پایداری
چراغ آخر خانه هم  خاموش شد!
19:34 - چهارشنبه 27 خرداد 1405

چراغ آخر خانه هم خاموش شد!

و پناه بر خدا از اندوهی که عصاره جان را می‌مکد و آدم می‌شود ساقه‌ای سست و ناتوان. توان برای ایستادن تمام می‌شود و ناگهان ساقه جوان در خاک می‌غلتد.

روایت ناتمام همسر و مادر دو شهید!
12:00 - چهارشنبه 27 خرداد 1405
سیده الهام صادقی، بازمانده جنگ رمضان، 70 روز با داغ همسر و فرزندانش زندگی کرد؛ اما رفت تا به قولی که داده بود، عمل کند

روایت ناتمام همسر و مادر دو شهید!

خبر، کوتاه بود؛ آن‌قدر کوتاه که در چند خط جا می‌شد. «سیده الهام صادقی»، زن ۳۲ ساله‌ای که در بمباران ششم فروردین محله هفتون، همسر و دو فرزند خردسالش را از دست داده بود، از دنیا رفت.

یک سال بعد از آن دوازده روز!
12:25 - شنبه 23 خرداد 1405
گلستان شهدای اصفهان در اولین سالگرد شهدای جنگ دوازده روزه حال و هوای متفاوتی داشت

یک سال بعد از آن دوازده روز!

گلستان شهدا عصرها همیشه شبیه خودش است؛ با درخت‌هایی که سال‌هاست بر مزار جوان‌های این شهر سایه انداخته‌اند، با کبوترهایی که از گنبدها تا شاخه‌های سرو در رفت‌وآمدند و با مردمی که برای فاتحه‌ای کوتاه می‌آیند و می‌روند.

ایران روی شانه این مردان بود!
16:54 - چهارشنبه 20 خرداد 1405

ایران روی شانه این مردان بود!

بماند که اشک‌هایمان را انبار کرده‌ایم کنج دلمان که به وقتش یک دل سیر گریه کنیم و ادای دین داشته باشیم در برابر چشم‌های به غبار نشسته‌مان. بماند که رسیدگی به زخم‌ِ حرف‌های بی‌حساب که خش انداخته به قلبمان را گذاشته‌ایم برای بعد.

یُوسُفِ «مَحبوب»!
13:36 - چهارشنبه 20 خرداد 1405
«محبوبه محمدی» همسر شهید «یوسف محمدی» از شروع و پایان عاشقانه یک زندگی مشترک چهارده‌ساله روایت می‌کند

یُوسُفِ «مَحبوب»!

سحری آماده بود. نان و چای روی سفره بود و خانه در سکوت آخرین دقایق شب فرورفته بود. «محبوبه محمدی» می‌خواست همسرش را بیدار کند؛ مردی که چند ساعت قبل از گشت شبانه به خانه برگشته و خستگی روزها و شب‌های پرالتهاب جنگ را روی شانه‌هایش آورده بود.

قهرمانان خلیج فارس
14:06 - شنبه 16 خرداد 1405
مروری بر تاریخچه ایستادگی و مقاومت ایرانیان در برابر بیگانگان در دوره های مختلف تاریخ

قهرمانان خلیج فارس

به گزارش اصفهان زیبا؛

هدف ترور او نبود اما شهادت سهمش بود!
23:26 - سه‌شنبه 12 خرداد 1405
روایتی از شهیده «صدیقه رحیمی» تنها شهید جنگ رمضان شهر هرند در شبی که دو بمب دامادش را در خانه‌شان هدف گرفت

هدف ترور او نبود اما شهادت سهمش بود!

ساعتِ یک و سی دقیقه بامدادِ اولین روز از سال یک‌هزاروچهارصد و پنج، انفجاری مهیب، تنِ شهر «هرند» (در شرق اصفهان) و ساکنان آن را لرزاند. خبرها از اصابت دو موشک به خانه‌ای در حوالی «خیابان ارشاد، خیابان ابوالفضل4» می‌گفتند و ترور داماد نظامی آن خانواده که هدفمند بوده است…!

مردی با چفیه سرخ
14:34 - شنبه 9 خرداد 1405
ادای دینی به قهرمان گمنام خرمشهر فرمانده‌ای از دیار اصفهان سردار شهید حاج‌محمود شهبازی

مردی با چفیه سرخ

به گزارش اصفهان زیبا؛

ساعت‌ها بی‌خبری!
12:15 - سه‌شنبه 5 خرداد 1405
خواهر شهید «حسن جمالوند»، از روزی روایت می‌کند که موشک‌ها این شهرک را در اصفهان هدف قرار دادند

ساعت‌ها بی‌خبری!

هر روزِ جنگ، تلفن را برمی‌داشت و به برادر ته تغاری خانه‌شان؛ «حسن» که بعد از رفتن بابا شده بود ستون و پناه مادر، زنگ می‌زد. خبر داشت که شهرک صنعتی جی این روزها تهدید شده و همین حرف و نقل‌هایی که از این طرف و آن طرف می‌شنید، دلش را ناآرام کرده بود.

پرواز به سوی خرمشهر!
11:27 - شنبه 2 خرداد 1405
روایتِ نقش هوانیروز در عملیات بیت‌المقدس از زبان خلبان حسین وکیلی

پرواز به سوی خرمشهر!

هوانیروز، جزو معدود نیروهای نظامی است که تمام عملیات‌های خود در طول جنگ تحمیلی را با موفقیت به ثمر رسانده است. سرهنگ خلبان بازنشسته «حسین وکیلی» یکی از خلبانان دلاور هوانیروز است که در حالی که تنها 25 ساله بوده به عنوان خلبان بالگرد کبرا در عملیات بیت‌المقدس حضور داشته است.

خداحافظ بالام، خداحافظ محسن!
10:15 - سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1405

خداحافظ بالام، خداحافظ محسن!

بار اول که به تماشایش نشستم، بغض کردم. گوشه قلبم ترک برداشت. غمگین شدم. گریه کردم. به خودم که آمدم، چند دقیقه‌ای می‌شد قلبم فشرده شده بود. بله، مردم! این شما و این وداع مادری با فرزندش، با محسنش از آنچه من دیدم و شنیدم…

چهل روزِ نفس‌گیر  کنار بدن‌های تکه‌تکه!
10:15 - سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1405
رودررو با «محمود میرزایی» و روایت متفاوت او از غسل و کفن و دفن شهدای جنگ رمضان تا وداع با خانواده‌ها در معراج الشهدای اصفهان

چهل روزِ نفس‌گیر کنار بدن‌های تکه‌تکه!

کَم، پیکر شهید غسل و کفن نکرده است؛ از روزهای اول«انقلاب» و «جنگ هشت‌ساله» تا همین «جنگ رمضان»؛ جنگی که می‌گوید: «هر روزش بر من سخت و متفاوت گذشت.»