گفت‌وگو با هاشم شمس، بازیگر و کارگردان تئاتر

در شهرداری و حوزه هنری رویکرد مشخصی برای تئاتر وجود ندارد

در ادامه سلسله گفت‌وگوها با هنرمندان تئاتر اصفهان این ‌بار پای صحبت‌های هاشم شمس نشستیم. هنرمندی باتجربه در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون که هم در عرصه بازیگری در پروژه‌های تاریخی در تئاتر و تلویزیون تجربه دارد و هم در بخش ساخت و طراحی صحنه و دکور پروژه‌های تصویری.

تاریخ انتشار: ۰۹:۰۵ - پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
در شهرداری و حوزه هنری رویکرد مشخصی برای تئاتر وجود ندارد

به گزارش اصفهان زیبا؛ در ادامه سلسله گفت‌وگوها با هنرمندان تئاتر اصفهان این ‌بار پای صحبت‌های هاشم شمس نشستیم. هنرمندی باتجربه در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون که هم در عرصه بازیگری در پروژه‌های تاریخی در تئاتر و تلویزیون تجربه دارد و هم در بخش ساخت و طراحی صحنه و دکور پروژه‌های تصویری.این کارگردان و بازیگر اصفهانی این روزها در سریال «سلمان فارسی» به کارگردانی داوود میرباقری، نقش یکی از شخصیت‌های تاریخی ایران را ایفا می‌کند. او در این گفت‌وگوی مفصل، از جزئی‌ترین مباحث فنی تئاتر اصفهان تا سیاست‌گذاری‌های کلان فرهنگی در استان سخن گفته است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

از وضعیت این روزها شروع کنیم. در این روزها از طرف افراد مختلف فشار می‌آورند که باتوجه به شرایط اجتماعی، تئاترها مخصوصا تئاترهای کمدی باید تعطیل شوند. نظر شما چیست؟ در پاسخ به این افراد چه می‌گویید؟

سؤال این است: هنرمند تئاتر از کجا باید امرار معاش کند؟ شغل ما همین است. اگر اجرا نرویم، درآمدی نداریم. وقتی برف می‌آید، باران می‌بارد یا بحران اقتصادی پیش می‌آید، هیچ‌کس به هنرمند نمی‌گوید این مدت را از جایی جبران کن.

در ماجرای کرونا بسیاری از مشاغل با محدودیت کار می‌کردند، اما تئاتر تقریبا به طور کامل تعطیل شد. در اتفاقات دیگر هم همین‌طور بوده است. زمانی که اجرای «اپرای امام رضا» را داشتیم، برنامه ما ۲۳شب اجرا بود. پس از چند شب، به دلیل اعلام عزای عمومی، هفت روز اجرا تعطیل شد؛ درحالی‌که ادارات و بسیاری از مشاغل فعال بودند و حقوق خود را دریافت می‌کردند، اما ما نه اجرایی داشتیم و نه درآمدی.
در نهایت، از ۲۳ شب، حدود ۱۵ اجرا رفتیم و ضرر مالی سنگینی متحمل شدیم. این فقط یک نمونه است. تئاتر به‌سختی جان می‌گیرد؛ یک اثر گاهی هفت یا هشت شب زمان می‌برد تا مخاطب خود را پیدا کند و ناگهان با یک تعطیلی یا تصمیم ناگهانی، تمام برنامه به هم می‌ریزد.

به نظر شما مشکل اصلی این مسائل در کجاست؟ نگاه فرهنگی یا سیاست‌گذاری‌ها؟

بخشی از مسئله به سیاست‌گذاری‌ها بازمی‌گردد. باید بپرسیم آیا برای تئاتر، به‌ویژه در شهرهایی مانند اصفهان، سیاست‌گذاری مشخص و ثابتی وجود دارد یا نه؟ آیا حمایت‌های نهادی به‌گونه‌ای است که هنرمند بداند در شرایط خاص پشتوانه‌ای دارد؟

گاهی تصمیم‌ها بدون درنظرگرفتن واقعیت اقتصادی گروه‌های نمایشی گرفته می‌شود؛ درحالی‌که تئاتر، فعالیتی تفننی نیست. تئاتر شغل است، سرمایه‌گذاری است و معیشت عده‌ای به آن وابسته است.

