به گزارش اصفهان زیبا؛ ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان رکن اصلی فعالیتهای فرهنگیهنری استان ذیل حاکمیت دولت جمهوری اسلامی ایران است. در سایت این ادارهکل درباره فعالیتهایش اینطور آمده است: «اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان بهعنوان واحد استانی وزارت مورد اشاره، مسئول رسیدگی به امور فرهنگی و هنری در گستره جغرافیایی استان است. مؤلفههایی چون گسترش فعالیتهای قرآنی، انتشار کتاب، امور چاپخانهها، مؤسسات فرهنگی هنری چندمنظوره و تکمنظوره، انجمنها و فعالیتهای ادبی، مطبوعات و رسانهها، امور تبلیغات و آگهی، هنرهای تجسمی، هنرهای نمایشی، موسیقی، سینما و هنرهای وابسته و نیز عرضه و فروش محصولات فرهنگی مهمترین موضوعاتی هستند که این اداره کل در ارتباط با آنها وظایف حمایتی، هدایتی و نظارتی خود را به انجام میرساند. علاوه بر آنچه که گفته شد راهبری و هماهنگی امور متفاوت فرهنگی (بهصورت عمده در قالب دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی استان) توسط این ادارهکل صورت میگیرد.»
از آغاز پیروزی مبارک انقلاب اسلامی تا کنون، این اداره بیست نفر را پشت میز مدیریت خود دیده و با اوج و فرودهای بسیاری مواجه شده که این اوج و فرودها بهطور مستقیم مربوط به چگونگی فعالیت مدیران بودهاست.
اکنون نزدیک به دو سال است که سکان مدیریت ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان در دستان سید مهدی سیدیننیا قرار دارد و اخیراً نیز از سوی وزیر محترم در این سمت ابقا شد. سیدیننیا دانشآموخته رشته اقتصاد در مقطع کارشناسی دانشگاه اصفهان و کارشناسیارشد تهیهکنندگی دانشگاه صداوسیماست.
از دیگر سوابق مدیریتی و اجرایی او میشود به عضویت در هیئتمنصفه مطبوعات استان اصفهان، عضویت در هیئتمدیره سینماهای حوزه هنری کشور، معاونت اجرایی امور استانهای حوزه هنری کشور، رئیس حوزه هنری استانهای اصفهان، آذربایجان شرقی، قم، معاونت سازمان فرهنگی شهرداری اصفهان و معاونت صداوسیمای مرکز اصفهان اشاره کرد. با او درباره مسائل فرهنگی و هنری استان گفتوگویی کردهایم که در ادامه میخوانید.
وزارتخانه تا چه حد به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان اختیارات دادهاست؟ بهصورت مصداقی، ممیزی و مجوز کتابها را از اصفهان سلب اختیار کردهاند. سلب این اختیارات از اصفهان چه معضلاتی را برای اصفهان به دنبال دارد؟
در این خصوص باید یک سیر تاریخی را برایتان توضیح دهم که بخشی از آن مربوط به وزارتخانه و بخشی مربوط به ادارات کل میشود. زمانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شامل نهادهایی همچون میراث فرهنگی، صنایع دستی وجهانگردی بوده است. نهاد کتابخانهها، سینمای جوان، کانون امور مساجد، اداره اوقاف و… خانواده اداره کل بودند. همه اینها اکنون نیز به وزارتخانه متصل هستند. در زمانی برخی از این نهادها از وزارتخانه جدا شدند و همچون میراث فرهنگی تبدیل به یک وزارتخانه شدند. عنوان «صنایعدستی» نیز پیشازاین، «هنرهای دستی» بود؛ اما هنر را تبدیل به صنعت کردند. ما معتقدیم هنر باید منحصر به خود و عناصرش باشد.
