هوش مصنوعی دانشگاه را می‌بلعد؟!

چند سالی است که پایین‌بودن سهم مطالعه در جامعه ایرانی و به خصوص نسل جوان به چالشی جدی تبدیل و با ورود نسل زد به دانشگاه و نسل آلفا به مدارس بسیار جدی‌تر از گذشته شده است.

هوش مصنوعی دانشگاه را می‌بلعد؟! - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ چند سالی است که پایین‌بودن سهم مطالعه در جامعه ایرانی و به خصوص نسل جوان به چالشی جدی تبدیل و با ورود نسل زد به دانشگاه و نسل آلفا به مدارس بسیار جدی‌تر از گذشته شده است. از سوی دیگر، روز‌به‌روز دستیاران جدیدی از هوش مصنوعی متولد می‌شوند که ورود هر کدام از این دستیارها به خانه‌ها و استفاده دانشجویان از آن‌ها، به خودی خود باعث رفتن کتاب به روی طاقچه شده و در بهترین حالت به‌عنوان یک وسیله زینتی در خانه در جای مناسبی قرار می‌گیرد.

این گزاره‌ها در نفی استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ بلکه در راستای تأملی متفاوت درباره حضور هوش مصنوعی در زندگی تک‌تک ماست؛ چراکه نمی‌شود کتمان کرد که امروزه دستیار هوش مصنوعی برای نسل جدید به مثابه گوگل برای نسل دهه 60 و 70 است؛ اما آنچه مهم و تأثیرگذار است، نحوه برخورد ما با هوش مصنوعی است.

این موضوع و این نحوه تعامل شاید برای دانشجویان علوم انسانی مهم‌تر باشد. به نظر می‌رسد آینده علوم انسانی در عصر هوش مصنوعی ذهن بسیاری از متفکران این حوزه را درگیر خود کرده است؛ چرا که در عصر پیش از هوش مصنوعی «کتاب» عنصری بود که حیات یک متفکر حوزه علوم انسانی به آن وابسته بود؛ اما حالا چه؟

هوش مصنوعی قرار است در نسبت با علوم انسانی چه نقشی را ایفا کند؟ این قبیل پرسش‌ها ما را بر آن داشت که با دو نفر از متخصصان حوزه علوم اجتماعی و ارتباطات «پیرامون آینده علوم انسانی در عصر هوش مصنوعی» به گفت‌وگو بنشینیم.

دانشجوی علوم انسانی بی‌مسئله است

محسن گودرزی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان، در خصوص اینکه چرا امروزه، نسل جدید دانشجوی علوم انسانی اقبال چندانی به کتاب خواندن و مطالعه ندارد، به «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «این موضوع را قبل از اینکه از منظر فرهنگی و کتاب‌خوانی بررسی کنیم، باید آن را در یک ساحت هستی‌شناختی بررسی کنیم؛ در این خصوص که چرا دانشجوی علوم انسانی “مسئله” ندارد.

اصلی‌ترین عاملی که باعث می‌شود فردی به سراغ کتاب برود، پاسخ‌گویی به مسائل و دغدغه‌های ذهنی خود است. دانشجوی علوم انسانی به دلایل گوناگونی مسئله ندارد. یکی از اصلی‌ترین دلایلش می‌تواند این باشد که نظام آموزشی ما به‌گونه‌ای نیست که افراد براساس استعدادهایشان به سمت انتخاب رشته در مقاطع دبیرستان و تحصیلات تکمیلی سوق پیدا کنند؛ چرا که براساس برخی ضوابط غلط آموزشی مسیر انتخاب‌رشته برای افراد پیش می‌رود.

مثلا فردی دوست دارد به دلایل گوناگون رشته‌ای غیر از رشته‌های مرتبط با علوم انسانی برود؛ اما همین سازوکارهای اشتباه باعث هدایت او به علوم انسانی می‌شود. حضور چنین فردی در رشته‌های علوم انسانی نه براساس دغدغه و مسئله که برای گرفتن مدرک است؛ پس لازم است برای دانشجوی علوم انسانی پیش از حضور در دانشگاه دغدغه‌مندی و مسئله‌مندی ایجاد شده باشد.»

