چنانکه در ششمین مقاله چنین میگوید: «وزیر معارف باید برای تربیت ملت فردای مملکت، معلمین برجسته و شرافت دوستی را انتخاب نماید و در نظر داشته باشد که نهتنها یک نفر معلم فاضل که به اصول فن تعلیم و تربیت آشناست، بلکه همان ناظم و مدیر ناآگاهی که «واضح» را «واظح» و تهدید را «تحدید» مینویسند، تا به حد کفایت حقوقی نداشته باشند، هرگز شبها آن حال و حواس را نخواهند داشت که به دروس فردای کلاسهای خود مراجعه کرده و ذهن خویش را برای تعلیم محصلین حاضر نمایند.» نگارنده با این مقدمه، بحث آموزش معلمان را پیش میکشد و پیشنهاد دلسوزانهاش در جهت اصلاح امور، نه حذف عناصر موجود، بلکه آموزش و تربیت آنهاست. به نظر میرسد که او با توجه به محدودبودن تعداد مدارس اصفهان در آن زمان و همچنین تعداد انگشتشمار مدیرها و ناظمها، احتمال لورفتن شخصیتهای مقالهاش برای خواننده را سنجیده و بنابراین در برخورد با آنها، جانب احتیاط را رعایت کرده است. در مقاله پنجم، نویسنده به سراغ دارالمعلمین میرود: «دولت بایستی دارالمعلمینهای متعدد در همه نقاط مملکت دائر و معلمین زبردست را که در گوشه و کنار منزوی شده و به تظاهر و معروفیت علاقهمند نیستند انتخاب کرده و به این مدارس اعزام دارد تا رموز و نکات فن شریف تعلیم را به معلمین فعلی حالی کرده و ایشان را به وظایف و تکالیف خود آشنا نمایند.»
چنانکه میدانیم، دارالمعلمین مرکزی در سال 1298 خورشیدی در تهران، به منظور تربیتمعلم برای مدارس تأسیس شد. دارالمعلمین در مرحله مقدماتی به آموزش و تربیتمعلم برای دوره ابتدایی میپرداخت و فارغالتحصیلان آن، دیپلم میگرفتند. مدت تحصیلات در دارالمعلمین مقدماتی، دو سال و شرط اصلی ورود به آن گذراندن تحصیلات سه ساله دوره متوسطه بوده است. در اصفهان به سال 1313 خورشیدی، اولین دارالمعلمین مقدماتی شروع به فعالیت میکند. در اینجا روشن است که حداقل پنج سال پس از پیشنهاد نویسنده روزنامه اخگر مبنی بر ایجاد دارالمعلمین اکابر در اصفهان، این اتفاق رخ میدهد. در زمان مقاله، یعنی سال 1308، علاوه بر آموزگارانی که در دارالمعلمین مرکزی تهران آموزش دیده و در مدارس اصفهان مشغول بودند، نمایندگان اعزامی آن مرکز نیز برای تعلیم بقیه معلمان به اصفهان میآمدهاند. آنطور که اخگر مینویسد، این موارد اعزامی هم دارای مشکلاتی بوده است:
«ولی نه اینکه باز معلمین اعزامی آن مدارس یک عده جوانهای فکلی طهران باشند که به صرف دیپلمه بودن آنها اکتفا شود. فلان معلم 23 ساله ولو اینکه دیپلم دارالمعلمین مرکزی را نیز در دست داشته باشد، وقتیکه میخواهد معلمین را که در مدت 30 سال متوالی مشغول تعلیم بودهاند را تدریس کند، دچار هزاران اشکال و محظور میشود که کوچکترین آنها زیر بار نرفتن معلمین و عدم حضور در جلسات درس است، چنانچه نظیر این قضیه در چندین جا بخصوص در همین اصفهان صورت وقوع گرفت.»