این باعث شد که هنرهای دستی دچار تنوع و تکثر شوند و از هنر فاصله بگیرند.نگاه به بناهای تاریخی تبدیل به نگاهی مرمتی شد تا برای نگهداریاش هزینه شود. اما برای بهرهبرداری فرهنگیاش برنامهای در نظر گرفته نشد؛ درحالیکه نگاه به میراث در حفظ و بهرهبرداریاش باید هنرمندانه باشد. اینها از وزارت فرهنگ فاصله گرفت. در حوزه نرمافزاری نگاهها متفاوت شد. اکنون به گردشگری و تفریح بیشتر نگاه اقتصادی میشود؛ درصورتیکه باید نگاه فرهنگی باشد و این موضوع نیاز به پیوست فرهنگی دارد. به گردشگری صرفا نباید نگاه اقتصادی داشت و منتظر پرشدن هتلها بود. باید به تاثیرگذاری فرهنگی بر گردشگران و تاثیر آن بر فرهنگ نیز توجه کرد. مثل چهارباغ اصفهان که سالهاست دربارهاش بحث وجود دارد و شهرداری برای این محدوده تاریخی دچار چالش است؛ زیرا چهارباغ زمانی که تبدیل به پیادهراه شد، برایش پیوست فرهنگی در نظر گرفته نشد و هنوز نیز این کمبود وجود دارد.
با اینکه به این محدوده عنوان «گذر فرهنگی» دادهاند.
اسمش گذر فرهنگی است. به صرف اینکه در این گذر چند سینما وجود دارد که کار تمام نمیشود! این در حالی است که رویدادهای بسیاری در این محدوده وجود دارد که فاقد پیوست فرهنگی مناسب است.
اداره اوقاف در حوزه فرهنگ فعالیت دارد. حضرت آقا فرمودند: امامزادگان، پایگاههای فرهنگی هستند. اوقاف نیز کار فرهنگی و قرآنی انجام میدهد. موضوع حج بحث مهمی است که امروز با اینکه با اوقاف یک خانوادهایم، ارتباط تشکیلاتی در خصوص مناسک حج در استانها نداریم. امور کتابخانهها در مقطعی جدا شده و تبدیل به نهاد کتابخانهها میشود. اداره کتابخانهها جدا شد اما مسائل مربوط به کتاب بر عهده ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی باقی ماند. مجوز تألیفات نیز به تهران واگذار شد و این بخش نیز جدا شد. حتی اختیار مؤسسات فرهنگی تکمنظوره با ادارات کل است و مؤسسات فرهنگی چندمنظوره به تهران واگذار شدند. کانون امور مساجد نیز امروز در استان اصفهان 1600 زیرمجموعه دارد که تبدیل به نهاد شد و ارتباط تشکیلاتی قوی با ادارات ما ندارند. انجمن سینمای جوان نیز مکانش از املاک اداره کل است اما ارتباط تشکیلاتی با ما ندارد.
سیستم تشکیلاتی حوزه فرهنگ باید از روابط طولی به روابط عرضی تغییر یابد
روح این شیوه مختص روابط امنیتی است. این دستگاهها روابطشان طولی است و روابط دستگاههای فرهنگی عرضی است. درصورتیکه در حوزه فرهنگ روابط عرضی باعث ایجاد همافزایی میشود. باید دید چرا در طول زمان این رابطه تشکیلاتی از حالت عرضی به طولی تبدیل و شبیه دستگاههای امنیتی شد. در تمام دنیا روابط اجزا در سیستم به صورت طولی برقرار میشود و ردهبندی طبقاتی به رأس هرم میرود. در عین حال ساختارهای فرهنگی دنیا به صورت عرضی است و لایهلایه با راس هرم ارتباط برقرار میکنند.
این نقد تشکیلاتی و ساختاری است که به وزارتخانه وارد است. اخیرا شنیدهام معاونت امور حقوقی مجلس و استانها گفتند میخواهیم در خصوص نحوه اداره امور ادارات کل در استانها تجدید نظر کنیم. اگر این اقدام صورت گیرد بسیار هوشمندانه است و میتواند نقش و کارکرد دستگاه عریض و طویل فرهنگ و ارشاد اسلامی را به سامان برساند و نقش موثر فرهنگ در ساختارها و تشکیلات ضریب پیدا کند. به قول شهید بهشتی کار فرهنگی انجام نمیشود مگر اینکه تشکیلات داشتهباشد. تشکیلات باید قوی بوده و دارای ساختار و چشمانداز باشد تا بتوانیم وارد حوزه شرح وظایف و تقسیم کار و راهبردها شویم و برنامه ای خوب بر اساس چهار محور اصلی طراحی کنیم. گام آخر نیز اجراست. اگر گامهای پیشین بهخوبی برداشته نشود، گام آخر نیز با موفقیت برداشته نمیشود. ضعف دستگاههای اجرایی در حال حاضر تاثیر کم با وجود تلاشهای بسیار است. عمده ضعف ما در روش و مدلسازی است. حوزه فرهنگ یک منظومه است و همه اجزا باید در کنار هم و مطلع از هم باشند تا بتوانند به هدفشان برسند.
