به گزارش اصفهان زیبا؛ هوش مصنوعی در حال تسخیرکردن دنیاست؛ بهگونهای که حالا بسیاری از شهروندان امور روزانه خود را با این تکنولوژی انجام میدهند.
گفته میشود در آیندهای نهچندان دور هوش مصنوعی میتواند جای برخی از مشاغل را بگیرد!
در این میان، اما در ماههای گذشته برخی از اینفلوئنسرها با گذاشتن پست و استوری به مخاطبان خودالقا میکنند که برای حل مشکلاتشان دیگر نیاز نیست به مشاور یا تراپیست مراجعه کنند؛ چرا که از نظر آنها هوش مصنوعی میتواند فرآیند رواندرمانی را بهخوبی انجام دهد؛ بدون اینکه نیازی به پرداخت هزینه یا مراجعه حضوری وجود داشته باشد.
گوش شنوای هوش مصنوعی؟!
شاید برای خیلیها پیشآمده باشد که در زمانهای مختلف و وقتی که احساس تنهایی میکنند به سراغ هوش مصنوعی رفته و با آن گفتوگو و مشکلات خود را بیان کرده و از آن راهحل خواسته باشند. اتفاقا هوش مصنوعی نیز حرفهای آنها را بهخوبی شنیده و راهحلهایی نیز به آنها داده است. اما آیا هوش مصنوعی میتواند بهطورکلی جایگزین تراپیست و رواندرمانگر باشد؟ این سوالی است که این روزها برای خیلیها پیشآمده است!
محسن لعلی، روانشناس و هیئتعلمی دانشگاه و عضو سازمان روانشناسی در این باره به «اصفهان زیبا» میگوید هیچ موقع این اتفاق نخواهد افتاد و تحقق این موضوع اصلا امکانپذیر نیست:
«در برخی از موارد، هوش مصنوعی میتواند مکمل یا تسهیلگر باشد؛ ولی نه همیشه و نه همه جا. برای مثال، هوش مصنوعی شاید بتواند در ریاضی و فیزیک اطلاعاتی را به مخاطبان ارائه دهد، اما در زمینه روانشناسی و رواندرمانی قادر به انجام فرآیند رواندرمانی نخواهد بود و نمیتواند جایگزین مناسبی برای رواندرمانگران باشد.
بی درک و احساسات!
یکی از اصول رواندرمانی گفتوگوی رودررو با مشاور و بیمار است؛ درحالیکه هوش مصنوعی درکی از هیجانات و احساسات انسانی ندارد و نمیتواند همدلی واقعی از خود نشان دهد و با بیمار همراه شود:
«این تکنولوژی پاسخهای از پیش آموخته شدهای به بیماران ارائه میدهد که براساس الگوریتمهای خاص است. بسیاری از مشکلات انسانها حاصل تجربههای منحصر به فردی هستند که آنها پشت سر گذاشتهاند.»
به گفته او، در علم روانشناسی شیوهای به نام «تشخیصهای افتراقی» وجود دارد. این اصطلاح یک متد تشخیص سیستماتیک در علم پزشکی است که برای یافتن یک مورد خاص (تشخیص بیماری) وقتی چندین گزینه جایگزین محتمل دیگر وجود دارند به کار میرود.
این واژه ممکن است در مورد هر یک از این تشخیصهای احتمالی به کار رود. در معنی دیگر تمایز یک بیماری یا شرایط خاص از سایر بیماریهایی است که با ویژگیهای بالینی مشابه ظاهر میشوند.
روشهای تشخیصی افتراقی توسط پزشکان برای تشخیص بیماری خاص در یک بیمار، یا حداقل برای در نظر گرفتن هر شرایطی که بهطور قریبالوقوع تهدید کننده زندگی بیمار باشد، استفاده میشود.
ممکن است فردی که دچار اختلالات است باهوش مصنوعی صحبت کند و علائم خود را به آن بدهد و این فناوری بر اساس آن علائم، اختلالاتی را تشخیص و بنا به آن به بیمار راهکار ارائه دهد.
این در حالی است که تشخیص برخی از بیماریها و اختلالات شخصیتی و روانپریشی و سایکوز بسیار پیچیده است و نیاز بهدقت لازم دارد؛ اما هوش مصنوعی در تشخیص این اختلالات محدود است.
هوش مصنوعی نمیتواند پیوند عاطفی برقرار کند
لعلی میگوید یکی از اصول مهم رواندرمانی رازداری حرفهای است: درحالیکه « گفتوگوی فرد بیمار یا دارای اختلال روانی باهوش مصنوعی گفتوگویی امن نیست و تضمینی وجود ندارد اطلاعاتی که در اختیار آن قرار میگیرد، به جایی درز نکند.
از سوی دیگر موضوع بسیار مهم اتحاد درمانی است؛ یعنی پیوند عاطفی بین درمانگر و مراجعهکننده. مطالعات نشان میدهد 20 درصد از فرآیند درمان به این رابطه برمی گردد. هوش مصنوعی، اما نمیتواند از عهده این مسئله برآید و از خود واکنشهای انسانی نشان دهد و پس صرفا به ارائه راهکارهایی جزئی بسنده میکند.
به گفته عضو سازمان روانشناسی، میتوان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی در روانشناسی و رواندرمانی نقش مکمل دارد و بههیچعنوان نمیتواند جایگزین آن باشد.
حتی تشخیص نادرست از سوی هوش مصنوعی و توصیههای غیراصولی آن به بیماران یا افراد دارای اختلالات روانی میتواند خطرناک باشد و پیامدهای زیادی را به همراه آورد؛ برای مثال، در سال 2022 کاربری چینی باهوش مصنوعی گفتوگو کرده و به او گفته بود که تصمیم به خودکشی دارد.
هوش مصنوعی اما نهتنها او را از این کار منصرف نکرد که باعث ترغیب بیشتر این نوجوان و خودکشی او شد! شاید استفاده از هوش مصنوعی در مباحث دیگر آسیبزا نباشد؛ اما بهرهبردن از این تکنولوژی در روانشناسی میتواند تبعات زیادی به همراه داشته باشد.
معمولا هوش مصنوعی تنها به گفتن جملات کلیشهای و مثبت به افراد بسنده میکند و مدام به بیمار تایید میدهد.
این روانشناس میگوید: «استفاده مستمر و دائمی از هوش مصنوعی بهعنوان رواندرمانگر میتواند به کاهش نیاز به انجام مشاوره و همچنین مهارتهای اجتماعی و تشدید انزوا منجر شود؛ درواقع این اتفاق ارتباط رودررو را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، روانشناس و رواندرمانگر مسئولیت حقوقی در قبال بیمار دارند؛ برای مثال، اگر تشخیص و درمان اشتباهی به او ارائه دهند و آسیب بزنند، مراجعهکننده حق شکایت به سازمان روانشناس یا مراجع قضایی را دارد؛ درحالیکه هوش مصنوعی بههیچعنوان نمیتواند پاسخگو باشد. هوش مصنوعی صرفا میتواند راهکارهای سطحی به بیماران یا افراد دارای اختلالات روانی ارائه دهد.»