گفت‌وگو با کارگردان نمایش «اسکارلت و آن شب بارانی»

نمایش «اسکارلت و آن شب بارانی» به کارگردانی امید نیاز و تهیه‌کنندگی پرویز پرستویی، از ۱۷ تا ۲۷ خرداد در اصفهان روی صحنه می‌رود.

گفت‌وگو با امید نیاز، کارگردان نمایش «اسکارلت و آن شب بارانی» - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایش «اسکارلت و آن شب بارانی» به کارگردانی امید نیاز و تهیه‌کنندگی پرویز پرستویی، از ۱۷ تا ۲۷ خرداد در اصفهان روی صحنه می‌رود.

این اثر اقتباسی است از کتاب پرفروش «اسکار و خانم صورتی» اثر اریک امانوئل اشمیت که با نگاهی عمیق، به پرسش‌های وجودی انسان می‌پردازد: زندگی چه معنایی دارد؟ آیا عشق، رنج و امید می‌توانند پاسخی به این پرسش باشند؟

رمان «اسکارلت و مامان صورتی»، چه می‌گوید؟

کتاب «اسکار و خانم صورتی» به نویسندگی اریک امانوئل اشمیت نویسنده فرانسوی-بلژیکی داستانی فلسفی است که به دنبال بزرگ‌ترین سؤال بشر است: «معنای زندگی چیست؟»

شخصیت اصلی کتاب پسربچه‌ای به نام اسکار است که در نمایشنامه اسکارلت دختربچه‌ای ۱۵ ساله جای اسکار را می‌گیرد.

سرطان و خانم صورتی به‌روزهای آخر زندگی او رنگ دیگری می‌دهند. مامان صورتی پرستار کهنه‌کار بیمارستان مادر اسکارلت می‌شود تا در یافتن معنای زندگی به او کمک کند و خود نیز از او کمک بجوید.

آن‌ها بازی‌ای را شروع می‌کنند که در آن قرار است اسکارلت در ازای هرروز زندگی‌اش، ده سال زندگی کند.

در ابتدا همه‌چیز برای اسکارلت بی‌معناست و بازی مسخره‌ای بیش نیست، اما بعد از ۲۵ سالگی همه‌چیز واقعی می‌شود و او از مامان صورتی هم بزرگ‌تر می‌شود؛ تا جایی که در بخشی از داستان، مامان صورتی به او یادآوری می‌کند که این فقط یک بازی است، اما اسکارلت واقعاً متفاوت می‌شود.

او عاشق می‌شود. دعوا می‌کند و طعم فراق را می‌چشد تا معنای عشق واقعی را درک کند و به بلندترین مرتبه عشق که فداکاری است برسد، اما در جای‌جای زندگی آن‌ها مرگ حضور دارد و سایه سیاه خود را بر بام زندگی آن‌ها می‌کشد.

مسئله این است که ما به سراغ مرگ برویم یا آن به دنبال ما بیاید؟ آیا زود بزرگ شدن بی‌رحمانه است؟ آیا ما در پایان می‌فهمیم معنای زندگی چیست؟ پاپ‌کورن خوردن یا رکاب زدن؟ رنج یا امید؟

 نمایش چه می‌گوید؟

نمایش اسکارلت و آن شب بارانی نام افراد بزرگی را به دوش می‌کشد. گلاب آدینه گوینده و پرویز پرستویی تهیه‌کننده اسکارلت هستند که فقط نامشان را می‌شنویم و حضورشان را در سالن نمایش نمی‌بینیم.

ما با شنیدن نام پرویز پرستویی که به‌عنوان سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده این پروژه است گویی بیشتر ترغیب می‌شویم که نمایش را تماشا کنیم. البته نیاز و پرستویی قبل‌تر هم کار مشترک داشته‌اند و از آن دست همکاری‌هایی نیست که تنها به اسم‌ باشد.

امید نیاز هنرمند اهل اصفهان است که کارنامه هنری درخشانی دارد. او لیسانس ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران و‌ فوق‌لیسانس فلسفه هنر دارد. و در حال حاضر نیز کارگردان نمایش «اسکارلت و آن شب بارانی» است.

نیاز درباره این نمایش به اصفهان‌زیبا می‌گوید:

«داستان در رابطه‌ با یک نوجوان است، اما الزاماً برای نوجوان نیست. سعی کرده‌ام سراغ مسائلی بروم که دلیل اضطراب انسان عصر حاضر است، یعنی کمبود وقت یا ناامیدی.