جزیرهایشدن دستگاهها به ولنگاری فرهنگی میانجامد
این موضوع عملکرد اداره کل را از جهت فربه شدن و نظارت سخت نمیکند؟
درصورتیکه سیستم درست طراحی شود خیر. اگر نظام حاکم بر اداره کل تشکیلاتی باشد مشکلی پیش نمیآید.
باید به گردشگری نگاه فرهنگی داشته باشیم
به حوزه گردشگری و نگاه صرف اقتصادی به آن اشاره کردید. آیا خود اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نباید اقدامی برای تقویت نگاه فرهنگی به گردشگری میکرد؟
وظیفه ما نیست. زمانی اسم گردشگری، جهانگردی بود و جزو ساختار تشکیلاتی این وزارتخانه. الان دیگر جزو مسئولیتهای ما نیست و تبدیل به وزارتخانه میراث فرهنگی شده. گردشگری در دنیا خیلی مهم است. امام کاظم علیهالسلام فرمودند: اوقاتت را به چند دسته تقسیم کن: کار و کسب رزق، عبادت، تفریح. اگر تفریح نباشد کار و عبادت اثربخش نیست. تفریح آنقدر مهم است که امام معصوم میفرماید اگر تفریح نباشد آن دوی دیگر اثربخش نیست.
باید به تفریح و گردشگری نگاه فرهنگی داشتهباشیم. در فرهنگ ما مکانی تحت عنوان باغ تعریف شده. در قرآن نیز باغهای بهشتی داریم. باغ جایی محصور است با یک ساختمان در میانه آن و کسی نمیتواند به حریمش ورود کند. اما امروز پارک از فرهنگ غرب وارد فرهنگ ایرانی شده. دیوارهای باغ حذف و تبدیل به پارک شده. درصورتیکه در پارک حصار و حریمی وجود ندارد و فضا کاملا رهاست و این مشکلاتی را به دنبال داشته است.
پس این را ناشی از نداشتن نگاه فرهنگی به گردشگری میدانید.
بله اگر تفکر حاکم بر مدیران گذشته و حال نگاه عمیق دینی و فرهنگی براساس باورها بود، الان وضعیت اینگونه نبود. در فرهنگ ایرانی باغ حاکم بوده و فضای سبز تعریف و آداب خاص خود را داشتهاست. این فقط یک نمونه بود. من چیزی به نام پارک را در فرهنگمان قبول ندارم و معتقدم میشود روزی پژوهشگران مزایا و معایبش را مطرح کنند. میتوان حریم رودخانه را آزاد نگه داشت تا مردم به آن دسترسی داشتهباشند.
سازمان سینمایی در وظیفهاش کوتاهی کرد
در موضوع اختیارات ارشاد به انجمن سینمای جوان اشاره کردید.از اینجا به جشنواره فجر گریزی بزنیم. روز معارفه اعلام کردید برای جشنواره فجر 1403 حتماً فیلمی از اصفهان راهی جشنواره خواهیمکرد. این موضوع به کجا رسید؟
تفاهمنامهای میان سازمان سینمایی و استانداری وقت بسته شده بود که سالی یک فیلم سینمایی را پشتیبانی کنند اما هر دو نهاد به تعهدشان عمل نکردند. آن وعده بر اساس آگاهی به آن موضوع داده شد و بر همان اساس فیلمنامهای نیز آماده شد با عنوان «قصه ابراهیم». حتی قصد داشتیم به کنگره بیستوچهارهزار شهید استان اصفهان برسد اما سازمان سینمایی و استانداری به تعهداتشان عمل نکردند و این فیلم بدون پشتوانه ماند که اتفاق بدی بود. حتی تصمیم داشتیم تولید فیلم اصفهانی را بهطور صعودی رونق دهیم زیرا ما استعدادهای بسیار خوبی در میان فیلمسازان اصفهان داریم که به این کار بیمهری شد. با این حال کار را رها نکردهایم و از دوستان روایت فتح و بسیج هنرمندان و سپاه صاحبالزمان(عج) تشکر میکنیم که پای کار آمدهاند و اخیرا تفاهمنامهای میان اصفهان و مؤسسه روایت فتح در تهران امضا شده که فیلم در مسیر تولید خود قرار گیرد. کارگردان و تهیهکننده کار نیز مشخص شدهاست. وزارتخانه باید سهم خود را در این پروژه ادا میکرد و کوتاهی شدهاست.
