میزها؛ نگاره‌هایی از تنهایی دانش‌آموزان

تنهایی یکی از دردناک‌ترین احساسات این دنیاست که یقه آدم را بیش از هر زمانی در سال‌های نوجوانی می‌چسبد. دلیلش هم معلوم است؛ در این سن، نوجوانان در جست‌وجوی خودی فراتر از خانواده هستند.

میزها؛ نگاره‌هایی از تنهایی دانش‌آموزان - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ تنهایی یکی از دردناک‌ترین احساسات این دنیاست که یقه آدم را بیش از هر زمانی در سال‌های نوجوانی می‌چسبد. دلیلش هم معلوم است؛ در این سن، نوجوانان در جست‌وجوی خودی فراتر از خانواده هستند.

بر این اساس، شناخت تنهایی و ارائه راهکار برای جلوگیری از پیامدهایش همچون اضطراب، افسردگی و حتی مرگ خودخواسته، اهمیت بسیاری دارد.
در ایران و جوامع مشابه، تحلیل تنهایی در بین دانش‌آموزان نوجوان نیازمند توجه بیشتری است؛ زیرا در کشورهای غربی که فردگرایی غالب است، افراد برای شروع روابط جمعی مهارت بیشتری دارند که دانش‌آموزان نوجوان را هم در بر می‌گیرد.

اما در جایی مانند ایران خانواده در روابط فرد نقش اساسی دارد؛ بنابراین دانش‌آموز نوجوان در پی استقلال از خانواده ممکن است نتواند روابطش را گسترش دهد و در سوی دیگر هم تنها بماند.

این قصه تنهایی در بین دانش‌آموزان نوجوان به شکل‌های گوناگونی حتی در یک میزنگاری هم بازتاب پیدا می‌کند.

میزنگاره‌ها که کمتر دیده می‌شوند، اشکال یا نوشته‌های باتاریخ و بی‌تاریخ بچه‌ها روی میز مدرسه هستند.

مستند «میزنگاره‌ها» (۱۳۹۹) به کارگردانی سیدوحید طباطباییان از پژوهش‌هایی است که به این موضوع از زبان خود بچه‌ها نظر دارد.
دانش‌آموزان نوجوان وقتی جلوی دوربین می‌نشینند بی‌تعارف از تنهایی‌شان می‌گویند؛ تنهایی محزونی که با میزهای مدرسه تقسیم می‌کنند.

در اینجا آشکار می‌شود که تنهایی لزوما به‌معنای نداشتن دوست و خانواده نیست. بچه‌ها خیلی وقت‌ها درددل خود را با میزها در میان می‌گذارند؛ چون اگر جلوی آدم‌های زندگی‌شان به زبان آورند سرزنش می‌شوند یا ریشخند تحویل می‌گیرند.

یکی از دانش‌آموزان نوجوان که مثل همه آن‌ها زبان ساده و مبرایی دارد، جلوی دوربین از حرف‌های مگو می‌گوید! دانش‌آموز از دلهره و واهمه‌هایش در حرف‌زدن با نزدیکان و حتی یک معلم دل‌سوز تعریف می‌کند و نگران است اگر به زبان آورد، تنبیه شود؛ در حالی که از صحبت با میز ساکت و صبور باکی ندارد!

دانش‌آموز دیگری توضیح می‌دهد که خشم‌های فروخورده و حرف‌های بدوبیراهش را روی میز می‌نویسد؛ چون هیچ گوش شنوایی در اطرافش نیست؛ چون اصلا نمی‌داند با یک خشم چه باید کرد.

میزنگاره‌ها با وجود اینکه برآمده از موقعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و وضعیت روان‌شناختی دانش‌آموزان نوجوان است؛ اما برخی موضوعات در بینشان تکرار می‌شود.
یکی از آن مضامینی که روی همه میزها نوشته می‌شود، مفهوم دوست‌داشتن است تا عیان ‌کند که چقدر دانش‌آموز نوجوان به دیده‌شدن، دوستی ناب و دریافت محبت واقعی از اطرافیانش نیازمند است.

دوستت‌دارم‌های میزنگاره‌ها گاهی برای «مادر» نوشته می‌شود؛ مادری که شاید روردروی خودش نتوان این جمله را به زبان آورد! میزنگاره‌ها گاهی بازتابنده دوستی و علاقه به هم‌صحبتی با شخصیت‌های دینی است که با عباراتی چون «یاحسین» دیده می‌شوند.

گاهی نیز برای یک خواننده، فوتبالیست، بازیگر یا هرکسی که دانش‌آموز نوجوان او را عشق و اسطوره خود بداند، به‌طریقی ابراز می‌شود. دوستت دارم گاهی حکایت ناکامی است و با یک قلبِ تیرخورده به نمایش درمی‌آید!

آنچه مسلم است، امکان بروز تنهایی در بین دانش‌آموز نوجوان وجود دارد و او برای پرکردنش به آدم‌های اطراف یا شخصیت‌های دست‌نیافتنی و دنیاهای خیالی رو می‌کند؛ مسئله‌ای که حتی در یک میزنگاره ساده بازتاب می‌یابد؛ اما شاید به‌اندازه کلاس‌های کنکور و تقویتی و کتاب‌های کمک‌آموزشی برای خانواده‌ها و اهالی آموزش‌وپرورش مهم نباشد.