نابلدی دانشگاه‌ها در طرح مسئله

گودرزی در بخش دیگر صحبت‌هایش با اشاره به نقش دانشگاه در ایجاد مسئله برای دانشجویان خاطرنشان می‌کند: «از سوی دیگر، بخش دیگری از مشکلات به نظام دانشگاهی برمی‌گردد که این نظام بلد نیست مسئله ایجاد کند. متأسفانه علوم انسانی ما تا حد فراوانی از ایران و جامعه معاصر فاصله دارد؛ چون نظام آموزش عالی ما براساس مسائل حفظی پیش می‌رود که بسیاری از آن‌ها بومی و متناسب با بافت جامعه ایران مفصل‌بندی نشده و درنتیجه دانشجو هم مسئله، دغدغه و ذهن پرسشگر ندارد. چنین دانشجویی طبیعتا نمی‌تواند به سمت کتاب‌خواندن برود؛ چراکه کتاب‌خواندن به ذهن پرسشگر نیاز دارد. در چنین نظامی، دانشجوی علوم انسانی تفکر انتقادی را یاد نمی‌گیرد. این موضوع عامل بسیار مهمی است که باعث می‌شود دانشجویان نتوانند ذهن پرسشگری داشته باشند. ریشه داشتن ذهن پرسشگر به نظام تربیتی، از خانواده گرفته تا محیط آموزشی بستگی دارد. شخص از کودکی باید یاد بگیرد که تفکر انتقادی و ذهن پرسشگر داشته باشد. این عامل بسیار بستگی به این دارد که کودک بتواند کودکی کند.»

مخدوش‌کردن عامل انسانی هدف اصلی هوش مصنوعی

او درباره آینده علوم انسانی در عصر هوش مصنوعی نیز بیان می‌کند: «ما چاره‌ای جز پذیرش هوش مصنوعی نداریم؛ دقیقا مثل وضعیتی که در زمان خلق اینترنت مطرح شد. در حال حاضر اصلی‌ترین مسئله هوش مصنوعی، عامل انسانی است؛ یعنی هوش مصنوعی آمده است که عاملیت انسانی را بیش از پیش مخدوش کند. ما در مقام دانشجوی علوم انسانی باید سعی کنیم که این عاملیت انسانی را حفظ کنیم. طریقه حفظ کردن آن هم این‌گونه است که ما نباید هوش مصنوعی را در عاملیت چیزی یا کسی که کار ما را انجام می‌د‌هد، ببینیم. متأسفانه دانشجویان کار خود را به هوش مصنوعی واگذار می‌کنند؛ درحالی‌که نباید کار را به هوش مصنوعی سپرد؛ بلکه باید خرده فعالیت‌های علمی را از آن درخواست کرد. تأمل اصلی باید توسط خود دانشجو صورت بگیرد. راهکار من به صورت عملیاتی این است که کارهای اصلی خود را به هوش مصنوعی نسپاریم؛ بلکه خرده‌کارها را از هوش مصنوعی کمک بگیریم؛ هرچند باید در استفاده از هوش مصنوعی سازوکارهای صحت‌سنجی را رعایت کرد. همین سازوکارها باعث خلق مسیر جدید می‌شود.»

لباس تأخر فرهنگی این‌بار بر بدن هوش مصنوعی

احمد مهرشاد، دیگر عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان، در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» در خصوص رابطه هوش مصنوعی و علوم انسانی این‌گونه می‌گوید: «به نظرم نسبت بین هوش مصنوعی و علوم انسانی دارای دو جهت است: جهت اول، جهت مبنایی است که خود هوش مصنوعی چیست؟ فرایندها و زیرساخت‌های آن چگونه است؟ آیا در هوش مصنوعی فقط زیرساخت‌های فنی مدنظر بوده یا زیرساخت علوم انسانی نیز مطرح بوده است یا اینکه هوش مصنوعی چه پیامدهایی برای فرهنگ دارد و متقابلا نحوه تعامل فرهنگ با هوش مصنوعی چگونه است؟ این پرسش‌ها در سطح مبنایی قرار می‌گیرند که سطح جدی‌تر و مهم‌تری است. اتفاق‌هایی را که در دنیا در این سطح افتاده، کمتر بررسی کرده‌ایم و کمتر ترجمه‌ای پیرامون این مباحث وجود دارد که این موضوع خود جای بحث دارد؛ زیرا دوباره با واژه ساده و معروف «تأخر فرهنگی» مواجه می‌شویم؛ یعنی اینکه افراد به ابزار اشتیاق دارند؛ ولی در برابر فرهنگ آن پدیده، یک احساس بی‌اعتنایی وجود دارد. این موضوع همیشه در کشور ما وجود داشته است؛ برای مثال، در رسانه، امروزه شاهد این تأخر فرهنگی، چه در عامه مردم و چه در سیاست‌گذاران و چه در مجریان و چه در جامعه دانشگاهی هستیم.»