در جشنواره فجر هر سال با این معضل درگیریم که جدول اکران را تهران میبندد و به نیازهای اصفهان بیتوجهی میشود.
اکران فیلمهای جشنواره در استانها اتفاق خوبی است که سالهاست رقم خورده و جای تشکر دارد. اما نقص و عیبی دارد که باید مرتفع شود. باید همه فیلمهای جشنواره در استانها نیز اکران شود.
پس اشکال کار کجاست؟
عمدتاً فیلمسازان و تهیهکنندگان در این خصوص همراهی نمیکنند. وزارتخانه پیگیری و مذاکره و هزینه میکند برای ورود فیلمها به استانها. اما برخی فیلمسازان تمایلی به اکران فیلمشان در استانهای دیگر ندارد. درصورتیکه باید مساعدت کنند تا مردم محروم نشوند و البته جزئیات اکران فیلمها نیز در تهران بسته میشود.
چرا این را به ادارات کل در استانها واگذار نمیکنند؟ بالاخره آنها از اقتضائات شهر خود آگاهترند.
بله این باید به استانها واگذار یا از ایشان نظرخواهی شود . بخشی بهدلیل قرارداد با فیلمسازان است و بخشی نیز اعمال سلیقه و ملاحظات. اگر در این خصوص تعامل شود کار بهتر پیش میرود.
شرایط اصفهان برای تولید فیلم مساعد نیست
ما در گروههای «فرهنگ و اندیشه» و «هنر و میراث» روزنامه اصفهانزیبا با هنرمندان در زمینههای مختلفی گفتوگو میکنیم. بیشترین قشر از هنرمندان که از اصفهان به تهران مهاجرت میکنند، هنرمندان هنرهای تصویری هستند که اکثرشان به تهران رفتهاند. این دست از هنرمندان مدام به کمبود فضا، امکانات و حمایت در اصفهان معترضاند. نظرتان در این خصوص چیست؟
حرفشان درست است. در اصفهان روی فیلمسازی سرمایهگذاری نمیشود و فیلمساز ما مجبور است استعدادش را به تهران ببرد. با وجود ظرفیتهای اقتصادی اصفهان متاسفانه شرایط برای تولید فیلم فراهم نیست. به همین دلیل مهاجرت میکنند.
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ماندن این هنرمندان نمیتواند کاری کند؟
برای تولید فیلم شروطی لازم و یک شرط کافی است . شروط لازم برای تولید فیلم ایده و قصه است و نوشتن فیلمنامه که میتواند در هرکجای دنیا نوشته شود. بعد از آن فیلم باید در فرایند تولید قرار گیرد که نیاز به کارگردان و تهیهکننده دارد و بخشی از عوامل تولید باید در اصفهان باشند. تجهیزات و امکانات نیز باید یا خریده یا اجاره شود. تا اینجا شروط لازم بود که همه اینها در اصفهان هست.
شرط کافی نیز بودجه است که اگر نباشد کار به انجام نمی رسد. در اصفهان برای سرمایهگذاری در این خصوص احتیاط میشود و دستگاههایی نیز که توانمندی دارند برای سرمایهگذاری، پای کار نمیآیند. همچون شهرداریها که از لحاظ مالی امکانات خوبی دارند. صنایع استان و بخشهای خصوصی نیز اعتبارات بسیار خوبی دارند اما سرمایهشان را در هنرهای تصویری نمیگذارند. باید نهادهایی که دستشان میرسد برای ایجاد شرایط کمک کنند تا از تولید فیلم حمایت شود و نیروهای ما از اصفهان نروند. سازمان سینمایی باید برای این موضوع سیاستگذاریهای جدیدی اتخاذ کند تا کسی مجبور نشود برای تولید فیلم به تهران برود.
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان برای دریافت بودجه جهت حمایت از هنرمندانش درخواستی کرده است؟
بله همان تفاهمنامهای که به امضا رسید شامل بودجه هم میشد. بخشی از آن تفاهمنامه حمایتهای مادی و معنوی بود که با وجود پیگیریهای بسیار، هیچ اقدامی در آن خصوص از سمت تهران و استانداری اصفهان انجام نشد.
