فرش ایرانی زیر پای بی‌توجهی

در روستاهای اصفهان، هنوز هم صدای شانه بر تارهای دار قالی شنیده می‌شود؛ اما دیگر مثل گذشته طنین امید ندارد. فرش دست‌باف، این میراث هنری و ملی، سال‌هاست که زیر بار بی‌توجهی، تحریم، و مهم‌تر از آن خودتحریمی، رنگ‌باخته است.

فرش ایرانی زیر پای بی‌توجهی - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ در روستاهای اصفهان، هنوز هم صدای شانه بر تارهای دار قالی شنیده می‌شود؛ اما دیگر مثل گذشته طنین امید ندارد. فرش دست‌باف، این میراث هنری و ملی، سال‌هاست که زیر بار بی‌توجهی، تحریم، و مهم‌تر از آن خودتحریمی، رنگ‌باخته است. علی شهبازی، رئیس اتحادیه فرش روستایی، با صدایی پر از دغدغه از حال‌وروز این هنر اصیل می‌گوید؛ از بافنده‌هایی که فراموش شده‌اند، از صادراتی که عملا تعطیل شده و از دخترانی که دار قالی را رها کرده‌اند و به مشاغل دیگری روی آورده‌اند؛ فقط چون کرامتشان حفظ نشده است.

اصفهان؛ پرچم‌دار تنوع در فرش ایرانی

استان اصفهان را می‌توان نگین درخشان فرش ایرانی دانست؛ استانی که به گفته شهبازی، رئیس اتحادیه فرش روستایی، «متنوع‌ترین سبک‌های قالی‌بافی در کشور را در دل خود جای داده است. از شرق تا غرب، از شهرضا و نائین گرفته تا نجف‌آباد و گلپایگان، همه‌جا دار قالی برپاست و بیش از ۱۲ سبک و مدل از فرش در این استان بافته می‌شود.»

در صدر این مجموعه‌ رنگارنگ، فرش کرک و ابریشم اصفهان قرار دارد؛ قالی‌ای که شهبازی از آن به‌عنوان «فرش بی‌بدیل و بی‌رقیب» یاد می‌کند: «حتی در بازارهای جهانی، هیچ‌کدام از تولیدکنندگان رقیب، نتوانسته‌اند فرشی مانند فرش اصیل اصفهان با آن رنگ‌ولعاب گیاهی، بافت منحصربه‌فرد و اصالت هنری تولید کنند.»او ادامه می‌دهد: «فرش اصفهان در دو سبک عمده بافته می‌شود: نوع اول، جنبه هنری دارد و به آن “یک‌خفتی” می‌گویند و نوع دوم، تجاری‌تر است و به “دوخفتی” شهرت دارد. حتی همین دوخفتی‌های تجاری هم کیفیتی بالاتر از بسیاری از فرش‌های هنری در سایر نقاط دارند.»

صادراتی که از نفس افتاده است

شهبازی با اشاره به وضعیت ناامیدکننده صادرات فرش هشدار می‌دهد: «صادرات فرش، چه در اصفهان و چه در کشور، طی سال‌های اخیر ۸۵ تا ۹۰درصد کاهش یافته و این، زنگ خطر جدی برای صنعت فرش و اقتصاد محلی است.»
او عامل اصلی این افول را نه فقط تحریم‌های خارجی، بلکه تصمیم‌های داخلی می‌داند: «پیمان‌سپاری ارزی بدون توجه به ویژگی‌های خاص این صنعت، صادرکننده را فلج کرده است. چطور می‌شود از صادرکننده فرش مثل صادرکننده پتروشیمی انتظار تعهد ارزی داشت؟»

بازار داخلی؛ رقابت نابرابر با فرش ماشینی

در تحلیل بازار داخلی نیز شهبازی معتقد است: «در بهترین حالت، کمتر از ۲۰درصد تولید فرش دست‌باف در بازار داخلی مصرف می‌شود؛ آن‌هم در رقابتی نابرابر با فرش‌های ماشینی و کف‌پوش‌های صنعتی که از نظر قیمت و سهولت، انتخاب نخست خریداران هستند.»

آسیب پنهان سیاست‌ها

یکی از صریح‌ترین انتقادهای شهبازی، به نحوه برخورد با بافنده‌های قالی است: «با وجود اینکه بافنده، قلب تپنده تولید فرش است، نه بیمه دارد، نه آموزش تخصصی می‌بیند و نه حمایت مالی می‌شود. متأسفانه نگاه حاکمیت به او هنوز هم نگاه کارگری است، نه هنرمند.»

هزینه‌ها بالا، درآمد پایین

افزایش بهای مواد اولیه که وابسته به نرخ ارز هستند، در کنار دستمزد اندک بافنده‌ها، شرایطی را رقم زده است که ادامه فعالیت در این حوزه عملا مقرون‌به‌صرفه نیست: «بانک‌ها هیچ تسهیلاتی نمی‌دهند، از معافیت مالیاتی خبری نیست و تولیدکننده باید با جیب خالی فرش صادر کند!»

هشدار برای آینده اجتماعی روستاها

شهبازی تأکید می‌کند که افول فرش تنها یک موضوع اقتصادی نیست: «کاهش اشتغال در حوزه فرش، بلافاصله به مهاجرت روستائیان به شهر، رشد حاشیه‌نشینی و افزایش آسیب‌های اجتماعی منجر می‌شود؛ این در حالی‌ است که اگر تنها بخش کوچکی از منابع حمایتی به سمت این صنعت هدایت شود، اشتغال پایدار و خانگی در مقیاسی بزرگ قابل‌تحقق است. چرا دختری که روزگاری در خانه خود کنار دار قالی می‌نشست و در عین سادگی از بسیاری آسیب‌ها در امان بود، امروز ناچار است به مشاغلی چون فروشندگی روی آورد، مشاغلی که او را از صبح تا شب از خانه دور می‌کند؛ درحالی‌که دستمزدی اندک دریافت می‌کند و نه امنیت شغلی دارد و نه کرامتش پاس داشته می‌شود؟»

فرش اصفهان هنوز هم اعتبار دارد

با تمام این چالش‌ها، فرش دست‌باف اصفهان همچنان در جایگاه کیفیتی خود ایستاده است: «ازنظر مرغوبیت، هیچ فرشی در دنیا به پای اصفهان نمی‌رسد؛ فقط باید جایگاه این میراث بازتعریف شود؛ هم در اقتصاد، هم در سیاست‌گذاری.»

به گزارش تیمچه، فرش دست‌باف اصفهان، نه‌تنها یک کالای تجملاتی یا سنتی نیست، بلکه یک فرصت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تمام‌عیار است، فرصتی که در صورت حمایت واقعی، می‌تواند هم معیشت روستایی را تأمین کند، هم ارزآوری داشته باشد و هم میراث هنری ایران را به نسل‌های آینده منتقل کند؛ اما بدون بازنگری در سیاست‌های کلان، حمایت از بافنده و حذف موانع صادراتی، این فرصت به تهدیدی فرهنگی و اجتماعی بدل خواهد شد.