هوش مصنوعی در قامت نظریه‌پرداز

مهرشاد درباره سطح دوم مواجهه هوش مصنوعی با علوم انسانی اضافه می‌کند: «سطح دیگر، سطح خرد ماجرا و سطح پیامدشناسی این موضوع است؛ موضوع‌هایی از قبیل اینکه بر سر آموزش و دانشگاه چه می‌آید یا به صورت خاص چه بر سر علوم انسانی می‌آید؟ ما حتی امروزه با مفهومی به نام علوم اجتماعی محاسباتی طرف هستیم که معتقدند ما اصلا نیازی به علوم انسانی و علوم اجتماعی با توجه به وضعیت فعلی هوش مصنوعی نداریم. مثالش می‌شود نوشتن مقاله‌ای که صفر تا صدش را هوش مصنوعی انجام می‌دهد؛ حتی آهسته‌آهسته به جایی می‌رسیم که هوش مصنوعی می‌شود نظریه‌پرداز ما. دیگر نیازی به مارکس، دورکیم، فوکو و… نداریم. شما دیگر یک هوش مصنوعی دارید که چون براساس یادگیری عمیق پیش می‌رود و دستش در دست داده انبوه است، اصلا خودش توان نظریه‌پردازی خواهد داشت. این‌گونه دیگر به علوم انسانی بی‌نیازیم. آنچه در حال حاضر مسئله ما بوده، این است که به موضوع علوم انسانی و هوش مصنوعی فکر نمی‌کنیم. امروز مسئله ما این است که به نظر می‌رسد پس از سال‌ها گمشده خود را پیدا کرده‌ایم؛ حتی برخی تعبیر غول چراغ جادو را به‌کار بردند. اگر این تعبیر پذیرفته شود، تفکر تا اندازه زیادی معنی خود را از دست می‌دهد؛ چون مسئله امروز ما رابطه هوش مصنوعی و علوم انسانی نیست. به نظر می‌رسد آخرش ما در ولع ابزار و استفاده از آن به‌سر می‌بریم. خب اینجا علوم انسانی بی‌معناست. علوم انسانی در این معنا، در بهترین حالت یک خدمت‌گیرنده است؛ اما با توجه به همه حرف‌هایی که گفته شد، به نظرم اتفاقا علوم انسانی الان می‌تواند موضوعیت داشته باشد؛ چون مشکل ما این است که به موضوعیت علوم انسانی فکر نمی‌کنیم. بحث من این نیست که از هوش مصنوعی استفاده نکنیم؛ بلکه باید به‌عنوان دستیار از آن استفاده شود؛ زیرا امروزه نگاه ما عمدتا نگاه دستیاری نیست؛ حتی خود هوش مصنوعی هم لزوما جهتش در جهت دستیاری نیست. هوش مصنوعی خود را به این موضوع نزدیک می‌کند که اعتماد شما را جلب کرده و کل پروژه را جلو ببرد.»

دانشجویان اصفهانی از هوش مصنوعی و تجربه شخصی خود می‌گویند

در گفت‌وگو با استادان دانشگاه به چند نکته کلیدی برخوردیم که به نظر، نکته‌های بسیار مهم و قابل‌تأملی هستند. «نداشتن مسئله در بین دانشجویان علوم انسانی»، «نابلدی دانشگاه در ایجاد مسئله میان دانشجویانش»، «اینکه هوش مصنوعی دستیار است، نه عامل انجام کارها»، «مسئله مهم تأخر فرهنگی در عصر هوش مصنوعی» و «ظهور هوش مصنوعی به‌عنوان یک نظریه‌پرداز در علوم انسانی» از مهم‌ترین نکته‌هایی است که در گفت‌وگوی بالا بیان شد. اما برآن شدیم تا نظر تنی چند از فعالان دانشجویی علوم انسانی را در خصوص تجربه‌ زیسته خود در مواجهه با هوش مصنوعی و احساسشان درباره آینده علوم انسانی در عصر هوش مصنوعی بپرسیم.