تشکیل جلسات شورای فرهنگ عمومی پس از یک سال
در زمان مدیریتتان برای بحث زن و معضل حجاب و درگیریهای این حوزه و نظارت بر حواشی آن چه محصولاتی تولید کردید یا چه اقداماتی انجام دادید؟
پاسخ به این سوال نیاز به طرح یک مقدمه دارد. شورای فرهنگ عمومی مهمترین شورای فرهنگی هر استان است که جلسات آن باید مرتب تشکیل شود. اما این جلسات متاسفانه از یک سال پیش از مدیریت من نظمی در برگزاری نداشت و به همین دلیل موضوعات فرهنگی استان مغفول ماند. مهمترین رکن تصمیمگیری و فعالیتهای فرهنگی در استان همین شوراست که رییس آن امامجمعه محترم اصفهان، جانشین آن استاندار و دبیر آن اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی است. جایی که میشود آنجا تصمیم گرفت، مصوباتی داشت و اقدامات اجرایی در نظر گرفت آنجاست. شورای فرهنگ عمومی طبق آییننامه باید ماهی یکبار تشکیل جلسه دهد. به لطف خدا و عنایت استاندار محترم در یک ماه توانستیم دو نشست برگزار کنیم. در دومین جلسه نیز پس از یک سال و نیم، پنج اولویت برش مهندسی فرهنگی استان اصفهان مصوب شد که گام مهمی است و اگر به همین ترتیب پیش برویم اتفاقات خوبی خواهد افتاد.
ساختار شورای فرهنگ عمومی از 9 کمیته به پنج کمیته تبدیل شده و منتظریم وزیر محترم آن را ابلاغ کند. مسئولیت هرکدام از این کمیتهها با یک اداره کل است و باید با اعضای کمیته در راستای موضوعات همکاری کنند و آن را به شورا بیاورند. شورای انقلاب فرهنگی به شدت پیگیر این مهندسی فرهنگی است و اعتبارات مالی نیز در نظر گرفتهاست.
مصوبهای مربوط به حوزه حجاب هم بودهاست؟
بله. یکی از مصوبات هویت ایرانیاسلامی است که در بحث هویت موضوع حجاب مستتر است و در ذیل آن قرار میگیرد. با این تصویب جزئیات و تکالیف دستگاهها مشخص شده و همه در قبال این مصوبه موظفاند.
باقی جزئیات این مصوبه را هم بگویید.
هویت ملی مذهبی انقلابی و بومی؛ هنر و رسانه؛ سبک زندگی؛ سرمایه اجتماعی؛ حکمرانی فرهنگی. اینها پنج اولویت است که به روش مصاحبه عمیق با چهل نخبه در این حوزه صورت گرفته که از کل شهرستانهایی که فعالیت فرهنگی دارند پژوهش و احصا شده. همچنین از موج چهارم پیمایش ارزشها و نگرشهای کشور در سال 1402 و از اسناد بالادستی که بر اولویتهای فرهنگی تاکید دارد برای احصا و تعیین این پنج اولویت استفاده شدهاست.
بازگشت به هویت راهحل معضل حجاب است
با این حساب از الان به بعد باید منتظر اقداماتی در حوزه حجاب باشیم.
بله . ما در ادارهکل جلسات مختلف کارشناسانهای داشتهایم و به صورت موردی شورای سیاستگذاری شورای فرهنگ عمومی با حضور اساتید و کارشناسان جلساتی برگزار شده. اتفاقا آنچه در این جلسات بهصورت کارشناسی به آن رسیدهایم، این است که به هویت بازگردیم. دلیل رسیدن به وضعیت کنونی حجاب فاصله گرفتن از هویت است. ما دوازده جلسه کارشناسی قوی در این خصوص برگزار کردیم و نتیجه حاصله این جلسات این است که باید بر هویت سرمایهگذاری کنیم. اگر به هویت توجه شود قطعا رفتارها را تحتتاثیر قرار میدهد. گاهی میبینیم ملیتهای دیگر مثل پاکستانیها در ایران لباس خودشان را میپوشند. متاسفانه بهمرور زمان دچار بیهویتی شدهایم و معضل حجاب فقط یکی از نتایج بیهویتی است. این بیهویتی جهانبینی و اندیشه ما را تحتتاثیر قرار دادهاست. متاسفانه ما بهراحتی دچار خودباختگی هویتی میشویم و این در نوع سبک زندگی و جهانبینی، نوع پوشش و گفتار خود را نشان میدهد. حجاب هم یکی از اینهاست که طی مسیر بیهویتی شکل گرفته است. اگر به هویت اصلیمان بازگردیم بهدرستی با حجاب هم برخورد میکنیم و این مسئله خود به خود حل میشود. حتی حجاب دیگر مسئله نیست و تبدیل به پدیده شده است. درحالیکه میتواند حتی مسئله هم نباشد. ما هویت ایرانی اسلامی داریم و با احیای آن به نتایج خوبی خواهیم رسید.
