آن روز، پانزدهم مهر، رنگها در حیاط کودکستان «هنرجوی کوچک»، با تمام درخشششان، حرف دیگری برای گفتن داشتند. خورشید از لابلای سایبان سبزرنگ حیاط میتابید و نورش روی تابلوی چوبی کوچکی که با گچ سفید بر آن نوشته شده بود: «به یاد شهید محمدطاها خودسیانی»، میلغزید. گُل رزِ صورتیرنگی که با روبانی ظریف بر لبه تابلو نشسته بود، انگار تنها چیزی بود که در آن همهمه کودکانه، جای خالی او را پُر میکرد.