از فلسفه اگزیستانسیالیسم تا مسائل روانشناسی را می‌توان در این نمایش پیدا کرد. دغدغه‌ام این بود در لحظه زندگی کردن را به تصویر بکشم؛ اینکه عاشقی کنیم و در زندگی‌مان لحظه‌های این‌چنینی خلق کنیم؛ وگرنه باقی زندگی وقت تلف کردن است.»

او ادامه می‌دهد: «هر کاری را که می‌خواهم تولید کنم اول به‌ضرورت آن فکر می‌کنم. آیا ارزش دارد مخاطب برای آن وقت بگذارد؟ از لحاظ محتوا هم طوری کار می‌کنم که یک نانوا، بقال، معلم یا یک روانشناس به ‌اندازه خود از آن برداشت کند.»

کارگردان این نمایش در ارتباط با خود قصه نیز می‌گوید: «قصه آقای اشمیت را از قبل می‌شناختم و دغدغه ساخته آن را داشتم؛ اما تبدیل یک قصه به یک نمایش کار سختی بود. خود آقای اشمیت بااینکه نمایشنامه‌نویس است، اما این کار را به‌صورت داستان کوتاه نوشته است.»

وضعیت تئاتر و نمایش در اصفهان چگونه است؟

وقتی با کارگردانان تئاتر صحبت می‌کنید، آن‌ها به چالش‌های مختلفی در تئاتر اصفهان اشاره می‌کنند. یکی از مواردی که برخی از کارگردان‌ها ازجمله امید نیاز به آن اشاره می‌کنند، نبود سالن‌های مناسب و استاندارد است.

نیاز یکی از موانع مهم بر سر اجرای این نمایش را نبود سالن مناسب اعلام و بیان می‌کند: «اسکارلت و آن شب بارانی،‌ کاری از تولیدات مرکز فرهنگ و هنر امید است که وابسته به حوزه هنری تهران می‎باشد و در اصل برای اصفهان تولید نشده است. از لحاظ مجوز هم در اصفهان مشکلی نداشتیم؛ اما اجاره سالن‌های خصوصی سرسام‌آور است. ما برای هر شب اجرا بیش از ده میلیون اجاره می‌دهیم. تنها مشکل ما اجاره سالن بود.»

نهادهای فرهنگی در اصفهان بیمار هستند

او به وضعیت ارگان‌ها و نهادهای فرهنگی در زمینه امکانات زیرساختی و حمایت از تئاتر هم اشاره و تشریح می‌کند: «ارگان‌های مربوطه که امکانات داشتند، ندادند. آن‌ها هم که نداشتند هیچ! مثلاً حوزه هنری اصفهان سالن تئاتر مناسب ندارد. سازمان‌های دیگر هم دچار بیماری شده‌اند و روند مونوپولی یا خانوادگی پیدا کردند و به برخی افراد باسیاست‌های خاص امکان فعالیت می‌دهند. این سازمان‌ها فقط اسم‌های بزرگی دارند که حمل کردنشان مشکل است.»

نیاز خاطرنشان می‌کند: «ما هم برای زیست در این شهر هزینه‌هایی پرداخت می‌کنیم و نیاز به خدمات متقابل داریم. از لحاظ وجود منابع هم اصفهان شهر برخورداری است. ما صنایع بزرگی مانند فولاد مبارکه و ذوب‌آهن داریم که می‌توانند منابع را هماهنگ کنند.»

آینده تئاتر ( نمایش ) اصفهان قابل‌پیش‌بینی نیست

این کارگردان اصفهانی در مورد وضعیت تئاتر اصفهان در آینده هم بیان می‌کند: «پاسخ به این سؤال قابل پیش‌بینی نیست. تئاتر اصفهان دچار یک بیماری لاعلاج شده است که انگار با من یا افراد بزرگ‌تر از من هم قابل‌درمان نیست. یک هماهنگی کلی بین سازمان‌های ذی‌ربط یعنی شهرداری، حوزه هنری و ارشاد وجود ندارد. سیاست‌گذاری‌های کلان و تدوین اسناد برای تئاتر این شهر وجود ندارد. بودجه‌ها مشخص نیست و شفاف‌سازی نشده است. برای بعضی از پروژه‌ها تا بیش از ۳۰ میلیارد هزینه شده که با این هزینه‌های زیاد چندین تئاتر مثل اسکارت امکان اجرا داشت و با بودجه‌هایشان می‌شد اشتغال‌زایی کرد تا در بلندمدت برای تئاتر اصفهان وضعیت مناسبی ایجاد شود.»

