این جملات آغازین سرمقاله روزنامه اخگر با عنوان «کتابخانه عمومی» است. در این سرمقاله نویسنده پس از بیان سودمندیهای تأسیس کتابخانه که زمینه رشد و توسعه علمی مملکت را سبب میشود، به مقایسه اصفهان به عنوان یکی از شهرهای بزرگ ایران با دیگر شهرهای کشورهای پیشرفته میپردازد و از نبود یک کتابخانه عمومی قابل قبول در اصفهان، شکایت کرده و مسئولان وقت را خطاب قرار میدهد:
«باور کنید که بودجه کتابخانههای ملی و دولتی شهر پاریس به قدر بودجه وزارت معارف ماست! و به همین جهت است که فهرست یک کتابخانه ملی آنجا قریب هشت کرور جلد کتاب را به نظر شما عرضه داده و ورود در همین کتابخانه شما را غرق دریای حیرت و شگفتی مینماید. ولی حالا قدری هم قدم رنجه فرموده وارد اصفهان شده و در مقام تفحص احوال کتابخانه اینجا که چند سال قبل به دست یک عده نظامیان وطنپرست تشکیل شده و به سرعت رو به تکمیل میرفت برآیید. چه خواهید دید؟ یک لانه موش! یک وادی خاموشان! یک اتاق در بسته با سه چهار میز و صندلی شکسته!» (همان)
نویسنده اخگر در این پاراگراف به نکات مهمی اشاره میکند. اول اینکه برای ایجاد کتابخانهای که احتیاجات مردمان یک شهر را برآورد، نیاز به تخصیص بودجه قابل قبول هست. بودجهای که فضای مطالعه، کتاب برای مطالعه و حفظ و نگهداری این محیط را شامل شود.
در اینجا برای درک مخاطب از میزان و اهمیت این بودجه، مثالی آورده شده (مقایسه بودجه کتابخانه پاریس با بودجه وزارت فرهنگ) که امروزه هم برای ما، چندان دور از ذهن نیست و اما نکته بعدی، اشاره به احداث کتابخانهای در اصفهان به دست نظامیان است که البته نویسنده از محل احداث آن کتابخانه و تعداد کتابها و دیگر اطلاعات مربوط به آن سخنی به میان نیاورده، اما اشاره اصلی او به ناکارآمدی و شکست این پروژه است. پروژهای که احتمالا به دلیل فشار از ردههای بالایی حکومت، بی برنامه و بدون ایجاد بسترهای لازم، با ضرب نظامیگری ایجاد شده و پس از چندی به حال خود رها شده و به لانه موش و موریانه تبدیل شده است. نویسنده در ادامه با لحنی کنایهآمیز، چنین میگوید:
«چرا چنین شده؟ مگر این همان کتابخانهای نیست که در عرض سه چهار سال قبل نامی و عنوانی داشت و همه روزه از اطراف شهر عدهای محصل و غیر محصل در آنجا اجتماع نموده و از قرائت کتب و جراید و مجلات واردهاش استفاده مینمودند.
آری این همان مکان است که در اثر غفلت و جهالت دو سه نفر نماینده اصفهان، بودجهاش دو سال قبل حذف شد و پس از مدتها زد و خورد مجددا برقرار گردید، اما در ثانی، امسال دوباره حس لجاجت و معارفکشی آقایان غلبه کرده و قلمِ بیمروتی بر روی قلمِ بودجهاش کشیدند!»
تا اینجای مقاله، اگرچه برای ما مشخص نیست که موقعیت مکانی کتابخانه مزبور کجای اصفهان است، اما معلوم میشود که دلیل متروکهشدن آن عدم تخصیص بودجه بوده است. بودجهای که احتمالا در مجلس شورای ملی مورد بحث و بررسی قرار گرفته اما طبق گزارش روزنامه اخگر، توسط نمایندگان اصفهان خط خورده است. در ادامه مقاله در مورد آنچه که بر سر این بودجه آمده، نویسنده چنین توضیح میدهد:
«تعجب اینجاست که سه سال قبل در موقعی که بودجه بلدیه اصفهان را بیش از ماهی نهصد تومان تشکیل نمیداد، همین کتابخانه عمومی ماهیانه چهل تومان اعتبار برای خرید کتاب و پرداخت وجوه اشتراک جراید و مجلات خارجی داشت ولی حالا با آنکه سال به سال بر بودجه بلدیه اصفهان افزوده میشود و در این سال جاری، ماهی سه هزار تومان بودجه دارد و قاعدتا باید سال به سال هم بر بودجه کتابخانه افزوده شود، بر عکس در اثر مساعی آقایان، همین اعتبار چهل تومانی هم حذف میشود.» (همان)
این مقاله در سال 1308 خورشیدی نگاشته شده است و طبق پاراگراف بالا، سه سال قبلتر، یعنی در سال 1305، اعتبار ماهیانه چهل تومانی برای کتابخانه دیده شده بوده که با وجود رشد میزان بودجه بلدیه، معلوم نیست که چرا بودجه کتابخانه نه تنها افزایشی نداشته بلکه کمکم حذف شده است. امروزه از سرنوشت کتابخانه مورد اشاره اخگر اطلاعی نداریم اما میدانیم که اولین کتابخانه عمومی شهر اصفهان، به نام «کتابخانه فرهنگ» سرانجام در سال 1323 شمسی، در عمارتی نوساز در ضلع جنوبی مدرسه چهارباغ افتتاح شد. یعنی 15 سال پس از تاریخ این گزارش معترضانه. این سند تاریخی که در روزنامه اخگر ثبت شده و برای ما آیندگان بر جای مانده است، خود شاهد گویایی است بر آنچه که امروزه سوء مدیریت، عدم برنامهریزی و بیتوجهی به زیرساختهای فرهنگی میخوانیمش و چه خوب است اگر از این تجربیات تاریخی درس بگیریم و هرچه بیشتر قدم در اعتلا و توسعه فرهنگی بگذاریم که هرچقدر بودجه صرف آن شود، نتایج مثبتش همواره و همیشگی خواهد بود.
قلمِ بیمروتی بر قلمِ بودجهاش کشیدند!
«میگویند ترقی و سعادت ملل راقیه در سایه بسط و تعمیم معارف آنها حاصل شده و فقط از این طریق بوده است که قوس صعود خود را پیموده و به مدارج کنونی خویش که مایه غبطه امثال ملل ما گردیده است، ارتقا یافتهاند. یکی از عوامل مهم ترقی معارف یک مملکت ایجاد کتابخانههای عمومی است. کتابخانههای ملی و عمومی به همان اندازه در تعمیم و توسعه معارف یک ملت و مملکت مدخلیت دارند که مدارس متوسطه خواهند داشت»(اخگر، ش 259، بهمن 1308).
-
زهرا علوی
خبرنگار



