. برخی از اینها به نفی ارتباط این مسئله با مردم پرداختند و بیان کردند این کار، کاری سازماندهی شده از جانب دستگاه حکومتی است؛ درب‌ها از پشت بسته شده و ترتیبی داده شده که مردم در آتش حبس شوند.

ماجرای مصادرۀ اموال توسط جریان خط3 اصفهان

اصفهان زیبا پیش از این به طور اجمال به ماجرای غم‌انگیز مصادرۀ اموال و زمین توسط جریان خط3 در اصفهان اشاره کرده است.

https://esfahanzibaonline.ir/129729

https://esfahanzibaonline.ir/86287

این جریان که با سوءاستفاده از جایگاه امام جمعه وقت، آیت‌الله سید جلال‌الدین طاهری، توانسته بود بر ارگان‌های حساس شهر اصفهان دسترسی پیدا کنند، به تندروی، سوءاستفاده و مصادره بدون حساب اموال اقدام می‌کرد. این مسئله از دید رئیس حوزه علمیه وقت اصفهان، آیت‌الله خادمی نیز پنهان نبود؛ ایشان به عنوان مقابله با این اقدامات، 45 روز به نشانه اعتراض اصفهان را ترک کرده و به قم و به دیدار امام خمینی(ره) رفتند. امام خمینی نیز کمیته ویژه‌ای را برای بازرسی و توقف به اصفهان فرستاد.

برادران امامی نیز که همسو با آیت‌الله خادمی بودند، از گزند این جریان خطرناک مصون نماندند و هر روز با آزار و اذیت جدید و تحریک دیگران مواجه بودند به طوری که روزی انگ حمایت از سرمایه‌داری و روز دیگر برچسب ضدانقلابی می‌زدند!