پس به صورت کلی مسائل مربوط به زن و حجاب در قالب جلسات مطرح شده و باید منتظر اقداماتی در این خصوص باشیم.
بله این وظیفه ماست. اگر در این خصوص سرمایهگذاری نکنیم دچار مشکل خواهیم شد. ما از لحاظ مبانی در این حوزه قوی هستیم؛ اما در بحث حجاب با جامعه گفتوگو نکردهایم و نتوانستهایم این مبانی را منتقل کنیم. کرسیهای آزاداندیشی که رهبر عزیز انقلاب بارها به آن اشاره کردهاند، نشان میدهد که این مباحث باید در میان مردم بیاید نه اینکه فقط در پژوهشها و دانشگاهها و حوزهها باقی بماند. مبانی اندیشهای و نظری ما باید تبدیل به یک گفتمان در جامعه بشود و همه دربارهاش به نتیجه یکسان برسند.
در مسئله مقاومت در این دو سال اخیر چه کردهاید؟ توانستهاید هنرمندان را به تولید اثر سوق دهید یا اثری تولید کنید؟
اداره کل، تولیدکننده نیست.
زمینهساز است؟
بله. ما در زمینه مجوزها و نظارتها ورود میکنیم. ما در تولیدات،حمایتکنندهایم.
درخواستی هم برای کمک به تولید یک اثر داشتهاید؟
بله. ما با مؤسسات فرهنگی فعال در این حوزه، به سینمای جوان، بسیج هنرمندان و جبهه فرهنگی کمک میکنیم. حوزه هنری در سال جاری کمک خیلی خوبی از اداره کل دریافت کرده است. در حقیقت سال گذشته وزارتخانه برای حمایت از مؤسسات فرهنگی و تولیدکننده، اعتبار خوبی را پرداخت کرد. مثلا یکی از حمایتهای خوب در حوزه حجاب و الگوی سوم زن، تولید کتاب الگوی سوم زن بود که پژوهش آن با حمایت اداره کل انجام شد که در نوع خود کار بسیار مهمی بود و همه را پای کار آن کتاب آورد. برای ادامه و اجراییشدن آن پژوهشها نیز همچنان پای کار هستیم و امسال نیز کمکهای مالیمان ادامه خواهد داشت. برخی مؤسسات نیز نمایشگاههایی راجع به مقاومت و حجاب برگزار کردهاند که حمایت مالی کردیم. بهطور کلی حمایتهای خوبی در این خصوص داشتهایم.
امسال نزدیک به چهار میلیارد نیز در شهرستانها در زمینه موضوعات قرآنی اعتبار تخصیص دادهایم تحت عنوان طرح شهید آوینی.
گفتید وزارتخانه بودجه خوبی برای کارهای فرهنگی در استان اختصاص داده. چه رقمی؟
هشتمیلیارد برای حمایت از مؤسسات فرهنگی که طرح و فعالیت دارند. در آینده نیز همین طرح را با افزایش اعتبار خواهیم داشت.
اقدام در حوزه مقاومت ازطریق کارگروه هنر و رسانه کنگره 24هزار شهید
در حوزه مقاومت مصداقیتر میگویید چه آثاری تولید شده است؟
تمرکزمان امسال بر کنگره 24هزار شهید بود. در بخش هنرهای نمایشی آثار بسیار خوبی رسید. کارگروه هنر و رسانه امسال تشکیل شد ذیل کنگره که دبیری آن با اداره کل بود. تمام فعالیتهایمان را در حوزه مقاومت ذیل کنگره قراردادیم و همه کارهایی که انجام شد در نمایش و فیلمهای مستند، کوتاه، موشن گرافی، نمایشگاه و هنرهای تجسمی ذیل این کارگروه تعریف شد. در همین خصوص کارهایی نیز تولید شد. در ایام کنگره تمام آگهیهای تبلیغاتی در شهر با اداره کل بود. کانونهای آگهی تبلیغاتی بخش خصوصیاند اما به سفارش اداره کل پای این کار آمدند.
