ملانصرالدین در سالون تنگ اصفهان

گشت‌وگذار در دل تاریخ همیشه جذاب بوده است. اگرچه در این سیر، رنج‌های بشری برای بقا که بر اجداد و نیاکان ما رفته هویدا می‌شود، اما گویی همین عبور از آن رنج‌ها و درک میراثی از رفاه که برای ما به‌جامانده است، حسی از لذت به ارمغان می‌آورد. مثال امروزی پیش چشممان، شیوع بیماری کرونا و اعلام وضعیت قرمز در سراسر کشور است که نمونه‌ مشابهش دقیقا صدسال پیش، بین سال‌های 1296 تا 1300 هجری شمسی، در ایران رخ داده است. دوران قحطی وحشتناک به دلیل احتکار انبارهای غله توسط احمدشاه و تجار محتکر ایرانی و سپس فروش ظالمانه غلات ایرانیان به ارتش بریتانیا که شوربختانه با همه‌گیری ویروس کشنده‌ آنفولانزای اسپانیایی که لابد آن‌هم سوغات سربازان انگلیسی بوده همراه می‌شود و کشتار عظیمی به بار می‌آورد. امروز ما فرزندان این زمان، اگرچه در اتمسفر تراژیک ویروس ناشناخته کووید 19 نفس می‌کشیم، ولی با مرور تاریخ و نگاه به آن از  ورای تجربه‌ صدساله‌ تلاش‌های بشری، نفس راحتی می‌کشیم و چشم‌انداز روشنی برایمان ترسیم می‌شود.

تاریخ انتشار: 09:17 - سه‌شنبه 15 مهر 1399
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه

