به دنبال پیگیری «هممحله» از روابط عمومی بیمارستان عسکریه بابت مشکلاتی مثل ترافیک و امحای پسماند بیمارستانی در نزدیک مناطق مسکونی، این روابط عمومی پاسخی را از زبان دکتر محمدرضا شاهناصر، رئیس بیمارستان تخصصی عسکریه اصفهان، به «هممحله» ارائه کرد.
ورزش برای برخی تنها رقابت و کسب مدال نیست؛ مسیری است برای ساختن شخصیت، مسئولیتپذیری و خدمت به جامعه. محمدمهدی صالحیون، ورزشکار محله عسکریه، ازجمله افرادی است که مسیر زندگیاش از زمینهای فوتبال و فوتسال آغاز شد و به فعالیتهای فرهنگی و تربیتی در مسجد رسید.
محله عسکریه در استان اصفهان و در محدوده مرکزی شهر اصفهان واقع شده است. این محله از شمال با خیابان فرسان، خیابان مصلی، خیابان اوحدی و خیابان عطار نیشابوری، از شرق با خیابان آل خجند، خیابان پروین اعتصامی و خیابان حکیم شفایی دوم و از غرب با خیابان سروش و خیابان صغیر اصفهانی محدود شده است.
در میان خاطرات سالهای انقلاب و دفاع مقدس، گاه روایتهایی شنیده میشود که تنها شرح یک زندگی نیست؛ روایت انسانهایی است که پیش از شهادت، با اخلاق، ایمان، مردمداری و بصیرت خود، مسیرشان را انتخاب کرده بودند.
در بعضی محلهها، مسجد فقط محل اقامه نماز نیست؛ جایی است که زندگی در آن جریان دارد، آدمها در آن به هم میرسند، برای روزهای سخت چاره میکنند و برای مناسبتهای مذهبی و اجتماعی، کنار هم میایستند.
روبهروی خیابان میایستم و تابلوی خیابان عسکریه راهنمای اول من است برای ورود به محلهای قدیمی. محله عسکریه اما نامآشناست بهواسطه بیمارستان عسکریه؛ یک بیمارستان قدیمی که سال 1345 با نیت خیرخواهانه سنگ بنایش گذاشته و محلی شد برای درمان مردم محله و محلههای اطراف.
از لحظه ورود به صحن باصفای امامزاده شاهمیرحمزه(ع)، گنبد سبزرنگ و گلدستههای بلند این بقعه متبرکه نگاه هر زائری را به خود جلب میکند.
خیابان سروش، کوی مشکین، کوچهای که محل قدکشیدن و بزرگشدنش بود. با تربیت دینی و رزق حلال بزرگ شد و پا در راهی گذاشت که راه حقیقت بود.
در روزگاری که به آموزش مهارتهای عملی و علوم کاربردی بیش از گذشته توجه میشود، برخی فعالان حوزه آموزش با ایدههای خلاقانه تلاش میکنند مفاهیم پیچیده علمی را برای نسل نوجوان و کودک قابل فهم و جذاب کنند.
کسانی که اولین فستفودیها را راهاندازی کردند، شاید هرگز فکر نمیکردند روزی در رقابت با غذاخوریهای سنتی و طباخیها دست برتر را داشته باشند.
فروشگاه سوت و کور است و به غیر از فروشندهها و یک مشتری کسی حضور ندارد. منتظر میمانم تا مشتری بهای دوپیراهن مردانهای را که خریده بپردازد و فرصت همصحبتی با صاحب فروشگاه را پیدا کنم.
در خیابان عسکریه و در میان انبوهی از فروشگاهها، به مغازههایی برمیخوریم که از ظاهرشان میشود به قدمتشان پی برد؛ مغازههایی که صاحبانشان در طول زمان در این شغل مو سپید کردهاند یا به رحمت خدا رفتهاند و یا دیگر میدان را به جوانترها واگذار کردهاند.