باتوجه به مسئله‌ای که بیان کردید، آینده تئاتر اصفهان را چگونه می‌بینید؟

اگر دو مسئله هم‌زمان حل شود، آینده می‌تواند روشن باشد: نخست اعتماد به هویت فرهنگی خودمان و توجه به متون و اسطوره‌های ایرانی و دوم ثبات در سیاست‌گذاری و حمایت واقعی از هنرمندان.
ما ظرفیت، مخاطب و نیروی انسانی مستعد داریم. اما اگر هر بار با یک تصمیم مقطعی اجراها متوقف شود و خسارت‌ها جبران نشود، طبیعی است که انگیزه‌ها کاهش یابد. تئاتر فقط هنر نیست؛ زندگی عده‌ای از همین راه می‌گذرد. اگر قرار است از فرهنگ حمایت کنیم، باید این واقعیت را هم ببینیم.

در این زمینه سیاست‌گذاران فرهنگی ما در اصفهان چه دیدگاهی باید داشته باشند؟

سؤال من این است که سیاست‌گذار هنر دقیقا چه نگاهی به تئاتر دارد؛ چه در سطح شهرداری، چه در حوزه هنری و چه در سایر مجموعه‌های فرهنگی. وقتی از «هنرهای انقلاب اسلامی» یا «حوزه هنری» سخن گفته می‌شود، انتظار می‌رود رویکرد مشخصی وجود داشته باشد. اما گاهی آثاری روی صحنه می‌رود که از ابتدا تا انتها متن خارجی است و نسبتی با آن هویت اعلام‌شده، ندارد. این تناقض‌ها پرسش‌برانگیز است.

ازسوی‌دیگر، انتشار عکس یا صحنه‌ای از یک نمایش با حساسیت روبه‌رو می‌شود و حتی امکان بازنشر تصویر هم وجود ندارد. این دوگانگی‌ها باید روشن شود. بالاخره چارچوب چیست؟ معیار کدام است؟ سیاست فرهنگی دقیقا کجاست؟

در شهرداری هم همین پرسش مطرح است. گاهی به یک نمایش، بودجه‌های سنگین اختصاص داده‌می‌شود؛ مثلا چند صد میلیون تومان. آیا پیش از تخصیص چنین بودجه‌ای، برآورد مخاطب و کیفیت کار انجام می‌شود؟ آیا بررسی می‌شود که آن اثر چند تماشاگر خواهد داشت و چه بازخوردی ایجاد می‌کند؟

اگر کاری با هزینه بالا اجرا می‌شود، طبیعی است که باید پاسخ‌گو باشد؛ هم از نظر هنری و هم از نظر جذب مخاطب. نمی‌شود بودجه عمومی هزینه شود؛ اما سالن خالی بماند و مسئولیتی هم پذیرفته نشود.

یعنی معتقدید در تخصیص بودجه‌ها شفافیت وجود ندارد؟

بله! بحث من شفافیت است. وقتی بودجه‌هایی مانند ۶۰۰ میلیون یا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان پرداخت می‌شود، این ارقام بر چه اساسی تعیین می‌شود؟ آیا برآورد کارشناسی دارد؟ آیا در راستای اهداف شهرداری است؟ اگر اهداف تغییر کرده، باید اعلام شود. ما معیاری داریم یا نداریم؟

درعین‌حال معتقدم نباید دایره را تنگ کرد. نمی‌شود گفت یک سالن فقط مخصوص یک نوع خاص از تئاتر است. در یک جامعه تئاتری، یکی کلاسیک کار می‌کند، یکی ایرانی، یکی مذهبی و دیگری خارجی. مهم این است که معیارها روشن و غیرسلیقه‌ای باشد.

البته در اصفهان تعداد سالن تئاتر اینقدر کم است که نمی‌توان سالن‌ها را بر اساس موضوع‌ها دسته‌بندی کرد.