با توجه به اینکه امسال انتخابات زودهنگام داشتیم و عدد مشارکت اصفهان نسبت به سالهای قبل کمتر بود، در این حوزه چه اقداماتی انجام دادید؟ ارشاد در تقویت فرهنگ مشارکت عمومی بهطور ویژه در انتخابات برنامهای داشت؟
ما جزو شورای اطلاعرسانی دولت و شورای اطلاعرسانی انتخابات هستیم. در ساختار کمک کردیم و نشستهای خوبی برگزار شد. زمان انتخابات ما به اینها اطلاعرسانی و مکاتبه داریم که همه پای کار انتخابات بیایند. یعنی وظیفه حاکمیتی اداره کل، جمعآوری همه این ظرفیتهاست. سال گذشته قبل از انتخابات در دانشگاه اصفهان جلسهای با حضور آقای جاننثاری معاون وقت استانداری و تمام رسانهها داشتیم . با دعوت اعضای شورای اطلاعرسانی همه را پای کار انتخابات دعوت کردیم. آن برنامه وظیفه ما بود. از کل شهرستانها دعوت شد و تبیین و توجیه داشتیم و درخواست کردیم همه در این عرصه تبلیغ و فعالیت کنند. مدل کار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اینگونه است که همه کانونهای تبلیغاتی را برای این کار به خط میکند. هرآنچه در منظر مردم نصب میشود مجوز آن را اداره کل میدهد. در فضای مجازی هم تولیدات بسیاری را حمایت کردیم که پس از انتخابات گزارش همه فعالیتها به وزارتخانه ارائه شده است.
در ایام انتخابات همه زیرمجموعههای فرهنگیرسانهای پای کار آمدند که آمارشان به این ترتیب است: 349 مؤسسه فرهنگیهنری، 433 ناشر، 99 انجمن ادبی، 528 چاپخانه، 278 کتابفروشی، 470 کانون آگهی و تبلیغات.
139 رسانه چاپی، 207 رسانه الکترونیکی برخط، 196 رسانه الکترونیکی غیربرخط، 15 روزنامه، 28 هفتهنامه، 3 دوهفتهنامه، 26 ماهنامه، 5 دوماهنامه، 46 فصلنامه، 15 دوفصلنامه، 1 سالنامه، 1 خبرگزاری و 206 پایگاه خبری.
اداره کل چقدر توانسته کاغذبازی اداری را کمرنگ کند؟
یکی از روشها استفاده از دولت الکترونیک است و در حال حاضر همه درخواست مجوزها از طریق سامانهها صورت میگیرد. صندوق اعتباری هنر نیز ظرفیتی است که سامانهای کار میکند. در استان اصفهان حدود پنجهزار نفر عضو صندوق داریم که بیش از سههزار و هفتصد نفرشان بیمه شدهاند. عمده مراجعات از طریق سامانههاست و از هنرمندان درخواست شده آثارشان را از طریق سامانه ثبت کنند. طبق همین سامانهها نیز درجهبندی میشوند و نشان میگیرند.
داشتههای مالی ارشاد در خدمت کمک به نهادها و ارگانهای فرهنگی
زمانی از کسی شنیدم اداره کل فرهنگ و ارشاد اداره فقیری است. از لحاظ بودجه در چه وضعیتی هستید؟ تخصیص بودجه وزارتخانه میان استانها عادلانه و مطابق با نیازهاست؟
منابع مالی ما از دو جا تأمین میشود. یکی از طریق توافقنامه با سازمان مدیریت استان که فصول مختلفی دارد و باید هزینههای اداره را از آن محل تأمین کنیم. بخش دیگر ابلاغیههایی است که تهران به ما واگذار میکند تحت عناوین طرح شهید آوینی یا کتاب و کتابخوانی، حمایت از فعالیتهای قرآنی و… . این دو منبع را از لحاظ مالی داریم. آن منبعی که تهران ابلاغ میکند، خودمان نمیتوانیم هزینه کنیم و فقط میتوانیم آن را به مؤسسات واگذار کنیم و براساس طرحهایی که آن مؤسسات ارائه کردهاند و تأیید و مصوب شده، به این وسیله از آنها حمایت میکنیم.