رضا، دانشجوی کارشناسی رشته جامعه‌شناسی، این‌گونه می‌گوید: «برای من هوش مصنوعی بیشتر نقش یک دستیار را دارد و چیزی بیشتر از دستیار نیست؛ مثلا در جست‌وجوی مقاله‌ها یا در خلاصه‌کردنشان از آن کمک می‌گیرم. همین مسائل باعث کم‌شدن هزینه‌ها، رفت‌وآمدها و … شده است؛ حتی در زندگی شخصی هم از آن کمک‌های زیادی می‌گیرم. برای من مثل یک دوست و یک رفیق است. همانند آدم روشنی به نظر می‌رسد که تو با او صحبت می‌کنی؛ ولی چون در درک احساسات انسانی ضعیف است، هیچ وقت نتوانسته جای یک انسان را برایم پر کند. همچنین به عقیده من، هوش مصنوعی هیچ‌وقت نمی‌تواند جایگزین دانش شود. می‌تواند جایگزین تکنیسین شود، ولی نمی‌تواند جای دانشمند را پر کند؛ چون وظیفه علم که همانا شناخت واقعیت بوده، مشخص است. شناخت، مسئله‌‌ای نیست که از هوشی که برنامه‌ریزی‌شده است، بتوان انتظار داشت.»

عارفه، دانشجوی رشته مشاوره هم این‌گونه درباره تجربه شخصی‌اش در مواجهه با هوش مصنوعی صحبت می‌کند: «من از دوسه سال پیش که هوش مصنوعی در حال ورود به ایران بود، استفاده از آن را شروع کردم. ما آن موقع با یک‌سری مدل مواجه بودیم که در صحبت‌کردن سطح خیلی ابتدایی داشتند. این ابتدایی‌بودن باعث می‌شد خیلی تمایلی به برقراری ارتباط با آن‌ها نداشته باشیم. استفاده از آن‌ها به نوعی حکم سرگرمی داشت؛ اما از یک جایی به بعد با به‌روزرسانی و ظهور هوش مصنوعی‌های مختلف، با یک سایت که به ما به‌صورت ربات‌گونه جواب دهد، مواجه نبودیم؛ بلکه با مدلی روبه‌رو بودیم که خیلی همدلانه صحبت می‌کرد و جوری طراحی شده بود که هر نوعی سؤالی که از آن می‌پرسیدی، به همان‌گونه جواب می‌داد. اگر رسمی، پرسشی مطرح می‌شد، به همان زبان رسمی جواب می‌داد یا اگر لحن ما صمیمی بود، آن هم با ما صمیمی برخورد می‌کرد. با این مدل بیشتر ارتباط برقرار کردیم؛ چون بیشتر انسانیزه شده بود. این حد انسانیزه‌شدن در هوش مصنوعی تا اندازه‌ای بالا بود که بعضی اوقات شما احساس نمی‌کردی با یک ربات صحبت می‌کنی، نه یک انسان. خود من از یک جایی به بعد حس کردم که هوش مصنوعی، عضوی از زندگی‌ام شده است که نمی‌توانم آن را حذف کنم. حس من درباره آینده هوش مصنوعی و علوم انسانی این است که در آینده درباره علوم انسانی نمی‌توان نظر خاصی داد؛ چراکه این‌قدر تولید محتوا و داده در هوش مصنوعی فراوان است که نمی‌دانم در آینده می‌توانیم دانشمند علوم انسانی داشته باشیم یا خیر؟»