بله! اما سؤال جدی این است که شهرداری در سال‌های گذشته چند سالن به ظرفیت شهر افزوده است؟ امروز یک پردیس مهستان به همت بخش خصوصی راه‌اندازی شده که چهار سالن دارد و به پاتوق آثار کمدی تبدیل شده‌است. بسیار هم خوب؛ آن‌ها کار می‌کنند و بلیت می‌فروشند. چه اشکالی دارد آنجا پاتوق کمدی باشد؟

مشکلات زیرساختی سالن‌ها چقدر در کیفیت تئاترها اثرگذار است؟

مسئله زیرساخت یک مسئله ساختاری است. در برخی مجموعه‌ها نه پله استاندارد وجود دارد، نه رمپ مناسب، نه مسیر دسترسی تعریف‌شده. شما برای ورود یک دکور به مجموعه باید از چندین پله عبور کنید. هیچ مسیر هموار و طراحی‌شده‌ای برای انتقال تجهیزات وجود ندارد. حتی رمپ هم پیش‌بینی نشده است.

در تالار هنر، پلاتوی تمرین زیر سالن اجراست. اگر ساعت شش اجرا باشد، همه تمرین‌ها تعطیل می‌شود. آیا این طراحی تخصصی است؟

شهرداری بودجه‌های کلانی در حوزه فرهنگی دارد. وقتی گفته می‌شود بودجه سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان چند هزار میلیارد تومان است، آیا نمی‌توان بخشی از آن را صرف ساخت یک سالن کاملا تخصصی تئاتر کرد؛ سالنی با طراحی استاندارد، پلاتوهای تمرین مجزا، پارکینگ مناسب، ورودی حرفه‌ای و امکانات ایمنی کامل؟

وضعیت فعلی سالن فرشچیان چگونه است؟

در سالن فرشچیان نیز مشکلات زیرساختی جدی وجود دارد؛ فضای پشت‌صحنه استاندارد نیست و اگر بازیگری دچار مشکل شود، ناچار است از میان سالن خارج شود.

در لابی همین مجموعه‌ای که نام یکی از اسطوره‌های فرهنگ و هنر ایران را بر خود یدک می‌کشد، کاربری فرهنگی به حاشیه رفته و کاربری تجاری پررنگ شده است. کافه، رستوران و فضاهایی که عملا کارکرد فرهنگی ندارند. گویی تنها چیزی که کم دارد، فروشگاه پوشاک است. درحالی‌که انتظار می‌رود در یک مجموعه فرهنگی، فعالیت فرهنگی محور اصلی باشد، نه حاشیه.

برای انتقال دکور به صحنه، باید از درهای کوتاه و مسیرهای پیچ‌درپیچ عبور کرد. طراحی صحنه وقتی آغاز می‌شود، اولین سؤال این است که «کدام سالن؟». چون نقشه طراحی باید بر اساس محدودیت‌های فیزیکی آن سالن کشیده شود. گاهی مجبوریم دکور را به قطعات کوچک و پازلی تقسیم کنیم تا از درها عبور کند. حتی باید بررسی کنیم که آیا وانت می‌تواند وارد مجموعه شود یا نه. این یعنی طراحی سالن از ابتدا بر مبنای نیاز تئاتر نبوده است.

پردیس هنر که به تازگی افتتاح شده چه وضعی دارد؟

برای ساخت پردیس هنری میلیاردها تومان هزینه شده است. اما دسترسی به آن دشوار است. تماشاگر، اعم از پیر، جوان یا کودک، باید خودرو را در فاصله‌ای دور پارک کند، مسافتی طولانی پیاده طی کند و از مسیرهای نامناسب عبور کند تا به سالن برسد. آیا این احترام به مخاطب است؟

در داخل سالن نیز طراحی به‌گونه‌ای است که اگر دکور بزرگ باشد، بخشی از تماشاگران دید کامل ندارند.
این مشکل نه‌فقط برای تئاتر، بلکه برای کنسرت و سایر برنامه‌ها هم وجود دارد یعنی اساسا طراحی چندمنظوره هم به‌درستی انجام نشده است.
بزرگ‌ترین معضل، نبود پارکینگ استاندارد و دسترسی مستقیم است. در برخی مواقع، فضای اطراف سالن کاربری‌های نامتجانس دارد؛ استعمال دخانیات، تجمع‌های نامرتبط و فضاهایی که شأن یک مجموعه فرهنگی را مخدوش می‌کند. خانواده‌ای که فرزند خود را برای فعالیت فرهنگی می‌آورد، باید احساس امنیت و آرامش داشته باشد، نه اینکه با فضایی آشفته مواجه شود.