از موانع خسته شده‌ام

بسیاری از هنرمندان و فعالان تئاتر در اصفهان با توجه به مشکلات به وجود آمده از فضای هنری این شهر فاصله می‌گیرند و صحنه هنری اصفهان را بیش‌ازپیش خالی می‌کنند که نمی‌توان آن‌ها را مقصر داست. امید نیاز درباره این معضل نیز می‌گوید: «برای ماندن و درست کردن تئاتر اصفهان بیش از این توانایی ندارم. من ارزش‌افزوده زیادی به تئاتر این شهر اضافه کردم. چه از لحاظ کیفی، چه کمی و چه از نظر جشنواره‌ای و تبلیغات و تماشاگرها یا فرهنگ بلیت‌فروشی اینترنتی.»

این کارگردان اصفهانی در ادامه ابراز می‌کند: «از موانع خسته‌ام و نمی‌توانم به‌تنهایی به بعضی آدم‌ها یادآوری کنم یا یاد بدهم که تئاتر اصفهان را دریابند. نه اینکه بگویم کاملاً نمی‌خواهند به تئاتر کمک کنند؛ اما ظاهراً بلد نیستند. نمایش‌هایم را هم در اصفهان به اجرا درمی‌آورم، اما به‌صورت اختصاصی در این فضا فعالیت نمی‌کنم. به نظرم علاوه بر پایتخت، شهرهای دیگر مثل شیراز، مشهد و یزد هم که تجربه کار در آن‌ها داشتم، هارمونی بهتری در تئاتر نسبت به اصفهان دارند.»

مخاطب اصفهانی تاوان دهنده وضعیت بغرنج تئاتر این شهر

نیاز تنها دلیل ناراحتی خود از فعالیت نکردن خود در اصفهان را مخاطبان می‌داند و بیان می‌کند: «مردم و مخاطبان اصفهانی انسان‌های بسیار شریف و فهمیده‌ای هستند.

آن‌ها نشان دادند اگر تئاتر باکیفیت باشد به‌خوبی استقبال می‌کنند. ما در همان دو شب اول اجرا جزو بهترین تئاترهای دور از پایتخت شدیم و در سایت تیوال یازدهمین اجرای برتر کشوری را از لحاظ فروش به دست آوردیم.

با تئاترهایی رقابت می‌کنیم که چهره‌های سرشناس سینما در آن‌ها فعالیت می‌کنند و تبلیغات گسترده‌ای در تهران دارند. در این سال‌ها دل‌خوشی من فقط مردم بوده‌اند.

خیلی‌ها برای دیدن تئاتر خوب مجبورند هرچند گاهی به تهران بروند و با صرف هزینه‌های زیاد رفت‌وآمد و هزینه‌های دیگر تئاتر تماشا بکنند و این تأسف‌بار است.»

سخن آخر

تئاتر «اسکارلت و آن شب بارانی» از آن دست آثاری است که حضور و ضرورتشان در اصفهان حس می‌شود.

اصفهان شهر فرهنگی و هنری در کشور به‌حساب می‌آید و بسیاری از اصفهانی‌ها دغدغه این مسائل را دارند. مخاطبان و هنرمندان اصفهانی نشان داده‌اند در زمینه هنر تئاتر سلایق گوناگونی دارند و فقط نمایش‌های کمدی ضعیف و سطح پایین، نمی‌تواند ذائقه آن‌ها را تأمین کند.

از طرف دیگر تعداد زیاد هنرمندان باتجربه در کنار تازه‌واردان جوان، اما حرفه‌ای، حاکی از این است که ظرفیت تئاتر اصفهان بسیار بیش از چیزی است که هم‌اکنون شاهد آن هستیم.

بنابراین نیاز است تا نهادهای متولی مشکل تشتت آرا و ناهماهنگی در امور مشترک را برطرف کنند تا نه‌تنها تئاتر بلکه سایر هنرها نیز بتوانند جلوه خوبی در اصفهان و بعد از آن در کشور داشته باشند.