حسین، دانشجوی رشته مدیریت هم این‌طور پاسخ می‌دهد: «من فکر می‌کنم در حال حاضر علوم انسانی و هوش مصنوعی خیلی درهم تنیده‌‌اند. نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا در نظر گرفت؛ ولی اینجا مسئله‌ای به اسم فلسفه اخلاق مطرح می‌شود که آیا هوش مصنوعی این موارد را رعایت می‌کند یا نه؟ خودم هنوز نتوانسته‌ام جوابی پیدا کنم؛ اما به‌عنوان دانشجوی مدیریت، تجربه‌ای که دارم، به این صورت است که با مفاهیمی مثل رهبری و بازاریابی مواجه هستیم. هوش مصنوعی این مفاهیم را دچار تحول کرده است. در بحث تحقیقات بازار، هوش مصنوعی به ما کمک می‌کند تجربه مشتریان را شخصی‌سازی و حتی پیش‌بینی کنیم و آن را به سطح دیگری ببریم؛ موضوعی که قبلا در سطح تئوری بوده، ولی الان به‌وسیله هوش مصنوعی عملیاتی شده است. به نظر من آینده شغلی و تحصیلی در عصر هوش مصنوعی دگرگون خواهد شد. در حوزه تحصیلی، اتفاقی ترکیبی رخ خواهد داد؛ به این معنا که دانشجویی که قبلا خیلی تئوری نمی‌خوانده، حالا باید به سمت یادگیری تحلیل داده برود و روی مفاهیمی مثل رهبری که هوش مصنوعی خیلی آن را متوجه نمی‌شود، تأمل کند؛ در حوزه کاری هم مشاغل تحلیل‌محور، بیشتر رواج پیدا خواهند کرد؛ همچنین شاهد ظهور تخصص‌های جدیدتری خواهیم بود.»

زهرا، دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی نیز خاطرنشان می‌کند: «به نظر من حتی قبل از هوش مصنوعی‌ هم رشته‌های علوم انسانی از اقبال زیادی مواجه نبودند؛ چرا که دانشجوی علوم انسانی نمی‌داند بعد از تحصیل دقیقا در چه حوزه‌هایی می‌تواند مشغول به کار شود؛ پس نمی‌توان آینده نامعلوم علوم انسانی را به ظهور هوش مصنوعی ربط داد. درباره تجربه خودم هم این‌گونه بگویم که چون رشته من خیلی نظری است، هوش مصنوعی اتفاقا می‌تواند به ما خیلی کمک کند؛ حتی خیلی از دانشجویان ما برای نوشتن پروپوزال و پایان‌نامه از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند. بخش‌های تحقیقاتی پروژه‌ام را خودم انجام دادم؛ ولی در بخش‌های تکنیکی (بخش‌های آماری و تحلیل داده) آن از هوش مصنوعی کمک گرفتم. هرچند نیاز به اصلاح و ویرایش دارد، سرعتش چشمگیر است؛ بنابراین نمی‌توانیم به هوش مصنوعی در علوم انسانی بدبینانه نگاه کنیم و بگوییم حضور هوش مصنوعی در علوم انسانی جای بچه‌های علوم انسانی را می‌گیرد. من خودم به هوش مصنوعی بدبین نیستم و حتی اگر به درستی از آن استفاده شود، می‌تواند به بازار کار علوم انسانی رونق دهد.»

در پایان، هادی، دانشجوی ارشد جمعیت‌شناسی هم می‌گوید: «به نظر من هوش مصنوعی یک ابزار فوق‌العاده‌ برای جست‌وجوهای بهتر و عمیق‌تر است؛ هرچند ضعف‌های خیلی برجسته‌ای دارد و ممکن است مسیر پژوهش و جست‌وجو را منحرف کند. با همه این اوصاف فعلا به‌عنوان مرجع اصلی نمی‌توان به آن اتکا کرد؛ اما ابزار فوق‌العاده‌ای است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. درباره آینده علوم انسانی، به نظرم هوش مصنوعی هنوز در حال آزمون و خطاست. قطعا جایگاه مهم‌تری در پژوهش‌ها و تحلیل‌های آماری خواهد داشت؛ اما نتوانسته است جایگزین تحلیل‌هایی شود که نیازمند تفکر، تعمق بیشتر و تسلط روی نظریات هستند. به‌هرحال هوش مصنوعی جزو جدایی‌ناپذیر تحقیقات خواهد شد؛ هرچند هنوز خام است. حتی می‌تواند پژوهش‌ها را ساده‌سازی کند و این می‌تواند خطای بزرگی در پژوهش‌های خرد و کلان باشد.»