به گزارش اصفهان زیبا؛ هنرمند در زمان جنگ باید بتواند با دستخالی هم بجنگد و باید برای ما تجربه شود که اینقدر تکبعدی رشد نکنیم. هنرمند نباید تکبعدی باشد و باید به معنای واقع «هنرمند» باشد و در هر شرایط بتواند اثرگذار باشد.
در روزهای گذشته اینترنت در سراسر کشور قطع بود و دسترسی به فضای مجازی و هوش مصنوعی به میزان زیادی قطع گردید. در این شرایط نیز لازم بود هنرمندان حیات هنری خود را حفظ کنند، اما برای این کار با چالش بزرگی روبرو بودند. در ادامه «اصفهانزیبا» برای واکاوی این چالش، به گفتوگو با مجتبی مجلسی، چهره فعال و استاد گرافیک اصفهانی میپردازد.
اندوه و افتخار دو زاویه متفاوت برای روایت شرایط جنگی است؛ به نظر شما توازن بین این دو موضوع در آثار هنری چگونه حفظ میشود؟
جنگ و هنر همیشه قرابتهای نزدیکی با یکدیگر داشتهاند که غیرقابلانکار است. کمیترین و کیفیترین آثار و سبکهای هنری در چنین شرایط و زمانهایی متولد شدهاند که یا باید به محدودیتهای زمان جنگ و یا به غلیان احساسات اعم از اندوه، درام، افتخار، حماسه و… مربوط باشد.
اما بهتر است همین ابتدای صحبت تمایز میان گرافیک طراحی و هنر را گوشزد کنیم. هنر یک بیان شخصی از تجربیات و احساس هنرمند است که شاید توان ایجاد یک موج و جریان اجتماعی را نداشته باشد، اما طراحی و گرافیک متفاوت است.
طراحی اثری برای مخاطب و برای «کنترل و هدایت افکار عمومی» جامعه است.
تولد گرافیک و طراحی را به انقلاب صنعتی و میل آن جامعه برای تولید انبوه مصرفکننده پیوند میزنند، اما گرافیک و طراحی نه با انقلاب صنعتی که با «جنگ» متولد شد، به بلوغ رسید و خود را در جنگ اثبات کرد. در جنگ جهانی دوم نیز آلمان نازی و متفقین به رهبری آمریکا از تأثیر هنر در همراهی مردم با جنگ غافل نبودند. افرادی همچون «ادوارد برنیز» در آمریکای بعد از جنگ جهانی دوم به این فکر افتادند که وقتی در زمان جنگ میتوانستند افکار عمومی را مدیریت کنند و نیازها و تمایلات را کنترل کنند چرا در زمان صلح این کار را انجام ندهند و مردم را از شهروند به مصرفکننده تغییر ندهند؟ و اینچنین بود که تبلیغات در آمریکا با عنوان «کنترل افکار عمومی» در خدمت اقتصاد و فرهنگ مصرف نیز قرار گرفت.
اگر بهعنوان یک هنرمند بخواهم به این پرسش پاسخ دهم، بستگی دارد تجربیات و احساسات شخصی من در حال حاضر در کدام حیطه فعال کند؛ اندوه یا افتخار. پاسخ این پرسش کاملا شخصی بوده و به روحیات و تجربیات شخصی محدود میشود.
اما بهعنوان یک طراح و گرافیست پاسخ سؤال شما به مخاطب و نیازهایش مربوط میشود. اینکه مخاطب در شرایط فعلی که ادامهای از جنگ دوازدهروزه دشمن است، اندوه و سوگواری نیاز او است یا افتخار و حماسه؟ اینکه کدام باشد و یا هر دو باشد با یک توازن، تقدم و تأخر به مخاطبشناسی و توجه به نیازهای او بازمیگردد.
