به گزارش اصفهان زیبا؛ در واپسین روز تابستان، ورزشگاه انقلاب خمینیشهر میزبان نوایی دلانگیز از همدلی و رقابت بود. جایی که قهرمانان اراده، در سومین جشنواره ورزشهای بومی – محلی، نه برای پیروزی که برای با هم بودن و شکستن حصار تنهایی گرد هم آمدند.
این مسابقات که به همت سازمان بهزیستی و همکاری اداره ورزش برگزار شد نه یک رویداد ورزشی صرف که یک جشن بزرگ برای زندگی بود. فضای ورزشگاه، آغشته به عطر تلاش و امید، شاهد رقابتهایی بود که هر یک داستانی از اراده را روایت میکرد.در این آوردگاه، بازیهای کهن ایرانی رنگوبویی تازه به خود گرفته بودند. برای توانیابان ذهنی، «لیلی» و «دوزپا»، میدانی برای شادی بیحدوحصر بود، جایی که هر پرش و هر قدم، لبخندی عمیق بر لبانشان مینشاند.
نابینایان مطلق با نیروی دستانشان در «مچاندازی» قدرت اراده را به نمایش میگذاشتند و نیمهبینایان بادقت مثالزدنی در بازی «سرسرکا – سردادن»، مکعبها را بهسوی خانههای امتیاز روانه میکردند.
در بخش ناشنوایان، بازیهای پرتحرک «هفتسنگ» و «دوز فیزیکی» شور و هیجان را به اوج رساند. توانیابان جسمی – حرکتی، چه نشسته بر ویلچر در رقابت «دوز فیزیکی روی میز» و چه ایستاده در «دالپلان»، ثابت کردند که محدودیت، تنها واژهای در ذهن است.فاطمه ابراهیمبابایی، مددکار سازمان بهزیستی خمینیشهر، با اشاره به فلسفه برگزاری این رویداد گفت: هدف ما فراتر از یک مسابقه بود.
بسیاری از توانیابان خود را در حصار خانه محبوس میبینند و این مسابقات فرصتی است تا آنها بتوانند در دل جامعه، در کنار دیگران، تجربه یک رقابت سالم و لذتبخش را داشته باشند.ابراهیمبابایی با تأکید بر اینکه چنین رویدادهایی به مناسبسازی جامعه برای معلولین کمک میکند، افزود: برگزاری این بازیهای بومی – محلی و نزدیککردن آن به فضای عمومی، در حقیقت پلی است برای ادغام اجتماعی توانیابان؛ تا آنها بتوانند بدون دغدغه، با دیگر اقشار جامعه تعامل کرده و بازیها را در کنار هم تجربه کنند.
از سوی دیگر، اکرم حسینی، از توانیابان بینایی، به زیبایی از درک عمیق مسئولان سخن گفت: این ساعات را با تمام وجود زندگی کردم. حس همکاری بچهها، همراهانشان، مربیان و مسئولان بهزیستی بینظیر بود و مرا به وجد آورد. آنها درکی عمیق از وضعیت ما داشتند و در هر لحظه، بیهیچ چشمداشتی، کنارمان بودند.
نکتهای که قلبم را گرم کرد، تصمیم برگزارکنندگان برای اهدای جایزه به همه بچههای ذهنی بود تا حس شکست برای قلبهای حساسشان ایجاد نشود و خاطرهای شیرین از این روز در ذهنها بماند.
علیرضا عسکری، از ورزشکاران جسمی – حرکتی، نیز در عین قدردانی از برگزارکنندگان، نگاهی منتقدانه و سازنده داشت: سال گذشته مسابقات پرتحرکتر بود و بازیهایی مثل «یک قل دو قل» و «هفتسنگ» هم برگزار شد که هیجان بیشتری داشت. امسال، برای ما ویلچریها تنها «دوز نشسته» برگزار شد.او که خود و دوستانش بسیاری از بازیها را برای شرایط جسمانیشان بازطراحی کردهاند، با لحنی دغدغهمندانه پیشنهاد داد: چه خوب میشود اگر مسئولان در طراحی این بازیها از نظرات خود توانیابان نیز نظرخواهی کنند تا مسابقات هیجانانگیزتر و پویاتری داشته باشیم.
زهرا، مادر یکی از مددجویان ذهنی، با صدایی که از خوشحالی لبریز بود، گفت: وقتی خوشحالی دخترم را دیدم، انگار دنیا را به من داده بودند. از مسئولان بهزیستی میخواهم که چنین برنامههایی را برای بالابردن نشاط و روحیه بچهها بیشتر برگزار کنند.
مریم عموشاهی که در مچاندازی مشترکاً اول شده بود، با صدایی لبریز از لبخند و شوق، گفت: اولینبار است که در این مسابقات شرکت میکند و تجربهای فوقالعاده جذاب و جالبی داشته است.در پایان این رویداد پر از خاطره، از میان حدود بیش از صد شرکتکننده، ۳۳ نفر از برترینها به مرحله استانی راه یافتند تا در میدانی بزرگتر، شایستگیهای خود را به نمایش بگذارند و بهرسم یادبود، جوایزی به برگزیدگان اهدا شد تا یادگاری از یک روز پر از همدلی، در ذهن و قلبشان،نقش ببندد.این گزارش تنها گوشهای از یک اتفاق بزرگ و پرمعنا بود.
اتفاقی که نشان داد، برای رسیدن به قلههای موفقیت و خوشبختی، تنها اراده و امید کافی است؛ ارادهای که در چشم توانیابان خمینیشهر، با هر «لیلی» و هر «دوز» به پرواز درمیآید.