سؤال جدی که برای ما مطرح می‌شود این است که آیا این فضا حرمت و حریم فرهنگی دارد؟ آیا طراحی محیطی آن متناسب با شأن هنر است؟ حتی گودال‌ها و فضاهای نیمه‌کاره اطراف مجموعه چرا سامان‌دهی نمی‌شوند؟ چرا عملیات عمرانی نیمه‌تمام رها شده است؟

از بحث زیرساخت‌ها بگذریم. در مورد محتوای تئاترها، الان تئاترهای کمدی به یک ژانر پرطرفدار تبدیل شده است. به نظر شما این خوب است یا بد؟

برخی از فعالان تئاتر می‌گویند این آثار سطحی است. اما این هم یک ژانر است. کمدی است و مخاطب دارد. اشکال آن چیست؟

می‌گویند دلیل رغبت بیشتر مردم به کمدی این است که سطح مخاطبان پایین آمده است.

اگر امروز مخاطب ضعیف شده، شاید بخشی از آن به عملکرد خود ما بازگردد. ما اپرای «لیلی و مجنون» را سی شب در همین تالار اجرا کردیم و سالن پر بود؛ نه کمدی بود، نه سلبریتی داشت. یک اثر عاشقانه کلاسیک بود و مردم استقبال کردند. حتی قصد تمدید داشتیم، اما سالن در اختیارمان قرار نگرفت.

ولی چرا برخی آثار با مخاطب ارتباط برقرار نمی‌کنند؟

این موضوع چند عامل دارد؛ نخست تغییر ذائقه مخاطب در فضای امروز و تاثیرپذیری مخاطب از شبکه‌های اجتماعی. به همین دلیل است که مردم سخت‌تر برای بلیت هزینه می‌کنند. دوم، شکل و محتوای تئاترهاست؛ آیا ما اثری ارائه می‌کنیم که دغدغه مخاطب باشد و او بتواند با آن ارتباط برقرار کند؟

یکی از مشکلات مهمی که می‌دانم شما هم با آن درگیر بوده‌اید، مشکل تبلیغات است. مشکل تبلیغات تئاترها در بودجه است یا تبلیغات حرفه‌ای متناسب با تئاتر؟

بله. بخشی از مسئله تبلیغات است. گاهی بودجه‌ای پرداخت می‌شود؛ اما مشکل اصلی این است که تبلیغات حرفه‌ای انجام نمی‌شود.

به‌جای استفاده از بیلبوردها، پنل‌های پیامکی گسترده و روش‌های نوین اطلاع‌رسانی، تنها چند بنر محدود در اختیار گروه قرار می‌گیرد. طبیعی است که مردم از اجرای نمایش‌ها مطلع نشوند.
ما انتظار داریم امکان تبلیغ حرفه‌ای داشته باشیم. در تالار هنر اجازه درج عکس بازیگر روی پوستر داده نمی‌شود. در حوزه هنری نیز وضعیت مشابهی وجود دارد.

سال گذشته‌ نمایشی با موضوع پهلوانی در دوره قاجار اجرا کردیم. داستان درباره نقاشی بود که باید مهریه همسر بیمارش را که سفر کربلاست تأمین کند. در دل داستان، نقاشی نیمه‌کاره‌ای از واقعه عاشورا وجود داشت که با رشادت یک پهلوان ایرانی کامل می‌شد.

پوستر این نمایش بارها رد شد و در نهایت طرحی منتشر شد که بیشتر شبیه اطلاعیه بود تا پوستر تئاتر. با این پوستر معلوم است که مخاطب برای دیدن تئاتر تمایل پیدا نمی‌کند. اصلا متوجه نمی‌شود این پوستر تئاتر است.