تفاوت آثار هنری این ایام با جنگ ۱۲ روزه چه بود؟
آنقدر شتاب حوادث پرقدرت است که در زمان باید حرکت کرد، تصمیم گرفت و کار تولید کرد و یکی از مهمترین تفاوتها با جنگ دوازدهروزه همین نکته است. در جنگ دوازدهروزه شاید «وطن» دال مرکزی خوبی برای تولیدات آن ایام بود، اما در این ایامی که ادامه آن جنگ را سپری میکنیم شرایطی داریم که هر روز آن را باید تحلیل کرد، مخاطب و نیازهایش را سنجید و اثر تولید کرد.در جنگ دوازدهروزه تکلیف مخاطب و نیازهایش مشخصتر بود. یک دشمن خارجی مشترک داشتیم که به «وطن» ما حمله مستقیم کرده بود و مخاطب آن را هر روز و هر شب حس میکرد، اما شاید امروزه باید مخاطب، در ادامه جنگبودن را فهم کند؛ کار بسیار مشکلتری داریم و مخاطبی بسیار پراکندهتر! به مخاطب امروز ما از چند جهت حمله شده است، جبهه اقتصاد و جبهه فرهنگ. مخاطب میان یک «جنگ نرم» است و جنگیدن در این جنگ از هر جنگ دیگری سختتر و چالشبرانگیز خواهد بود و از اتفاق گرافیک و طراحی در میانه این جنگ میتواند کارآمدتر باشد.
در شرایط قطع اینترنت، وظیفه هنرمندان را برای تداوم حیات هنری خودشان چگونه میبینید؟
بسیاری از اساتید قدیمی با نیش و کنایه به ما میگفتند اگر برق برود خیلی از شما طراحان گرافیک بیسواد میشوید و دیگر هیچ کاری از شما برنمیآید، چون همه تکنیکها و سواد شما به ابزار دیجیتال منحصر شده است. به ما نهیب میزدند که اگر برق هم رفت باید سواد کار با دست را بلد باشید که اساس و پایه است. در حال حاضر اینترنت ملی شده است و احتمالا تا چند روز آینده نه هوش مصنوعی جواب میدهد و نه جستجوی عکس در نت. بسیاری از افراد دستشان بالا رفته و در این شرایط تسلیماند که دیگر نمیتوانیم! احتمالا اگر برق برود یا نرمافزارها هم مشکلدار شوند، ممکن است برخی دیگر هم به این جرگه اضافه شوند.
هنرمند در زمان جنگ باید بتواند با دستخالی هم بجنگد و باید برای ما تجربه شود که اینقدر تکبعدی رشد نکنیم. هنرمند نباید تکبعدی باشد و باید به معنای واقع «هنرمند» باشد و در هر شرایط بتواند اثرگذار باشد.
فکر میکنید وابستگی برخی آثار هنری به هوش مصنوعی و اینترنت در این روزها چگونه باید جبران شود؟ آیا میتوان باهنر کاری کرد؟
سادهلوحانه است که فکر میکنیم هنر و طراحی وابسته به هوش مصنوعی و اینترنت است. در طراحی بیش از آنکه تصویر اهمیت داشته باشد «محتوا» مهم و کارآمدتر است. ابزار فیزیکی تولید محتوا یک ورق کاغذ است و یکقلم؛ همین!
گاهی یک محتوای خوب و یک قصه خوب حتی بدون تصویر میتواند جریان ایجاد و مخاطب را همراه کند، حتی اگر کمپین شهری همچون کمپین «ایران خونمه» در دوران جنگ دوازدهروزه یا یک توییت ساده باشد. اما گاهی تولید تصاویر انبوه بدون فکر میتواند فقط و فقط آلودگی ایجاد کند.
