به گزارش اصفهان زیبا؛ ایران در زمان ارائه طرح دهمادهای خود به آمریکا، بندی اساسی را در آن گنجاند که بر برقراری آتشبس در تمامی جبهههای مقاومت تأکید داشت و این شرط، اصلی ثابت و غیرقابل اغماض در چارچوب راهبردی ایران محسوب میشد.
هنگامی که با وساطت پاکستان زمینه مشارکت ایران در دور نخست مذاکرات فراهم شد، تهران به صراحت اعلام کرد که حضورش تنها در صورتی امکانپذیر است که آتشبس در لبنان نیز همزمان با دیگر جبههها برقرار شود.
با این حال، این دور از مذاکرات به نتیجه نرسید؛ زیرا آمریکاییها علیرغم پذیرش شکلگرایانه طرح دهمادهای بهعنوان مبنای گفتوگو، در عمل مطالبات تمامیتخواهانه و ناهمخوان با توافقات اولیه را پیش کشیدند و هر بار که در برخی حوزهها نزدیک به توافق میشدند، مداخله نتانیاهو و فشار سیاسی او موجب میشد که واشنگتن از مواضع پیشین خود عقبنشینی کرده و گفتوگوها در بنبست قرار گیرد.
ایران نیز در روند مذاکرات پیوسته برای تحقق آتشبس کامل در لبنان فشار وارد میکرد و این فشار، تا حدی ترامپ را وادار کرد که نتانیاهو را تحت فشار قرار دهد. اما نتانیاهو، به جای اجرای آتشبس فراگیر، تنها توقف درگیریها در شمال رود لیتانی، بیروت و چند شهر دیگر لبنان را پذیرفت و در جنوب لیتانی نهتنها آتشبس برقرار نشد، بلکه جنگی شدید و گسترده آغاز گردید.
محاصره شهر بنتجبیل توسط ارتش اسرائیل نیز در تعارض مستقیم با وعده آمریکا درباره آتشبس کامل بود و در نهایت، این مجموعه رفتارها باعث شد مذاکرات عملاً با شکست مواجه شود.
در ادامه این روند، نتانیاهو یک روز پیش از آتشبس موقت میان اسرائیل و لبنان، مرتکب جنایتی وسیع شد؛ حملات سنگین ارتش اسرائیل به بیروت و سایر شهرهای بزرگ لبنان شهدا و زخمیهای بسیاری بر جای گذاشت.
این اقدام، بیانگر الگویی شناختهشده در رفتار اسرائیل است؛ الگویی که در آن، پیش از پذیرش اجباری آتشبس، ضربات سنگین و کشتار گستردهای صورت میگیرد تا اسرائیل تصور کند از موضع قدرت وارد آتشبس میشود و طرف مقابل فرصت واکنش مؤثر ندارد. پس از دور نخست مذاکرات اسلامآباد نیز فرمانده ارتش پاکستان برای انتقال پیامهای جدید به تهران آمد و ایران با صراحت تأکید کرد که بدون برقراری آتشبس کامل در سراسر لبنان، در دور بعدی گفتوگوها شرکت نخواهد کرد.
انتقال این پیام به آمریکاییها، در شرایطی که ترامپ بهشدت به تحقق آتشبس نیازمند بود، باعث شد واشنگتن فشار مضاعفی بر نتانیاهو وارد کند؛ فشاری که طی پنج روز ادامه یافت و در نهایت نخستوزیر اسرائیل را وادار کرد توقف کامل حملات در سراسر لبنان، بهویژه جنوب آن را بپذیرد. به این ترتیب، آتشبس کامل در نیمهشب به وقت بیروت برقرار شد و بازگشت گسترده ساکنان جنوب لبنان به خانههایشان، بیاعتنا به تهدیدات ارتش اسرائیل نشان داد که این آتشبس عملاً در سطحی نزدیک به ۹۹ درصد اجرا میشود.
در همین فضای پرتنش نیز وزیر امور خارجه کشورمان نیز در توئیتی از باز شدن تنگه هرمز برای عبور و مرور خبر داد. اما واکنش ترامپ، بهجای رویکردی متوازن و سازنده، لحنی تحقیرآمیز داشت؛ او اعلام کرد که هرچند تنگه هرمز باز شده، اما محاصره دریایی ایران ادامه خواهد یافت و نهتنها اورانیوم غنیشده از کشور خارج نمیشود، بلکه اموال ایران نیز آزاد نخواهد شد.
این موضعگیری، پاسخی منفی و نامطلوب به ابتکار دیپلماتیک ایران بود و در واکنش به آن، تهران اقدام تازهای انجام نداد و قرارگاه خاتمالانبیا اعلام کرد که کنترل سختگیرانه و جدیتری بر تنگه هرمز اعمال خواهد شد. در همین حال، پاکستان تلاشهای خود را برای آغاز دور دوم مذاکرات ادامه میدهد، اما ایران با توجه به رفتار ترامپ، فعلاً برنامهای برای مشارکت در این دور ندارد و طرف مقابل نیز منتظر اقدام بعدی تهران است. در این چارچوب، ایران اگر قصد دارد مذاکرات به نتیجه ملموس برسد، باید تنگه هرمز را بهعنوان اهرم اصلی قدرت در اختیار خود نگه دارد؛ زیرا رها کردن این ابزار به معنای از دست دادن امکان پیشبرد مؤثر مذاکرات خواهد بود.
نقش تعیین کننده لبنان در موازنه منطقه ای
در نهایت آنطور که شاهد هستیم لبنان در عرصه میدانی و تحولات مرتبط با حزبالله نقشی تعیینکننده در موازنه منطقهای یافته است. کشوری که مذاکرات برای آتشبس در آن با محوریت ایران و بدون نقشآفرینی دولت این کشور انجام شد و در حالی که نخستوزیر لبنان حتی به آمریکا دعوت نشد، ترامپ رئیسجمهور لبنان را به امضای پیمان صلح با اسرائیل فراخواند و او تنها بر لزوم گفتوگو درباره آتشبس تأکید کرد.
در عین حال دیدیم تلاشهای یکونیمساله اسرائیل برای خلع سلاح حزبالله نیز کاملاً بینتیجه ماند. ارتش لبنان نهتنها در جهت سیاست خلع سلاح حرکت نکرد، بلکه با توجه به ماهیت داوطلبانه حزبالله و نقش اصلی این گروه در دفاع از کشور، عملاً پشتوانهای برای آن محسوب میشود.
به همین دلیل، شعار خلع سلاح حزبالله امروز به یک گزاره بیمحتوا و غیرعملیاتی تبدیل شده است. حزبالله که به سبب حمایت ایران وارد جنگ رمضان شد، ضربات چشمگیری به اسرائیل وارد کرد. تلاش شدید اسرائیل برای تصرف کامل بنتجبیل نیز ناکام ماند و با برقراری آتشبس، روشن شد که این رژیم قادر به تحقق اهداف اعلامشده خود نیست. این روند، قدرت و توانمندی حزبالله را بار دیگر اثبات کرد و نشان داد که برخلاف ادعاهای پیوسته نتانیاهو مبنی بر فروپاشی حزبالله پس از شهادت سید حسن نصرالله، این گروه توانسته ساختارهای خود را متناسب با شرایط جدید بازسازی کرده و در برابر اسرائیل ایستادگی مؤثر داشته باشد. همین عملکرد باعث شده حتی منتقدان حزبالله نیز اذعان کنند که خلع سلاح این گروه نهتنها ممکن نیست، بلکه عملاً راهی برای تحقق آن وجود ندارد.