در شماره 231 روزنامه اخگر، به تاریخ نوزدهم آبانماه 1308 خورشیدی، پس از چاپ ششمین مقاله از سری مقالههای معارف و معلمین، در راستای اهداف اصلاح فضای معارف اصفهان که روزنامه اخگر هم در پی آن بوده است، مطلب جالبی به چاپ میرسد. آن مطلب جالب، متن سخنرانی مدیر مدرسه متوسطه سعدی اصفهان، از مدارس موفق و پرآوازه آن زمان است که فارغ التحصیلان شریف و متعهدی را به جامعه تقدیم کرده است:
نطق آقای صدری مدیر مدرسه متوسطه سعدی
در کنفرانس معارف
بنام خداوند بخشنده مهربان
تا حرف و لفاظی را کنار نگذاریم و وارد مرحله عمل نگردیم، گریبان خود را از چنگال جهل و نادانی نجات نخواهیم داد…. ما اگر بخواهیم به وطن و جامعه خدمت کنیم باید حرف کم بزنیم و کار زیاد کنیم، آنوقت میتوانیم امیدوار باشیم که (در جهان) زندهایم و جزء ملل حیه محسوب خواهیم شد. اینجانب پیشنهادی که تهیه کردهام را تقدیم مقام ریاست محترم معارف میکنم … چون مقصود از تشکیل جلسه کنفرانس عمومی، اصلاحات اساسی در مدارس بوده، پیشنهاد میکنم اقلا در کلیه مدارس ابتدایی و متوسطه در هفته یک روز معین این جلسه برگزار شود. در هفته یک روز، همان پنج بعدازظهر روز دوشنبه، جلسه کنفرانس خود را تحت نظر آقای رئیس معارف تشکیل دهند. پروگرام کنفرانس به شرح ذیل تنظیم گردد: عموم معلمین دوره ابتدایی از کلاس اول تا ششم طرز تدریس و طرق مختلفه تعلیم را موضوع کنفرانس خود قرار دهند، طرق مختلفه تعلیم، طریقه اداره کردن کلاس، هر یک مختصرا رویه خود را که در نتیجه تجربه برای اداره کلاس اتخاذ کردهاند بیان نمایند تا با این پروگرام تدریجا اصلاحات در مدارس شروع شود، آنوقت میتوان موضوع ترک مجازاتهای بدنی را مطرح کرد. چون از حرف کاستهایم و وارد مرحله عمل گردیدهایم. ما باید برای محصل ایرانی و برای اطفالمان شخصیت قائل شویم و بالنتیجه امروز مقتضی است پیشنهاد ترک مجازاتهای بدنی را تقدیم مقام ریاست محترم معارف نماییم. در خاتمه عرض میکنم: هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به علم»
بی گمان موفقیت و شهرت مدسه سعدی، از طرز تفکر بسیار پیشرو مدیر مدرسه وقت، آقای صدری، برآمده است که در حدود صد سال پیشازاین، پیشنهاد تشکیل جلسات گروهی معلمین در کلیه مدارس برای تبادلنظر و بهبود اوضاع تعلیم و تربیت، و طرح موضوع ترک تنبیه بدنی را ارائه دادهاند. چه خوب که روزنامه اخگر این نطق را بهتمامی انتشار داده است و چه خوبتر که امروزه در دسترس ماست تا با ریشههای کهن فرهنگ شهرمان مواجه شویم و همچنان بیاموزیم.
از جوانهای فکلی طهران تا مدیر پیشرو مدرسه سعدی اصفهان
روزنامه اخگر در آبانماه 1308 شمسی در شش مقاله به همپیوسته، به موضوع معلمان و معارف میپردازد. درحالیکه (ناظم و مدیری که «واضح» را «واظح» و «تهدید» را «تحدید» مینویسند)، بدون اینکه نامی از ایشان برده شود به دو شخصیت اثرگذار در این سلسله مقالات تبدیل شدهاند که اگر در هر شش مقاله حضور نداشته باشند، در چهارتا حضور پررنگ دارند و نویسنده از این دو شخصیت بهعنوان دریچهای برای ورود به نقد تخصص و آموزش معلمان، همچنین اوضاع معیشت آنان استفاده میکند.
-
زهرا علوی
خبرنگار