اگر مجددا اینترنت برای مدت طولانیتری قطع شود، چه پیشنهادی برای تداوم روایتهای هنری در جامعه و شهردارید؟ نقش فضاسازی شهری چه میتواند باشد؟
باید مخاطب را تفکیک کنیم. هر تولید، محتوا و هر بستر انتشاری برای هر مخاطبی مناسب این شرایط نیست. مخاطب همراه داخلی، مخاطب خاکستری، معاندی که اصلا مخاطب ما نیست و نباید برای آن انرژی گذاشت، مخاطب خارجی، مخاطب اسرائیلی و برخی را باید همراه کرد، برخی را باید امید داد، برخی را باید ناامید کرد، برخی را باید آگاه کرد، برخی را باید ترساند و برخی را نترساند، برای برخی باید عمق اتفاقات را حتی وحشتناک نشان داد و برای برخی نباید نشان داد.ما باید برای هر دسته از مخاطب، یک محور محتوایی داشته باشیم، یک دال مرکزی و حول آن باید محتوا تولید کرد درغیراین صورت بهجایی میرسیم که دستمان از تولیدات بهدردنخور، بیمخاطب و بلااستفاده پر میشود. شرایط، شرایط جنگی است، اما بیش از هر زمان دیگری قبل از تولید به فکر کردن، نگاه به مخاطب متفاوت و مشورت کردن احتیاج داریم. تولید بیقاعده و بیفکر فقط و فقط خاکریز این جبهه مهم جنگ را شلوغ و بینظم میکند. تولید محتوا یک فقدان بزرگ در شرایط بحرانی است. در حال حاضر نیز از مسئولان شهر بپرسید، خودشان نمیدانند دال مرکزی تبلیغاتشان چیست و قرار است کدام مخاطب را به چه سمتوسویی راهنمایی کنند. چون چیزی بهعنوان پرسونای مخاطب ندارند.
درباره آثار گرافیکی سطح شهر در روزهای اخیر و شرایط جنگ نظرتان چیست؟
ما در ادامه رویداد «ایران خونمه»، با توجه به شرایط و نیازهای مخاطب، با برگزاری جلسات و مشورت به این نتیجه رسیدیم که در آن شرایط بهخصوص، روز بعد از اغتشاشات، نیاز جامعه، مردم و مخاطبی که باید با آن حرف زد، نیاز به «آرامش» است. مخاطب حتی معترض به شرایط اقتصادی، به زندگی کردن، به کاسبی کردن و حتی به خود «اعتراض کردن» نیاز دارد و این نیاز در سایه «آرامش» برآورده میشود. از این نیاز مخاطب و از دستهبندی مخاطب به یک کمپین که از اتفاق عمدا ساده، خلوت و بدون تصویر بود رسیدیم تا «آرامش» بصری شهر را نیز حفظ کنیم. البته این کمپین مخالفانی هم داشت که نیازشان با این مخاطب ما متفاوت بود و انتظار داشت بهجای «آرامش» در شهر ما جنایتها و اتفاقاتی که رخداده بود را محکوم کنیم. اینکه در سطح شهر کدام نیاز، نیازی است که باید به آن پرداخت و مصلحت در کدام است و آیا در شهر باید گفتوگو کرد یا تحکم، بحث مفصلتری است که باید در جای خودش به آن پرداخت.
به نظر شما بازنمایی مفهوم «شهید» در آثار هنری تصویری چگونه باید باشد؟
یکی از چالشهای مهم ما در بازنمایی مفاهیم انتزاعی است. مفهوم شهید یک مفهوم انتزاعی است که به تصویر درآوردن آن همیشه چالش بوده و هست و نگاهی به تولیدات تصویری هنرمندان در دهههای گذشته گواه این مدعا است.
شهید یکی از مفاهیم اصلی در تولید آثار هنری و گرافیکی در زمان جنگ است؛ چه جنگ هشتساله، چه نبرد 12 روزه و چه ادامه آن در امروز. این واژه برای خودش «قصه» دارد؛ قصههایی پر از مفاهیمی همچون فداکاری، گذشت و ایثار. همیشه سعی ما بر این بوده و هست که این واژه از مفاهیم خودش خالی نشود و به همین دلیل هنوز این واژه برای مخاطب کارایی دارد.