بنابراین ماهیت ما کمککردن به این مجموعههاست. برای مثال الان یک اعتبار بیستمیلیاردی تسهیلات به استان رسیده که مؤسسات از این اعتبار از ما وامی با بهره کم دریافت میکنند. اعتبارات ابلاغی را به بخش خصوصی کمک میکنیم. بخشی از طرحها هم ازطریق مشارکت انجام میشود. مثلا نمایشگاه قرآن در پیش است و ما چندصدمیلیون برای این نمایشگاه هزینه میکنیم؛ اما هزینه کلیاش میلیاردی است و شهرداری و دیگر نهادها نیز تمامقد کمک میکنند. شهرداریها در حوزه فرهنگ مشارکت بسیاری دارند. پس روش ما به این صورت است که خودمان هزینه و برداشت نمیکنیم زیرا قانون ما را منع کردهاست. در اصفهان بیش از صد میلیارد ازطریق فروش بلیت سینماها به دست میآید اما برداشت اداره کل از آن صفر است؛ درحالیکه زمانی پنج درصد آن به اداره کل تخصیص داشت. اداره از سینماها حمایتهای میلیاردی و سینماهای جدید را تجهیز میکند اما از فروش بهره ای ندارد.
اداره کل فرهنگ و ارشاد فقیر نیست اما داشتههایش را خودش استفاده نمیکند و صرفا در تجهیزات و وام و آگهیها کمک و حمایت میکند که عدد بسیار بزرگی هم هست. مثلا هزینه جشنواره تئاتر یا جشنواره فیلم فجر بیش از یک میلیارد میشود و اداره کل میپردازد.
آیا منابع میان استانها عادلانه توزیع میشود؟
بستگی دارد. سال گذشته دستورالعملی از تهران ابلاغ شد که در طرح شهید آوینی به طور متوسط به شهرستانها هفتادمیلیون تومان کمک کنید. اما پیش آمد که به شهرستانی هم 120میلیون کمک کردیم و این بستگی به شرایط دارد. کمکها طرحمحور است و ردیف بودجههای مشخصی دارد.
پروژه شهر هنر در چه حالی است؟
به زودی خبرهای خوبی خواهد رسید. مقدماتش در استان در حال فراهمشدن است و با حضور وزیر محترم و استاندار محترم اتفاقات خوبی خواهد افتاد. مطالعاتش انجام شده و بهزودی تفاهمنامهای میان استانداری و وزارتخانه آماده میشود. طراح آن خودم هستم و انشاالله شهری ساخته خواهد شد که نیاز به چندصد هکتار زمین دارد.
در بحث کتابخانه مرکزی که نهاد کتابخانهها به دنبالش است اداره کل نیز دخیل است؟
نهاد کتابخانهها وابسته به وزارتخانه است و ما کمککننده خواهیم بود. املاک نهاد کتابخانهها را اداره کل تأمین کرده و به نهاد واگذار میکند. نقش اداره کل به این صورت است. حدود 260 کتابخانه در استان است که املاک ان به نام اداره کل و بهرهبردارش نهاد است. اداره کل فرهنگ و ارشاد داراییهای وسیعی دارد اما روشش به این صورت است. اگر بشود همه اینها را کنار هم قرار دهیم اتفاقات خوبی در حوزه کتاب رخ میدهد اما متاسفانه ما را جزیرهای کردهاند.
نمونهاش نمایشگاه کتاب که زمینگیر شده است.
اگر کارها متمرکز شود اتفاقات بسیار خوبی میافتد. در حال حاضر 650 کانون یا باشگاه بازیهای رایانهای در اصفهان است که اتحادیه هم دارد. این قبلا رها بوده اما حالا ورود کرده و کمکحالشان هستیم و مجوزهایشان را سامان میدهیم. اما اینها باید ابزار و اختیارات باشد. وظیفه به علاوه اختیار مساوی با مسئولیت است.
اگر وظیفه بیش از اختیارات باشد، به هدف نمیرسیم. اگر اختیارات بیش از وظیفه باشد فسادآور میشود و این تعادل باید رعایت شود. مسئولیت باید به اندازه اختیارات و وظایف باشد. در خصوص کتاب اگر میخواهیم مردم کتابخوان شوند همه چیز آن باید در کنار هم باشد. اگر پای درد دل کارکنان نهاد کتابخانهها بنشینید، از لحاظ اداره و حقوق و مزایا مشکلات بسیاری دارند. یا حتی کارکنان اوقاف و حج و زیارت. این جزیرهای شدن نتیجهاش ولنگاری فرهنگی است و دیگر اثرگذار نخواهد بود.