روزنامه‌های قدیمی یکی از منابعی هستند که امکان این سفر تاریخی را فراهم می‌کنند. زبان روزنامه موجز و مخاطب پسند است و به‌ویژه در دوران کمبود خمیرکاغذ و مشکلات چاپ، با تمام معذوریت‌های ناشی از سانسور و فضای بسته فرهنگی، معمولا گزیده‌ترین و جذاب‌ترین رویدادها را به خواننده ارائه می‌دهد. با این مقدمه در این ستون، نقبی می‌زنیم به گذشته‌ رویدادهای فرهنگی و هنری و هر آنچه به هنر اصفهان در حدود 100 سال پیش در روزنامه‌ها آمده است. ابتدا به سراغ روزنامه «اخگر» می‌رویم که بر صفحه اول آن، سال تأسیس را 1339 هجری قمری، برابر با 1299 هجری شمسی، آورده است. در شماره 67 روزنامه اخگر، به تاریخ 15 بهمن‌ماه 307، صفحه 2 با تیتر   «تئاتر و نمایش» خبری از اجرای تئاتری به نام ملانصرالدین به همراه تحلیلی از آن به چاپ رسیده است. در ابتدای مطلب، نویسنده اشاره‌ای به مطلب قبلی‌اش که نقدی بر تئاتر حاجی‌آقا بوده می‌کند و از نبود سعه‌صدر در میان اهالی نمایش در مقابل انتقادات او، این‌گونه گله دارد: «در یکی از شماره‌های گذشته اخگر، قارئین محترم شرحی را که در اطراف تئاتر حاجی‌آقا نگاشته، ملاحظه نمودند. چون آقایان نمایش‌دهندگان از موضوع اهمیت انتقاد تئاترها و نمایش‌ها در جراید ممالک متمدنه و حتی در جراید طهران بی‌اطلاع بوده، از قرائت آن عصبانی شده و تیرهای تهمت و افترا به جانب ما پرتاب نمودند. درصورتی‌که قصد و غرض ما اصلاح کار خود آن‌ها و ترقی نمایش‌هایشان بود و چقدر به‌جا بود که آقایان محترم با کمال ملایمت و بدون آنکه عصبانی شوند انتقادات به مورد ما را مطالعه فرموده و برای دفعات آتیه رفع معایب می‌نمودند… .»
اگرچه برای ما متنی از نمایش حاجی‌آقا و همچنین نقدی که بر آن نگاشته شده در دسترس نیست تا با دید بهتری بتوان قضاوت کرد، اما جالب است که زبان نقد، از قدیم‌الایام به مذاق اهل هنر خوش نمی‌آمده است. با این مقدمه، نویسنده روزنامه اخگر شرح تئاتر ملانصرالدین را آغاز می‌کند:
«در این دفعه لازم می‌دانیم که مجددا از تنگی سالون (سالن) شکایت نماییم چه باوجوداینکه جمعیت در این نمایش خیلی زیاد نبود، باز به‌واسطه آنکه صندلی‌ها تنگ چیده شده بود، تماشاچیان در زحمت بودند. نظم و ترتیب سالون بی‌اندازه خوب و قابل‌تمجید و تقدیر بود و پرده (ای) که دفعه قبل در مابین خانم‌ها و آقایان کشیده شده بود، این دفعه وجود نداشت و مع‌ذلک مراتب نزاکت از طرف مردها کاملا رعایت می‌گردید. مأمورین نظمیه نیز در حفظ و نگهداری انتظام سالون خیلی زحمت‌کشیده و جدیت به خرج دادند… .» متأسفانه نامی از سالن اجرای نمایش و مکان آن در مطلب آورده نشده است. اما وجه اشتراکی که با زمان حال دارد نبود فضا و کیفیت لازم برای اجرای تئاتر و در یک کلام سالن مناسب اجرای نمایش در اصفهان است که بنابراین سند تاریخی، این مشکل از آن زمان تا به امروز همچنان ادامه دارد. نویسنده پس از انتقادش به سالن اجرا، وارد بحث تحلیل نمایشنامه و بازی بازیگران می‌شود: «در مابین آکترها، نصرالدین رول خود را خوب بازی کرد و ژست‌ها طبیعی بود. ترک هم رول خود را خوب بازی کرد، فقط در موقع حرف زدن گاهی لهجه ترکی با اصفهانی مخلوط می‌شد. رول بچه‌ها و دختر هم نسبتا بد نبود، پی اس این نمایش مقدماتش با نتیجه موافق نبود و قسمت‌های بی‌تناسب هم در آن زیاد دیده می‌شد… .»
نویسنده در اینجا، بااینکه وارد تحلیل متن نمایش می‌شود، بازهم اسمی از نویسنده متن و کارگردان نمایش نمی‌آورد که البته اشکال اساسی تحلیل اوست، چراکه هویت افراد نمایش به‌مانند هویت سالن اجرا و مکان آن برای خواننده مشخص نمی‌شود، لذا برای ما هم که 100 سال بعدتر داریم می‌خوانیمش، امکان جست‌وجو در باب آفرینندگان این نمایش وجود ندارد. تنها در ابتدای مطلب، نویسنده اشاره‌ای به نام گروه اجرایی، یعنی «هیئت تآترال مردان فرح‌بخش» می‌کند. نکته اصلی که در این تحلیل چندین بار به آن اشاره‌شده، ضعف در محتوای نمایش ملانصرالدین است. نگارنده تحلیل بارها اشاره می‌کند که این نمایش اخلاق رذیله را ترویج داده و جملات و صحبت‌های نامناسب در آن به کار رفته است. ازآنجایی‌که حکایت‌های ملانصرالدین در فرهنگ عامیانه ما، دارای محتوایی طنز که البته بیشتر شامل هزل است می‌شود و معمولا نکته‌ای اخلاقی را زیر لوای هزل آموزش می‌دهد، می‌توان حدس زد که احتمالا نویسنده روزنامه اخگر از بی‌پردگی در بیان حکایت ملانصرالدین شکایت داشته است.
پایان‌بندی تحلیل هم اشاره‌ای ظریف به تمرکز کیفیت تولیدات هنری در پایتخت، یعنی تهران دارد که البته امروزه نیز شاهدش هستیم. نویسنده همین‌جا تحلیلش را تمام می‌کند و خواننده را از ادامه اجرای نمایش در روزهای آتی بی‌خبر می‌گذارد. نکته بامزه این مطلب هم شاید همین باشد: گویی که منتقد، قصد تبلیغ منفی برای این نمایش را داشته است.