به گزارش اصفهان زیبا؛ در خوانشی کلان از اتمسفر حاکم بر فضای عمومی کشور باید اذعان داشت که خیابان در شبهای ماه مبارک رمضان به مصداق حقیقی قیام لیل و عبادتی عظیم بدل گشته است؛ گویی جغرافیا و تاریخ درهمتنیده شدهاند تا برای نخستینبار آیین شبهای قدر نه از نوزدهم بلکه از دوازدهمین شبِ ماه و از پهنه میادین شهر آغاز شود. این حماسه که بهمثابه شب قدرِ انقلاب اسلامی قلمداد میشود، مقدرات سالهای آتی و هندسه قدرت کشور را در دل همین تجمعات شبانه رقم میزند.
در این روزهای سرنوشتساز که ملت در سوگ شهادت رهبر و علیِ زمانه خویش نشستهاند، خیابان به سنگری تسخیرناپذیر مبدل گشته که در آن، سوگواری نه یک انفعال بلکه نردبانی برای ارتقای رتبه وجودی و بصیرت نافذ یک ملت است.
در واقع مغناطیسی که تودهها را با تمام تکثر و تنوع به میدان میکشاند، ثمره نگاه پدرانه و حکمت متعالیه رهبر شهیدی است که اکنون عشق متقابل او و مردم در قامت یک وحدت در کثرت خیرهکننده تجلی یافته است.
این پدیده را میتوان از منظر نظریه جوشش جمعی امیل دورکیم نیز واکاوی کرد؛ آنجا که سوگواری فراتر از ابراز تألم به فرایندی برای بازتولید روح جمعی و بازسازی انسجام ساختاری جامعه بدل میشود.
وقتی طیفهای مختلف با پوششهای گوناگون و تنوع در سبک زندگی در میادین شهر دوشادوش یکدیگر میایستند، پیامی نمادین به جهان مخابره میکنند مبنی بر اینکه ارادت به ساحت ولایت مرزی به نام ظاهر یا تیپولوژی فرهنگی نمیشناسد.
این همنشینی نوعی وفاق ملی در سایه سوگ است که تفاوتهای روزمره را در برابر وفاداری به ستون خیمه انقلاب به حاشیه میراند.
بدینسان خیابانهای ایران در این ساعات نهتنها تجلیگاه سرمایه اجتماعی قدسی بلکه صحنه پیروزی بصیرت عامه بر اتاقهای فکر و نقشههای پیچیده استکبار جهانی است.
این همبستگی ارگانیک نشان میدهد که جامعه در لحظه بزنگاه تاریخی آگاهانه بهسوی هسته سخت وجودی خویش بازمیگردد؛ هستهای که در آن حفظ تمامیت ارضی و صیانت از آرمانها بر هرگونه تفاوت سلیقهای پیشی میگیرد.
این حضور ناهمگون مصداق بارز دموکراسی بصیرت است؛ جایی که درک مخاطرات نوین و تهدیدات هیبریدی دشمن با عبور از مرزهای طبقاتی نوعی همگراییِ بیسابقه ایجاد کرده است.
شهروندان با بازخوانی عبرتآموز فتنههای پیشین به این یقین رسیدهاند که هرگونه انفعال به معنای خالیکردن میدان برای ویرانگران ایران است؛ لذا خیابان در این شبها بهجای آنکه عرصهای برای جولان فتنهگران باشد به فضای دیالوگ خاموش بدنها و میثاقی با ولایتفقیه بدل گشته است.
از منظر جهاد حضور، هنگامی که زمزمههای شوم طرحهای تجزیهطلبانه به گوش میرسد، حضور هوشمندانه مردم در میدان از یک کنش عاطفی صرف به یک سد نفوذ استراتژیک تغییر ماهیت میدهد.
دشمن که با طمعِ واهیِ خالیشدن خیابانها سودای وهمآلود فروپاشی و کودتا را در سر میپروراند، با مشاهده این مشایه شهری و حضور مستمر در محاسباتِ مادی خود دچار فروپاشی ساختاری شده است.
در واقع این حضور آگاهانه مکانیسمی برای مقابله با انجماد اجتماعی و ابطال پروژه القای حس شکست توسط رسانههای معاند است.
در این هنگامه که جبهه استکبار به دنبال برهمزدن تمرکز دفاعی کشور از طریق دکترین فشار حداکثری و آشوب داخلی است، این همبستگی فراطیفی ثابت میکند که مردم، خود را بخشی تفکیکناپذیر از منظومهٔ دفاعی و امنیتی کشور میدانند.
هر تجمع در میادین شهر، یک واحد معنابخش است که پیام تداوم نهضت و استحکام پولادین نظام اسلامی را مخابره کرده و زنجیره فتنههای داخلی را از هم میگسلد؛ چرا که ویروس آشوب تنها در بستر خلوتشدن میدان امکان تکثیر مییابد.
بیتردید این حضور شبانه سرآغاز فصلی نوین در بازدارندگی مردمی است. خیابان اکنون از یک جغرافیای فیزیکی به یک اتاق عملیات روانی علیه کانونهای توطئه بدل گشته تا ثابت کند قدرت اصلی نظام جمهوری اسلامی را نه فقط در تسلیحات بلکه در قلبهای تپندهای نیز باید دید که گرد خیمه ولایت میچرخند.
چنین ملتی که سوگ را به سلاح و حضور را به سنگر بدل کرده ابداً شکستناپذیر است.
تداوم این حضور حماسی نهتنها روح مطهر امام خامنهای و شهدا را خرسند میکند، بلکه بهمثابه یک آیین تطهیر ملی، زنگارهای فتنههای اخیر را از چهره شهر میزداید.
استمرار این میثاقِ شبانه تضمینکننده پیروزیهایی است که افقهای تمدنی آن از هماکنون در قامت ملتی سربلند و آماده به رزم پدیدار گشته است.



